یادداشت بقلم بیژن کاظمی کیان “محمد موحد” مصلح بزرگی است، انتخابات این فرصت را می سوزاند


پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

ریواس جنوب/ بیژن کاظمی کیان

بنام خدا

«چشم امید به شما جوانها است ؛ و اگر زمام اداره‌ی بخش های گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان که بحمداللّه کم نیستند سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ ان‌شاءاللّه».
((رهبر معظم انقلاب))

من قطاری دیدم فقه می برد و چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت

کلید واژه مهم سخنان کسی مثل آقای موحد،ولایت پذیری است و سالهاست که این واژه را مرتبا تائید و تکرار میکند ؛ این روزها و تحت تاثیر توصیه های رهبر انقلاب مبنی بر حضور جوانان در عرصه سیاسی مردم در انتظار نشسته اند تا واکنش آقای موحد را در عمل به نظاره نشینند.

میانسالان امروز در مقطع ابتدائی به تحصیل مشغول بودند و چیزی از سیاست نمیدانستند که آقای موحد پای به عرصه رقابتهای انتخاباتی گذاشت ؛ بخش اعظم فعالان اجتماعی آن روزها به دلیل کهولت سن رخ در حجاب مرگ کشیده اند و کسانی که سال شصت و دو در قنداق و گهواره بودند در تدارک ازدواج فرزندان خویش اند و عجیب است محمد  موحد همچنان در این عرصه حضور دارد ! چرا؟

 

به راستی این حرص به قدرت و علاقه به صندلی  از کجا نشات میگیرد !؟

نگاه امثال  موحد به سیاست و زندگی چگونه است که اینچنین و عاشقانه قریب چهل سال شب و روز نمیشناسد و همچنان در رویای تصاحب صندلی سبز بهارستان است؟

این صندلی بهارستان چه جذابیتی دارد که حضرت ایشان پس از ۲۰ سال حضور مداوم لبریز از ولعی سیری ناپذیر برای تصاحب دوباره اش سر از پا نمیشناسد بسان جوانان امروزی و با انرژی تمام تمام مراسمات فاتحه خونی را می رود و خانه به خانه با مانند همه سالهای پیش قصد حضور مجدد و مکرر دارد…………

همه زندگی که سیاست نیست و تنها بخشی از آن است اما برای من این حرص به قدرت قابل توجیه نیست و نمی توان درک و هضمش کنم و قطعا اگر جای ایشان بودم همه هزینه هائی که برای انتخابات پیش رو در نظر گرفته ام را صرف امور خیر میکردم و آنگاه به دل طبیعت میزدم ؛ در یک غروب دل انگیز از فراز گردنه کوه راک چشم اندازی(لند اسکیپ) از چغل تا دشتمازه و لگین و مزارع سرسبز راک را به نظاره مینشستم و گاهی  و در یک ظهر گرم تابستان تنم را به آب زلال مارون میسپردم و زمستان زیبای پاقلعه و زیرگچ و بلوط بنگان و حومه غربی و بهار زیبای الگن و تنگ سرخ و پریکه دون را از نزدیک لمس میکردم و جور دیگر میدیدم.
در بهار رویائی کهگیلویه از بوی باران بوی پونه بوی خاک لذت میبردم و به تماشا مینشستم و شاخه های شسته باران خورده و پاک این دیار زیبا را….

اگر از امثال محمد  موحد از دلایل حضور مجددش بپرسی و پای صحبتش بنشینید با این پاسخ روبرو میشویم  که قصد خدمت دارم و به اصرار مردم آمده ام و هیپگاه نفهیدیم کدام مردم و کدام گروه ؛ اما سوال اینجاست که برای خدمت به مردم راههای بهتری هم وجود دارد ندارد !؟  مگر علمای بزرگ همه اش بر کرسی نمایندگی تکیه زدند؟

مگر مرحوم آمیراحمد تقوی به مجلس رفت که ماندگار دل و جان مردم شد ؟ مگر بزرگان حوزه همگی به مجلس رفتند و صندلی نشین بهارستان پر رزق و برق را طلب کردند؟

روحانیت همواره تکیه گاه مردم بوده  و حصرت ایشان هم میتواند جا پای بزرگان این عرصه بگذارد ، در مناسبات عمومی ورود کند ، نقش مصلح را بین مردم بازی کند ، توان و پتانسیلش را هم دارد.

با رحلت آمیراحمد خلا بزرگی در این دیار احساس میشود ؛ این خلا را پر کندو ماندگار شود به مانند آمیراحمد ؛ تکیه گاه همه مردم باشد و نه بخش کوچکی از هواداران سیاسی و همیشه همراهش ؛ به نقش تاریخی روحانیت بپردازد ، به جای اینکه خانه به خانه بدنبال رای باشد در یک نقطه سکنی گزیند و بگذارد همه آحاد مردم به ایشان مراجعه کنند.

بله محمد موحد میتواند به پشتوانه همه سالهای که مردم به او اعتماد کردند و او گاهی موثر واقع شد  نقش بزرگتری بر عهده گیرد و به جای رویای بهارستان به بهار دل انگیز مشکلات مردم به طریق دیگر بپردازد که حقا سزاوارتر است.

کوتاه سخن اینکه ؛ محمد موحد ؛ نماینده اسبق کهگیلویه و بهبهان ظرفیت والا و بالایی  برای حل مناقشات عمومی و انجام امور خیر است کاش با حضورش در انتخابات این ظرفیت نسوزد./