پایگاه اطلاع‌رسانی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

این یادداشت از سوی یکی از مخاطبان محترم «ریواس جنوب» ارسال شده و انتشار آن نیز صرفاً بنا بر منشور حرفه‌ای این پایگاه خبری تحلیلی مبنی بر انتشار آزادانه‌ی دیدگاه‌ها و سلایق مختلف صورت گرفته است. بدیهی است بر اساس این منشور، انتشار مطالب در «ستون میهمان» به منزله‌ی تأیید آنها از سوی هیئت تحریریه مرکزی این پایگاه اطلاع‌رسانی نخواهد بود.

غلامرضا بنام

غلامرضا بنام

یادداشت/ غلامرضا بنام

نویسنده مقاله “ائتلاف خادمی، منطقیان و لاهوتی برای شکست کاندیدای ائتلاف امید” که درهمین پایگاه خبری تحلیلی منتشر شده است، به دلایل ذیل دست به تحلیلی سطحی زده‌است که البته بیشتر غرض‌ورزانه بوده‌است.

نویسنده بر اساس آنچه که در مقاله آورده است تلاش دولت‌ها برای کسب اکثریت آراء پارلمانی را مبتنی بر منطق عقلانی می‌خواند اما آیا آقایان منتقد از نماینده رسمی و ارشد دولت پرسیدند نظر دولت چیست؟ و کدام‌یک از نمایندگان حاضر در رقابت از نظر دولت در شرایط فعلی می‌تواند حتی بعد از انتخابات به دولت نزدیک شود؟ اصلاً فرض ذهنی آقایان در مورد حمایت دکتر خادمی (از عدل هاشمی‌پور) اگر درست باشد چرا حق نمی‌دهید نماینده دولت در مسیر انتخاب کاندیدای مورد نظر دولت حرکت کند؟ که صد البته این فرض هرگز به واقع نزدیک نیست.

می فرمایند طبیعی است که دولت در راستای تحقق وعده ها و گسترش نفوذ خود در ساختار  حاکمیت از کسانی حمایت کند اما این حق را از نماینده دولت سلب شده می‌خواهند.

نویسنده در بند دوم مطلب خود ضمن طعنه به چگونگی ربودن گوی سبقت آقای رستاد باز هم اختلافات باعث و بانی شکست را بزرگنمایی می‌کند و نمی‌گوید که این‌ها باعث شکست اصلاحات هست ولی سعی دارد شکست را مغرضانه به استاندار نسبت دهد.

در بند سوم بر اساس کدام مستند می‌فرمایید منطقیان با حمایت استاندار اصلاح‌طلبی را قربانی نمود؟ این چه استدلالی است که رستاد که اتفاقاً اتحاد شکل گرفته برایش گستره بیشتری داشت بعنوان شخص فدا شده مطرح می‌شود اما آقای کامرانی نماینده کل اصلاح‌طلبی قلمداد می‌شود؟ لابد می‌فرمایید ائتلاف برای آقای رستاد برای شخص بوده اما این دوره ائتلاف برای کامرانی ائتلاف برای اصلاحات بوده است!

به صراحت نوشته‌اید که نه منطقیان و نه استاندار برنامه‌ای برای حمایت از دولت ندارند! واعجبا! گویی حتی جنابعالی بیشتر و بهتر از نماینده دولت راه حمایت از دولت را بلد هستید که اگر اینگونه باشد باید همه استانداران به محضر حضرتعالی بیایند و راه و رسم حمایت از دولت را فرا گیرند!

استاندار فارغ از شخصیت حقوقی که دارند فرد حقیقی است که می تواند خود انتخابی بر خلاف شما داشته باشد اما جای تحسین آقای استاندار اینجاست که از قدرت و موقعیت خو بر له یا علیه کسی استفاده نکرده و در اجرای انتخابات کاملا بی طرف بودن خود را نشان داده و این مساله از گرایش شخصی ایشان منفک است.

در پاسخ به قسمت پنجم نوشتار شما؛ آیا واقعاً اگر همه کاندیداهای اصلاح‌طلب رد صلاحیت می‌شدند و فقط آقایان موحد و هاشمی‌پور در صحنه کارزار انتخاباتی می‌ماندند، شما مدعیان دور هم جمع نمی‌شدید که یک نفر از این دو را که به دولت نزدیک تر است راهی مجلس کنید؟ حال اگر فرض شما را درست هم بدانیم که منطقیان و استاندار بر اساس رای آوری فرد نزدیک‌تر به دولت را برگزیدند آیا این نشان از پیش‌بینی دقیق‌تر نماینده دولت نیست که توانست یک نماینده به دولت نزدیک نماید؟

می فرمایید استاندار و منطقیان به نتیجه رسیدند که گرچه هاشمی پور اصلاح طلب نیست اما به خاطر رای‌آوری بهتر است از او حمایت شود و در این جمله خود اعتراف نمودید که استاندار دغدغه اصلاح طلبی دارد و این حرف شما با آنجا که گفته‌اید استاندار در این دوره اصلاح‌طلبی را قربانی کرد در تناقض آشکار است.

نویسنده در کمال توهین و بی احترامی به مجمع اصلاح طلبان کهگیلویه چنان وانمود می کند که اعضاء همگی بازیچه لاهوتی و منطقیان شدند و عقل و تفکر و آبروی خود را به کناری نهاده و جوری رای دادند که هدف استاندار که شکست اصلاحات نیز نام گذاشته است، محقق شود!

۳۰ نفر از چهره های شاخص اصلاحات در این تصمیم گیری شرکت داشتند و بنده دعوت می کنم یکی از آنها به خاطر این نویسنده محترم اعتراف نمایند که همه لیدرهای اصلاحات بر علیه اصلاحات با خادمی هماهنگ شدند!

نویسنده با خیالبافی خود ین سه نفر را چنان هماهنگ نشان می دهد که تمام این اعمال خلاف عقل را برای بر هم زدن اصلاحات انجام می دهند در حالیکه اینها اگر می خواستند اصلاحات را به شکست بکشانند کافی بود یک هفته دیگر نه کاری انجام دهند و نه جلسه ای تشکیل دهند و نه افرادی به جلسات بفرستند. اساساً نیازی به این همه زحمت نبود و سکوت خود را ادامه می دادند تا کسی از اردوی اصلاحات معرفی نگردد و اتفاقاً آقای هاشمی‌پور رای بسیار بیشتری هم می‌آورد.

مخلص کلام در این زمینه اینکه اگر لیدرهای اصلاحات اینگونه بوده‌اند که شما انگاشته‌اید و در خیال خود بافته‌اید می‌توان نتیجه گرفت که این قبر مرده در آن نیست و شما از چه جهت بر روی آن چنین گریه و زاری می‌کنید؟

نگاه نویسنده به نتایج انتخابات در حوزه منطقه ای وابسته به استاندار و رای کم کاندیدای اصلاحات از دلائل محکم نویسنده در توهمات ریخته شده به صفحه سفید بوده است؛ در حالیکه باید گفت وقتی در منطقه اختصاصی جغرافیایی و قومیتی کاندیدای اصلاحات(بهمئی) بیش از نصف آرای مردم به سبد رقیبان ریخته می شود چگونه انتظار دارید در منطقه ای که هیچگاه نام این کاندیدا را نشنیده اند آرا به نفع وی تغییر کنند؟ جالب است کاری که تمامی اصلاح‌طلبان از مرکز گرفته تا استان و شهرستان در بیست و چند سال گذشته نتوانستد انجام دهند، نویسنده خوش‌خیال این مقاله انتظارش را از دکتر خادمی داشته که آن را تنها دو روز مانده به تبلیغات برای کاندیدای نام نا آشنای اصلاحات انجام دهد و او را پیروز کند و چون اینگونه نشد به زعم نویسنده یعنی عدم حمایت استاندار از دولت!

با این اوصاف می‌توان به سطحی نگری در تحلیل این نویسنده که نماینده دولتی را که مدعی عدم دخالت در انتخابات به هر نحوی از آن بود را به عدم جهت‌دهی مناسب رای مردم به نفع اصلاحات متهم می‌کند، پی برد؛ غافل از اینکه شخصیت علمی دکتر خادمی ایجاب می‌کند که تمایل مردم به سمت دولت باید نشات گرفته از خدمات دولت باشد و اینکه در این استان مسائل دیگری نتایج انتخابات را رقم می‌زنند بحث دیگری است و خللی در شایستگی خادمی برای نمایندگی دولت مردمی تدبیر و امید ایجاد نمی‌کند.

انتهای پیام/