پایگاه اطلاع‌رسانی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

اگرچه اسناد تاریخی، حکایت از برخی سوء برداشت‌ها و نیز برخی روایت‌های غیرصادقانه پیرامون سخنرانی‌های بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی و وعده‌های ایشان در اوایل انقلاب دارد اما در این که امام خمینی (ره) بارها به تأمین نیازهای مادی و معنوی مردم در حکومت جدید اشاره کرده‌اند، تردیدی نیست؛ از جمله اینکه ایشان تلویحاً تأکید کرده‌اند که حاکمیت جدید علاوه بر مرفه‌کردن زندگی مادی مانند تأمین مجانی مسکن و آب و برق و اتوبوس برای مستمندان، زندگی معنوی ملت را نیز عظمت می‌دهد.

این در حالی است که در مسیر تحقق کامل این آرمان نیز تلاش‌های بسیاری صورت گرفته و می‌گیرد. اما از سوی دیگر پرواضح است که در برخی زمینه‌ها از جمله همان مرفه کردن زندگی مادی مردم، کم‌کاری‌هایی جدی از سوی برخی مسئولان محلی در گوشه و کنار کشورمان صورت می‌گیرد که البته بسته به شرایط کشور، بخشی از آن کاستی‌ها دور از انتظار نبوده و نیست.

با این حال آنچه که نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد مسائلی در حاشیه‌ی این کاستی‌هاست؛ مسائلی همچون حفظ حرمت و شأنِ مردمی که این کاستی‌ها را درک می‌کنند و معضلات و مشکلات پیش‌روی خود را از سر انصاف به قضاوت می‌گذارند.

یکی از مصادیق نگران‌کننده‌ی عدم رعایت تکریم ارباب رجوع، برخوردهای ناپسند برخی از مأموران شرکت‌های خدمات‌رسان به مشترکین و ایجاد فضای پراضطراب و تحقیرآمیز برای قطع خدماتی است که برای مردم هم نیاز حیاتی محسوب می‌شود و هم حق آن‌ها.
از جمله در شهر متمدن شیراز که خبرنگار ریواس جنوب، خود از نزدیک شاهد روند برخورد عجیب یکی از موارد قطع انشعاب مشترکین شرکت گاز بوده است.

این ماجرای ساده اما تأمل‌برانگیز از این قرار بود که یکی از اهالی آپارتمانی در محدوده بلوار پاسداران شیراز متوجه تلاش مأمور شرکت گاز برای قطع انشعاب همسایه خود می‌شود و این موضوع را به اطلاع همسر وی -که از قضا همان ساعت مشغول پخت‌وپز غذای مهمانان خود بود- می‌رساند.

این خانم نیز با مراجعه به مأمور، تأکید می‌کند که چند وقتی است قبضی از شرکت گاز به دست آنها نرسیده و از بدهی صد هزار تومانی خود، اطلاعی نداشتند. او از مأمور گاز تقاضا می‌کند که چند ساعتی را به آنها مهلت دهد اما اصرارش برای تعیین مهلت کافی، بی‌نتیجه می‌ماند.

در همین حال تکاپوی او برای تماس با همسر شاغل خود به منظور پرداخت قبض بدون اخطار فعلی، شروع می‌شود هرچند مأمور مقتدر(!) مهلت پرداخت قبض آنها را «به دقیقه» اعلام کرده است؛ ۱۱ و ۴۵ دقیقه!

مشترک شاغل نیز دقایقی پس از اطلاع از شرایط و اضطراب همسر خود در منزل به دلیل قطع احتمالی انشعاب گاز، پس از ترکِ ناگزیر یک جلسه اداری، قبض را به‌صورت اینترنتی پرداخت و تصویر پرداخت قبض را برای مأمورِ منتظر و مستقر در محل(!) ارسال می‌کند.

اما در کمال ناباوری، مأمور قانون‌مدارِ(!) شرکت گاز اعلام می‌کند که به آن‌ها تأکید شده پرداخت قبوض صرفاً باید از طریق دستگاه عابربانک انجام شود.

%da%af%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b7%d8%b9بنابراین در پی این مقاومت عجیب و مثال‌زدنی مأمور گاز و به رغم پرداخت فوریِ آن قبض تازه‌رسیده، اما تکاپوی میزبانان در یک روز پر اضطراب و پلیسی‌وار، راه به جایی نمی‌بَرد و پس از کش و قوس‌های فراوان سرانجام انشعاب گاز آن‌ها قطع می‌شود!

آنگونه که میزبانان گفته‌اند پس از پیگیری و بررسی و همکاری قابل قبولِ مدیر امور مشترکین ناحیه مربوطه، انشعاب گاز آنها عصر همان روز وصل شد اما به گفته آنها ناچار شدند غذای همه مهمانان آن روزشان را با هزینه‌ی بالا از رستوران تأمین کنند و این موضوع در شرایط مالی فعلی‌شان ناخوشایند بود.

حالا، اگرچه واضح است این ماجرای ساده، شاهد خوبی برای قضاوت درباره نحوه خدمات‌دهی شرکت گاز و سایر شرکت‌های خدمات‌رسان در کشور و استان ما نیست اما به یقین نمی‌توان تأمل در چرایی و چگونگی این وقایع را نیز کم‌اهمیت جلوه داد.

پرسش‌های زیادی روبروی این شرکت‌ها و البته مقامات بالادستی آن‌ها بی‌پاسخ مانده است؛ از جمله اینکه چرا باید در عصر اطلاعات و فناوری، نحوه اطلاع‌رسانی قبوض حامل‌های انرژی در کشور ما هنوز اینگونه سنتی و نامطمئن باشد که نتیجه‌ی آن وقوع چنین مشکلاتی باشد؟ آیا نمی‌توان حق را به مشترکی داد که در این شیوه اعلام بدهی، قبض خود را در میان انبوه قبوض رها شده در یک ساختمان چندین طبقه، دریافت نکرده است؟

دیگر اینکه چرا یک بار مهلت دادن برای پرداخت قبضی بدون اخطار، اینقدر گران شده است؟ اصل تکریم ارباب رجوع در قوانین جمهوری اسلامی، کجای چنین برخوردی با شهروندان آن هم برای پرداخت یک قبض بدون اخطار ۱۰۰ هزارتومانی -که به دست او هم نرسیده بود- رعایت شده است؟

به راستی آیا مردمی که شایسته و بایسته‌ی ارائه بهترین خدمات رفاهی توصیف می‌شوند -با وجود این همه کاستی و مشکل در زندگی‌شان- لایق این همه اضطراب مضاعف و نگرانی روزمره هم هستند؟

انتهای پیام/ سجاد بنام