پایگاه اطلاع‌رسانی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

ریواس جنوب/محمود منطقیان، گویند”یلدا”ریشه سُریانی دارد وبه معنی زایش وتولداست وآن را زایش دوباره خورشیدنامند.
چراکه پس ازشب یلدابردرازی خورشیددرروزافزون می شود.
یلدابه میانه غروب آفتاب درآخر روزِآذرتابرآمدن خورشیددرروز نخست دی ماه گفته می شود.
ابوریحان بیرونی جش یلدا را “میلاداکبر”نام نهاده است وآن
به معنای میلادخورشیداست.
چراکه ازفردای آن شب، هرروز بردرازای آفتاب افزون شود.
درایران کهن سال بافصلسردآغازمی شدوخورشیددر
نزدایرانیان جایگاهی بلند و شایان داشت، به همین روی این
شب درنزدایرانیان شب چله نیز نام گرفته است زیرابااین شب
زمستان وچله نخست آن آغاز می شود.
جشن یلدادرنزدایرانیان پیشینه دیرینه وبلندی داردوهمواره به
نام آیینی دیرین آن را ارج می نهاده اند.
درآن روزگاران،آفتاب برای مردم جایگاه به سزا وپرارج داشت و به گردش خورشیدوفصول و کوتاه وبلندبودن روزوچرخش
ستارگان برای کارهاوکشاورزی که بن مایه کارآن روزگاران بود،
سخت بها می دادندوزندگی وکارهای خودرابراین پایه
سامان می بخشیدندوازهمین روی درازی وکوتاهی روزوزمان
خورشیددرآسمان، برای زندگیشان نقشی کارساز داشت وبرای
آنهابه منزله زندگی بود وبسیار سرنوشت ساز.غروب سی ام
آذرآغازدرازترین شب سال بود وبرای ایرانیان این شب،شبِ
بیداری وجشن وپذیره روشنایی وخورشیدجهان افروز،به شمار می آمد.
چنانکه در”برهان قاطع”آمده است ایرانیان درگذشته این شب رابسیارشوم می دانستند.ودر نزدایرانیان تیرگی نمادی اهریمنی بودودرازترین شب، شوم ترین شب سال شمرده می شد؛چراکه ایرانیان ازگذشته های دور به روشنایی وآتش وبه ویژه به خورشیدفراوان ارج می نهادند وتاریکی رانمادی اهریمنی وشوم می دانستند.
بدین روی نیاکان ما درشب یلدا برای پذیره خورشیدوافزونی
روزوآفتاب وپشت سرنهادن تیرگی جشن به پامی کردندوآتش می افروختندتاتیرگی را که نماداهریمنِ بداندیش بود،
بزدایندوبتارانندوروشنی را شکوه وارج بخشند.
این بودکه درایران باستان مردم درشب “یلدا”انجمن می آراستند وآتش می افروختندوازمیوه های فصل وخشک به ویژه هندوانه و انارمی خوردندوبهره می بردند وبه خوشی وپایکوبی دستمی زدند.
دراین شب مردم دور هم گردمی آمدندوشادی میکردند وقصّه هامی گفتندوباخوردن ونوشیدن وپایکوبی وآتش افروختن به جنگ تاریکی میرفتند وغمهاراازدل می زدودندوبه هم مهرمی ورزیدندوکینه ها را ازدلها می راندندوباورداشتند که روشنایی براهریمن تاریکی چیره خواهد شدوبه هم مژده پیروزی “اورمزد”خدای روشنایی ونیکی رامی دادند.
می توان گفت که درنزدایرانیان جشن شب یلدا به منزله پذیره
روشنایی ونیکی وشادمانی وزدودن تاریکی وبدی بود و
جشنی بودسخت پرمعنا و باوری بودریشه داروباستانی؛
وبرآمدش مهرودوستی و همدلی ودوستداری نیکی
وروشنایی ودوری جستن ازبدی وبداندیشی.
درهرزمان وروزگاری می توان نمادها وآیین هارانیزمعنای نو
بخشیدوبه آنها جان وروح تازه دادتابه تناسب نیازهرعصری و
هرنسلی سودمندافتندودرکالبد هرزمان خون وجانی تازه روان
سازند.امروزه، نیک بایسته است که افزون برنمایاندن چهره آیینی وکرداری “یلدا”ودورهم گردآمدن وانجمن آراستن وروشنی راارج و پاس داشتن وهم اندیشی نمودن،
روشنی رابه تناسب زمانه، به خردودانایی وروشن بینی و
نیک اندیشی ونیک خواهی ورونق زندگی وفراوانی نعمتها
معناکنیم وتاریکی این شب رانماد تاراندیشی،بداندیشی،بدخواهی وفقروتهیدستی ازگونه اقتصادی ،فرهنگی وعلمی واخلاقی و معنوی بدانیم وبرآن باشیم که باخردونیک اندیشی ومهر وپاکی به نبردباآنها برآییم.
امروزه جاداردیلدا رابه نام آیینی نیکو وپسندیده وماندگارازپدران وپیشینیان ونیاکان خویش به نیکی پاس بداریم ودراین شب به دورهم گردآییم ودستان هم رابامهروگرمی به نیکی بفشاریم وازحال هم بپرسیم وشادمانهباهم سخن بگوییم ولبخندبزنیم
وغم واندوه وکینه و بداندیشی راازدلها برانیم وهمچنین از
خداوندمهربان برای رفتگان خویش آمرزش وپاداش نیک
خواستارشویم.یلدایتان شادباد.
شب یلداکه چنین خون به دل وطولانی است.
به نظرقصه عشق وغم هرایرانی است.
اندراین شب توبیا،شمع برافروز
وبخوان.
مژده کاندرپی هرشب سحرو پایانی است
شعله رقصان بکن ودست نیایش درپیش
که دراین شب همه محتاج دلی بارانی است.
رسم دیرین نگه داروببال ازدل
وجان.
ترک آیین نمودن به خدانادانی است.
پاس داریدیک امشب که بسی مغتنم است.
شادی آریددراین شب که شبِ شادانی است.
دوستان محفل انسی همه سازیمامشب.
قصه عشق سراییم که شبی نورانی است.
منطقیان۹۵/۹/۲۸