پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

یکی از واقعیت های جامعه امروز ما،گسترش شهرنشینی و تغییر نسبت شهرنشینان و روستا نشینان است .تغییر مکان گورستانها و راندن آنها به حاشیه شهرها به نوعی، بیان فراموش کردن مرگ و پرداختن به زندگی است .

فضاهای مجازی و بیلبوردها وتابلوهای تبلیغاتی شهرها، خبر از افزایش مرگ و میر می دهند، اما نقش رفتاری و بازدارنده مرگ، در شهرها به صورت قبلی وجود ندارد و در گیرودار زندگی شلوغ وسرشار از مشغولیت ، به فراموشی سپرده شده است .

غلامعباس موسوی

شاید بتوان گفت بشر بیشتر دوست دارد مرگ را فراموش کند و یا مردن را به کناره زندگی براند. حتی نام مرگ در اطلاعیه ها و مجالس هم تغییر کرده و آنرا در لفافه های به رحمت ایزدی پیوست ، دارفانی را وداع گفت ، به دیار باقی شتافت ، شاردوان وزنده یاد و… می پیچانند تا مردم، کمتر به مرگ، به عنوان پایان زندگی بیاندیشند. شاید مردم، دوست نداشته باشند که بنویسند، فلان ابن فلان مرد ، چون می خواهند، زندگی را قدرتمند تراز مرگ معرفی کنند. مقبره ها نیز فانتزی وچشم نوازند ، به گونه ای که آدمی دوست دارد بمیرد تا چنین مقبره ای برایش بسازند.

اما، چه بپذیریم و چه نپذیریم ، مرگ قدرتمند ، باشکوه ،غیرقابل مهار وغیرقابل انکار است . زمانش ومکانش دست هیچ کسی نیست وحتی پیامبران عظیم الشآن و اولیاء الهی، هم قادر به فرارکردن از دست قدرتمند مرگ نبوده اند، ولی بعضی با رفتار نیک شان، آثار بعد از مرگ را کاهش داده اند.

بسیاری از ما، در زندگی، با توصیفات غیر معقولی در هنگام مرگ دیگران مواجه بودیم . بسیاری از ما، شاهد زندگی کسانی بودیم که هنگام زندگی، در تنهایی وتنگ دستگی وفقر وفاقه زیسته و بعد از مرگ دارای اصحاب و شاگردان و بستگان شده اند. بسیاری از ما شاهد تشییع جنازه های طولانی و صفوف فراوان در تشییع جنازه بعضی افراد، بوده ایم . بسیار ی از ما، شاهد رفتار دوگانه بستگان متوفی، در هنگام زندگی و مرگ فردی بوده ایم . بعضی افراد، در هنگامه زندگی در رنج و سختی زیسته اند و در هنگام مرگ، با شکوه هرچه تمام تر، به خاک سپرده شدند و پس از آن تمجید ها و تعریف هایی از آنان شنیده ایم که کمتر قابل هضم هست . بسیاری از مردگان آنقدر که بعد از مرگ سخن گفته اند ، قبل از مرگ زندگی نکرده اند.

گاهی متعجب می شویم که فلانی چقدر فرصت داشته، که اینقدر حرف بزند؟ فردی به نام “”باگوان راجنیش اوشو”” بیش از ششصد کتاب، پس از مرگش انتشار یافته، ولی در سن ۴۶ سالگی بدرود حیات گفته است . سخنانی که از دکتر شریعتی ، کورش کبیر ، دکتر حسابی و…در فضای مجازی دست به دست می چرخد ، که تعجب بسیاری از ما را برانگیخته است ….

چرا بعد از مرگ، بسیاری از مردگان ، برای ما عزیز و محترم می شوند؟

وقتی کسی می میرد ، بسیاری از موانع ارتباطی، مانند حضور آزار دهنده ، حسادت گلوگیر و خفه کننده و امکان دسترسی به موقعیت های فعلی ما و… گاهی، روزنه های حقیقت یابی، با حسد و سایر رذایل بسته می شوند که بعد از مرگ افراد، از بین می روند .

تقریبا بسیاری از کینه توزی ها و حسادت ها نسبت به مرده از بین می روند. تقریبا بسیاری از رفتارهای بد و آزار دهنده مردگان، در گذر زمان ،به فراموشی سپرده می شوند. مردگان، به تدریج در ذهن ما و در گذر زمان، تطهیر می یابد و نمی توانیم نسبت به او بغض وکینه ای داشته باشیم . احساس های ناخوشایند نسبت به افراد مرده، از ذهن ما،رخت بر می بندد، چون ذهن ما، نمی تواند مسایل آزار دهنده را دایما یاد آوری کند وخود را رنج بدهد( مگر اینکه بیمار شده باشد).

در نتیجه بعد از مرگ هرکسی، به تدریج بدیهایش فراموش وخوبی هایش نمایان می شود وچون فرد مرده، دستش از دنیا کوتاه است ، ما نسبت به او حالت ترحم ودلسوزی می گیریم وبا خودمان می گوییم: حالا که دستش از دنیا، کوتاه است ومزاحمتی هم برای ما ندارد ، بهتر است ،در باره اش به نیکی سخن بگوییم . بعضی از مردم، از مرده ها می ترسند و در مورد مرده ها،صحبت نمی کنند ، چون می ترسند کابوس ببینند. بعضی از مردم، از قبرستان می ترسند ودر مورد مردگان هم صحبتی نمی کنند. اما همه دلایل بالا، بعلاوه توصیه بزرگان به احترام مردگان و اعتقاد داشتن به زنده بودن روح آدمی وترس ها، از دنیای ارواح واز بین رفتن موانع احساسی و… باعث می شود، ما نسبت به مردگان، حس بهتری داشته باشیم.

بعضی از مردگان که امروز دستشان از دنیا کوتاه است ، هنگام زندگی کارشان توزیع مواد مخدر، تفرقه افکنی ، ظلم و… بوده است، اما اکنون به مجسمه بزرگی وعظمت مبدل شده اند. بعضی از مردگان در عمرشان، در سایه ای نیارمیدند، اما اکنون برمزارشان ساختمان ها ومقبره هایی است که بر مقبره حافظ وسعدی می بینیم وبعضی مردند وبا خودشان حق بسیاری را به گور بردند، اما اکنون هرکسی از راه می رسد ، طلب رحمت وبخشش و تعالی روح برایشان می کند. بعضی ها هم برای مردگان احترام قایل می شوند وانان را مقدس می دارند چون می دانند، نوبت خودشان هم به زودی فرا خواهد رسید و…

اما بعضی از مردگان، اگر چه در زندگی، برکتی نداشتند ، بعد از مرگ با برکت می شوند و بسیاری از مشکلات ما را حل می کنند. وقتی کسی رقیب ماست و هرروز جلوی ما سبز می شود ، طبیعی است که ما از او بیزار باشیم و یا نسبت به او حسادت بورزیم اما همین شخص وقتی بمیرد ، می تواند به یک موقعیت برای ابراز وجود تبدیل شود.

می توان در موردش شعر گفت ، می توان در مراسمات او سخن گفت و قدرت سخنوری خود را به رخ دیگران کشید ، می توان عده ای را جمع کرد و به مراسمش اردو کشی کرد و به دیگران فهماند که چقدر در جامعه مهم هستیم و می توان اورا بزرگ کرد و از او نردبان ساخت و نان و آب درست کرد.

بسیاری ازمردگان، برای بازماندگان نردبان و پله ترقی می شوند ، زیرا اگر شما در مورد یک مرده سخن بگویی ، حسادت دیگران را تحریک نمی کنی، چون او دیگر مرده است و مزاحمتی برای ما ندارد. اما ، او مرده است و چه فرد بزرگی و چه انسان والا مقامی بوده است که مرده است و من چقدر بزرگم که با او نسبتی دارم و شما می بینید که شناسنامه من چقدر طلایی و با شکوه است، این دلیل بسیاری از اغراق ها و تعریف وتمجید ها در مورد مردگان است .

بزرگ خاندان و صدمه ای به اسلام و عالم و دانشمند و پروفسور و دکتر و… القابی است که به تن مردگان پوشیده می شود نه برای آنکه اینچنین بودند که برای انکه ما چنین لازمشان داریم .

چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را آلوده می کنند
ونه به حرفی، دلی را غمگین …

#سیدغلامعباس موسوی نژاد#