آقای استاندار تحویل بگیر؛ استان کهگیلویه و بویراحمد زیرمجموعه ایذه شد/ وقتی توان مدیریت یک گاوداری را هم نداریم!
ریواس جنوب/ بنیاد مستضعفان که بعد از صنعت پرسود نفت، دومین بخش پردرآمد کشور است تنها سرمایهگذاریاش در کهگیلویه و بویراحمد، یک مجتمع ۳ هزار رأسی گاوداری بود که قرار بود توسعه یابد و دو طرح ۶ هزار رأسی دیگر در سقاوه و دیشموک احداث کند، از محل تولید شیر و گوشت و اشتغال جوانان این استان، دردی از دردهای ما دوا کند نه تنها این مار را نکرد بلکه خودش هم درد شد و هم ننگ؛ مدیریت این واحد تولیدی را به یک شرکت کوچک در شهرستان کوچک ایذه دادند!
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، طرح ۳ هزار رأسی دامپروری منطقه پاتاوه به عنوان یکی از طرحهای اقتصادی وابسته به بنیاد مستضعفان، اگر چه فرصتی قابلتوجه برای ایجاد اشتغال، تولید و ایجاد ارزشافزوده با احداث صنایع جانبی بود اما واقعیت آن است که در استان کهگیلویه و بویراحمد این واحد تولیدی بخش کشاورزی اسیر بیکفایتی مدیریتی شد و هرگز نتوانست اهداف اولیه ایجاد این مجتمع دامپروری را محقق کند.
این واحد تولیدی، روزانه ۴۳ تن شیر تولید میکند که بخش زیادی از میزان تولیدات جنوب کشور را شامل میشود، ظرفیت تولید گوشت این مجتمع …. تن است و سایر تولیدات آن از چرم تا کود و….در کنار ظرفیت اشتغال آن، یک فرصت اقتصادی خوبی برای این استان بود اما همه اینها روی کاغذ است و رنگ واقعیت به خود نگرفت.
توسعه این طرح و افزایش تولیدات و ظرفیت آن یکی از برنامههای اصلی این مجتمع بود اما به دلیل ضعف اسکار مدیریتی، گوسالهای آن به صورت زنده به فروش میرسید و سر از قصابیها و کشتارگاه درمیآوردند!
گوسالههای تازه متولدشده به جای آنکه به واحدهای جدید منتقل شوند و به گاوهای مولد تبدیل شوند با بیحالی و بیخیالی مدیران این مجموعه، بدون ایجاد ارزش افزوده و افزایش تولیدات فروش رفتند.
فقط در یک قلم این مجتمع دامپروری، ماهیانه ۸۰ گوساله و گاو حذفی دارند که مبلغی معادل ۵ تا ۱۰ میلیارد تومان ارزش ریالی آن است!
بیجهت نیست که بنیاد مستضعفان را بعد از صنعت نفت، پردرآمدترین سازمان میدانند.
مدیرعامل این طرح دامپروری، غیربومی بود و با عملکردش نشان داد که دلسوز توسعه این استان و بخش کشاورزی آن نیست؛ او آنقدر تلاش کرد که این واحد تولیدی سودی برای این استان نداشته باشد که با وجود آنکه از منابع و علوفه و تسهیلات و آب و خاک این استان استفاده میکرد اما حتی در تامین شیر واحدهای لبنیات این استان کوتاهی و سهلانگاری میکرد تا جایی که صدای اعتراض فعالان صنعت لبنیات این استان حتی به تهران و وزیر جهاد کشاورزی هم رسید.
باید گفت که با سوتدبیر و کارشکنی مدیرعامل غیربومی این مجموعه، نه تنها شاهد پویایی آن نبودیم بلکه کاملا منفعل ماند و بیتاثیر در توسعه استان!
در دوره استانداری قبلی، یک طرح ۶ هزار رأسی پرورش گاو شیری و گوشتی در دشت وسیع سقاوه تصویب شد و استان زمین و مجوزات آن را صادر کرد و در سفر پرویز فتاح، رئیس وقت بنیاد مستضعفان مبلغ یکصد میلیارد تومان برای آن تخصیص داد اما باز هم مدیرعامل این مجتمع، این فرصت را نیز بر باد داد و این اعتبار نیز سر از سعادتشهر شیراز درآورد!
آنچه از ناکارآمدی مدیریتی در این مجتمع تولیدی بر سر این استان آمد به همین موارد ختم نشد و در تازهترین مورد، حتی مدیریت مجتمع دامپروری پاتاوه را از حالت مستقل خارج کردند و آن را زیرمجموعه یک شرکت کوچک در شهرستان کوچک ایذه در استان خوزستان کردند.
شرکتی که یک دهه پیش، گوسالههای خود را از سرریز مجتمع دامپروری پاتاوه تامین کرد اکنون به حدی رشد کرد که منبع تامین خود را اکنون زیرمجموعه خود کرد و میخواهد آن را اداره کند اما ما از کجا به کجا رسیدیم؟
علاوه بر بیعرضگی این استان در عدم اداره این مجتمع، اکنون آواره شدن ۳۰ نیروی شاغل در مجتمع دامپروری پاتاوه یک دغدغه جدیست که یا باید از کار بیکار شوند یا در دیگر مجتمعهای وابسته به بنیاد در استانهای همجوار تقسیم شوند!
همه اینها در حالیست که میزان درآمدزایی و فرصت اقتصادی این طرح به حدی بود که اگر مدیری دلسوز و با دانش داشت قطعا نه تنها این واحد حفظ میشد بلکه توسعه مییافت، صدها نفر دیگر صاحب شغل میشدند و تولید شیر آن حداقل به یکصد هزار تن در ماه میرسید؛ دیگر تولیدات آن نیز برای همه روشن و مبرهن است.
در حوزه مسئولیتهای اجتماعی نیز همین مجتمع به تنهایی میتوانست به اندازه کمیته امداد به نیازمندان و مردم منطقه کمک کند.
با این شیوه عملکرد مسئولان ما حالا میتوان پاسخ تاجگردون را داد که چرا استان ما را با چهارمحال و بختیاری اشتباه میگیرند؛ پاسخ این سوال را درمییابیم که چرا استان ما با این همه موهبت و فرصت و نعمت و معدن و آب و هوا و در یک کلام با این وجود که همه آنچه خوبان دارند این استان یکجا دارد، همچنان محرومیم و رنگ توسعه را ندیدیم!
آقای استاندار، مسئولان مربوطه نه تنها به وظیفه خود عمل نکردند و توسعهای ندادند بلکه وضع موجود را هم دودستی تقدیم ایذه کردند تا عیار مدیران این استان دستمان بیاید!
آقای استاندار؛ کمک کنید تا فرصت باقیست این اقدام ننگین نهایی نشود و مدیریت این مجتمع دامپروری که میتواند مادر صنعت دامداری استان شود را از استان نگیرند؛ نگذارید هر روز گوشه وکناری از این استان را از ما بگیرند و به سرنوشت مدیریت دنای شمالی دچار شویم.
لرها در تاریخ آنقدر غیرت دارند که حاضرند خاک بخورند اما خاک نمیدهند، حالا اینجا قرار است مدیریت این مجتمع صنعتی را از ما بگیرند و شاید هم بگویید که بنیاد مستضعفان مستقل است اما مگر میشود خاک ما خوب باشد، تسهیلات بانکی ما خوب باشد، سهمیه نهاده دامی و علوفه ما خوب باشد اما مدیریتمان خوب نباشد!
آقای رحمانی، نگذارید این ننگ در دوره مدیریتی شما بر پیشانی استان ثبت شود.
انتهای پیام/

2 Comments
باسلام
من دوسال هست که از یاسوج رفتم و مدیرعامل کسی دیگه هست، عکس که گذاشتید مربوط ه دوره مسئولیت من می باشد و شرکت یاسوج در آن مقطع جز شرکت های خوب بنیاد بود ـ
خواهش میکنم عکس منو پاک کنید الان مخاطب شما برداشت غلط میکنه.
ممنون
خداقوت برادر میردریکوند... همه میدونن الان مدیر گاوداری بنیاد کیه