پایگاه خبری-تحلیلی ریواس جنوب (rivasjonoob.ir)/

آیا استاندار بی‌انگیزه شده است؟ پرواز فرماندار و بخشداری در قامت فرماندار!
نقدی بر انتصابات استاندار و پلن دوم احمدزاده در مقابل ترکیب جدید نمایندگان

ریواس جنوب،کریم بنام

از روزی که شایعه رفتن یا ماندن استاندار رسمیت یافت و در رسانه‌ها به آن پرداخته شد، می‌شد که بی‌انگیزگی و کم‌کاری استاندار کهگیلویه و بویراحمد را هم دید؛ دولت سیزدهم در سال آخر فعالیت خود قرار گرفته و سید علی احمدزاده که حدود سه سال پیش با وعده‌هایی، نماینده عالی دولت در این استان شد، قطعا این روزها به پشت سر خود نگاه می‌کند که چه می‌خواسته و چه شد؟

شاید کمی دور از ذهن باشد اما ممکن است در این نگاهی که استاندار به عقب می‌اندازد، به این هم توجه کند که مردم از او چه می‌خواستند و برای آنها چه کرده است؟

اگر نتیجه‌ی این نگاه به عقب آقای استاندار امیدوارکننده بود قطعا این روزها باید شاهد انرژی مضاعف و سوق خدمت در این مدیر ارشد باشیم و اگر احمدزاده به هر دلیلی کم‌کار شده و بی انگیزه می‌توان آن را مرتبط به نتیجه‌یِ همین نگاهی بدانیم که او در سال آخر دولت سیزدهم به پشت سرش انداخته است.

 

ریواس جنوب/ آیا استاندار بی انگیزه شده
احمدزاده برای تحقق شعارهای خوبش در روزهای نخست به مدیرانی کاربلد، نیاز داشت که در کنار توان فنی و اجرایی از آنچه در ظاهر از انقلابی بودن ادعا دارند، ذره‌ای را در باطن داشته باشند اما واقعیت این است که شاید فقط در چند مورد، انتصابات مدیران هرگز در حد شعارهای بزرگ دولت و استاندارش نبود.

بعد از روال معمول سفرهای رئیس‌جمهوری و عزل مدیران ناکارآمد اما در استان کهگیلویه و بویراحمد خیلی این دست و آن‌دست شد تا به انتخابات خوردیم و دلایل دیگر و نهایتا در ترمیم کابینه دولت در استان محروم کهگیلویه و بویراحمد خوب عمل نشد.

البته باید گفت که بخش قابل توجهی از مدیران دولت سیزدهم سهم ۲ نماینده بویراحمد و کهگیلویه بودند اما در حوزه گچساران این مسئولیت به دلیل نزدیکی احمدزاده به نماینده آنجا، مستقیما با خود استاندار بوده و سهم جریانات انقلابی و سیاسیون نیز بخش دیگری از انتخاب مدیران را از دسترس استاندار خارج کرده بود؛ این در حالی است که سپردن عنان مسئولیت‌ها به یک قوه مستقل دیگر و یا سهم دادن به سیاسیون و حریانات، نشانی از چرخیدن درب بر همان پاشنه همیشگی بود و در عمل دولت در انتصابات نمی‌خواهد کار متفاوتی کند.

باید گفت که استاندار در حوزه انتصابات آنقدر دستش خالی بود و پشتش سست بود که حتی نامه‌نگاری‌هایش برای انتصاب یک مدیر در فلان دستگاه، سر از انتخاب یک مدیر دیگر خارج از گزینه‌های استاندار درمی‌آورد و نتیجه آن این شد که ترکیب شورای اداری استان و تیم مدیریتی استاندار سیزدهم، در خوشبینانه‌ترین حالت، کمتر از ۴۰ درصد با سلیقه و اختیار او روی کار آمدند.

این دلایل اگر چه تا حدی برخی ضعف‌ها و عدم تحقق برنامه‌های مهم احمدزاده را توجیه می‌کنند اما در نگاهی دیگر خودشان یک ضعف هستند که چرا باید سرنوشت مردم را دست سهم خواهان یا نمایندگانی داد که کار اصلی خود را رها کردند و به دخالت در وظایف قوای دیگر علاقه‌مند شدند؟

از سوی دیگر باید گفت آنچه احمدزاده را از رسیدن به آنچه روزهای اول می‌گفت، بازداشت یک فرهنگ بوده که تا بوده همین بوده و همه استانداران طول تاریخ این استان به همین سبک عمل کردند؛ در یک مقطعی آقای قوام نوذری، استاندار وقت این استان تمام‌قد جلوی نمایندگان وقت استان( هدایت خواه و سید قدرت حسینی‌پور) ایستاد و کارشان به بشقاب‌‌پرانی و دعوای فرسایشی و…هم کشید اما این روش هم دردی از مردم دوا نمی‌کند و برای همین می‌شود در این حوزه گفت که چون تا بوده همین بوده و اگر به نمایندگان مجلس باج نداد آنها از قدرتی که مردم به آنها دادند، علیه خود مردم استفاده می‌کنند و روش تقابل نیز به هدررفتن فرصت‌ها منجر می‌شود لذا آقای احمدزاده قربانی یک قانون نانوشته شد و در انتصاب مدیرانش و نحوه تعاملش با نمایندگان به سبک استانداران قبل عمل کرد.

دوگانگی اخیر استاندار نیز به ویژه بعد از هفتم خرداد یقینا جالب توجه خواهد شد؛ تاکنون ترکیب نمایندگان مجلس تقریبا همسو و دلخواه با استاندار و دولت بوده اما با حضور دو نماینده اصلاح‌طلب از حوزه بویراحمد و گچساران به نظر می‌رسد نشانه‌هایی وجود دارد که استاندار بعد از یک دوره هماهنگی غیرمعمول و بیش از حد با نمایندگان، با تغییر ترکیب نمایندگان، پلن دوم و تقابلی را انتخاب کند که باز هم نتیجه‌ای جز ضرر کردن مردم ندارد.

در ارزیابی انتصابات قلمرو اختصاصی استاندار، یعنی کاخ استانداری و انتصاب نزدیک‌ترین مدیران به او داستان کمی متفاوت‌تر است؛ نزدیکی فامیلی استاندار به نماینده گچساران و محل تولد استاندار موجب شد که مدیرکل حوزه استاندار از خطه گچساران انتخاب شود اما هر چه باشد او مورد وثوق استاندار بود و شاید گفت سید افضل حسینی از تنها مدیرانی است که استاندار، مسئولیت انتصاب او و عملکردش را به عهده خواهد گرفت.

استاندار بسیار بیشتر از روال معمول به سید افضل حسینی در جایگاه حوزه ریاست میدان داده بود تا حدی که خیلی‌ها او را استاندار استان می‌دانند یا به عبارتی دیگر اوست که استان را اداره می‌کند.
خوب و بد عملکرد سید افضل حسینی را به گزارشی دیگر موکول می‌کنیم اما بیراهه نیست اگر گفت که سهم سید افضل در موفقیت یا عدم موفقیت استاندار از خود استاندار بیشتر است.

در حوزه فرمانداران و بخشداران باز، قصه کمی متفاوت‌تر است و این‌ها در خانواده وزارت کشور انتخاب می‌شوند اما در این انتصابات نیز به جز یک فرماندار شاهد انتصابات ضعیفی بودیم؛ برخی از آنها از سپاه آمدند و برخی نیز محصول سهم‌خواهی‌ها بودند!

به تازگی نیز موضوع پروازی بودن چند تا از مدیران ارشد شهرستان‌ها به ویژه فرماندار مارگون، حساسیت دلسوزان این منطقه را برانگیخت چرا که این انتصاب کاملا در تضاد با شعار محرومیت‌زدایی استاندار و همچنین مخالفت صریح استاندار و رییس‌جمهوری با پروازی بودن مدیران است.

شاید بتوان مدیر ضعیفی را تحمل کرد چون تعداد آنها زیاد است و برای مردم این دسته از مدیران، عادی شدند اما پروازی بودن مدیر یعنی دهن‌کجی به مردم و قابل تحمل نیست.

در شهرستان دنا نیز با تغییر فرماندار، یک بخشدار کم‌تجربه را به جای او منصوب کردند و بعد از سه ماه هنوز یک شهرستان مهم، بخشدار مرکزی ندارد.

در کهگیلویه نیز داستان تغییر فرماندار و تلاش برای انتصاب فرماندار معذول در شرکت غله را همه شنیدند و هنوز هم استاندار برای اینکه جایی برای او پیدا کند، تلاش می‌کند.

جابجایی مدیران و فرمانداران مجموعه استانداری و وزارت کشور نیز در نوع خود جالب توجه هستند و احمدزاده برای ترمیم کابینه‌اش به جای جسارت در عزل و تغییر و تعویض بیشتر به جابجایی همین مدیران با همدیگر روی آورده است.

اما وقتی پای منافع مردم در میان باشد، حتی اگر به جای یکسال، یک روز از عمر دولت سیزدهم باقی باشد باید استاندار کهگیلویه و بویراحمد با انگیزه و امید، نسبت به ترمیم کابینه و تیم مدیریتی‌اش و همچنین اصلاح اشتباهاتش اقدام کند تا اگر تاکنون کاری نکرده، در این یکسال که فرصت کمی نیست، کارنامه‌اش را آبرومند کند و اگر هم در این سه سال به روایت خودشان، خوب کار کردند، در یکسال باقی‌مانده بهتر و بیشتر برای مردم کار کنند.

نکته دیگر اینکه، احمدزاده اگر انتصاب مدیرانش را به صلاحدید این و آن گذاشت اما اکنون اگر برای تغییر مدیران به ویژه معاونین خودش بخواهد از دیگران کسب تکلیف کند یا بخاطر فلان نماینده یا فلان امام جمعه یا فلان چهره سیاسی، از تصمیماتش عقب‌نشینی کند او نیز در همه این کم‌کاری‌ها و هدر دادن فرصت‌های خدمت به مردم سهیم و مجرم است.

همه این‌ها در حالی است که استاندار هنوز انگیزه‌ روزهای نخست مدیریتش را داشته باشد و حرف‌ها و وعده‌های آن روزش را روی صندلی نرم قدرت، فراموش نکرده باشد.

انتهای پیام/ ک-ب