زوایای مخفی آتشسوزی مصلی؛ از نگهبانی که نگهبانی نداد تا مصلایی که حتی دوربین ندارد/ آزمون متفاوت دادستان استان
ریواس/ حادثهی آتشسوزی نمایشگاه پاییزهی یاسوج شاید در ظاهر، سوختن وسایل چند غرفهدار باشد اما در عمل خلأهای عمیق مدیریتی و امنیتی در پدافند غیرعامل را نمایان کرد؛ مصلی یاسوج وقتی برای ۱۰ روز اجاره بیش از ۳۰۰ میلیونی از مجری نمایشگاه میگیرد کاملا در صحنه است اما اکنون که معلوم شده با وجود این اجارهبهای سنگین، سادهترین استانداردهای اولیه از جمله دوربین مداربسته، بیمه و سیستم اطفای حریق ندارد، کسی پاسخگو نیست؛ این حادثه چند زاویه مخفی، چند سوال و ابهام و چند تناقض آشکار دارد که آزمون جدید دادستان استان را برای اجرای عدالت، به سختترین میدان برای او تبدیل کرده است!
به گزارش ریواس جنوب، در حالی که مصلای شهر یاسوج باید امنترین مکان عمومی برای تجمعات شهروندان همراه با رعایت پدافند غیرعامل باشد، آتشسوزی اخیر در نمایشگاه پاییزه نشان داد که این مکان، فراتر از کارکرد مذهبی، به یک «ماشین پولسازی» بدون زیرساخت تبدیل شده است.
همه ما و همهی نهادها حتی مصلی نماز جمعه و متولیان آن باید در مقابل قانون یکسان باشند؛ مصلی زیر نظر دفتر امام جمعهی یاسوج اداره میشود که یک مقام مذهبی و دارای آبرو و احترام است و هرگونه قصور در این نهاد عمومی و مذهبی، در گام نخست دودش به چشم نمایندهی ولی فقیه میرود و او قبل از هر کسی باید با رویههای غلط و قصور احتمالی افراد و مسببین آتشسوزی اخیر مصلی، برخورد کند.
واقعیت این است که حتی اگر مجوز این کار هم صادر شده باشد اما اینکه مکان مقدس نماز جمعه را برای هر کاری، اجاره داد، یک رویهی غلط و نگاهی بازاری به این مکان انسانساز است.
با این وجود، بانیان مصلی شهر یاسوج این مکان مقدس و مذهبی را برای برگزاری نمایشگاهها، اجاره میدهند، آن هم با مبالغ نجومی برای فقط ۱۰ روز!
گفته میشود، متولیان مصلی یاسوج برای نمایشگاه پاییزه، مبلغی بیش از ۳۰۰ میلیون تومان از مجری نمایشگاه پول نقد گرفتند و گویا این رویه چندین سال است به همین شکل است.
برخی مجریان نمایشگاهی که در یک دههی اخیر در مصلی، نمایشگاه اجرا کردند، به ریواس گفتند که در هنگام اجاره دادن مصلی، موضوع امنیت آن، بیمه و دیگر خدماتش یکی از دلایل اجارهبهای نجومی برای ۱۰ روز است اما اکنون مشخص شده که همهی اینها شعار بوده و امنیت مصلی یاسوج از پارک روباز ولایت یاسوج هم بیشتر نیست!
هر چند به طور کلی نگاه درآمدزایی به مکان نماز جمعه، نوعی اجحاف در حق دین و مذهب و معنویت مردم است اما از این هم که بگذریم، سوالات فراوانی وجود دارد؛ حالا که مصلی پولهای اجاره نجومی فقط برای چند روز میگیرد که با تجریش و لواسانات برابری میکند، چرا فاقد امکانات اولیه و اقدامات پدافندی مثل دوربین مدار بسته، سیستم اطفای حریق و فیوزهای قطع برق در شرایط اضطراری نبوده است؟
جالب این جاست که گویا مصلی، حتی بیمه هم ندارد! یعنی محل اجتماعات مردم، محل برگزاری نماز جمعه مه هیچ محل اجاره نمایشگاهها، بیمه هم ندارد! با چه منطقی میشود این پولهای نجومی را در کنار این بیتدبیریها، پذیرفت؟
یکی از مجریان نمایشگاهها در یاسوج به خبرنگار ما گفت که اگر مصلی یاسوج، فقط پول یکی از نمایشگاهها را میداد اکنون هم دوربین مداربسته و اطفای حریق و هم دیگر امکانات لازم را خریداری و نصب میکرد!
واقعا چه کسی این سوال را جواب میدهد که وقتی یک نهاد این همه پول برای هر نمایشگاه میگیرد چرا استانداردهای اولیه پدافند غیرعامل را ندارد؟
اکنون که این حادثه آتشسوزی به وجود آمد و محصولات نمایشگاه و غرفهداران و مهمانان در آتش سوخت، چه کسی پاسخگوی مردم و خسارت دیدگان است؟
در نگاه اول و با بررسیهای اولیه، این پرونده چهار متهم اصلی دارد؛ ابتدا دستاندرکاران و مدیر مصلی یاسوج، دوم مجری نمایشگاه، سوم برقکار و مسئول برق مجموعه و چهارم هم نگهبان مصلی و از سوی دیگر، این پرونده چند زاویهی پنهان هم دارد.
به گفتهی برخی غرفهداران، به روال روزهای قبل نمایشگاه، به غرفهداران اجازه داده میشد به دلیل شرایط خاص بازار، تا زمانی که استقبالکننده است بتوانند فروش کنند، اما در شب حادثه با حضور یکی از مسئولان مصلی، رأس ساعت ۲۲ خاموشی زده شد تا جایی که غرفهداران با نور چراغ قوه گوشیهای خود توانستند غرفههای خود را ببندند و وسایلشان را جمع کنند و از مصلی خارج شوند؛ اتفاقی که دو سوال مهم را در پی دارد.
اول اینکه آیا ضرورتی به سختگیری و عجله برای خروج غرفهداران بود؟ وقتی مردم برای خرید مایحتاج خود در غرفهها حضور دارند چرا باید با عجله مردم و غرفهداران را بیرون کرد؟ آیا نمیشد درب مصلی بسته میشد اما اجازه خرید به مردمی که در نمایشگاه حضور داشتند، داده میشد؟
آیا اگر غرفهداران فرصت کافی برای خاموش کردن وسایل برقی خود داشتند، این حادثه رقم میخورد؟
دوم اینکه وقتی به گواه شاهدان، برق نمایشگاه در آخرین لحظات تعطیلی نمایشگاه، قطع شد، چگونه است که علت آتشسوزی، اتصال برق اعلام شده است؟ مگر جایی که برق نیست، اتصالی هست؟
مگر اینکه برق خود مصلی اتصالی کرده باشد و به نمایشگاه سرایت کرده باشد یا هم احتمالهای دیگری از جمله عمدی بودن آتشسوزی محتمل باشد!در هر صورت این تناقض قطع برق و همزمان اتصالی برق و اعلام علت آتش سوزی باید شفاف شود.
موضوع دیگر، ماجرای نگهبان تحمیلی نمایشگاه است؛ گفته میشود به دلیل مسایل امنیتی و قداست نماز جمعه، اجازهی نگهبانی به هر شخصی داده نمیشود و در اجرای این نمایشگاه نیز مقرر شده که نگهبان دایمی مصلی، نگهبانی نمایشگاه را نیز انجام دهد و از قضا در هنگام آتشسوزی گویا این نگهبان در محل کارش حاضر نبود و بعد از آنکه غرفهداران و مردم را با عجله خارج کردن و برقها را خاموش کردند، نگهبان نیز درب مصلی را میبندد و به خانهاش میرود!
حالا چند سوال اینجا مطرح است؛ نخست اینکه چرا اجازه بهکارگیری نگهبان مورد اطمینان، مجری نمایشگاه داده نشد؟ یا چرا نگهبان مصلی را مأمور این کار کردند؟
دوم اینکه اگر فلسفهی نگهبانی این است که درب را ببندیم و به خانه برویم، چرا اسمش را میگذاریم نگهبان؟ آن هم مصلی که حتی یک دوربین مداربسته هم ندارد!
روایتی که در گفتوگو با محمد رستمی، مدیر آتشنشانی شهرداری یاسوج تایید شد؛ او به ریواس جنوب گفته که بعد از گزارش آتشسوزی، بلافاصله به محل حادثه آمدیم اما چون نگهبان نبود، بسیار معطل شدیم و مجبور شدیم که قفل درب مصلی را بشکنیم و وارد شویم که همین اتلاف وقت، زمان طلایی اطفای حریق را از ما گرفت هرچند با مهار آن جلوی خسارت بیشتر به نمایشگاه را گرفتیم.
همهی این اتفاقات یکطرف، تقاضای حقوق همین نگهبان وظیفهنشناس هم یکطرف؛ او تقاضای دریافت ۳۵ میلیون تومان برای نگهبانی از نمایشگاه در این ۱۰ روز را داد و گویا مجری باید این مبلغ را به او بپردازد!
مبلغی هنگفت که فقط در مصلی یاسوج دیده و شنیده میشود؛ وقتی اجاره برای ۱۰ روز ۳۰۰ میلیون تومان باشد نگهبان حق دارد ۳۵ میلیون بخواهد؛ تازه این به جز سایر هزینههایی است که تحت عناوین مختلف از مجریان نمایشگاهها میگیرند!
احتمالا این نگهبان میگوید که ۳۵ میلیون را برای استراحت و خواب در خانه میخواهم اگر قرار است تا صبح در نمایشگاه نگهبانی دهم باید ۳۵۰ میلیون تومان حقوق بگیرم!!
حالا در این آشفتهبازار، همهی متهمان تلاش میکنند، تقصیرات را به گردن دیگری بیندازند یا دست کم درصد تخلف خودشان را کمتر کنند؛ از همینرو شنیده شده که یکی از متولیان مصلی با دستپاچگی در صبحِ شب بعد حادثه از مجری خواسته تا بیاید و یک پیشنویس قراردارد را امضا کند، موضوعی مشکوک که یا فرار به جلو بوده یا قراردادی از اول نبوده یا هم تلاش شده تا متن قرارداد را عوض کنند و همهی کاسهها را روی مجری بشکنند!
در فردای روز حادثه نیز در تجمع غرفهداران که پیگیر پرداخت خسارت بودند و از اینکه مصلی و نمایشگاه هیچکدام بیمه نبودند، شاکی بودند و در جلوی استانداری تجمع کردند، به همان اندازه که برخورد پلیس با معترضان رضایتبخش نبود، تدبیر و شجاعت رییس اتاق اصناف بویراحمد در آرام کردن غرفهداران خسارت دیده و حمایت از حقوق آنها جالب توجه بود و جای تقدیر دارد.
به جز حضور مهرداد الهی، رییس اتاق اصناف بویراحمد در جمع معترضین و صحبت منطقی و به موقع با آنها، تا این جای این قصه هر چه شنیدیم، تلخ بود اما قسمت امیدوارکننده ای ماجرا ورود دادستان مرکز استان به این حادثه است؛ سید وحید موسویان که تاکنون با تدابیرش و تیغ تیز عدالتش، جلوی تضییع حقوق افراد و حقوق عامهی مردم را گرفته و در ورود به بسیاری از مسائل از جمله ورشستگی پتروشیمی گچساران، فولاد یاسوج، فاضلاب کارخانهی قند و موارد دیگر موفق بود، اکنون با یک آزمون متفاوت مواجه است؛ آزمونی که یک سر آن، مصلی یاسوج و مدیران آن است که افکار عمومی میگویند چون نفوذ دارند و جایگاه، ممکن است، مسیر پیگیریهای قضایی با ملاحظاتی همراه باشد اما این افراد دادستان و روحیاتش را نمیشناسند.
دادستان اگر میخواست در رودربایستی و ملاحظات گیر کند که در دل شبی که حادثه به وجود آمد، در محل حاضر نمیشد و دستور برخورد و رسیدگی به پرونده را نمیداد! او قطعا با مسببین این حادثه در هر سطحی برخورد خواهد کرد؛ موضوعی که او به صراحت به خبرنگاران گفت و روی آن تاکید هم کرد؛ انتظار میرود که دادستان مردمی کهگیلویه و بویراحمد در این آزمون عدالت هم نزد مردم، روسپید شود و آنگونه که افکار عمومی در برخورد بدون اغماض با متخلفین و سهلانگاران در هر جایگاهی توقع دارند، عمل کند.
حادثه با کمترین خسارت ممکن به پایان رسید و عملکرد آتشنشانی، ورود دادستان، استاندار و مواضع رییس اتاق اصناف در مدیریت حادثه موثر بود اما این حادثه یک باگ امنیتی و هشدار جدی برای مسئولان است؛ اگر در هنگام حضور مردم، حادثهای رقم میخورد و تلفات جانی داشتیم، آن وقت چه کسی پاسخگوی بار امنیتی آن بود؟ مصلی که حتی یک دوربین مداربسته هم ندارد؟ یا نگهبانی که نگهبانی نمیدهد؟یا شاید هم مجری نمایشگاه که حتی غرفههایش را بیمه نکرده است؟
اگر سارقی میآمد و همه محصولات را بار میزد و میبرد، چه کسی پاسخگوی امنیت این شهر بود؟ آیا باید دادستان، جور همه خلأها را بکشد؟ چرا مدیران و مجریان ما یاد نگرفتند کارهایشان را به موقع و درستی انجام دهند که هزینهی اشتباه آنها روی دوش امنیت یک شهر نیفتد؟
شاید وقت آن رسیده است که هم نگاه مادیاتی به مکان مقدس نماز جمعه را تغییر دهیم و هم پدافند غیرعامل را جدی بگیریم و یادمان نرود که حادثه، هر روز نیست از قبل هم خبر نمیکند! اگر امروز حادثهای نبود دلیلی نمیشود که فردا هم نباشد!
انتهای پیام/ بنام
