دلنوشته‌ی محمود منطقیان در سوگ جهانگیر حبیبی

در سوگ مهندس جهانگیر حبیبی
مدیر توانمندی که عشق به توسعه و آبادانی داشت و در این راه به جان می کوشید و خاطره ها از او در یادها برجای مانده است.
مهندس حبیبی، نه تنها مدیری شایسته و توانمند بود؛ بلکه در عرصه های سیاسی و اجتماعی و روابط انسانی نیز چهره ای شاخص، صاحب نطر و اندیشمند بود و در سطح ملی و استانی هم او را می شناختند و ارج می نهادند.
یادش زنده و گرامی باد
محمود منطقیان
…………………………
از دیار ما کوچید
حبیب دل ها
اما، جهانگیر شد یادش

چون سرو سبز بود
و سایه دار
مثلِ باران
خیال رویش داشت
تاسبز و آباد کند
هر زمینِ خشک

مهربان بود
چون نسیم، با جنگل
مثلِ پرنده با پرواز

میان دانش و مهر
صلح افکند
تا آباد کند هر ویرانی

سایه گستر بود
به سانِ چنار
در روزهای گرم

خورشیدوار
گرما داد
در روزگار سرد

زندگی را عاشق بود
چون تشنه به آب
یا غریبان به وطن

افسوس که ناگهان
رسید
خزان از راه

به خاک افتاد سروِ باغ
و زرد شد فصلِ زیستن

و ما ماندیم
و خاطره ها از دوست
و روزهای اندوه

منطقیان
۱۴۰۵/۴/۲۳

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=219654

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.