پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

یادداشت/ دکتر علی کامرانی

بررسی تاریخ زندگانی امامان شیعه علیهم سلام و شناخت سیره وسبک زندگی آنان مشخص می گردد که “حفظ دماء انسانها و درآن روزگار جان مسلمین” برایشان اولویت اساسی بود. امام علی (ع) درهیچ کدام یک از جنگها آغازگر نبود .او در جنگهای جمل (ناکثین یاپیمان شکنان به رهبری طلحه

 

او در جنگهای جمل (ناکثین یاپیمان شکنان به رهبری طلحه وزبیر وعایشه ) ، صفین (قاسطین یا ظالمین به رهبری معاویه وعمروعاص ) و نهروان (خوارج) در ابتدا تمام سعی وتلاشش را کردند تا از طرق نامه نگاری یا سخنرانی خود ویارانش چون ابن عباس یا مالک اشتر یا عمار یاسر وگفتگو ، مخالفین را به تبعیت ازاحکام الهی طبق آیات کریمه ی قرآن وعمل به سیره ی نبوی وادار نمایند و از جنگ وخونریزی وقتل وکشتار مسلمین جلوگیری کند۰

امام حسن مجتبی (ع) نیز با هدف حفظ دماء مسلمین وجلوگیری از قتل وکشتار انسانها ،حکومت را که طبق باور شیعه از ذاتیات امامت(رکن رکین اصول اعتقادی شیعه) است را به معاویه که به علت نفاقش حتی از یزید وکفار هم بدتر بود (المنافق اشد من الکفار) ، واگذار نمود ۰

وبا نرمش قهرمانانه در تاریخ با بدترین مردم روزگار خویش صلح نامه امضا کرد۰چنانچه با دقت در متن صلح نامه نیز میتوان اهمیت حفظ جان ومال وناموس شیعیانش را به وضوح مشاهده کرد و بر اصل امامت و اینکه حکومت راحق خود میداند ومعاویه حق انتخاب جانشین ندارد، تاکید کرده بود۰

امام حسین (ع) نیز برای حفظ جان خود وخاندان و یارانش ، به علت فشار والی وقت مدینه که از طرف یزید مامور اخذ بیعت از امام (ع) بود و برای اینکه از یک سو جان خویش و خاندان ویارانش را در خطر می دید ؛ و از دیگر سو نیز عمل به واجب دینی امر به معروف ونهی از منکر که در آن ایام خلیفه فاسق و فاجری چون یزید مصداق آن بود ، از مکه به مدینه هجرت کرد

چنانچه درپاسخ به برادرش محمد حنفیه فرمودند: “خرجت منها خائفا یترقب”، ودر حقیقت از دست حکومت فرار کرد ۰

این درحالی بود که مدینه مسقط الراس او بود و تمام خاندان وبستگانش در مدینه بودند و قبر پدربزرگش پیامبر (ص) آنجا بود ومدینه شهر نبی خدا بود ۰

محتوای وصیت نامه امام حسین (ع) به برادرش محمد حنیفیه هنگام خروج از مدینه به خوبی گویای اهداف آن حضرت از حرکت او می باشد.

وبه وضوح مشخص می نماید که امام (ع) در آغاز حرکتش، در پی کسب قدرت وحکومت [که آن را حق شرعی خود طبق اصول اعتقادیش میدانست ] نبود ۰

چنانچه در نامه مذکور میفرمایند: “انی لم اخرج بطرا، ولااشرا، ولا مفسدا ،ولا ظالما ،وانی خرجت لطلب اصلاح فی امه جدی ، ارید ان آمر بالمعروف وانهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و سیره ابی علی ابن ابیطالب (علیه سلام ) ، فمن قبلتی بقبول الحق فالله اولی بالحق ومن رد علیه هذا اصبر حتی یحکم الله بینی وبین قوم بالحق وانت احکم الحاکمین ”

(من از روی سرمستی ، گردنکشی ، تبهکاری وستمگری قیام نکرده ام ؛ بلکه به پاخواسته ام تا کار امت جد خویش به صلاح آورم ، میخواهم که امر به معروف و نهی از منکر کنم و روش جدم و پدرم علی ابن ابیطالب را در پیش گیرم وهرکس مرا با پذیرش حق پذیرفت ، خداوند به حق سزاوار تر است وهر کس این امر را از من نپذیرد شکیبایی می ورزم وشمشیر نمی کشم تا خداوند میان من و مردم داوری فرماید و او بهترین داوران است )۰ و هنگامی که از مدینه به سمت مکه حرکت کرد ، هدف خود را از این هجرت رفتن به مکانی امن بیان می دارد

چنانچه میفرمایند : “انی اقصد مکه وان کانت بی امن اقمت بها دائما ”

( من به سوی مکه میروم ومقصدم مکه است و اگر آنجا را مکانی امن یافتم به صورت دائم آنجا اقامت می گزینم )۰

ولی وقتی در مکه جانش را در خطر دید ومتوجه توطئه ی ترور شد ، برای حفظ جان خود وخانداش و این که قداست وحرمت کعبه با ریختن خون شکسته نشود وبرای اینکه به همگان این پیام رابدهد که برای امر واجب تر ومهم تری یعنی حفظ دماء خود وخاندان و شیعیانش امری واجب را نیمه تمام رها کرده ، آداب حج واجب را رها کرد و از مکه خارج شد .

در پاسخ به ابن عباس درباره علل خروج از مکه فرمود: ” رهبت الی الشعوب ورماد”

(به سوی دره ها و بیابان وصحرا دشت میروم)۰

البته همزمان با تصمیم خروج از مکه با سیل نامه های مردم کوفه وعراق که حاوی دعوت از او جهت همراهی وحمایت بودند مواجه شد و حجت را برخویش تمام دید ومدبرانه پسر عمویش “مسلم ابن عقیل ” را جهت بررسی اوضاع عراق و صحت وسقم دعوت اهالی آن سامان ، به کوفه فرستاد وبعداز دریافت گزارش مسلم بن عقیل در صحت ادعای مردم عراق ، راهی کوفه گردید۰

ولی با عزل والی عراق و انتصاب “عبیداله ابن زیاد” به حکومت عراق و سیاستهای تهدید وخشن ابن زیاد براهالی عراق و بویژه کوفه، جو عمومی بصورت اساسی تغییر یافت و مسلم ابن عقیل وفرزندانش به شهادت رسیدند۰

امام حسین ع نیز با کسب اخبار عراق تصمیم گرفت به سمت دیگری برای حفظ جان و خون خود وخاندان وهمراهانش هجرت کند که با سپاه “حر بن یزید ریاحی ” مواجه گردید و دو بار خطاب به “حر ” سخنرانی کرد و از او خواست که اجازه دهد به سمت دیگری برود که حر اجازه ندادند۰البته امام ع هرگز تن به ذلت بیعت باخلیفه فاسق وفاجر وقت نمیداد واز امر به معروف ونهی از منکر سلطان جائر دست بر نداشت۰

امام حسین ع حتی در روز های تاسوعا وعاشورای محرم سال ۶۱ هجری نیز در سرزمین کربلا آخرین تلاشهایش را برای ممانعت از جنگ وخشونت بکار بردچنانچه در روز عاشورا در برابر سپاه یزید در سخنرانی مفصلی فرمودند: “فان کنتم لمقدمی کارهین فدعونی انصرف عنکم الی مامنی من الارض ”

(اگر شما از اآمدن من به عراق که به دعوت خودتان بود کراهت دارید وناراحت هستید من بر میگردم واز شما روی بر میگردانم وبه سوی مکانی امن در زمین خدا میروم )۰ البته ذکر این نکته ضرورت دارد که شناخت دقیق وکامل علل واهداف حرکت امام حسین ع بدون شناخت جهان بینی توحیدی آن امام همام و جایگاه اصل اعتقادی “امامت” در اندیشه مذهبی ـسیاسی شیعه، وبدون آگاهی از فرهنگ سیاسی جامعه عرب آن روزگار و بدون مطالعه منابع دست اول تاریخی و متون اصلی ، ممکن نمی باشد ۰

 

منابع : محمدابن جریر طبری “تاریخ طبری” جلد ۷ صفحه ۲۲۱حمد ابن اعثم کوفی ” الفتوح ”

محمدابن علی ابن شهر آشوب سروی مازندرانی “مناقب آل ابیطالب “جلد۴صفحه ۵۳

مامقانی “تنقیح المقال” جلد ۳ صفحه ۱۱۱

خوارزمی “مقتل الحسین” جلد ۱ صفحه ۱۸۸

شیخ صدوق “کمال الدین وتمام النعمه ” جلد ۱ صفحه