کهگیلویه و بویراحمد و دستپختی بدون آشپز/
رویکردی که از انتصابات ضعیف به انتصاب مدیران مسئلهدار تغییر کرد/نمایندگان، بازیگران پشتپرده
ریواس جنوب/ به نظر میرسد عملکرد مجموعه حاکمان کهگیلویه و بویراحمدی در مقوله انتصابات نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه یک گام به عقب رفتیم و از چالهیِ انتصابات ضعیف به چاه انتصاباتِ افراد مسئلهدار حتی با سابقه کیفری و زندان افتادیم و نه دولت و نه نمایندگان، مسئولیت این وضعیت را به عهده نمیگیرند.
به گزارش ریواس جنوب، دخالت نمایندگان در امور دولت، اگر چه در تضاد با روح قانون و اصل تفکیک قواست اما آنقدر عادی و معمول شده که میتوان از آن به پایه و ریشه همه تخلفات و فسادها نام برد.
قانون هر چه میخواهد بگوید اما آنچه واقعیت موضوع است این بوده که برگی از درخت دولت پایین نمیافتد جز اینکه با اجازه نمایندگان باشد یا رضایت آنان به هر طریقی اخذ شود؛ موضوعی که هرچند نوشتن از آن کلیشهای و تکراری شده اما به نظر میرسد که این موضوع بار دولت و کشور را برای رسیدن به مقصد کج کرده و به یک تراژدی شرمآور در حکمرانی ایران بدل شده است.
این تراژدی در استانهایی مانند کهگیلویه و بویراحمد که سالهای سال از توسعه متوازن عقب مانده است به مراتب ویرانگرتر و مخربتر است.
در استان کهگیلویه و بویراحمد، دخالت نمایندگان به شدت بیشتر است تا جایی که استقلال استانداری به پایینترین سطح ممکن رسیده است؛ تقریبا هیچ اقدامی بدون هماهنگی با نمایندگان انجام نمیشود و این موضوع در انتصابات مدیران، بیشتر خودش را نشان میدهد.
دخالت نمایندگان در امور دولت وقتی نگرانکنندهتر میشود که نمایندگان مجلس مسئولیت عواقب اقداماتشان را نمیپذیرند و خودشان را در تقصیرهای کوچک و بزرگ سهمیم نمیدانند اما در نقطه مقابل میبینیم که یک نماینده مردم، آسفالت شدن یک کوچه در یک روستا را با ذوق و شوق و به عنوان عملکرد خودش مانور میدهد و استوری میکند.
این مثال، تصویر جالب و واقعی از وضعیت مدیریت استان کهگیلویه و بویراحمد را نمایش میدهد اما هر چه باشد استاندار نماینده ارشد دولت در استان است و او مسئول اصلی وضعیت فعلی این استان به ویژه انتصابات است.
بدون تعارف باید گفت دولت چهاردهم در استان کهگیلویه و بویراحمد تاکنون مدیری را در سطح اداراتکل منصوب نکرده است که از مدیر قبلی آن اداره، توانمندتر و کارآمدتر باشد بلکه در بسیاری از موارد حتی به طرز محسوسی مدیران منصوب شده ضعیفتر از مدیران قبلی هستند.
در داستان انتصابات، آنقدر ضعیف عمل شده که عدم تغییر مدیران فعلی به یک مطالبه تبدیل شده چرا که هیچ شهروندی حاضر نیست یک مدیر ضعیف جایگزین یک مدیر قوی شود حتی اگر آن مدیر اصولگرا باشد؛ البته حرف مردم عادی با سیاسیون و صاحبان زر و زور یکی نیست و قطعا آنها تغییر را به نفع منافع خود به هر قیمتی میخواهند و کاری به شایسته سالاری و مدیر توانمند و ناتوان ندارند.
با این وجود سوال اساسی این است که مسئول و پاسخگوی این انتصابات ضعیف چه کسی است؟
استاندار باید بداند که اگر تقی به طوقی بخورد، هیچ نمایندهای مسئولیت تصمیمات او را به عهده نمیگیرد و او را قربانی میکنند بنابراین چه دلیلی دارد با وجود استقلال قوا، نماینده قوه مجریه از قوه دیگری دستور بگیرد؟
استاندار باید بداند که وقتی یک استاندار در یک استان به طور واضح، نیروی یک نماینده خاص باشد، معلوم است که همین رویه در مورد مدیران زیردست هم ادامه پیدا میکند!
به هر حال هر روندی که باشد و هر کسی که دخیل در انتخاب مدیران است، سوال مهمتر این است حالا که دستشان در انتخاب و انتصاب باز است، چرا به دنبال انتخاب مدیران ضعیف هستند؟
سوالی که قطعا جوابی برای آن نیست اما اگر به هر حال بتوان برای انتصاب مدیران ضعیف و سفارشی توجیهی پیدا کنیم اما در دوره اخیر روند خطرناکتری آغاز شده و آن انتصاب یا تلاش برای انتصاب مدیران مسئلهدار، پرحاشیه و حتی با سوابق کیفری و سابقه زندان و جعل و زمینخواری و دیگر تخلفات است؛ روندی که هرگز جوابی برای آن متصور نیست.
یعنی از انتصاب مدیران ضعیف به انتصاب مدیران مسئلهدار و پرحاشیه رسیدند.
در یک مورد به تازگی و در چند ماه اخیر مدیری در رأس یک ادارهکل مهم قرار گرفته که برخی جرایم او در دادگاه ثابت شده و حتی حکم زندان هم دارد اما با یک دهنکجی آشکار به افکار عمومی به سرپرستی این ادارهکل میرسد که با هیچ متر و معیاری قابل پذیرش نیست.
انتصابی که با حمایت نماینده مردم یکی از حوزههای انتخابیه گرمسیر انجام شده و استاندار نیز متاثر از این نماینده، از این انتصاب حمایت کرده و آن را انجام داده است.
در مورد دیگری یکی از مقامات ارشد استان برای انتصاب یک مدیر مسئلهدار دیگر، حتی رودرروی سازمان بازرسی هم قرار گرفته و بر این انتصاب اصرار ورزیدند.
واقعا چرا به این روز افتادیم؟ آیا با این نحوه مدیریت باید از حملات اسراییل بترسیم یا از چنین رویکردهایی در مدیریت کشور؟
چرا در سطح کشور این رویه خجالتآور اصلاح نمیشود؟چرا نباید این کشور قانون داشته باشد و اجرای قانون هم فصلالخطاب همه ما باشد؟ چرا شایسته سالاری در انتصابات وجود ندارد؟ چرا در این کشور هر باند و گروهی جزیرهای درست کردند و وزنکشی سیاسی میکنند و نیرو میکارند؟ چرا مبارزه با فساد در این کشور جدی نیست؟
نکته پایانی اینکه، حال که حمله اسراییل به ایران یک موج همبستگی ایجاد کرده است باید این فرصت را قدر بدانیم و یک حکمرانی معقول و قانونمند را بر روند اجرایی کشور حاکم کنیم و مبارزه با فساد را از گفتار به کردار ببریم.
انتهای پیام/بنام

3 Comments
بسیار عالی
سلام و صد سلام بر نویسنده ، خوب نوشتی ولی کو گوش شنوا و کو چشم بینا، مدیران ضعیف می گویند کی بهتر از ما،
جایی که هماستاندار و هم معاونینش نه بر اساس شایستگی بلکه بر اساس فشار و چانه زنی و ورود نهادهای غیرمرتبط منصوب شده اند چه انتظاری از مدیراندارید.