پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

ریواس جنوب /مهدی زینی پور
پس ازانتخابات اسفندماه۹۲که بازهم مانند ادوار گذشته اصلاح طلبان کهگیلویه طعم شکست را چشیدندوسکوتی که در ادامه ی راه این جریان حاکم شده بود نوید این را می داد که شخص محوری حاکم برجریان رو به زوال است وحتی دربررسی آسیب های این شکست و در گرماگرم گپ وگفت های سیاسی افراداصلاح طلب ،هم عقیده بودندکه بزرگترین شکست انتخابات اسفندماه۹۲متاسفانه عنصر قومیتی و مطیع الامر بودن عده ای به شخص خاص بوده است واین عامل هم بصورت فرضیه بیان نشده است چنانچه میزان آرای هرمنطقه وشهرستان بطور صریح بیانگر نگرش آپارتاید قومیتی است.

الحق والإنصاففضای مجازی،هم دراین راستا بیشترین خدمات را جهت شناخت افرادی که مدعی اصلاح طلبی اند ولی باعملکردخودتیشه به ریشه ی این تفکر ناب زدند را به خوبی وصریح ایفا نمود.چرا که این مدعیان بابت فراغت از تفکرقومیتی نیاز به اصلاح دارند.ونباید نقش رهبری تفکراصلاحات را بازی کنند،چگونه فردی که مدعی است بخشی ازجریان اصلاحات کهگیلویه بزرگ را رهبری می کند وبطورمرتب درعرایض وبیاناتش از شخص محوری درجریان گلایه وایرادسخن می فرمایدو آن راعامل آسیب به جریان اصلاحات می داند شخصا”به گفتار وبیانش جامه ی عمل نمی پوشد و باتکرار آن در بیاناتش بصورت مرتب و دائم به دنبال مبرا دانستن خویش ازین خصیصه ی نامطلوبست.
چرا که اگرجز این باشد وبقولی فقط برداشت نگارنده چنین است ،ایشان به رأی شورا ومجمع مشورتی اصلاح طلبان که از همه ی مناطق وشهرستان های تابعه افراد مورد وثوقی وجود داشت و دکتر علی کامرانی را که هم چهره ی علمی و هم دانشگاهی و هم مورخی است که با علم تاریخ و نحوه ی حکومت داری و علل پیشرفت وشکست و….حکومت ها در طول تاریخ سرشار از تجربه و.. بودند را به عنوان خروجی مجمع جهت کاندیدشدن در معرض قضاوت افرادی که داعیه ی اصلاح طلبی داشتند و به این تفکردر مجالس و …فخر میفروختند قرار دادند که فقط عده ای محدود ازین آزمایش بیرون آمدندبرخلاف اقوال گذشته ای که درمجالسی که برپا شد وقرار بر تمکین به خروجی مجمع بود تمکین ننمودند و به فراخور ایشان هم عده ای که فقط نگاهشان قومیتی بود به تبع و پیروی از وی نیز از قبول خروجی مجمع نیز سر باز زدند و اصرار می نمودند که باید جناب آقای وفایی که یک نیروی حزبی بودند و سنخیتی با اصلاحات نداشتند و حتی در دولت آقای دکتر احمدی نژاد مدتی فرماندار یکی از بلاد استان لرستان بودند بعنوان خروجی مجمع باشد تا به خروجی مجمع تمکین کنم.آیا عرضه کردن ایشان به مجمع بعنوان نیروی طیف جنابعالی نگاه قومیتی (بویر احمدی بودن ایشان)نداشته است ?
آیا اگر نگاهتان قومیتی نبوده شما واقعا”شناخت کافی از جناب آقای وفایی نداشتید یا اعضای اصیل جریان که عضو مجمع بودند?
و اگر مردم یا مجمع در انتخاب وحمایت از این گزینه دچار اشتباه شدند شما چه جوابی در این خصوص جهت تنویر افکار عمومی و نشان دادن اشتباه مجمع در انتخاب نکردن جناب آقای وفایی دارید?اگر پاسخی در شأن باشد مطمئنا همه با روی باز قبول می کنند و یا به اشتباه مجمع و انتخاب نیروی اصیلی چون دکتر کامرانی إذعان می نمایند.

حال ابراز می دارند که مخالف شخص محوری درجریان می باشم و نگاهم به مسائل و مناصب و…فارغ از نگاه قومیتی می باشد و عملکردش در اینجا نیز درتضاد با بیاناتش می باشد.و مصداق آن هم تقسیم کهگیلویه بزرگ به دو بخش بویراحمد و حوزه ی ثلاث و پرداختن به این مساله در هنگام انتخاب و انتصاب مدیران نهادهای میراث رسیده ی جریان و انتخاب افرادی از حوزه ی بویراحمد و ترجیح دادن آنان نسبت به افراد کاردان از حوزه ی ثلاث چیزی جز این است?

در مورد اختلاف خود با دکتر لاهوتی سخن به میان آوردید و سعی نمودید در بیانت خود را پیش قدم در رفع کدورتها سیاسی و مشتاق به سازش سیاسی نشان دهید، واینکه وی را خطاکار و گناهکار اصلی دراین شکست و فراترو جامع تر از آن عامل شکست اصلاحات در تمامی ادوار گذشته به مردم بشناسانید، در حالیکه در این بیانات هم تناقض گویی به وضوح آشکاراست.و در چند نشستی که برای رفع کدورت های گذشته توسط مصلحان منطقه ای و استانی و حتی شخصیت های بزرگ سیاسی کشور بر پا شده بودو حتی بزرگانی از دو طیف نیز حضور داشتند و میتوانند بر پیمان هایی که در این زمینه بسته شد صحه بگذارندو حتی
درموردی باحضورجناب آقای صوفی نشستی جهت پایان براختلافات موجود فی المابین برگزارشده بود وباز هم شما پایبند نبودید.
امروز هم مجددا”این مسأله را مطرح فرمودید که خود را بی تقصیر ومبرا جلوه دهید.و حتما” افراد حاضر در جلسه و اصیل جریان که حاضربودند قضاوتی بی طرف خواهند داشت.
سپس دربخشی از بیانات از کارزار انتخاباتی خرداد گذشته سخن راندید که نه تنها برداشت حقیربلکه هر فردی از طرح این مساله توسط حضرتعالی نشانگر نوعی گروکشی سیاسی و به نوعی طلب حق الزحمه از نماینده ی دولت در استان جهت کسب سهم خواهی و مناصب مدیریتی برای نیروهایی هستید که به عنوان رهبر طیف به شما می نگرند و سهم خواهی نوع نگاهشان را از شما طلب نمودند که همچنان شما را. با گرفتن چنین مناصبی در رأس هرم بدانندو آن بیانات چرخشی بر روند کاری در دوره ی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بوده و ابراز داشتید که مسئولان ستاد همگی از طیف حضرتعالی بودند.
در کهگیلویه مگر حجه الاسلام صدوقی نایب رییس ستاد شهرستان نبودند و آیا از طیف شما بوده? در شهرستانهای لنده وبهمئی و مناطق قلعه ریسی و دیشموک مسئولان ستادهای دکتر روحانی از کدام طیف بودند که همه را بنام خودتان مصادره نمودید?و نیک می دانید که مسأله ی انتخابات ریاست جمهوری در مناطق عشیره ای و ایلی همچون کهگیلویه با مسأله ی انتخابات مجلس شورای اسلامی از عرش تا فرش نحوه ی استقلال شخص در انتخاب کاندیدا متفاوت است و مسائل قومیتی و…کمترین تأثیر را داراست هرچند انتخاباتی که دکتر روحانی درآنها حاضربود توسط جناح اصلاحطلب بصورت اکمل مورد حمایت قرار گرفته بود و حتی اصولگرایان معتدل هم بودند که آرای خود را در سبد دکتر روحانی ریختند و حتی هیچ چشمداشتی جز پیشرفت کشور وانقلاب و بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم و سیاسی کشور نداشتند و بدون طمع به وی رای دادند.پس مساله ی انتخابات ریاست جمهوری هم قابلیت گروکشی نخواهد داشت و قابلیت برگ برنده بودن را هم نخواهد داشت.چرا که آرای استانهای کم جمعیتی همچون ما آنطور که مد نظر شماست قابلیت مانور دادن روی آنها جهت اخذ پست و گروگان کشی نسبت به سایر استانها را ندارد.
چرا حضرتعالی در بیانات خود از میزان آرایی که در اسفند۹۲ در شهرستان چرام در سبد دکتر کامرانی ریخته شد سخنی نفرمودید.که کلا” شهرستان چرام را که عنوان طلایه داران اصلاح طلب را یدک می کشید در اذهان عمومی سایر مناطق خدشه دار شد و آرای شهر کوچکی همچون سوق با پتانسیل جمعیتی کمی که داشت نسبت به شهرستان چرام که مدعی اصلاح طلبی بودند را در نظر نمیگیرید?
مگر دکتر کامرانی در سوق میزان آرایی که آورده بود لز چرام بیشتر نبوده است?
پس چطور آرای مردم چرام به شورای شهر چرام را متعلق به اصلاحات می پندارید و انتخاب اعضای شورای چرام را قومیتی نمی نگرید?در حالیکه فقط یک نفر از اعضای شورای چرام از طیف جنابعالی است ولی کل آرای قومیتی که اعضای اصلاحطلب شورای شهر چرام آوردند را بنفع خود مصادره نمودید?
قیاس آرای دکتر کامرانی و اعضای شورای شهر چرام هرچند درست نیست ولی جهت یادآوری و دلالت و گوشزد نمودن مساله ی قومیت و …در مناطق قبیله ای و عشیره ای دارد و چیزی بنام تفکر در آن دخیل نیست ولی شما باز آن را به نفع خود صادر نمودید و قومیت را انکار مینمایید در حالیکه بیشترین منافع را طیف حضرتعالی با تکیه بر همین مساله ی قومیت بدست آوردند و در لفافه برآن تاکید دارید ولی در ظاهر رد می نمایید.
مساله ی بعدی که فرمودید در انتخاب شهردار کهگیلویه فرمایش کردید که باز شما توانستید از طریق حزب و طیف اعضای شورای شهر را بالا آوردید و بخاطر همین الان شهردار دهدشت از طیف شماست?
در حالیکه واقعیت امر چنین نیست و انتخاب اعضای شورای شهر در ادوار گذشته که گاها” اکثریت فقط از طایفه ی خاص و نزدیک به هم بودند مثل دوره سابق که اکثرا ثلاثی بودند فقط روابط سببی و نسبی و…دخیل است و جناح بی تأثیر بود.
و استاندار اسبق با وعده و وعید و دادن بودجه برای عمران و آبادی دهدشت توانست شهردار را انتخاب نماید اونوقت شما انتخاب آن را جناحی می دانید و دانسته یا نادانسته آنرا پیروزی برای خود می دانید در حالیکه حقیقت اینچنین نیست و بالاخره روزی سر می گشاید.
بهره برداری شما و طیف جنابعالی از اختلاف دکتر لاهوتی با استاندار اسبق نیز مزید بر علت شد تا شما خود را یکه تازاصلاحات کهگیلویه بزرگ بدانید و علیه نیروهای طیف وی حرکت نمایید وبا تخریب و عزل آنها از این خوان اختلاف نهایت بهره مندی سیاسی را بردید و از وابستگان فکری خود جایگزین آنها کردید.
عدم حمایت شما از خروجی مجمع و کوچ نمودن شما درآن برهه به یاسوج زحماتی که ۳۰سال برای ریشه کن کردن قومیت و جایگزین کردن تفکر برقومیت کشیده شد را بر باد دادید و قومیت را شعله ورتر کردید چرا که من بعد انتخاب کاندیداها و دادن رای بر اساس قومیت صورت میگیر و نه تفکر?
چه عزیزانی که از مناطق بهمئی به شما رای دادند ولی باعدم حمایت از دکتر کامرانی از کرده ی خود پشیمان شدند و این رفتار را هم از عملکرد شما آموختند و عدم حمایت شما از فرزند شان را بی توجهی به آنها می دانند و…پس در انتخابات آتی جای هیچ گونه گله گذاری نخواهد بود چرا که خود عاملش بودید
والسلام علیکم والرحمه الله و برکاه