عملکرد امور عشایر کهگیلویه و بویراحمد در دولت پزشکیان چنگی به دل نمیزند/ از ادامهی استخدامهای فلهای تا انتصاب پایداریون
ریواس/ صادق فاتحی، مدیرکل امور عشایر کهگیلویه و بویراحمد در دولت پزشکیان است؛ منتقدان او میگویند که عملکردش تا این لحظه و در میانهی عمر دولت، چنگی به دل نمیزند و او با انتقاداتی از جمله انتصاب نیروهای غیرهمسو با دولت به عنوان معاون و همچنین چندین بهکارگیری مسئلهدار، مواجه است؛ او همچنین متهم است که برای ارایه خدمات و فرصتها، به طرز آشکاری به سمت گچساران و باشت غش کرده است!
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، اگر تولید و امنیت غذایی در یک کشور مهم است، قطعا ادارهکل امور عشایر هم یک نهاد مهم و تأثیرگذار در تحقق این هدف مقدس خواهد بود.
باید بپذیریم در مملکت ما عامدانه یا احمقانه، موضوع تولید و اشتغال در روستاها و جامعهی عشایری به انزوا و فراموشی رفت و آنگونه که باید نقش مولد و پشتوانه این دو رکن مهم اقتصاد کشور جای خود را پیدا نکرد و یا بهتر بگوییم، روستا و عشایر با سیاستهای دولتمردان، این نقش کلیدی خود را از دست دادند.
در کل کشور فقط چند استان هستند که هنوز زندگی عشایری در آنها جریان دارد که یکی از آنها، استان کهگیلویه و بویراحمد است.
اگر چه در آمار گفته میشود که بیش از ۷۰ هزار نفر در این استان زندگی عشایری دارند اما واقعیت آن است که به دلیل همین سیاستهای غلط، این آمار در واقعیت کمتر از ۳۰ هزار نفر است؛ جمعیتی که روزی شاید بیش از ۶۰ درصد جمعیت استان را شامل میشد.
چندین طرح طلایی و کلان در سطح کشور برای جامعهای عشایری و تقویت اشتغال، تولید و امنیت غذایی این قشر نجیب از جمله افزایش تولید گوشت قرمز، طرح تولید صنایع دستی و طرح تولید گیاهان دارویی اجرا شده اما این طرحها بیشتر از آنچه روی سفرهی عشایر دیده شوند، روی کاغذ دیده شدند.
دولت پزشکیان به نیمهی راه رسیده و حدود دوسال زمان کمی برای تحول در سیاستهای غلطی چون بیتوجهی به عشایر کشور نبود اما واقعیت این است که در این دولت هم توجهی به روستا و عشایر نشد هرچند نباید وقوع چندین جنگ و ترور و مشکلات تحریمی و… را برای محدودیتهای کار دولت درنظر نگرفت.
در استان کهگیلویه و بویراحمد، وضع از همه جا بدتر هم هست؛ صحبت از استانی است که صادق فاتحی، در این دولت، مدیرکل امور عشایر شد و در ابتدای کار با توجه به نزدیکی او به غلامرضا تاجگردون، نمایندهی پرنفوذ گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی، خیلیها فکر میکردند او میتواند موفق عمل کند اما واقعیت اینگونه نبود.
بررسی عملکرد فاتحی در دولت پزشکیان به لحاظ شاخصهای کلان همانند توجه به نقش عشایر در تولید کشور و طرحهایی چون ساماندهی آنها، افزایش تولید گوشت فرمز، شیر، صنایع دستی و واگذاری مراتع و منابع ملی به جوامع محلی برای حراست از آنها و همچنین تولید گیاهان دارویی همچون آنغوزه، چنگی به دل نمیزند و ما کار خاصی از سوی آقای فاتحی و تیم مدیریتی او ندیدیم اما در ادامه عملکرد او را در چند حوزهی دیگر تحلیل خواهیم کرد.
مدیرکل امور عشایر کهگیلویه و بویراحمد در همان ابتدا و به لحاظ عملکرد سیاسی و اداری، معاونینش را آنقدر بد انتخاب کرد که اعضای ستاد مسعود پزشکیان او را به حمایت از پایداریها، متهم کردند.
فارغ از سطح توانمندی معاونین او، انتخاب آنها از جناح مخالف دولت، فاتحی را از چشم ستاد پزشکیان انداخت، موضوعی که بیارتباط با اختلاف تاجگردون و اعضای ستاد پزشکیان نبود.
انتصاباتی که اکنون نیز با استعفای یکی از معاونین امور عشایر وارد حاشیهی تازهتری هم شد.
استاندار هم که خودش در شاخص انتصابات، نمره ضعیفی دارد، طبق معمول در این زمینه هم سکوت کرد و گوی و میدان را به تاجگردون سپرد تا جایی که منتقدین او بگویند طرفداران دولت به حاشیه رفتند و در بسیاری ادارلت، اصولگرایان و طرفداران جلیلی و جریان پایداری به ریاست و معاونت رسیدند.
انتقاداتی که با شعار وفاق، به اصطلاح «ماسمالی» میشد و روپوش اتحاد به آن میزدند اما غافل از این هستند که هیچ کس در فردای روزی که دولت، ضعیف عمل کند، شریک این ضعفها نمیشوند و کارنامه دولت مسعود پزشکیان به اسم اصلاحات نوشته خواهد شد.
انتقاد دیگری که از فاتحی گرفته میشود سوابق مدیریتی اوست که از سرپرستی در یک شهرستان و یک نمایندگی امور عشایر به مدیرکلی رسیده است؛ منتقدین میگویند او با اتکا به حمایت غلامرضا تاجگردون، مدیرکل شده نه سوابق مدیریتیاش؛ انتقادی که موجب میشود توانمندی و سوابق مدیریتی او کمرنگ شود و جنبهی حمایت یک نماینده از او پررنگ شود.
با همین ذهنیت است که فاتحی متهم است که برای ارائه خدمات به طرز آشکاری به سمت گچساران و باشت و منویات تاجگردون غش کرده است؛ موضوعی که باید با بررسی بیشتر در مورد آن قضاوت کرد.
در امور عشایر و در دولت پزشکیان نیز همان رویهی استخدامها و جذب فلهای نیرو به سبک و سیاق مختلف و تحت عناوین مختلف ادامه پیدا کرد و فاتحی نیز از بهکارگیری حتی بستگان نزدیک خود هم در یکی از شرکتهای وابسته به امور عشایر و در همان ماه نخست دریغ نکرد تا او نیز از قافلهی استخدامهای فلهای بدون آزمون بیبهره نباشد.
اگرچه گفته میشود این شرکتها، تعاونیها و کارخانهی خوراک دام و طیور که سهام آن به نام عشایر و اتحادیههای آن است، کاملا دولتی نیستند اما دو نکتهی مهم در اینجا وجود دارد؛ نخست آنکه هرگونه بهکارگیری در این کارخانهها و شرکتهایی که به هر نحوی وابسته به امور عشایر هستند باید با تایید و نظارت ادارهکل امور عشایر و تصویب در همین مدیرهها باشد و روند بهکارگیری نیرو باید با اعلام نیاز و فراخوان عمومی و برگزاری آزمون باشد و نکتهی دوم هم اینکه اصلا با این فرض که هیچ چیز غیرقانونی نیست، سوال این است چرا «خاله و خرزوی» یک مدیرکل دقیقا باید وقتی که او به قدرت میرسد، استخدام شوند؟ چرا یک مدیر حاضر است این اتهامات را به جان بخرد؟
اصلا با این فرض که فامیل آن مدیرکل، نخبه و توانمند است، چرا دقیقا فردای روزی که یک نفر مدیرکل میشود، اولین کاری که میکند به فکر استخدام و استفادههای اینچنینی است؟ آیا فقط در استان ما اینگونه است یا همه جای کشور وضع همین است؟
هرچند بحث ما فقط روی عملکرد آقای فاتحی نیست و متاسفانه این مشکل به یک رویه و قانون نانوشته تبدیل شده اما آقای فاتحی برای بهکارگیری چندین نیرو در کارخانهی خوراک دام و طیور و شرکتهای وابسته به امور عشایر و تعاونیهای آن پاسخگو باشد؛ چه این به کارگیریها ظاهر قانونی داشته باشد و چه نداشته باشد.
همچنین آقای فاتحی به دلیل تبدیل دو طبقهی مهمانسرای اداره به محل سکونت خود و معاونش نیز مورد انتقاد است چرا که خدمات مهمانسرا به جامعهی عشایری و کارکنان این نهاد در سراسر استان و کشور ضروری است و نباید تبدیل به خانهی سازمانی شود؛ گفته شده که بعد از تبدیل مهمانسرا به محل سکونت مدیرکل و معاونش، قرار است در نقطهی دیگری یک مهمانسرای جدید احداث شود!
به هر حال از آقای فاتحی انتظار میرود که بدون توجه به حواشی، واقعا به این فکر کند که برای جامعهای مظلوم عشایر این استان چه کاری میتواند انجام دهد و با چه راهکار و چه خدمتی حتی یک گره از مشکلات بیشمار عشایر این استان باز کند؟
توضیح ریواس؛ این گزارش به معنای نادیده گرفتن خدمات مدیرکل امور عشایر و همکاران او نیست و قطعا در گزارشات دیگری به مواردی از اقدامات مثبت این ادارهکل خواهیم پرداخت.
انتهای پیام/ بنام

3 Comments
کجاش درسته.که امور عشایری درست باشه.بابا ول کنید.بزارت این هم بخوره.اقای فاتحی به عنوان راننده وارد امور عشایر شد.اینجا ایران هست
خودت نیروی شرکتی جهاد هستی در خونه سازمانی چه میکنی با اینهمه نیروی رسمی که واقعا نیازمند هستن..یه سوزن به خودت بزن یه جوال دوز به دیگران
مگه غیر از باشتی و گرمسیری مدیری وجود دارد این هم یکیش