به بهانه حرف پرمعنای تاجگردون به مدیرکل راه و شهرسازی؛ از حاج بهرام تا حاج غلام؛ از شباهتها تا تفاوتها
ریواس جنوب/ مدیرکل راه و شهرسازی استان کهگیلویه و بویراحمد وقتی از غلامرضا تاجگردون برای انتصاب معاونینش، مشورت گرفت، پاسخی شنید که معنای عمیقی دارد و بهانه این گزارش شد؛ گزارشی که تفاوتهای رویکردی غلامرضا تاجگردون را در قیاس با دو دوره نمایندگی خودش و خط و مشی و مرام حاج بهرام تاجگردون بررسی میکند.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، غلامرضا تاجگردون، معروف به حاج غلام، نماینده با سابقه، بادانش و کارکشته در سیاست است؛ حاج غلام، جا پای حاج بهرام تاجگردون گذاشت که یکی از تشکیلاتیترین سیاسیون تاریخ ایران بود و نام نیکی در بین مردم داشت، برای همین هم حاج غلام در همان ابتدای بازی سیاست، « ۱۰، صفر» از بقیه رقبا و رفقایش، جلوتر بود.
حاج غلام، نسخه به روز حاج بهرام بود، اما غرورش از او بیشتر بود.
تاجگردون شاید به واسطه همین گلهایی که در بازی سیاست از بقیه جلوتر بود و البته توانمندیهای شخصیاش، در سن ۲۵ سالگی مدیرکل شد و از همان موقع سوار بر اسب سیاست و قدرت شد؛ اسب چموش و سرکشی که سواری گرفتن از او اگر چه برای غلام راحتتر بود اما کم هم نبود صحنههایی که این اسب چموش، تلاش میکرد سوارکارش را زمین بزند.
در مقطعی، زاکانی و همه تیم اصولگرایان تلاش کردند تا تاجگردون زمین بخورد اما غلام ترجیح داد پیش از آنکه از اسب قدرت به زمین بیفتد، آرام از اسب پیاده شود و مدتی را به عنوان «فرودهای» زندگی سیاسیاش تجربه کند و همین کار را هم کرد.
در مقطعی هم به شدت تلاش شد تا حاجغلام از مسیر انقلاب خارج شود و از برخی رازهایی که حاصل یک عمر مسئولیتش در سطح اول مدیریتی کشور بود، سخن بگوید و دشمنشادکن شود اما نکرد و صبوری کرد و مجدد بر اسب قدرت سوار شد.
فراز و فرودهای زندگی سیاسی حاجغلام کم نبودند اما او، در سیاست زبل و زرنگ بود و بیشتر عمرش را در «فراز» بود تا «فرود».
برخلاف حاج بهرام که کار تشکیلاتی برایش مهم بود، غلام انعطاف بیشتری در سیاست داشت و در بین اصولگرایان و سران حاکمیت و حکومت، رفقای خوبی داشت تا جایی که از دست سردار سلیمانی هم هدایای ارزشمند و ماندگاری میگرفت؛ چیزی که آرزوی خیلی از اصولگرایان بود.
انعطاف غلام در سیاست تا جایی بود که میگفتند، غلام در تهران اصولگراست و در یاسوج و گچساران اصلاحطلب است؛ وصلهای که اگرچه به دلیل تفکرات ثابت اصلاحاتیاش نمیتوان به صراحت به غلام چسباند اما به واقع، او برای تثبیت جایگاهش و فرصت تأثیرگذاری و کار برای مردم، ارتباطش با بدنه اصولگرایان را مدیریت شده حفظ و حتی گسترش داد.
غلام ویژگیهای زیادی داشت اما یکی از بهترین ویژگیهایش این بود که غلام «سوارهای» بود که بیخبر از حال «پیادهها» نبود؛ در یک مثال که در آن مناقشه نیست، گفته میشد که غلام اگر ۵ میلیون برای منافع خودش کار میکند، دو میلیون هم برای مردم کار میکند؛ برای همین غلام همیشه در بین مردم محبوبیتش را داشت.
در مقطعی که نمایندگی مردم گچساران به طیف رقیب او رسید، بدون اغراق و تعصب باید گفت که بسیاری از پروژههای مهم گچساران یا راکد شدند یا کند پیش رفتند و به محضی که غلام نماینده شد، مردم به یکباره تغییرات را حس کردند و طبیعی است که مردم میفهمند که غلام برایشان نماینده قابلی است.
در کنار سیاستهای کلان، او در سطح استان نیز مدیریت سیاسی حساب شدهای به ویژه در تقابل با دو نمایندهی دیگر داشت و بدون حاشیه، منافع خود و موکلینش را به پیش میبرد و مردم از یک نماینده همین را میخواهند.
حاج غلام، اما در بحث انتصاب نیروها و مدیران که گویا به یکی از وظایف غیرقانونی نمایندگان تبدیل شده، در دو دوره قبل، دو رویکرد متفاوت را در پیش گرفت.
در دور قبل که غلام، نماینده مردم گچساران بود، او در واقع در انتصاب مدیران، کمترین دخالت را میکرد اما در این دوره تقریبا هیچ مدیری بدون نظر او، معرفی او، تایید او و رضایت او منصوب نشد.
اما با وجود این تفاوتها در رویکردها، یک چیز همیشه در خلق و خوی غلام، مشترک بود و آن این بود که همیشه در ذهنش میگفت: مدیری که من منصوب میکنم یا میخواهد من از او راضی باشم، خودش باید بداند چه کند؟ من به او نمیگویم.
این ویژگی، تا حد زیادی به غلام کمک کرد تا یک سر و گردن از دیگر نمایندگان متفاوتتر و باکلاستر باشد و برای هر چیز کوچک و بزرگی، آویزان مدیران نشود، روحیه و اقتدارش که بیشتر نمایندگان دیگر ندارند.
به عبارت دیگر، این ویژگی موجب شده تا برخلاف بقیه نمایندگان که برای این پیمانکار و آن آبدارچی به مدیران سفارش میکنند، مدیران دنبال تاجگردون باشند تا فقط نظرش را بپرسند، رضایتش را جلب کنند و…
در واقع غلام، مدیری را منصوب میکند که خودش بداند چه کند و نیازی نباشد خودش به او بگوید.
حالا روز گذشته غلامرضا تاجگردون جمله جالبی را به یکی از مدیرانکل منتسب به خودش مطرح کرد که اگر چه معنایش روی کاغذ با میدان عمل، تفاوتهایی دارد اما در هر صورت معنایش عمیق است.
علی پارسایی، مدیرکل راه و شهرسازی کهگیلویه و بویراحمد بر اساس رسم نانوشته و معمولی که مدیران برای انتصابات با نمایندگان هماهنگ میکنند، در مشورتی مدیریتی، از آقای تاجگردون پرسید که برای انتصاب معاونینش چه کند و شما چه نظری دارید؟
پاسخ تاجگردون به او معنای عمیقی داشت، او گفت که یعنی خودت آنقدر ضعیفی که از من میپرسی چه کسی را معاون کنم؟ من که نیروهای شما را نمیشناسم، خودت برو و بر اساس شعار دولت و عدم تقابل با نمایندگان دیگر، کارت را انجام بده!
این در حالیست که دیگر نمایندگان برای جابجایی یک آبدارچی و بردنش به طبقه دوم اداره هم به مدیران فشار میآورند و سفارش میکنند چه برسد به انتصاب معاون؛ تاجگردون حرف جالبی زد، چه شوخی کرده باشد، چه جدی گفته باشد، چه آنکه فرمولش این باشد که مدیر، خودش میداند، من چه چیزی و چه کسی را دوست دارم و موافق چه هستم؟ و چه اینکه واقعا در این سطح، در کار مدیران دخالت نکند، در هر صورت معنای حرفش، عمیق است.
البته در هر صورت باید برای این که تاجگردون در این دوره، با چه استدلالهایی برخلاف رویه های قبل، انتصاب مدیران برایش مهم شده و بیشترین مدیرانکل را به ویژه در جاهای کلیدی، منصوب کرده، پاسخی منطقی پیدا کنیم.
انتهای پیام/ کریم، بنام

2 Comments
آقای تاجگردون ازشما بعیده که فکر میکنید این آقا نباید ضعیف باشد وبتواند معاونانش را انتخاب کند پرونده ضعیفش درنظارت برساخت مسکن ملی ناتوانی اش رابه خوبی اثبات میکند
آقای تاجگردون ازشما بعیده که فکر میکنید این آقا نباید ضعیف باشد وبتواند معاونانش را انتخاب کند پرونده ضعیفش درنظارت برساخت مسکن ملی ناتوانی اش رابه خوبی اثبات میکند