پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

فصیح بزرگی است و فراوان گنجینه لغات دارد، ادیب است و سخنور و بسیار دان؛ چشم طمع به هیچ ندارد و هرگز برای مال وجاه دنیا نکوشید؛ ردای پدر که پوشید پدردانه رفتار کرد؛ در قید و بند گروه ها و طوایف قرار نگرفت و انگاری در تمام این سرزمین به دنیا آمده است.

 

عتاب و خطابش ادیبانه است و در چینش کلمات بدجوری ماهر است؛ ناطق نادری است و کم گوی و گزیده گوی ای فاخر..

 

چتری برای همه است؛ همین مقدار برای توصیفش اگر چه کم است اما مبسوط کوتاهی است که اصل موضوع و فحوا را می رساند…

 

اهل توصیه و تذکر است اما هیچگاه کلامش تلخ و گزنده نیست و مهمتر اینکه بوی تهدید نمیدهد و انگاری پدری، پسری را مهربانانه خطاب قرار می دهد.

 

اطرافش شلوغ نیست؛ یعنی آنقدری که جایگاه دارد افراد ندارد؛ شاید عدم نیازش به اعیان و اطراف به واسطه داشتن انبوهی از حسن ها و خصائص نکو است؛ همین مقدر داشته کافی است تا در این دیار به نگاه احترام و عزت نگریسته میشود.

 

نه چپ است و نه راست؛ در اردوگاه هیچکدام سهمی ندارد و مردمش را عزیز میدارد و همین است که عزیز است.

 

از روحانیون صاحب منصبی است که مدام می خواند و فراوان مطالعه می کند؛ نه اهل افراط است و نه تفریط را دوست دارد؛ حتی تن صدایش را مدیریت می کند انگونه که ادبا و خطبا…

 

وارد مسجد که میشود باشکوه ساده ای است به بلندای دنا و غارون سنگین و متین است و به اندازه دشت های دهدشت و چرام اما؛ خاضع و افتاده…

 

انگاری درخت پرثمر و قامت افراشته ای است که بار دارد و سایه اما شاخسارهای افتاده بر خاک….

 

چشمه ای است که میجوشد و زلال است و سیراب می کند؛ جاری است در تمام جغرافیای استان و هرگز نگاهش منطقه ای و قومی و قبیله ای نبود چرا که قبیله اش تمام مردم استان و دیگر جز آن هیچ ندارد…

 

بر پیکر قادر لاهوتی با قدرت حرف زد و جسورانه؛ از حسن خلق و آداب عبادت لاهوتی گفت و تاکید فراوان داشت بر استغفار و استغفار و استغفار…

 

گویی مخاطبش را می شناخت و نمی خواست صریح بگوید اما ملک حسینی شاید می دانست قدرت ها در حق قادرها قصور داشتند و همان جا خطابشان قرار داد که اگر گناهی کردید و قلمی و قدمی ناصواب برداشتین استغفار کنید شاید خدایتان بخشید….

 

آخرین حضور سید قادر لاهوتی هم کلاس درس بزرگی بود که در کلامش رنگ تعلق و تملق نبود و تذکرمان داد که دار دنیا سست و بی بنیان و در حق هم جفا نکنیم که دیر یا زود رخت اقامت باید کند و رفت….

 

ادریس کشاورز