تفاوت دو مدیر با دو دیدگاه با یک مثال ساده
چرا شاهینی از خبرنگاران واهمه داشت؟
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، تا همین یکماه پیش، جهانگیر شاهینی رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کهگیلویه و بویراحمد بود؛ او آنقدر از خبرنگاران واهمه داشت که اگر در خیابانی یک خبرنگار میدید از خیابان پشتی میرفت، اگر روبرویش خبرنگاری میآمد راهش را کج میکرد، اگر در دوربینهای نظارت سازمانش متوجه ورود خبرنگاری به ادارهاش میشد، جلسه بحران برگزار میکرد!
با چنین نگاهی او برخلاف ۴ دهه اخیر بعد از انقلاب، در هیچ جلسهای مربوط به خودش هیچ خبرنگاری را دعوت نکرد و به جز یک نشست بدون کلام و صرفا تجلیلی بدون ارایه حق پرسش، آن هم در هفتههای نخست مدیریتش، هیچ نشستی با خبرنگاران نداشت.
در جلسات مشترک با استانداری از جمله شورای برنامهریزی هم معمولا حرفش را به کرسی مینشاند و خبرنگاران را به جلسه راه نمیداد اما هر وقت هم با وساطت استاندار و مدیر روابط عمومی استانداری، خبرنگاری به جلسهای با حضور شاهینی میرفت، او همه زورش را میزد که خبرنگار را از جلسه بیرون کند و اگر نمیشد تا آخر جلسه سکوت میکرد با این واهمه که مبادا حرفی بزنم و رسانهها آن را نقد کنند یا….
او حتی در روز عزلش، وقتی یک خبرنگار با هماهنگی تیم جدید برای تهیه مستند وارد جلسه شد، به عوامل حراست و تیم قدیم و جدید توپید که چرا خبرنگار راه دادید؛ شاهینی حتی وارد مجادله لفظی هم شد و خبرنگاران را متهم کرد که آنها حرف مفت زیاد میزنند!
موضوعی که با تعجب مهمان کشوری این مراسم (پیش از مراسم اصلی تودیع و معارفه) شد.
اما به راستی دلیل ترس شاهینی از رسانهها چه بود؟ چه بار کجی داشت که میخواست به مقصد برسد؟ چه مدیرانی از شفافیت و پرسش خبرنگاران هراس دارند؟
اما اینجا باید انصاف داشت و گفت که شاهینی در این زمینه حق داشت و راه درست را انتخاب کرد چرا که برای چنین مدیرانی، خبرنگار جماعت، حکم خار در چشم را دارد.
شاهینی حق داشت که نخواهد خبرنگاران از مبلغ هزینههای روزانه دفتر او و غذای او چیزی بفهمند، حق داشت پروازی بودنش را مخفی کند، حق داشت بگویید خانهام تهران است که ماموریت اداریاش و سرکشی به عیال و فرزندان و بستگان را یککاسه کند، حق داشت که نگذارند خبرنگاران بفهمند که او که خودش مدیران را از جذب نیرو منع میکرد، چگونه نیرو آن هم از نوع سفارشی را به برنامه و بودجه آورد!
آری شاهینی حق داشت که خبرنگاران را به قلمرویش راه ندهد تا نفهمند که برای یک پروژه، پیمانکار نگرفت و آن را به صورت امانی، خودش و همکارانش انجام دادند و معلوم نیست چه مبلغی برای آنها سود داشت؟ او حق داشت خبرنگاران نفهمند که به دلیل عدم تخصص کافی در برگزاری امانی این پروژه، مجبور شدند سقف آن را مجددا تخریب و هزینه بر بیتالمال وارد کنند.
باید حق را به شاهینی داد که برای احداث ساختمان نگهبانی با هزینه میلیاردی، حتی از شهرداری هم مجوز نگرفت تا جریمه سنگین ۱۳ میلیاردی را بر بیتالمال تحمیل کند و فشار روی مدیر بعدی باشد.
او حق داشت که خبرنگاران را فضول بداند چرا که خبرنگاران از او در مورد صحت ادعاهایش میپرسند؛ از او میپرسند اگر سه مدرک دکتری دارید یکی از آنها را نشان دهید!
چنین مدیری حق دارد از خبرنگار جماعت خوشش نیاید و با آنها زاویه بگیرد.
آری شاهینی از این حقها زیاد داشت و برای همین هم وقتی از کهگیلویه و بویراحمد عزل میشود او را به استان بزرگتری میبرند و آنجا مدیرش میکنند.
بالاخره شاهینی در روز ۲۲ مرداد ماه ۱۴۰۴ عزل و انتظام سهمگین جای او را گرفت.
حالا استان کهگیلویه و بویراحمد همان استان است، استانداری همان است، سازمان مدیریت و برنامهریزی همان سازمان است، مدیر روابط عمومی آن همان فرد است اما یک چیز تغییر کرده و آن دیدگاه ریاست بر مهمترین پیشران و محرکه ادارات استان یعنی سازمان مدیریت و برنامهریزی این استان است؛ جایی که دیگر نه تنها جلوی ورود خبرنگاران به جلسات عمومی گرفته نمیشود بلکه با احترام برای انها دعوتنامه هم ارسال میشود.
امروز، روابط عمومی سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کهگیلویه و بویراحمد برای حضور خبرنگاران در شورای برنامهریزی، دعوتنامه رسمی ارسال کرد که اگر چه یک مثال ساده است اما نشان از تغییر یک رویکرد در نگاه رییس جدید سازمان مدیریت و برنامهریزی این استان و فصل جدیدی از شفافیت و همگرایی رسانه با اهداف و سیاستهای سازمانی مدیران ارشد کهگیلویه و بویراحمد خواهد بود.
