پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

ریواس جنوب/ گروه سیاسی – اجتماعی

هر وقت انتخابات فرار می رسد واژه های اصلاح طلبی و اصولگرایی به ذهن ها متبادر می شود.
انتخابات در سطح کلان بیشتر حول همین واژه های اصلاح طلب- اصولگرا می چرخد اما در برخی استان ها علاوه بر این ، مسائل قومی و قبیله ای نیز گاها مهم هستند.
استان کهگیلویه و بویراحمد یکی از استانه هایی است که مطلقا نمی شود گفت که همه چیز تحت مسائل سیاسی هست یا قومی و قبیله ای.
در انتخابات دهه ی گذشته که اصلاح طلبان محبوب و مشهور حضور داشتند، چربش تاثیر مسائل سیاسی بر انتخابات کهگیلویه و بویراحمد بیشتر بود اما در چند سال اخیر که چهره های محبوب اصلاح طلبی از فیلتر شورای نگهبان رد نشدند بیش از هر چیز دیگری مسائل قومی و منفعتی جایگزین شد.
اما در انتخابات فعلی به شکل محسوسی چند کاندیدایی رواج پیدا کرد به شکلی که در یک خانواده ممکن است اعضای خانواده هر کدام یک کاندیدا را به آن منزل دعوت کنند و یا بدتر از آن اینکه یک نفر ممکن است به تنهایی خودش چند کاندیدا داشته باشد.
یکی از مصادیق آزادی فکر و اندیشه بدون شک همین موضوع است که افراد بتوانند به راحتی و بر اساس فکر خود نامزد مورد نظر خود را انتخاب کنند اما اینکه از این موضوع صرفا فقط سود آن مد نظر باشد پدیده ی خطرناک و جدید انتخابات استان است.
این موضوع موجب می شود که گاها در یک خانواده بین پدر و پسر، مادر و دختر و یا یک سطح بالاتر اختلافاتی نیز به وجود بیاید.

در برخی موارد نیز اعضای یک خانواده طبق آنچه که در خلوت خود نقشه می کشند و هماهنگ می کنند یک نفر سراغ یک کاندیدا می رود و نفر دیگر سراغ کاندیدایی دیگر؛ متاسفانه این افراد که در خلوت خود هماهنگ اما در بین مردم خود را مخالف همدیگر نشان می دهند در نهایت هم بیشترین سود را از نامزدها و مقامات بالا می برند.

برخی در هر شرایطی بازنده انتخابات هستند حالا یا ممکن است اصلا قبل از انتخابات کاندیدایی نداشته باشند مانند برخی از اصلاح طلبان فکری و نه نامی در کهگیلویه و یا ممکن است که در میدان رای بازنده شوند؛ برخی نیز در هر شرایطی برنده هستند چرا که آنچنان کار بلد هستند که در هر شرایطی خود را هوادار فرد پیروز می دانند و از نقشه های خود بیشترین بهره را می برند؛ برخی نیز در ظاهر کاندیدای مورد نظرشان برنده شد اما افراد ظاهرنما آنقدر نسخه می پیچینند که آنها را از مزایای برنده شدن محروم می کنند تا بیشترین ضرر را متحمل بشوند.
فاجعه آنجا عمیق تر می شود که حتی خود نامزدهایی که به هر دلیل از کارزار انتخابات کنار می روند سعی می کنند با دادن بیانیه از افراد متعددی در شهرهای مختلف حمایت کنند و به نوعی سود همه را ببرند در حالیکه عملا نه پایگاه اجتماعی و نه رای خاصی در آن حوزه ها هم ندارند.
به این ترتیب نامزدها هم گاها در شناخت هواداران واقعی خود سردرگم می شوند و برای پیدا کردن رفیق شفیق خود دچار تردید می شوند که قطعا نگرانی هواداران زحمت کشیده را به دنبال دارد.

انچه که مهم است این است که جامعه اگر درجه ای برسد که بتوانیم آگاهانه انتخاب کنیم امر نیکوییست  اما اگر به جای ارزش دادن به فکر و اندیشه ی خود، مسائل منفعتی را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم چیزی جز ازدست دادن فرهنگ یک منطقه، یک شهر یا یک استان را به دنبال نخواهد داشت.