«دادستان» فقط حرف نمیزند، عمل میکند/ مدیران متخلف، حواسشان را جمع کنند/ حمایت دستگاه قضا از رسانههای مردمی کافی نیست/ مدیرانی که دست به شکایتشان خوب است/ بازداشت یک مدیر و چند پیام روشن
ریواس/ در روزهایی که اعتماد مردم به پیگیریهای مسئولان در مبارزه با فساد کمتر شده است، هستند افرادی که در جایگاههای امنیتی و نظارتی استان کهگیلویه و بویراحمد، بدون توجه به فشارها و مصلحتها و منافع، اقدامات قابلتوجهی در برخورد با متخلفین داشتند؛ دادستان مرکز استان یکی از این افراد است که دوگانهای حمایت او از کارخانهی قند و برخورد قاطع به تخلفات همین کارخانه، جلوهی زیبا از عدالت را به نمایش گذاشت؛ از سوی دیگر در روزهایی که رسانهها در گزارش فساد و افشای تخلفات، تقریبا حمایتی نمیشوند، با وجود برخی دلخوریها اما سید وحید موسویان تلاش کرده تا یک تعادل خوبی میان انتظارات «مدیران دست به شکایت» و انتظارات رسانهها برای حمایت، برقرار کند؛ دوگانهها، انتطارات و تضادهای معناداری که در این گزارش تا حدی واکاوی شدند.
به گزارش ریواس جنوب، بازداشت مدیرعامل کارخانهی قند یاسوج از سوی دادستان مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد یک دوگانهی عادلانه را از عملکرد دستگاه قضا به نمایش گذاشت؛ جایی که همین کارخانهی قند با همت دستگاه قضا از ورشکستگی و مرگ مطلق، نجات یافت و در میانهی ناامیدی کارگران و اقتصاد زمینگیر این استان، دود آن بالا رفت و در سوی دیگر وقتی که عملکرد این کارخانه، سلامت مردم و محیط زیست را به خطر انداخت، مماشاتی در کار نبود و مدیر متخلف آن، بازداشت شد.
کارخانهای که با تلاشهای دادستان و همکارانش از یاسوج تا تهران، از زیر بار مشکلات حقوقی و فنی و اقتصادی، کمر راست کرد و سرپا شد، وقتی که فاضلاب آن به رودخانه بشار میریخت و بوی تعفن آن مردم را کلافه کرده بود و صد البته بعد از آن که مدیر این کارخانه، در فرصت مقرر و ضربالعجل دادستان، به تعهداتش عمل نکرد و مشکل مردم حل نشد، با قاطعیت دادستان مواجه شد تا جایی که حتی پلمب برخی از خطوط تولید که منشأ این آلودگی محیط زیستی هستند نیز در دستور کار دادستان است.
حالا این دوگانهی رفتاری در عملکرد مجموعهی دادستانی، از یک سو حمایت از فعالیت این کارخانه و از سوی دیگر برخورد با تخلفات آن، میتواند جلوهای زیبا از عدالت در دستگاه قضا باشد که مورد انتظار عموم مردم است؛ عدالتی که با اقتدار دادستانی محقق شد که فقط حرف نمیزند و آنجا که لازم است، عمل هم میکند.
صحبت از سید وحید موسویان است که تاکنون در حمایت از تولید و رفع مشکلات کارخانههای بزرگ استان از جمله پتروشیمی گچساران و فولاد یاسوج، اقدامات ارزشمندی را انجام داده و امروز نیز با برخورد قاطع با یک تخلف محیطزیستی نشان داده است که مماشاتی با هیچ مدیری ندارد و خطوط قرمزی که برای حقوق عامهی مردم تعیین کرده، با سفارش و مصلحت و ترس و هیچ مانع دیگری، زیرپا گذاشته نمیشود.
جایی که لازم است حمایت میکند و جایی که باید، برخورد میکند.
این تحلیل در مورد عملکرد دادستان مرکز استان در حالی است که همین رسانه نیز بارها طعم تلخ برخورد قضایی را چشیده و به روند رسیدگی به پروندههای مطبوعاتی انتقاد شدید دارد، بنابراین چنین تحلیلی هرگز به معنای تعریف و تمجید بدون پشتوانه یا چاپلوسی بر اساس منافع نیست و کاملا واقعی و مستدل نوشته شده است.
اقدام شجاعانهی دادستان در بازداشت این مدیر، برای همهی مدیران متخلف و سهلانگار و مدیرانی که اهل ترکفعل و عدم توجه به مطالبات مردم و ضربالعجلهای دادستانی هستند، یک پیام روشنی دارد و آن این است که مدیران متخلف دست و پای خود را جمع کنند و به جای نفوذ در سیستم دستگاه قضا و نهادهای خاص و سفارش و دخالت و اعمال فشار، به فکر رفع مشکلات مردم باشند که در غیر اینصورت به سرنوشت مدیرعامل کارخانه قند یاسوج، دچار خواهند شد.
پیام دیگر اقدام قاطع دادستان استان، حقانیت رسانههاست که معلوم شده آنها بیدلیل و از روی حب و بغض، مدیران را نقد نمیکنند و چه بسا اگر ورود دادستان نبود در همین گزارشات رسانهها و سایت ریواس جنوب علیه کارخانهی قند، رسانهها محکوم میشدند؛ بنابراین نباید از اعتقاد شخص دادستان به نقش رسانهها و پیگیری گزارشات آنها چیزی نگوییم.
در این مسیر پرچالش دستگاه قضا، علاوه بر دادستان، نباید از تلاشهای مهدی صالحی، مدیرکل سازمان بازرسی استان به عنوان بازرسکل در اثبات تخلفات اداری و مالی مدیران و پاسخگو کردن آنها غافل شویم.
مجموعهی دادستانی با همراهی بازرسی، بررسی عملکرد چندین دستگاه از جمله آب و فاضلاب، آموزش وپرورش، علوم پزشکی و… را شروع کردند و در برخی موارد با وجود رسانهای نشدن آنها، برخوردهای شده و خواهد شد اما در ادامه قطعا خبرهای امیدبخشی از اقتدار دستگاه قضا در برخورد با تخلفات مدیران مخابره خواهد شد.
در شرایطی که مبارزه با فساد بیشتر به شعاری زیبا تبدیل شده و نقش مصلحتاندیشی، نفوذ، فشار، سفارش و… در مبارزه با فساد پررنگ شده باید دست افرادی که در جایگاههای نظارتی با اقتدار ایستادند و با متخلفین و مفسدین از هر نوعی و همچنین مدیران بدعهد و بیخیال برخورد میکنند، به گرمی فشرد و قدردان و حامی آنها بود.
رسانهها نیز در مبارزه با فساد در خط مقدم هستند اما با کمترین حمایت و تقریبا بدون هیچ مزایای مالی حتی یک حقوق معمول! رسانههایی که در مسیر مبارزه با فساد و تخلف و ترک فعل مدیرانند باید حمایت شوند نه سرزنش، باید تشویق شوند نه تنبیه اما باید بپذیریم که اینچنین نیست و شرایط به سمت دلسرد شدن رسانهها پیش میرود.
جالب است بدانید که مدیری که تخلف و فسادش محرزتر است، صدایش در راهروهای دادگاه بلندتر از همه است و گاها چنین مدیرانی، برای محکوم کردن خبرنگاران نیز راه و روال را خوب بلندند و فکر اینجای کار را هم از قبل کردند و اینجاست که این سوال مطرح میشود که خبرنگاری که منبع درآمدی ندارد برای مبارزه با فساد مدیران و دفاع از حق مردم، چه دلخوشی دارد؟
رسانهها به طور مشخص از دادستان، رییس کل دادگستری و حتی رییس قوهی قضاییه و قضات، انتظار دارند که از آنها حمایت شود و به مدیران اجازه ندهند با هر نقدی یا افشای هر فسادی، خبرنگاران را به دادگاه بکشانند و آنها را از مبارزه با فساد و تخلف دلسرد و ناامید و تنها کنند!
رسانهها این روزها از قانون سوتزنی و حمایت از گزارشگر فساد و قانون شفافیت چیزی جز راهروهای دادگاه و کیفرخواستهای تند و تیز نمیبینند اما همچنان امیدوار به تغییر رویکردها و حمایت دستگاه قضا از خبرنگاران شجاع و منصف هستند.
با این وجود و با یادآوری این انتظارات و دلخوریها اما باید از اقدامات دادستان مرکز استان هم قدردانی کرد و هم حمایت کرد؛ اقدام قاطعانه و شجاعانهی او فضا را برای مدیران متخلف، ناامن و بار دیگر مردم را به اجرای عدالت امیدوارتر کرده است.
هر جا مجموعهی دادستانی و به طور کل دستگاه قضا از رسانهها حمایت کردند و با ورود به موضوع گزارشات رسانهها، آن را پیگیری کردند، نتیجهی کار به نفع مردم و با رضایت مردم ختم به خیر و اعتماد مردم به این نظام و عدالت دستگاه قضا، تقویت شد.
صحبت پایانی این است که بسیاری از خبرنگاران بدون هیچ چشمداشت مالی فقط به دنبال احقاق حق و دفاع از حقوق مردم هستند بنابراین اگر حمایت نمیکنید لااقل اجازه ندهید مدیران آنها را به دادگاه بکشانند و وقتشان را بگیرند و از روند مبارزه با فساد دلسردشان کنند.
هرچند باید اعتراف کرد که با وجود انتظارات، انتقادات و توقعات بیشتر اما شخص دادستان مرکز استان و بسیاری از دادستانها در شهرستانها تاکنون در حمایت از رسانههای حقطلب و منصف، کارنامهای خوبی دارند و از این حیث باید قدردان آنها بود.
انتهای پیام/ بنام
