بازگشت به کار هدایت خواه و ۱۰۰ سوال بیجواب؛ آیا خانم پناهی جسارت توضیح دادن به مردم را دارد؟ راز خوشخدمتی به ستار هدایتخواه چیست؟ آیا استخدام در سن پیری ارتباطی با شورای انقلاب فرهنگی دارد؟ ارتباط حذف خرامین از دانشگاه با انتقاداتش از تاجگردون چیست؟ ماجرای دستکاری در مدرک تحصیلی استاد اخلاق چه بود؟ تناقضات رفتاری و کلامی در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج
ریواس/ سیده رقیه پناهی و همکارانش با موافقت عجیب در ماجرای بازگشت به کار و جذب مجدد ستار هدایتخواه در سن پیری، نه تنها روی همهی شعارهایش برای کار غیرقانونی نکردن و شفافیت خط بطلانی کشید بلکه نشان داد که «ناف» دانشگاه علوم پزشکی یاسوج را با حاشیه بریدند و او هم رسماً وارد حواشی شد؛ او پای برگهای را امضا میکند که صد سوال بیجواب و دهها ابهام دارد؛ اگر ریگی به کفش نباشد چرا درخواست بازگشت به کار هدایت خواه به جای طرح در گروه و شورای آموزشی دانشکده مربوطه و طی مراحل قانونی، یکسره به شورای جذب میرود؟ا آیا در دستکاری عنوان مدرک تحصیلی هدایت خواه از ارشد به دکتری، استان مقصر است یا در وزارت بهداشت، اعمال نفوذ شد؟ چرا همزمان با درخواست مشابه شیرعلی خرامین برای بازگشت به کار، مخالفت شد؟ آیا خانم پناهی جسارت پذیرش اشتباهش و توضیح به مردم را دارد؟ در این گزارش، ابعاد مختلف این ماجرا را بررسی کردیم.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، در چند روز اخیر موضوع پرحاشیه و نقل محافل، ماجرای برگشت ستار هدایتخواه به دانشگاه علوم پزشکی بود؛ گویا همهی مشکلات کشور با استخدام مجدد این استاد اخلاق با این کهولت سن در یک دستگاه دولتی، حل میشود که او اینچنین، همهی توان و آبروی خود و رفقایش را برای این بازگشت به کار، و جذب در یک اداره، هزینه کرده است.
هدایت خواه آنقدر روی این استخدام مجدد در علوم پزشکی یاسوج، وقت و مایه گذاشت که کاربران و طنزپردازان مجازی میگویند، استاد اخلاق وقتی راه برگشت به سیاست را پیدا نکرد دنبال راه بازگشت به دانشگاه است.
اما همهی ماجرا به سادگی نگاه طنزآمیز به این موضوع نیست؛ به همان اندازه که حرص هدایتخواه و جریانش برای بازگشت به دولت در این سن بالا عجیب و غیرضروری به نظر میرسد اما قسمت ناامیدکنندهی ماجرا، ابهام در قانونی بودن یا غیرقانونی بودن این اقدام بخثبرانگیز است.
قانون به صراحت در مورد سن افراد، مدرک تحصیلی آنها، درصد جانبازی و سنوات خدمت آنها تا ۳۵ سال تعیین تکلیف کرده اما گویا این قانون فقط برای ضعفا و افراد زیر منبر استاد اخلاق، قابلیت اجرایی دارد نه افراد ذینفوذی چون هدایت خواه!
شاید اگر هدایتخواه از این نفوذش برای استخدام فرزندش استفاده میکرد، موضوع منطقیتر از این بود که در این سن بالا آن هم با این همه ابهام در غیرقانونی بودن جذب مجددش بعد از سالها بازنشسته شدن، به دنبال بازگشت به کار در یک ادارهی دولتی باشد.
نکتهی عجیبتر ماجرا، ابهام در دستکاری یک مکاتبه است که در صورت اثبات، مصداق جعل اسناد دولتی است و مجازات سنگینی دارد؛ مکاتبهای رسمی که گویا مدرک تحصیلی این استاد اخلاق را از فوقلیسانس به دکترای پی.اچ.دی دستکاری میکنند تا شرایط بازگشت به کار را پیدا کند!
مدرک تحصیلی ستار هدایت خواه، فوق لیسانس است اما گویا برای او با دستکاری در یک مکاتبه، درخواستش را به عنوان مدرک دکتری، در شورا مطرح و با آن موافقت کردند که در این صورت این موافقت از اساس باطل و غیرقانونی است!
اگرچه هنوز برای تحریریه ریواس جنوب مشخص نشده که آیا در مکاتبهای اولیهی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برای درخواست بازگشت به کار ستار هدایتخواه، مدرک تحصیلی او دستکاری شده یا در پاسخ این نامه از وزارت، برای طرح در شورای جذب، چنین دستکاری انجام شده اما آنچه مهم است این است که بر اساس قانون و با لحاظ داشتن مدرک دکتری، هدایتخواه، صلاحیت بازگشت به کار را نداشته است!
و ابهام بزرگتر این است که اگر آقایان ریگی به کفششان نبود و نمیخواستند برای هدایتخواه، خوشخدمتی کنند، چرا فرایند قانونی درخواست جذب و بازگشت به کار او طی نشد؟ چرا این درخواست در گروه مربوطه، در دانشکده و در شورای آموزشی مطرح نشد و یکسره آن را به هیات امنا و شورای جذب بردند؟
نکتهی بدتر ماجرا، دست و پا زدنهای دانشگاه علوم پزشکی یاسوج و سیده رقیهی پناهی است تا تلاش کنند به افکار عمومی بگویند این بازگشت به کار و جذب در سن بالای ۶۰ سال، قانونی بوده است!
سوال این جاست آیا خانم پناهی و همکارانش، برای بازگشت به کار و جذب افرادی مشابه با شرایط ستار هدایتخواه، همین رویکرد را دنبال میکنند؟ به عبارتی آیا با درخواستهای مشابه هم به همین سهولت موافقت شده است؟
مگر قانون به صراحت شرط لازم برای بازگشت به کار را داشتن مدرک دکتری ندانست؟ مگر هدایت خواه دکتری دارد؟
فارغ از اینکه این کار قانونی بوده یا غیرقانونی، باید گفت که بدترین اقدام یک مدیر، این است که برای فلان نورچشمی همهی هم و غمش را بگذارد تا راهی حتی قانونی برای استخدام یک نفر و یا موافقت با درخواست فلان فرد خودی پیدا کند و برعکس همه توانش را بگذارد تا راهی یا تبصره و مادهای برای مخالفت با درخواست یک فرد دیگر پیدا کند.
اگر مدیری شفاف بگوید به این دلیل و آن دلیل فلان کار را حتی غیرقانونی انجام دادم، در افکار عمومی راحتتر هضم میشود تا اینکه یک مدیر رفتاری تبعیضآمیز و منافقانه داشته باشد!
اگر میگویید نه، پاسخ دهید چرا با درخواستهای مشابه، مخالفت کردید؟ نمونهها زیاد است اما فقط به ۲ مورد اشاره میکنم؛ مخالفت با درخواست بازگشت به کار آقای مقیمی و شیرعلی خرامین!
سوالی که اینجا مطرح میشود این است که حتی با این فرض که برگشت پیرمردهای سیاست یا دانشمندان خردمند و یا اساتید باتجربه و هر عنوان دیگری به دانشگاه و استخدام و جذب مجدد آنها حتی در سنین بالا هم قانونی باشد هم ضروری، سوال این است که دانشگاه علوم پزشکی یاسوج باید جذب هدایت خواه را در اولویت قرار دهد یا خرامین را؟
به عبارتی با فرض قانونی بودن این بازگشت به کار، در مقایسه بین خرامین و هدایتخواه، کدام یک بیشتر به درد دانشگاه میخورد؟ اگر قرار باشد کاری غیرقانونی کنیم، کدام در اولویت است؟
آقای خرامین یکی از چهرههای باسابقه و خوشنام دانشگاه علوم پزشکی و عضو رسمی هیئتعلمی، سوابق درخشان علمی و دانشگاهی، مدرک دکتری، تحصیل در اروپا، تسلط به چند زبان، پژوهشگر برتر کشور، بالاترین درجه و شاخص زایندگی علمی در علم روانشناسی با رتبه ۱۳ در کشور، از مفاخر پژوهشی کشور، با درخواست بازگشت به کار یا تمدید فعالیتش در سن بازنشستگی، مخالفت شد اما با درخواست هدایت خواه موافقت شد، چرا؟
در حذف و بیمهری به خرامین شباهت عجیبی بین رقیه پناهی و هدایتخواه وجود دارد به طوری که هدایتخواه و رفقایش هیچگاه اجازه ندادند خرامین به خروجی اصولگرایان برای انتخابات تبدیل شود و برای حذف او یا عدم حمایت از او مصمم بودند و حتی به بهانههای واهی برچسبهای عجیبی به او زدند و اکنون پناهی هم در دانشگاه چنین رفتاری با خرامین داشته است و او را از دانشگاه کنار گذاشت.
سوال دیگری که مطرح است این است که اگر ۱۰ نفر با شرایط مشابه با هدایتخواه، درخواست جذب و استخدام مجدد میدادند و ۹ نفر از آنها همسو با دولت باشند و همهی شرایط قانونی را هم داشته باشند و فقط یک نفر باید جذب میشد، پناهی بین هدایتخواه و آن ۹ نفر کدام را انتخاب میکرد؟
آیا این همه هزینه دادن برای هدایت خواه پشتپردههایی دارد؟ آیا پناهی خود را مدیون هدایت خواه میداند؟ آیا هدایت خواه در مدیر شدن پناهی نقشی داشته است؟ آیا در تأییدیه شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به نفوذ او در این شورا، پناهی را نمکگیر خود کرد برای جبران در چنین روزی؟
افکار عمومی از خانم پناهی میپرسند آیا میان انتقادهای یکسال اخیر شیرعلی خرامین به غلامرضا تاجگردون و مخالفت با درخواست بازگشت به کار او ارتباط معناداری وجود دارد؟
سیده رقیه پناهی که با شعار عدالت، شفافیت و ادعای کار غیرقانونی نکردن بر کرسی مهم دانشگاه علوم پزشکی نشست، اکنون به شدت برای این رفتارهای متناقض، زیر سوال است.
نمونهی دیگری از تضاد و تناقض میان حرف و عمل در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، اظهارات اخیر آقای سبز، شوهر رییس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، عضو هیات علمی دانشگاه و کسی که از او به عنوان مدیر در سایه یاد میشود، است که در مناظره به محسن جبارنژاد، فعال سیاسی اصولگرا از نهادینه شدن آزادی بیان و آزادی پس از بیان در این دانشگاه گفت اما در تضادی آشکار میان حرف و عمل، دانشگاه علوم پزشکی یاسوج برای انتشار گزارش ریواس جنوب مبنی بر عمل جراحی اشتباهی لوزهی یک کودک بیگناه در بیمارستان امام سجاد یاسوج، از این رسانه شکایت کرد و خبرنگار را به دادگاه کشاند تا در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج نه آزادی بیان باشد و نه آزادی پس از بیان!
رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج با محوریت سعید عباسی رییس بیمارستان امام سجاد یاسوج، در حالی از خبرنگار ریواس جنوب شکایت کردند، که ماجرای عمل جراحی اشتباهی در این اتاق عمل این بیمارستان برای همه محرز شد، دادستان به ماجرا ورود کرد و حتی هفت نفر در این بیمارستان متخلف شناخته شدند و به زودی آرای قضایی آنها صادر میشود.
اکنون افکار عمومی در ماجرای بازگشت به کار و جذب مجدد ستار هدایت خواه در سن بالا، از رییس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج انتظار دارند تا شفافسازی کند و به مردم بگویید این کار را با چه هدفی انجام داده؟ قانونی با غیرفانونی؟ ضرورت این جذب چه بود؟ چرا فقط با درخواست هدایت خواه موافقت شد؟ ماجرای دستکاری مکاتبه وزارت بهداشت و تغییر مدرک تحصیلی هدایت خواه چه بود؟
مردم حق دارند بدانند پیرامون آنها چه میشود؟ مگر نه این است که جوانان تحصیلکردهی این شهر برای جذب در یک دستگاه دولتی باید هفتخوان که هیچ، صد خوان را هم طی کنند پس چطور است که به این راحتی یک فرد با سن نزدیک به ۷۰ سالگی، جذب دانشگاه میشود؟ حداقل به مردم اهمیت دهید و بگویید چرا؟
پیشنهاد میشود برنامه بعدی دانشگاه تحت عنوان «مفاهمه» که خانم پناهی روی آن خیلی هم مانور میدهد و به آن مینازد، با موضوع شفافسازی ماجرای برگشت هدایتخواه و با دعوت از خرامین برگزار شود تا این ابهامات برطرف شوند و بیاعتمادی مردم به دولت و نظام، تقویت شود.
نکتهی پایانی اینکه این گزارش هرگز به معنای نفی خدمات ستار هدایتها در حوزه فرهنگ و دین و مذهب نیست و تو در حالی خودش، قطعا خدماتی داشته و میتواند در حوزهی تخصصی خودش منشأ خدمت هم باشد اما در این گزارش بازگشت به کار او در سن بالا و ابهام در دستکاری مدرک تحصیلی و اقدامات غیرقانونی دانشگاه علوم پزشکی و وزارت بهداشت مطرح شدند لذا نیست تحریریه ریواس جنوب برای شخصیت حقیقی و حقوقی آقای هدایتخواه، احترام قایل است و نقد را با هدف اصلاح امور انجام میدهد نه تخریب شخصیت حقیقی افراد؛ همچنین این گزارش دلیلی نمیشود که خدمات و اقدامات خوب خانم پناهی و همکارانش را در سایر زمینهها نادیده بگیریم؛ ریواس جنوب بدون تقابل با مدیران، نقاط قوت و ضعف آنها را همزمان و در گزارشات مجزایی مطرح میکند و به این رویکرد افتخار میکند.
انتهای پیام/ بنام

4 Comments
خدا دونه و کوچو ایسوزی بنام؛
اولاً که هدایت خواه بیست و پنج سال در دانشگاه خدمت کرد و بازنشست ش کردند،در حالی ایشون با توجه به جانبازی ۲۵ درصدی که دارند ۳۵ سال میتوانند خدمت کنند دوما که ایشان در سن ۶۳ سالگی به سر میبرند و قانونا تا ۶۵ سالگی میتوانند خدمت کنند،سوما ایشان با مدرک فوق لیسانس درخواست برگشت به کار داده اند نه دکترا
باسلام سابقه اقای هدایت خواه وعمل کردش وتفکرش برای همه مردم استان روشن وتابلو است گلول وفریب این تبلغات توخالی برای تخریب نخبگان استان محروم بکاربسته است نمی خورند ودستگاه نظارتی وجود دارد وناظرهستند تخریبگران با تفکر افراطی استان ونخبگان استان محروم تخریب نکنید تخریب گران ملت وسرزمین
پدرم بخاطره کارنگرفتن بستگانم درعلوم پزشکی باهام قهره…رقیه پناهی خودت میدونی چی میگم