آیا مردم، سید محمد موحد را میبخشند؟ نمایندهی کهگیلویه حقالناس را چگونه به خدا پاسخ میدهد؟ نگاهی به نیم قرن حضور در سرنوشت کهگیلویهی بزرگ
یادداشت/ ریواس جنوب
سید محمد موحد، نامی آشنا در عرصهی سیاسی استان کهگیلویه و بویراحمد و حتی کشور است اما این شهرت او نه به دلیل خدماتش بلکه به دلیل رکوردش در نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی است.
موحد نه اینکه ۸ دوره نماینده مردم در مجلس بوده بلکه سنگینی سایه او در نیم قرن بر سر مردم کهگیلویهی بزرگ، از او چهرهای ساخت که با همه فقر و نداری و عقبماندگی حوزهی انتخابیهاش گره خورده است.
نیم قرن حضور پیدا و پنهان در سرنوشت مردم کهگیلویه، چرام، لنده و بهمیی، اکنون این سوال بزرگ را در مقابل او در سالهای پایانی عمرش قرار میدهد که چگونه میخواهد، حقالناس و آنچه مردم بر گردن او حق دارند را حلال کند و از مردم طلب حلالیت کند؟ آیا او چنین روحیهای دارد؟ آیا چنین رویی دارد؟ آیا مردم او را میبخشند؟
کارنامهی محمد موحد در ۳۰ سال حضور در مجلس به عنوان نماینده مردم کهگیلویهی بزرگ، از حیث دستاوردهای ماندگار، تقریبا خالی است و شاید گفت که او بیشترین نقش را در چهرهی فقیر و رنجور این دیار دارد؛ دیاری که اگر وجب به وجب آن را بگردیم نه یک کارخانه و واحد صنعتی درست و درمانی دارد و نه از ابتداییترین امکانات و خدمات حتی در مقایسه با شهرستانهای همجوار برخوردار است!
موحد در همهی سالهایی که از نردبان مردم برای پیشرفت شخصیاش استفاده کرد و برای خود جاه و جبروتی بهم زد، اکنون با این سوال بزرگ مواجه است که کدام کار مهم را برای مردم انجام داده است؟ کدام کارخانه را احداث کرده است؟ کدام پل؟ کدام زیرگذر؟ کدام اتوبان؟کدام بیمارستان؟ کدام….
اندک کارهای عمرانی قابل توجه در مناطق کهگیلویه، دقیقا مانند خود موحد، سالخورده و پیر شدند و مردم روزهای شروع برخی از این پروژهها را از یاد بردند و برخی در این ۳۰ سال هنوز شروع هم نشدند!
کهگیلویه با موحد به دیار فراموششدگان تبدیل شده و اگر چشم بسته هم وارد این شهرستانهای چهارگانه شویم هم از جادهها و ورودیها و هم از روح و روان خسته و آزردهی مردم میشود فهمید که اینجا کهگیلویهی بزرگ است؛ همانجایی که محمد موحد تا مردم یادشان است، نمایندهی آنجا بوده و هست!
آبرسانی به زمینهای کشاورزی دهدشت غربی یکی از این پروژههاست که به نماد بیعرضگی مدیران این حوزهی انتخابیه تبدیل شده و بعید است موحد آن را از دغدغهها و اولویتهای خود بداند که اگر میدانست در این همه سال و دوره که نمایندهی مردم بود، کاری میکرد!
پروژه سد آبریز مایه خجالت همه شده و هنوز اندر خم یک کوچه است!
برخی پروژههای کلان این منطقه هم نصفه و نیمه افتتاح شدند مثل جادهی پاتاوه به دهدشت که به جز خط باریک و سیاه وسط آن، دیگر شباهتی به یک مسیر استاندارد و امن ندارد و حتی از علائم راهنمایی و رانندگی لازم هم بیبهره است!
پروژهی پتروشیمی دهدشت که در بوق و کرنا کردند که ۱۰۰۰ روزه تمام میشود اکنون ۲۰ سال است که هنوز به بهرهبرداری نرسیده است و همه اینها در حالیست که در همین بغل دست ما در گچساران، دهها پروژهی مشابه آبرسانی به زمینهای کشاورزی و سد و پتروشیمی و … شروع و تمام شده است چ؛هرچند مقایسه موحد و تاجگردون، مقایسه ای معالفارق است و موحد حتی در قیاس با ضعیفترین نمایندگان مجلس هم حرفی برای گفتن ندارد چه برسد به تاجگردون!
چه کسی پاسخگوی جوانان و انسانهای بیگناهی است که در جادههای مرگ، جان باختند؟ چه کسی پاسخگوی انسانهای بزرگی است که در این شهرستانها به دلیل فقزز امکانات درمانی، جان باختند؟ چه کسی مسئول فرار نخبگان و مهاجرت بیرویه خانوادههاست؟ مسئول آمار بالای خودکشی کیست؟
مثالها از این دست زیاد است و سفرهی کارنامه موحد در حدود نیم قرن حضورش در سیاست و سرنوشت مردم این دیار، خالی است؛ دستاورد چندین دهه نمایندگی موحد برای مردم این دیار، مهاجرت و بیکاری و گوجهچینی در مزارع بهبهان و التماس برای کار در کارخانههای یزد و عسلویه بود!
نقد کارنامه موحد را نباید با خدمات اولیه و ابتدایی نظام در آب و برق و گاز اشتباه گرفت، موحد باشد یا نباشد، برخی خدمات دولت انجام میشود، مردم از نمایندهی خود و آن هم کسی که سه دهه است در مجلس است، انتظار کارهای اثرگزار و تحول آفرین دارند.
بله درست است، ممکن است یک نماینده در پیگیری کارهای انفرادی، تماس برای حل مشکل یک زندانی، قاتل، قاچاقچی و اموراتی از این دست خیلی خوب عمل کند اما آیا یک نماینده باید برای مردمش کارخانه بزند تا همانجا سرکار بروند یا برای اشتغال آنها در دیار غریب، تماس بگیرد؟
باید گفت که سید محمد موحد شاید در کارهای فردی خوب عمل کرده یا حداقل فعال بوده اما در کارهای عام المنفه و زیرساختی، نه تنها خوب نبوده بلکه عملکردش فاجعه بوده است!
منتقدان محمد موحد میگویند، آنقدر که او برای کاهش سنش در ۸۳ سالگی و دور زدن قانون برای محدودیت سنی در کاندیداتوری دوباره در انتخابات مجلس، تلاش کرده برای عمران و آبادانی موکلینش تلاش نکرده است!
موحد در سرزمینی، چنین عملکرد ناامیدکنندهای دارد که سرشار است از سرمایههای رپزمینی و زیرزمینی، نفت و گاز، معدن و فسفات و گچ، آب و جنگل و مرتع و هر آنچه خدا باید به بندهاش ارزانی کند!
اگر موحد در سرزمین بیآب و کویری چون یزد و کرمان چنین سرنوشتی برای مردم رقم میزد شاید قابل بخشش بود اما در سرزمین نعمتها و فرصتها، عملکرد موحد و تیمش قابل بخشش نیست!
منتقدین موحد میگویند که او نه تنها در کار و کارخانه و اشتغال، دینش را به مردم ادا نکرده بلکه او متهم است که در شاخص توسعهی فرهنگی و به نوعی در سیاستزدگی جامعه و وابسته کردن مردم به خودش، مافیایی و تحقیرآمیز عمل کرده است! که اگر غیر از این بود با این کارنامهای غیرقابل دفاع بعد از هشت دوره، همچنان انتخاب مردم نبود!
موحد یک انتخابات باز حرفهای شده تا جایی که یک اصل اساسی را زیر سوال برد؛ میگویند نماینده را دور اول رأی مردم به مجلس میبرد و دورهای بعدی، عملکرد او اما موحد اینگونه نبود و این اصل در مورد او صادق نبود.
موحد نه در احداث کارخانه و زیرساخت و فرودگاه و … کارنامهای دارد و نه هم در حضور موثرش در مجلس و نطق و سخنرانی و پیگیری موثر امور مردم؛ او حتی برای کاهش تعداد غیبتهایش در مجلس هم تلاشی نکرد!
حالا از گوشه و کنار شنیده میشود که سید محمد موحد باز هم قصد نامزدی در انتخابات آتی مجلس از حوزهی کهگیلویهی بزرگ را دارد، خبری به شدت ناامیدکننده که باز هم این دیار را در همین وضعیت رکون و رکود، نگه میدارد؛ شاید تنها امید این باشد که خود موحد به هر دلیلی از این قصد خود منصرف شود و گرنه گویا او باید تا پایان عمر، نمایندهی مردم در مجلس بماند! آنجا که یادآور این جمله معروف است که گفته شد اگر خودم و زنم باشیم نفر اول خواهم شد!
این نقد به معنای نادیده گرفتن اقدامات و تلاشهای سید محمد موحد در برخی زمینهها نیست و قطعا این فرصت را در اختیار وی قرار خواهیم داد تا از عملکردش دفاع کند.
انتهای پیام/ بنام
