شرایط سیاسی کهگیلویه فرق می‌کند/ اصلاح‌طلبان عقب‌گرد نمی‌کنند

از سوی دیگر، مگر شخصیت‌های سیاسی نام‌آشنای دیگری همچون صدوقی، رستاد، باقریان، دکتر بنام، سیف‌سادات و ... که زمزمه‌ی حضور آنان از طیف فکری اصلاح‌طلبان در میدان ارزیابی مردم این حوزه‌ی انتخابیه، شنیده می‌شود، راه افراط را در پیش دارند که اصلاح‌طلبان ناچار به شیون پیش از مرگ و تن‌دادن به کاندیداهای اصول‌گرایانِ شناسنامه‌دار شوند؟!

 ریواس/ در باب یادداشت جهت‌داری که در یکی از سایتهای استان کهگیلویه و بویراحمد، با عنوان «اصلاح‌طلبان کهگیلویه و گزینه‌های موجود» نگاشته شد {اینجا کلیک کنید} یادآوری نکاتی را لازم می‌دانم؛

نویسنده محترم یادداشت، در همان ابتدای مقاله‌ی خود، با الهام گرفتن از رویه‌ی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری، سعی در ناچار جلوه دادن اصلاح طلبان کهگیلویه در ائتلاف روی گزینه‌ای از اصولگرایان دارد.

اما در پاسخ به این ذهنیتِ دور از واقعیت باید گفت که دکتر عارف در آن انتخابات که سرشار از درس‌های پر‌معنا برای احزاب سیاسی ایران بود با ازخودگذشتگیِ سیاسی، حوزه‌ی قلمرو اصلاح‌طلبان را گسترش داد. وی با اقدام تاریخی خود بخش وسیعی از افکار عمومی را که از رد صلاحیت یکی از ارکان نظام یعنی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منزجر شده بود را تسکین داد و با گزینه‌ای ائتلاف کرد که از یاران نزدیک خود هاشمی رفسنجانی محسوب می شد. از سوی دیگر هاشمی نیز یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های سیاسی کشور است که در مقطع پایانی زندگی سیاسی خود با نزدیکی هرچه بیشتر به مردم، تصمیم گرفت حرف همه‌ی آحاد ملت را بشنود؛ او که مشخصاً راه خود را از انحصارطلبان جدا و تمکین به رأی مردم را علناً اعلام کرد.

بنابراین می‌توان گفت زیر چتر تفکر اصلاح‌طلبی، به‌قدر کافی فضای آزاد برای همه‌ی آنهایی که به «میزان، رأی ملت است» یعنی فرموده‌ی بنیانگذار کبیر انقلاب، اعتقاد راسخ دارند وجود دارد. بنا به تعاریف واقعی، تنگ‌نظری در قاموس اصلاح‌طلبی معنا ندارد؛ منشور اصلاح‌طلبی نیز نه بر روی افراد بلکه بروی افکار، متکی است. یعنی هر کسی که اکنون در مسیر اصلاح‌طلبی که ریشه در فطرت انسان‌ها دارد، حرکت کند اصلاح‌طلب تلقی می‌شود حتی اگر سالها اصولگرا بوده باشد!

تحلیل درست از شرایط انتخابات 24 خرداد 92، ما را به این نتیجه می‌رساند که محمدرضا عارف و اصلاح‌طلبان عقب‌نشینی نکرده‌اند بلکه چتر اصلاح‌طلبی را بر روی جامعه بیش از پیش، گسترش داده‌اند.

حال اینکه در شهرستان کهگیلویه، شرایط فرق می‌کند و خوشبختانه اصلاح‌طلبان آن دیار هم متعددند و هم متفکر، هم معتدلند و هم معتقد! بنابراین آنقدر گزینه دارند که نخواهند و مجبور به عقب‌نشینی و عقب‌گردی نشوند؛ آقای دکتر مصطفی تقوی که در یادداشت مذکور از وی به عنوان گزینه‌ی واقع‌گرایانه‌ی اصلاح طلبان یاد شده است، شخصیتی محترم، دانشگاهی و تحصیلکرده، اندیشمند و دارای پایگاه اجتماعی و مذهبی می‌باشند، اما وی هرکه باشد گزینه‌ی اصولگرایان است و بس! دکتر تقوی را اگر نخواهیم بپذیریم که «نیروی در سایه‌ی» آقای بزرگواری است، دست‌کم پذیرفتنی است که باید در جایگزینی با آقایان موحد، مژدهی‌پور، عدل هاشمی ، فیاض‌بخش و حبیبی رقابت کند و بهتر بود نویسنده‌ی محترم از لزوم تلاش تقوی برای باز کردن جای خود در بین اصولگرایان سخن می‌گفت نه توصیه به اصلاح‌طلبان برای ائتلاف با وی!

نویسنده محترم، علت انتخاب سید مصطفی تقوی را به عنوان گزینه‌ی اصلاح‌طلبان، دوری از افراط و تقویت خطِ میانه بیان می‌کند و احتمال بازماندن کاندیداهای محبوب اصلاح طلب از فیلترهای تأیید صلاحیت را استدلال قرار می‌دهد اما سوالی که اینجا قابل طرح می‌باشد این است که مگر رد صلاحیت‌های ادوار گذشته‌ی اصلاح‌طلبان به خاطر افراطی‌گری بوده است؟

آقایان لاهوتی و منطقیان دو تن از معتدل‌ترین و منطقی‌ترین افراد حاضر در صحنه‌ی سیاسی هستند و با وجود تمامی ناملایمت‌های سیاسی که برایشان حادث شده است هیچ‌گاه از دایره‌ی تعقل، خردورزی و پایبندی به نظام خارج نشده‌اند!

از سوی دیگر، مگر شخصیت‌های سیاسی نام‌آشنای دیگری همچون صدوقی، رستاد، باقریان، دکتر بنام، سیف‌سادات و … که زمزمه‌ی حضور آنان از طیف فکری اصلاح‌طلبان در میدان ارزیابی مردم این حوزه‌ی انتخابیه، شنیده می‌شود، راه افراط را در پیش دارند که اصلاح‌طلبان ناچار به شیون پیش از مرگ و تن‌دادن به کاندیداهای اصول‌گرایانِ شناسنامه‌دار شوند؟!

همه‌ی این افراد به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ارکان آن پایبندند و قانون اساسی را در تمام ابعاد آن و نه تفسیر بخشی و سلیقه‌ای از آن قبول دارند. بنابراین افراطی در کار نیست که مورد استدلال واقع شده است.

از دیگر سو، حتی اگر دست اصلاح‌طلبان از حیث اشاره‌شده در آن یادداشت، بسته یا خالی شود، این‌بار پیش‌بینی می‌شود اصلاح‌طلبان با حضور در انتخابات به همان رأی به نظام، اکتفاء نمایند.

همچنین، عنوان مطلب به “اصلاح طلبان و گزینه های موجود” اختصاص یافته است در حالیکه نویسنده در ادامه پردازش خود هیچ اشاره ای به گزینه های احتمالی اصلاح طلبان به جز سید مصطفی تقوی نکرده است لذا بهتر می بود عنوان مطلب،”اصلاح طلبان و تنها گزینه موجود ” درج می شد.

نویسنده‌ی این یادداشت، در بند پایانی نوشتار خود، ساده‌انگارانه نظر خود را به نظر همه‌ی اصلاح‌طلبان تعمیم می‌دهد و عبارت «ما اصلاح‌طلبان» را به‌کار می‌برد که این خود، جهت‌دار بودن اساس نوشته را آشکارتر می‌سازد.

مخلص کلام اینکه تا انتخابات اسفندماه راه درازی در پیش است و “حق انتخاب” برای اصلاح طلبان حیطه‌ی وسیعی دارد.

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=16910

8 Comments

  • جناب آقای سید وحید موسوی با سلام؛
    در دو حوزه نباید مطلق و مطمئن صحبت کرد 1-حوزه علوم تجربی(چرا که ممکن است تکرار یک تجربه نتیجه ی خلاف آن را نشان دهد) 2- علوم اجتماعی چرا که بیشتر استلال های ما در این حوزه از تعمیم جز به کل پیروی میکنه حالا هرچقدر این جامعه آماری نمونه (جزء) کمتر باشد تعمیم آن به جامعه آماری کل ناصحیح تر و خطر انحراف از معیار را بیشتر میکند من مقاله شما را مطالعه کردم ضمن احترام به شما باید بگویم که جزء آماری شما فقط نظر شخصی خودتان بوده که طبیعتا با واقعیت انحراف شدیدی دارد.
    بعدشم مطلب شما بیش از هر چیز نقض کننده فعالیت حزبی بوده
    از نظر من اصول گرا ، اصولگراست حالا اینکه یه عده بنا به موقعیت و منافع خود ، خود را از این جریان به آن جریان می کنند کاری ناصواب است
    اگه این تغییر موضع واقعی بود چرا در این ایام نزدیک به انتخابات باید اتفاق بیفتد.
    به قول رهبر اصلاحات آقای خاتمی: «مردم باید بیش و پیش از آنکه شخص را انتخاب کنند راه را انتخاب کنند». و راه اصلاح طلبان مشخصه لطفا بیراهه و کوره راه نسازید.
    با تشکر
    شایان علمداری فر

  • آقای بنام، حرف شما کاملا درست است اما یک سوال:
    اگر واقعا اینطور است که میگید پس چرا دور قبل خیلی از همین آقایان به سمت بزرگواری رفتند؟؟!!

    • با سلام و ضمن تشکر از حضرتعالی به خاطر اظهار نظر دلسوزانه:
      بنده قصد پاک کردن خطای سیاسی افراد را نداشته و ندارم کما اینکه در کنار همه اصلاح طلبان دیگر خواهان بررسی نامزدهای اصلاح طلب از همه جهات منتها با تاکید بر نداشتن “فول سیاسی” هستم؛ بدین معنا که گذشته افراد را با دقت و حتی بدون هیچ اغماضی بررسی کنیم و ببینیم کدامیک نرمش، چرخش و نهایتاً سازش نداشته اند!
      ما مسئول تصمیم مردم نیستیم و نخواهیم بود و این مدعیان رهبران یک جریان هستند که باید مورد ارزیابی قرار گیرند. مردم همانگونه که رهبران جریان لجاجت کردند و راه افتراق در پیش گرفتند هم به نوعی لجاجت کردند و راه دیگری در پیش گرفتند.
      اما در این مقاله بنده منظورم از اصلاح طلبان افراد نبود بلکه کسانی را مد نظر گرفتم که افکار اصلاح طلبی دارند و معتقدیم فکر اصلاح طلبی هیچ گاه به عقب برنمی گردد.
      باید قبول کنیم کسانی که داعیه اصلاح طلبی دارند و خود را شناسنامه دار جریان اصلاح طلبی می دانند از تیر رس ارزیابی مردم و تاریخ در امان نخواهند بود و آندسته از افرادی که ضمن داشتن این داعیه به برزگواری یا هر اصولگرای دیگری رای دادند در مقابل تاریخ سرافکنده خواهند بود و البته عامه مردم و کسانی که مدعی نیستند در این مقوله نمی گنجند.
      امروز دیگر روز اشتباه نیست و ما باید روی فردی اجماع کنیم که اصیل باشد نه معروف! هر فردی که اندیشه اش ناب باشد و قدمش هم استوار بوده و باشد شرط اول قدم است و در شرائط مساوی فاکتورهای بعدی سنجیده شوند و مطمئن باشیم که اینگونه تاریخ به نفع ما گواهی خواهد داد.

  • با سلام
    از دفاع جانانه شما از مشی اصلاح طلبی کمال تشکر را دارم. امیدوارم اصلاح طلبان روی یک گزینه اصیل و ثابت قدم اجماع کنند و شهرستان کهگیلویه را از بند تحجر نجات دهند.

  • وقتی اصلاح طلبان رای به بزرگواری دادن دیگه رای دادن به دکتر تقوی براشون افتخاره……………………………………………..

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.