پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

امیرحسین نوبهار

 به قلم امیرحسین نوبهار/

گرمای آفتاب افتاده و هنوز سفرمان کامل نشده بود. انجیره که در زبان محلی به آن اَنزَره گفته می‌شود روستایی با تاریخی دراز از بخش مهران استان هرمزگان که روزگاری در جنوب ایالت فارس قدیم و در بلوک جهانگیریه واقع شده بود.

آرامگاه شیخ عبدالله انصاری، یکی از مشایخ مهم جنوب که درباره‌اش افسانه‌های بسیاری در میان مردم وجود دارد از نقاط دیدنی آنجاست اما آنچه من را در این روستای کهن به وجد آورد چیز دیگری بود. پیش رویم خورشید در سد نسبتا بزرگی غروب می‌کرد که در مسیر رودخانه مهران ساخته شده بود و پرسشی ذهنم را عمیقا مشغول کرده بود. اینکه در کجای جهان، جاده‌ای خیر ساز، مسجدی خیر ساز را به سدی خیر ساز وصل می‌کند؟! البته این فقط داستان انزره نبود.

چند سال قبل وقتی در میان تقلاهای نوجوانی تصمیم گرفته بودم در تعطیلات نوروز کار کنم و به قول دور و اطرافیان پروسه‌ی “مرد شدن” را طی کنم، برای پانزده روز به روستای کوره از توابع شهرستان اوز سفر رفتم تا کار را به عنوان زندگی بیاموزم.

در مسیر اتاقکی که شب‌ها را در آن سپری می‌کردم تا محل کار، مدرسه‌ای قرار داشت که سر درش نوشته بود: دبستان پسرانه سید عبدالله هاشمی. روزمره‌گی و معمول بودن قضیه موجب شده بود که روزهای اول هرگز نپرسم که سید عبدالله هاشمی کیست؟ همچنان که تابلوی مدرسه‌ای دیگر برایم این پرسش را مطرح نکرد که «حاج عبدالرحیم فولادچنگ خوری» کیست؟ این نام را روز سفر از خانه‌ام در مسیر بر سردر مدرسه‌ای دیگر، در روستایی دیگر دیده بودم.

سید عبدالله هاشمی گلاری

 چندی که از اقامتم در روستای کوره می‌گذشت و با مردم صمیمی آن رفیق شده‌بودم، کم کم سر صحبت را درباره کوی برزن شروع کردم. گاهی پیرمردی از مقبره قاضی سعید منصور که مردم محلی او را “میر منصور” می‌گفتند برایم می‌گفت و گاهی جوانی از آخرین سفرش به دبی و مشقت کار در غربت. سوژه‌ی گفت و گو یک بار چرخید و نشست کنار دبیرستان پسرانه‌ی هاشمی و پرسیدم: این سید عبدالله هاشمی کیست؟ و پاسخ آنقدر گسترده بود که می‌توانست بیلان کار یک وزارتخانه عریض و طویل باشد. به من گفتند که آقای سید عبدالله، از اهالی روستای گلار است و مقیم امارات، انسان شریف و متواضعی‌است و حتی در امارات نیز مورد اعتماد مردم و مسئولان آنجاست. گفتند سید که بزرگ یک خاندان سرشناس در جنوب است، بسیاری از راه‌ها و تأسیسات را برای مردم احداث کرده. نقل قول‌ها نشان می‌داد که فرد مورد نظر چیزی بیش از یک انسان خیرخواه است.

خیر در همه‌جا کسی است که از مال خود برای دیگران وقف می‌کند و بی چشم‌داشتی می‌بخشد، در جنوب و در میان مردم اچمی‌زبان اما این معنا فرق می‌کند. خیرین در ازای خیری که می‌کنند، چشم داشتی دارند و آن دیدن بهبود زندگی‌ همشهریان و هم وطنانشان است. همین موجب می‌شود که خیر تنها مسجد نسازد و آنچنان که مردم برایم گفتند، مانند سید عبدالله هم مسجد و مدرسه بسازد و هم با کشیدن جاده، زندگی را برای مردم آسان کند و هم با آوردن تاسیسات مخابرات و برق، ضرب آهنگ توسعه را در منطقه‌ای محروم سرعت ببخشد.

اوایل این هفته، وقتی در میان جستجوی شبکه‌های مجازی دیدم که کسی خبر درگذشت سید عبدالله هاشمی گلاری را منتشر کرده بود، مات و مبهوت ماندم از روزگاری که با عجله سپری می‌شود و خیل آدم‌هایی که ساده‌ و آرام، بی‌آنکه اثری بر دیگران گذاشته باشند، از دنیا می‌روند جز امثال مرحوم هاشمی گلاری که با موقوفاتش، روستاها و شهر‌ها را از حاشیه به متن نزدیک‌تر و زندگی را امن‌تر، سالم‌تر و بهتر می‌کنند.

شاید عابران راه‌های سید گلاری، مشترکین خطوط مخابرات آن منطقه، بیمارانی که از کمک‌های بلاعوض او به درمان بهره‌مند شده‌اند و جوان‌ترهایی که از سخاوت او الگو گرفته‌اند، هرگز به رقم کمک‌های او فکر نکنند، اما قطعا تمام مردم جنوب، قدردان گام‌های وسعت‌بخش سید عبدالله هاشمی، در جان و جسم جنوب ایران هستند… .

انتهای پیام/ سجاد بنام