پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

رضا غبیشاوی

به تازگی خبر انجام مذاکرات مستقیم ایران و عربستان سعودی در بغداد منتشر شده است. دو کشور این مذاکرات را تکذیب نکرده اند. گفته می شود این گفت‌وگو به درخواست و میانجیگری عراق انجام می شود. این نخستین مذاکرات مستقیم تهران و ریاض در ۶سال اخیر است. ۶سال پیش در اوج تنش‌ها، سفارت سعودی در تهران به آتش کشیده شد و ریاض هم رابطه را قطع کرد.

۱. به نظر می رسد خبر مذاکرات صحیح است. مقامات سعودی این خبر را تکذیب نکرده اند. در ایران هم سخنگوی وزارت خارجه ضمن خودداری از تکذیب، از اصل مذاکرات با ریاض حمایت و استقبال کرد؛ علاوه بر این او برای اولین بار بعد از ۶ سال، از اسم احترام آمیز “پادشاهی سعودی” استفاده کرد.

۲. نخستین خبر را روزنامه قدیمی و حرفه ای چاپ انگلیس “فایننشال تایمز” منتشر کرد. در این خبر سه کشور درگیر بودند. ایران، عربستان سعودی و عراق؛ اما هیچ رسانه‌ای از این سه کشور حتی در خاورمیانه این خبر اختصاصی را نداشتند و منتشر نکردند.

بعد از فایننشال تایمز هم رویترز، در خبر اختصاصی دیگری، به نقل از یک مقام ایرانی بدون اعلام نام، یک دیپلمات غربی و یک منبع آگاه در خاورمیانه، این مذاکرات را تایید و جزئیات بیشتری از آن را منتشر کرد. این خود نشانه‌ای از تفاوت سطح کیفی رسانه‌ها در خاورمیانه و کشورهای غربی است.

در حالی که گفته می شود عصر انتشار خبر و خبرهای اختصاصی روزنامه ها به پایان رسیده و مطبوعات باید به سمت غیر از خبر بروند اما روزنامه های غربی همچنان، خبرهای اختصاصی با ارزش منتشر می‌کنند.

۳. تنش در رابطه تهران و ریاض دو مشکل اصلی دارد:

ایجاد رابطه دو طرفه: در برقراری رابطه دو طرفه، مهمترین و اصلی‌ترین مشکل سعودی‌ها، تصور آنها درباره وجود نیت ایران برای براندازی و سرنگونی حکومت آل سعود است. این ایده در جمهوری اسلامی، طرفدارانی دارد که معتقدند ایران می‌تواند با حمایت و پشتیبانی رسانه‌ای و عملیاتی از سرنگونی حکومت آل سعود، حکومتی را جایگزین کند که به مانند عراق، به دوست یا تحت حمایت یا تحت نظر ایران تبدیل شود.

این در حالی است که در صورت رفتن آل سعود، جایگزین آن به احتمال بسیار، حکومت دینی افراط گرایان  سنی‌ـ‌سلفی خواهد بود. در این صورت مقابله با حکومت شیعی ایرانی برای آنها نه یک تاکتیک بلکه به یک وظیفه دینی استراتژیک تبدیل خواهد شد.

چیزی شبیه مقایسه حکومت حسنی مبارک و محمد مرسی (عضو اخوان المسلمین) در مصر.

کافی است جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم و شفاف و عملی، این موضوع را به طرف سعودی منتقل کند که تهران به دنبال و در تلاش برای سرنگونی حکومت آل سعود نیست. قطعا مهمترین مشکل در رابطه دو طرفه از میان خواهد رفت.

علاوه بر این، عربستان سعودی نیز از روندی که در دوره محمد بن سلمان آغاز کرد یعنی ورود عملی به حمایت از گروه های مخالف و برانداز جمهوری اسلامی کنار خواهد رفت.

رقابت منطقه‌ای: درباره رقابت منطقه‌ای باید گفت هم اکنون ایران و سعودی حداقل در ۶ کشور منطقه یعنی فلسطین، سوریه، بحرین، عمان، یمن و عراق در تقابل با یکدیگرند؛ علاوه بر این دو طرف در افریقا و دیگر کشورهای جنوب و شرق آسیا هم در رقابتی سنگین قرار دارند.

دو طرف باید بپذیرند که هیچ‌یک نمی تواند رقیب را کامل و صددرصد از عرصه رقابت خارج کند. ایران و سعودی به عنوان دو قدرت اصلی منطقه خاورمیانه، قادر به حذف یکدیگر نیستند و این واقعیتی است که دو طرف باید بدانند.

راه حل، پذیرش یکدیگر است. چیزی شبیه آنچه در عراق روی داد، نوعی توافق غیررسمی ایران و عربستان سعودی برای به رسمیت شناختن بازی و نقش آفرینی یکدیگر در زمین عراق. کافی است دو طرف در سایر صحنه‌ها نیز این رویه را در پیش بگیرند.

اشاره به این نکته هم اهمیت دارد که راهکار تقویت روابط با کشورهای جنوب خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، اولویت نگاه اقتصادی بر نگاه امنیتی‌سیاسی است؛ در این صورت دستاوردهای اقتصادی خود به خود نگرانی های امنیتی‌سیاسی را رفع خواهد کرد.

متاسفانه هم اکنون نوع نگاه موجود در ایران به کشورهای جنوب خلیج فارس خاصه سعودی و رابطه با آنها، نگاهی از نوع “تهران” است در حالی که ما نیازمند نگاهی از جنس “شیراز” و “آبادان” و “بوشهر” و “بندرعباس” هستیم.

“تهران” را می‌توان نمادی از غلبه نگاه سیاسی امنیتی دانست اما “شیراز”، نمادی از اولویت نگاه “اقتصادی، فرهنگی” است.

به این بهانه می توان گفت بهبود روابط میان ایران و عربستان سعودی نه تنها به سود دو طرف است بلکه روابط با تعدادی از کشورها از جمله بحرین، کویت و امارات را نیز تقویت می کند. هم اکنون رابطه ایران با این سه کشور، حداقلی یا قطع است.

علاوه بر این، با هر گام که این رابطه بهتر شود شرایط ساحل نشینان ایران از یک سو و  وضعیت شیعیان، ایرانی تباران و جوامع ایرانی در جنوب خلیج فارس از سوی دیگر بهتر خواهد شد و نتیجه کلی این داستان، چیزی جز تقویت جایگاه و نقش آفرینی ایران و ایرانی نیست.