صحبتهای دردناک یک عشایر دلخستهیِ عاشق، در دل زیباییهای یک تفریح+ فیلم
روزی تعطیل و یک تفریح دلچسب در دامنههای زیبای شهر یاسوج همراه با فرزندان خردسال با هزاران سوال بیجواب!
در دل این تفریح دلچسب و سوالات بیجواب، یک عشایر دلخسته در میانههای راه و در میان هیاهوی بچهها در طبیعت با ما همراه میشود.
او تیمور فرهمندیان است؛ خوشرو و گرم با لهجه شیرین ترکی و موهایی که سپید شده بودند! مهمان کهگیلویه و بویراحمدیهاست اما با همان کاسه ماست و آش دوغش ما را مهمان میکند؛ مسیر تفریح ما عوض میشود تا یک روز تعطیل نیز با دغدغه کار و یک مصاحبه و سوالات بیجوابش تمام شود.
فرهمندیان، خیلی سخت به حرف میآمد اما وقتی شروع کرد، چنان شیوا و پر از درد حرف میزد که در طول مصاحبه، دغدغهام شده بود، مجوز انتشار حرفهایش!
ابتدای مصاحبه با طعنهای دردناک گفت که عشایر هیچ مشکلی ندارند اما رفته رفته سفره دلش را گشود و از دردهای بیشمار عشایر ایران و عشایر ترکزبان گفت.

۱۰ چادر عشایری در منطقه دلی اولاد علی مومن برپا شده بود، اتراقشان ۱۵ روز در این منطقه پر از علف و زیبا طول میکشد؛ از ایل قشقایی و طایفه دره شوری است؛ صدای گوسفندان و بیقراری بزغالهها با صدای جیک جیک پرندگان و ذوق بچهها در طبیعت سحرانگیز یاسوج، حال و هوای خاصی به این منطقه داده است؛ گویا حیاتی دوباره به این «دلی» داده شد.
سینا، فرزند خردسالم، با همین صدا و بازی با بزغالهها، عاشق زندگی عشایری میشود اما هرگز از مصائب و سختیهای زندگی عشایری چیزی نمیداند؛ راستش اگر فرهمندیان به حرف نمیآمد، خودم هم، زندگی عشایری را در همین روی زیبایش میدیدم.
مصاحبه را آغاز کردم، دلش پر از خون بود؛ در آمارها جزو عشایر اصفهان است اما بخش عمده زندگیاش در استان فارس و بخشی از آن در کهگیلویه و بویراحمد میگذرد.
این عشایر دلخسته که عضو انجمن دام سبک ایران هم هست، ابتدا به یک آفت مرگبار در اقتصاد ایران به اسم دلال و واسطه اشاره کرد و گفت: ما از دولت هیچ چیز نمیخواهیم، فقط و فقط کاری کنند که ما تولیدکنندگان گوشت و دام سبک، زیر دست و پای واسطهها، له نشویم.
او گفت که گوشت تولیدی عشایر که با خون دل تولید میشود حدود ۱۷۰ هزار تومان تحویل دلالان میشود و هر جور که حسابش کنند نباید از ۳۵۰ هزار تومان بیشتر به دست مردم و مصرفکنندگان برسد اما دولت کاری کرده است که این گوشت در برخی نقاط ایران تا ۷۰۰ و ۸۰۰ هزار تومان روی سفره مردم برود.
فرهمندیان گفت که دردناکتر از این، موضوع سود خود عشایر و تولیدکننده است که حتی نیمی از سود تولید هر کیلوگرم گوشت قرمز به جیب عشایر نمیرود و همه آن را واسطهها میخورند که پدر ما را درآوردند.
وی با انتقاد شدید از سیاستهای دولتهای بعد از انقلاب پیرامون عشایر گفت که در حال حاضر عشایر ما ضرر میکنند و جیب مردم هم برای خرید یک کیلوگرم گوشت، خالی میشود و دولت هم این را میداند که واسطهها در بازار گوشت، جولان میدهند اما کاری نمیکنند.
فرهمندیان تاکید کرد که اگر دولت همین یک کار را برای ما کند، همه مشکلات زندگی عشایری را به جان میخریم.
این عشایر سرزنده اما دلخسته ادامه داد: شما مقایسه کنید در دوران پهلوی، عشایر ما انتظامات مخصوص برای حفظ امنیت داشتند، معلم برای تحصیل فرزندانشان، ماما برای بهداشت و زایمان زنانشان و دامپزشک برای دام هایشان، اما رفته رفته و یکی یکی اینها را از ما گرفتند، حتی به ایلراهها هم رحم نکردند و عشایر را بدون ایلراه میخواهند؛ تولید گوشت را بدون سود عشایر میخواهند و سود را برای واسطه ها میخواهند!
او گفت که بدون تعارف میگویم، بعد از انقلاب برای جامعه عشایری هیچ برنامه مشخصی ندارند، معلوم نیست اعتقادشان به چیست؟ آیا عشایر از منابع طبیعی استفاده کنند؟ آیا یکجانشینی کنند؟ آیا کوچ کنند؟ آیا دام سبک تولید کنند؟ آیا دام برای مراتع ضرر دارد؟ اینها فقط ایل راههای ما را گرفتند، اکثر ییلاق و قشلاق های ما را گرفتند و حداقل اینکه ایل ما، آواره بیابانها با کمترین خدمات شد.
او گفت که ۷۵ درصد ایل قشقایی، کوچ و عشایر را رها کردند و یکجا نشین شدند و تولیدی ندارند.
این عشایر کهنهکار با بیان اینکه همه منافع زندگی عشایر پنج استان فارس، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر، خوزستان و چهارمحال و بختیاری برای استان اصفهان است، از امور عشایر این استان و دولت خواست تا کاری کنند که گوشت تولیدی عشایر به قیمت واقعی به فروش برود و حالا که قرار است مردم، گوشت را کیلویی ۷۰۰ هزار تومان بخرند چرا سودش را تولیدکننده نخورد و واسطهها آن را بخورند؟
او از خاطره سفر ابراهیم رئیسی به اصفهان وقتی رییس قوه قضائیه بود نیز گفت و توضیح داد که آن روز نیز این حرفها را به او زدم اما نه آن روز و نه امروز که رئیس جمهور است، حال عشایر بهتر نشد که نشد.
فرهمندیان در پایان حرف هایش میگوید که ابتدای حرفهایم هم گفتم عشایر هیچ مشکلی ندارند اما شما بخوانید عشایر، سراسر مشکل هستند؛ ما عاشق هستیم و کسی مجبورمان نکرده است عشایری کنیم و تولید کنیم حالا اگر دولت برنامهای ندارد ما هم میتوانیم اموالمان را بفروشیم و در یک شهری بهتر از خیلیها زندگی کنیم اما اگر هنوز عشایریم یعنی عاشقیم و برای همین گفتم هر کس از من بپرسد میگویم هیچ مشکلی نداریم.
گزارش از کریم بنام
انتهای پیام/
