یادداشت جالب یک شهروند خطاب به فرماندار کهگیلویه؛ فرمانداری که کت و شلوار برایش مهم نیست


پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

یکی از مخاطبان “ریواس جنوب ” که نمی خواست نامش فاش شود با ارسال یادداشتی به بازخوانی اولین قرار ملاقات خود در قامت یک چوپان با فرماندار کهگیلویه در ساختمان فرمانداری  ؛به تمجید رفتارهای مدیریتی -اجتماعی وی که اخیرا با ویروس کرونا درگیر شده پرداخت.

به گزارش ریواس جنوب ، متن این یادداشت تمجیدی، ستایشی بدین گونه است ؛

در مدیریت اسلامی اصل مردم داری از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است با این وجود اما چرخه مدیریت بعنوان جزئی از عرصه اجتماعی امروز از ورطه مدرنیته در امان نمانده است به این معنی که مدیران کمتر در کنار مردم می نشینند و مشکلات آنها را گوش می دهند و بنابر این کمتر در جریان همه مشکلات مردم قرار می گیرند
فرماندار کهگیلویه از زمره مدیرانی است که در برقراری انس و الفت با مردم و ارتباطات مردمی موفق عمل کرده است
بارها دیده شده است او بدون هیچ تکبری در زمان های مختلف از روز شخصا به کار و درخواست های مردم در حوزه شهر ی و روستایی رسیدگی میکند و اصل حقوق شهروندی را در حرف و عمل دنبال می کند.

وی ازهمان شروع کار هم افزایی و تعامل دستگاههای دولتی و مردم نهاد را در ساماندهی مسائل حوزه مدیریتی خود و در برنامه ریزیش گنجانید و عموما در دسترس مردم است تا جاییکه در موج اول کرونا در همکاری با ستاد مقابله با این بیماری شخصا بیماران را از روستا به محل قرنطینه منتقل می کرد یا در بارش های سیل آسا و اتش سوزی های پی در پی مراتع مدیر بحرانی است که بعنوان نیروی عملیاتی در محل حاضر میشود .
حال پیام ساده و صمیمی یک شهروند در جریان ابتلای این مسئول به بیماری کرونا گویای این مصداق است:

سلام خدمت فرماندار محترم شهرستان کهگیلویه؛
من نه اهل رسانه هستم نه میدونم رسانه چی هست و نه هم سیاسی هستم اما اتفاقی بین من و شما افتاد و حالا که گفتند شما کرونایی شدید این مطلب را می نویسم.
من همان روزی که به دفتر شما آمده ام یقین داشتم که شما کرونایی می شوید! یادتون می آید یک جوانی با لباس های مندرس و قیافه ای ژولیده به اتاق شما آمد در اواخر وقت اداری ؟
یادتون می آید مهربانانه به من گفتی این چه قیافه ای هست جوون مگه نمیشه کمی به خودتون برسی؟
یادتون می آید به من گفتی شغلتون چیه من گفتم بز دارم و چوپانی می کنم؟
یادتون می آید چقدر از زندگس سخت خودم برات گفتم و مادری که سالخورده و امیدش به دستان ناتوان من است؟!

اما آنروز که شما به عنوان فرماندار و در حالیکه شیفت ادری نیز به پایان رسید اما تا ساعت ۳و ۲۰ دقیقه ی بعداظهر در محل کارتان صبر کردید و با تلفن های متعدد مشکل من را حل کردید میدانستم که وقت و زمان اداری تا مسائل مردم هستند برایت مهم نیست.
اگر شما برای مردم نبود آن روز چون قیافه ی من از خود کرونا پیچیده تر بود می گفتید که وقت ادری تمام شد و در واقع از من فرار می کردی اما صبر کردید و به منی که در لباس فقیری بودم کمک کردید.
هیچوقت یادم نمی رود موقعی که از اتاق شما بیرون آمدم چون کل کارمندان رفته بودند راه خروج نیز بسته بود و من آنروز فهمیدم که شما فرمانداری مردمی هستید که مردم را به آرامش خودتان ترجیح می دهید و الانکه گفتن کرونایی شدید برای من یکی پیش بینی شده بود.
اما آنچه که من را واداشت تا از این طریق از شما تشکر کنم این بود که شما وقتی اوج تهی دستی خود را بشما گفتم برای من سنگ تمام گذاشتید و این رفتار شما برایم جالب بود.
انشالله بعد از رهایی شما از این بیماری بار دیگر خدمت شما خواهم آمد اما اینبار نه با لباس مندرس بلکه با کت و شلوار شیک و آنگاه به یقین خواهم رسید که شما فقط برای کت و شلوارها کار نمی کنید بلکه شهروندان فقیرتر در اولویت هستند برای شما.
بار دیگر از خداوند متعال می خواهم که زودتر شما به این شهرستان با سلامتی کامل برگرداند.

با این اوصاف در سیستم مدیریتی که رفتار پیامبران و ائمه اطهار (ع) الگوی مناسبی در رفتار سازمانی است ؛ گرچه توقع نیست که مدیر تمام وقت خود را در میان مردم باشد اما انتظار می رود که یک مدیر در طول دوران مدیریت خود با مردم ارتباط نزدیکی داشته باشد بگونه ای که انس و الفت در میان انان برقرار شود ،چنین مدیری با مشکلات واقعی مردم روبرو می شود و زودتربلکه بهتر می تواند چاره اندیشی کند انگونه که در نهج البلاغه امده است (( دل های انسان ها نسبت به هم رمنده (گریزان) است ؛پس هرکس به این دل ها الفت گیرد به او رو می آورند )).