جلب رضایت آخرین مالک در مسیر بازگشایی بلوار جمهوری یاسوج؛ کیوان آشنا و نگاهی به رویکرد مدیریتی بلوارسازی‌اش

یادداشت ارسالی/ ریواس جنوب

 

جلب رضایت آخرین مالک در مسیر بازگشایی بلوار جمهوری یاسوج؛ کیوان آشنا و نگاهی به رویکرد مدیریتی بلوارسازی‌اش

 

تشخیصش کار سختی نیست؛ کیوان آشنا برای کار کردن و رضایت مردم، حرص و طمعی دوست‌داشتنی دارد؛ او واقعا دلش می‌خواهد برای این شهر، کار کند و این را می‌شود از رفتارها و حرف‌ها و حتی قیافه‌اش هم فهمید.

آشنا، شهردار یاسوج است؛ شهری که قدمتی ۵۰ ساله دارد و با یک نگاه روستایی و بدون رعایت سرانه‌های شهری، بنا شده است و همین، کار او را سخت می‌کند.

 

جانمایی‌های اشتباه بدون پیش‌بینی آینده از سوی شرکت‌های خدمات‌رسان به ویژه شرکت برق نیز بسیاری از خدمات شهرداری را تحت‌الشعاع قرار داده یا سرعت عملیات فیزیکی را کند کرده است به طوری که جانمایی تیرهای برق و لزوم جابجایی آنها، همواره یک دردسر بوده است.

 

تازه اگر کاری به سختی‌های کار شهرداران و دردسرهای شوراهای شهر، مشکل بزرگی به نام وجود معارض در عمده‌ی پروژه‌ها و موانعی از این دست نداشته باشیم و از وقوع جنگ و تحریم‌ها و کمبود شدید اعتبارات هم چشم‌پوشی کنیم، آشنا، وارث شهری شد که خاله و خرزویی اداره می‌شد و هر کس زمینی می‌خرید، نه برای آن پارکینگی در نظر می‌گرفت و تعاونی‌های ساخت و ساز مسکن هم فضاهای آموزشی و فضای سبز و پارک و سرانه‌های درمان و … را پیش‌بینی و رعایت نمی‌کردند و همه‌ی این‌ها کار را برای یک شهردار سخت می‌کند.

شهری که فقط یک خیابان اصلی داشت که آنقدر باریک و کم‌عرض بود تا جایی که در میدان و فلکه‌ی اصلی شهر، یک موتورسیکلت هم نمی‌تواند دور بزند.

 

شهری که همه مشکلاتش انباشته شده و فقط در یک قلم، آسفالت خیابان‌های آن عمدتا به دو دهه پیش برمی‌گردد و همه‌ی مشکلات و خواسته‌های مردم، یکجا جمع شدند و این‌ها، کار یک شهرداری که می‌خواهد کار کند و مردم از او راضی باشند، را سخت و سخت‌تر می‌کنند.

قطعا باید عملکرد یک مدیر را متناسب با شرایطی که در آن قرار دارد، قضاوت کنیم و باید بپذیریم که آشنا در یک شرایط عادی، شهردار نشد و موانع و محدودیت‌هایش بیشتر از فرصت‌ها و اختیاراتش بود اما با همین وجود او از همه‌ی شهرداران قبل از خود، بهتر و موفق‌تر عمل کرده است.

مدیریت در شهر یاسوج با حال و روزی که توضیح دادم کار را به جایی می‌رساند که بلوار جمهوری که ابتدای آن عریض و استاندار است در وسط آن باریک می‌شود و ده‌ها مغازه و فروشگاه و ملک در مسیر آن ساخته می‌شود و وقتی از ابتدا، سرانه‌ی خیابان و عرض آن رعایت نشده، اکنون اگر یک شهردار بخواهد درست کار کند باید با پول هنگفت، وقت فراوان و دردسرهای حقوقی این املاک را تملک کند، بخرد یا معاوضه کند تا این مسیر را باز کند و این کاری است که دردسرهایش ده‌ها برابر یک پروژه ای است که از صفر باید ساخته شود.

اما این مشکلات موجب نشد که شهردار یاسوج و تیم همراهش، دست روی دست بگذارند بلکه آنها همه‌ی دردسرها را به جان خریدند، نارضایتی مالکان و اقوام آنها را تحمل کردند، خانه به خانه رفتند، وقت گذاشتند، با مالکان صحبت کردند، از ظرفیت بزرگان قوم‌ها استفاده کردند، پول خرج کردند و نهایتا با یک تدبیر مدیریتی و یک پیشنهاد منطقی برای معاوضه املاک، توانستند بعد از یکسال و اندی مذاکره و تلاش و رایزنی، صاحبان این مغازه‌های و املاک تجاری را یکی یکی راضی کنند.

تقریبا هر ماه از شهرداری خبر می‌رسید که با یکی از مالکان، توافق شده و در ادامه‌ی این خبرها، امروز در یک خبر خوش، آقای شهردار اعلام کرد که آخرین مالک را نیز راضی کرده و لودرهای شهرداری برای تخریب این ملک‌ها، عازم شدند؛ تخریبی که سرآغاز یک ساختن است، ساختن شهری که زیباست اما گذشتگان در حقش کوتاهی و شاید هم اجحاف کردند.

اگر بلوار جمهوری نهایتا باز شود، شهردار یاسوج، عیار مدیریتی‌اش را اثبات می‌کند و مردم و شهر، زیر بار ترافیک کور و قفل این بلوار و خیابان‌های اطراف، نفسی تازه می‌کنند.

مردم یاسوج از هم‌اکنون با نزدیک شدن به فصل بازگشایی مدارس، لرز ترافیک کلافه کننده شهر یاسوج را دارند و با این اقدام شهرداری حداقل در این نقطه از مرکز شهر، شاهد تسهیل در عبور و مرور و روان شدن ترافیک خواهیم بود.

همچنین شهر یاسوج به شدت نیاز دارد که همه بازارها، بانک‌ها، فروشگاه‌ها و دیگر خدمات شهری روی یک خیابان خاص و حدفاصل هفت‌تیر تا ساعت نباشد و با بازگشایی بلوار جمهوری، بخش زیادی از این خدمات و بازار به آنجا منتقل می‌‌شود تا به نوعی هم شهر، رنگ شهر به خودش بگیرد و هم ترافیک و خدمات و نیازهای مردم به درستی توزیع و پراکنده شود.

آشنا، بلوارسازی‌ها را به همین مورد ختم نکرد و مشابه همین پروژه در ۴۵ متری آیت‌الله ملک‌حسینی هم برای رفع سه تا معارض که خانه‌هاشان در مسیر این بلوار است، یکسال است وقت گذاشته و حتی حاضر شده با بیشترین قیمت ممکن و به صورت نقد خریداری کند و این بلوار مهم را در اختیار مردم قرار دهد و زیر ترافیک ببرد که اگر موفق شود، نه تنها شهر نفس می‌کشد بلکه شهروندان یاسوجی، نام کیوان آشنا را برای همیشه به خاطر می‌سپارند.

جدول‌گذاری و آسفالت کارهای کوچک و روتین شهرداری است و عمری کوتاه دارند اما احداث یک بلوار برای نسل‌های بعد هم خدمتی ماندگار به حساب می‌آید و شهردار یاسوج به خوبی چنین رویکردی را انتخاب کرد؛ انتخابی میان کارهای نمایشی و در دید با به‌به و چه‌چه‌های زودگذر یا کارهای ماندگار با نگاه ساختن این شهر در درازمدت!

او در بلوار بزرگ شهدای اقتدار با هدف ایجاد یک کمربند اتصالی میان پل چهارم رودخانه بشار و عبور از مناطق سروک و رسیدن به اتوبان یاسوج به شیراز نیز چنین رویکردی را دنبال کرد و این بلوار نیز نقش پررنگی در تسهیل و توزیع ترافیک خواهد داشت؛ بلواری که فاز اول آن افتتاح، فاز دوم آن در روزهای آتی افتتاح و فاز سوم آن با سرعت قابل قبولی در حال تکمیل شدن است.

در میان این پروژه‌های بزرگ، کارهای دیگری هم با همین هدف توزیع ترافیک و ایجاد شریان‌های مویرگی نیز از جمله اتصال اکبرآباد به میدان هفت‌سین پشت کارخانه قند یا اتصال میدان جهاد به خیابان استاندارد و موارد بیشتری انجام شده که نمره‌ی کیوان آشنا را در این بخش، قابل قبول می‌کند.

البته برنامه‌ی شهردار برای ادامه دادن بلوار دم‌بریده و ناقص ارم و اتصال آن به منطقه‌ی بسنجان، موازی با میدان جهاد یکی از تصمیمات مهم و موثر او در مقوله توزیع ترافیک و بلوارسازی است که اگر در این پروژه هم موفق شود، کارنامه این شهردار برای یک دوره دوساله بسیار پربار خواهد بود که قابل قیاس به هیچ شهردار دیگری در هیچ دوره‌ای دیگری نخواهد بود.

این را هم باید در نظر بگیریم که کیوان آشنا در دوره‌ای شهردار شد که کشور در جنگ و تحریم است و به لحاظ اعتباری تقریبا کمک‌های دولتی به شهرداری کاهش چشمگیری داشت؛ آشنا برای جبران این نقیصه، در رویکرد درست مدیریتی، ظرفیت‌ها، ماشین‌آلات و توان مهندسی و نیروی انسانی خود شهرداری را فعال کرد و بخش عمده‌ی پروژه‌ها و این دستاوردهای مهم را بدون پیمانکار و با امکانات خود شهرداری و با کمترین هزینه ی ممکن، به صورت امانی انجام دادند که قابل تحسین است.

کیوان آشنا در مدت مدیریتش بر شهر یک رویکرد ارزشمند دیگر هم داشت؛ او تمرکز خدمات را از از نقاط خاص برداشت و آن را عادلانه به همه نقاط شهر از بلهزار و مادوان گرفته تا سرابتاوه و سروک گسترش داد.

در همین موضوع آسفالت که مردم به‌حق گلایه‌مند هستند، شهردار یاسوج می‌توانست برای آنکه در دید باشد و بیشتر دیده شود، خدماتش را در دید مردم و در مرکز شهر و فلکه‌ی ساعت و هفت‌تیر و اطراف آن، متمرکز کند اما این کار را نکرد و با رویکرد عادلانه، آسفالت خیابان‌های مانند انقلاب‌ها و بلهزار و سرآبتاوه را در اولویت قرار داد و کار را از آنجا شروع کرد و به زودی به مرکز شهر هم خواهد رسید.

 

 

این وضعیت به گونه‌ای است که در یک قضاوت منصفانه  هم باید گفت شهر هنوز هم پر از مشکل و چاله چوله است و هم باید گفت که  شهردار واقعا در حال کار کردن است و کارهای خوبی هم انجام داده است.

 

توضیح ریواس: این یادداشت با هدف تعریف و تمجید از یک مدیر نیست بلکه با هدف قدردانی از مدیری است که تلاش می‌کند برای مردم کار کند و تیم تحریریه ریواس جنوب، این تلاش و این انگیزه برای انجام کارهای ماندگار در شهر را می‌بیند و اگر ننویسد بی‌انصافی کرده است؛ از سوی دیگر همانگونه که در متن هم آمده، این‌ها به منزله‌ی این نیست که در شهر، مشکل نیست بلکه به ویژه در حوزه‌ی آسفالت خیابان‌ها، مطالبه ی مردم کاملا به حق است.

 

انتهای پیام/ بنام

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=220752

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.