عیار مدیریتی کهگیلویه و بویراحمد را باید از این پروژه فهمید/ زمین مرکز شهر یاسوج قربانی بی‌عرضگی مدیران شده است؛ وقتی که هم سرمایه‌گذار و هم پول سازمان شستا و کوثر و عمران قحط آمده است!

ریواس/ کمتر کسی باورش می‌شود که یک پروژه در مرکز شهر یاسوج ۲۰ سال است نیمه‌کاره رها شده و حداقل ۶ استاندار و ده‌ها مدیرکل را به خود دیده و همچنان جلوی چشمان شهروندان تعطیل است! صحبت از زمین ۲ هکتاری تامین اجتماعی در وسط شهر است که گویا در این ۲۰ سال، سرمایه‌گذار و اعتبار دولتی و خصولتی و همه چیز از بهر آن قحط آمده است! پروژه‌ای که عیار مدیریتی این استان را نشان می‌دهد و سوالاتی که مدیریت استاندارانی از سید مسعود حسینی تا خادمی و اکنون یدالله رحمانی را زیر سوال می‌برد!پروژه‌ای که ظلم موسسه اقتصادی کوثر و بی‌اعتنایی موسسه مالی شستا و کم‌لطفی فرزندان این استان در مسئولیت‌های ملی به کارگران و بیمه‌شدگان این استان را نشان می‌دهد! پروژه‌ای که ابعاد آن در این گزارش واکاوی شدند!

عیار مدیریتی کهگیلویه و بویراحمد را باید از این پروژه فهمید/ زمین مرکز شهر یاسوج قربانی بی‌عرضگی مدیران شده است؛ وقتی که هم سرمایه‌گذار و هم پول سازمان شستا و کوثر و عمران قحط آمده است!

 

ریواس/ کمتر کسی باورش می‌شود که یک پروژه در مرکز شهر یاسوج ۲۰ سال است نیمه‌کاره رها شده و حداقل ۶ استاندار و ده‌ها مدیرکل را به خود دیده و همچنان جلوی چشمان شهروندان تعطیل است! صحبت از زمین ۲ هکتاری تامین اجتماعی در وسط شهر است که گویا در این ۲۰ سال، سرمایه‌گذار و اعتبار دولتی و خصولتی و همه چیز از بهر آن قحط آمده است! پروژه‌ای که عیار مدیریتی این استان را نشان می‌دهد و سوالاتی که مدیریت استاندارانی از سید مسعود حسینی تا خادمی و اکنون یدالله رحمانی را زیر سوال می‌برد!پروژه‌ای که ظلم موسسه اقتصادی کوثر و بی‌اعتنایی موسسه مالی شستا و کم‌لطفی فرزندان این استان در مسئولیت‌های ملی به کارگران و بیمه‌شدگان این استان را نشان می‌دهد! پروژه‌ای که ابعاد آن در این گزارش واکاوی شدند!

به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، سال ۱۳۸۵ یعنی ۲۰ سال پیش، زمینی باارزش و چهارنبش به وسعت حدود ۲ هکتار در قلب شهر یاسوج از سوی اداره‌کل تامین اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد خریداری شد.

سازمان تامین اجتماعی متعلق به کارگران و اقشار ضعیف جامعه است که با پول آنها می‌چرخد و خدمات این نهاد هم باید به این قشر مظلوم برسد اما گویا رنگ خون کارگران این استان، کم‌رنگ‌تر است و نوبت به این قشر که می‌رسد خزانه‌ها ته می‌کشند و حتی در سازمان پرپول تامین اجتماعی هم قحطی می‌آید.

حالا ۲۰ سال از خریداری این زمین از پول کارگران این استان می‌گذرد و این زمین همچنان بدون هیچ ارزش افزوده‌ای و هیچ سود و منفعتی به حال خودش رها شده است.

قرار بود در این زمین سرمایه‌گذاری شود و یک مجتمع بزرگ تجاری، ورزشی و پارکینگ طبقاتی احداث شود؛ فرار بود سه هزار نفر صاحب شغل شوند و از این وعده‌های بزرگ و توخالی!

تامین اجتماعی با سازمان اقتصادی کوثر که متعلق به بنیاد شهید است وارد معامله شد تا با درصد ۶۶ به ۳۴ یا رقمی نزدیک به این، عملیات این پروژه شروع شود.

این پروژه که از سال ۸۵ و در دولت محمود احمدی‌نژاد شروع شد اما تعطیل و بلاتکلیف بود، حدود ۱۰ سال بعد و در سال ۱۳۹۴ با دست حسن روحانی، رئیس جمهور وقت، کلنگ‌زنی شد؛ سازمان اقتصادی کوثر که پول و اعتبارش را از خانواده‌های شهید و ایثارگر می‌گیرد با یک هیاهو و منت، کارش را شروع کرد، خاکبرداری عمیقی با ۹ متر ارتفاع، در این زمین انجام داد، اما کار را رها کرد و تنها دستاوردش یک گودبرداری عمیق و خطرناک و طاهری بدقواره بود که هر لحظه ممکن است حادثه‌ای را رقم بزند!

سازمان اقتصادی کوثر که برای هر جا که دلش بخواهد، پول دارد، وقتی نوبت به استان ما رسید، سوابق بدقولی و بدعهدی‌اش را تکمیل کرد و این پروژه بزرگ را در جلوی چشم مردم و در مرکز شهر یاسوج با چهره‌ای زشت و زننده که شبیه جنگ و بمباران است، رها کرد تا این عملکرد مسئولان ما، نشانی از عیار و وزن مدیریتی آنان باشد.

در اینکه سازمان اقتصادی کوثر باید تاوان این بدعهدی‌اش را بدهد و پاسخگو باشد شکی نیست اما سوالی که این وسط مطرح است این بوده که آیا مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد در این ۲۰ سال به طور رسمی از سازمان اقتصادی کوثر و این ظلمی که به کارگران این استان کرده، شکایت کردند؟ پیگیری کردند؟نتیجه‌ای گرفتند؟

تردیدی نیست که مدیران ارشد این استان به ویژه مدیران ادوار سازمان تامین اجتماعی در این زمینه کوتاهی کردن، اما چراغ‌سحر، مدیرکل فعلی تامین اجتماعی استان از طرح شکایت علیه این موسسه اقتصادی خبر داد و گفت که از وقتی مدیر شدم، موضوع شکایت را اقدام کردم و برای سرمایه‌گذاری، با محوریت استاندار کارهایی  را انجام دادیم و اکنون نیز پیگیری آن در اولویت کاری ما قرار دارد.

 

او البته این را هم گفته که در سال ۸۵ با اجبار دولت و تامین نقدینگی طرح مسکن مهر دولت احمدی‌نژاد، تامین اجتماعی را مجبور به خرید این زمین از راه و شهرسازی کردند و از ابتدا هم طرح و برنامه‌ای و حتی اعتباری برای سرمایه‌گذاری در این زمین نبود اما بنا به مسئولیت‌های اجتماعی، پیشنهاد سرمایه‌گذاری مطرح شد و دست کم در دولت فعلی که با جدیت از سوی استاندار، معاون اقتصادی و بنده پیگیری شده و باید آن را به سرانجامی برسانیم.

مدیرکل تامین اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه در مقابل کارگران و جامعه هدف خود احساس مسئولیت می‌کند و برای این پروژه کوتاهی نکرده، توضیح داد که مردم فراموش نکنند که این زمین در اختیار سازمان املاک و مستغلات کشور است و مدیران‌کل استانی فقط نقش رابط را دارند و مسئولیت مستقیمی برای سرمایه‌گذاری در این زمین را نداشتند و از ابتدا نیز همه‌ی هماهنگی‌ها از طریق سازمان تامین اجتماعی کشور انجام شده با این وجود، در دولت جدید و تیم مدیریتی جدید استان، موضوع را با جدیت پیگیری کردیم و خواهیم کرد.

چراغ سحر گفت که این پروژه در همان سال ۹۴ و بعد از خاکبرداری، با برخی محدودیت‌هایی که برای موسسه کوثر درست شد، متوقف شد تا سال ۱۴۰۰ که بنده در کهگیلویه و بویراحمد مسئولیت گرفتم با پیگیری‌های انجام شده، موسسه‌ی املاک و مستغلات تامین اجتماعی کشور، شکایتی علیه موسسه معین کوثر تنظیم کرد و در سال ۱۴۰۲ از دادگاه رای گرفتیم و زمین مجدد به تامین اجتماعی داده شد.

اما سوالی که اینجا مطرح است این است که چطور موسسه معین کوثر در حدود ۶ سالی که این زمین را در اختیار داشت و هیچ کاری نکرد، نباید پاسخگو باشد و مجازات شود؟

چرا در همه‌ی این سال‌ها مدیران ارشد این استان کاری نکردند؟

آقایان سید مسعود حسینی، حسین صابری، موسی خادمی، کلانتری، نیکزاد و احمدی، استانداران وقت و اخیرا هم آقای یدالله رحمانی به ویژه معاون اقتصادی او که مسئولیت مستقیم دارد، چرا تاکنون برای این زمین بکر در وسط شهر یاسوج، یک سرمایه‌گذار پیدا نکردند؟

آقایان بهادر و نورمحمدی، مدیران وقت تامین اجتماعی استان چگونه شب‌ها راحت می‌خوابید؟
فرمانداران و شهرداران ادوار در این ۲۰ سال چرا کاری نکردند؟

موسسه اقتصادی و پرپول شستا که متعلق به تامین اجتماعی است، چگونه در این استان ریالی سرمایه‌گذاری نکرده است؟ چطور برای سایر استان‌ها، پول دارد اما نوبت به ما که می‌رسد، خشکسالی آمده است؟

چرا سازمان شستا در این دو دهه که این زمین ۲ هکتاری در اختیارش بوده، سرمایه‌گذاری نکرده است؟ اگر مخالف سرمایه‌گذاری است چرا اقدامات مشابهی در برخی استان‌های دیگر انجام داده است؟

اما بدتر از همه‌ی این‌ها، اقدام تامین اجتماعی کشور برای فروش این زمین بوده است؛ فروش این زمین معنایی جز بی‌عرضگی مدیران مربوطه ندارد و به نوعی فرار از مسؤلیت است!

قیمت این زمین برای فروش هم رقم عجیب و غریب متری ۵۰ میلیون تومان بوده که به نوعی حراج و آتش زدن به مال و حق کارگران این استان بوده که البته نهایتا به فروش نرفت!

تامین اجتماعی کشور می‌خواست با فروش این زمین، پولش را به حساب خودش بریزد و معلوم نبود این پول که حق کارگران این استان است کجا خیف و میل می‌شد باز خدا را شکر که این مزایده‌‌ی خفت‌بار، برنده‌ای نداشت!

 

این زمین باید با احداث یک مجتمع رفاهی، تجاری، ورزشی و پارکینگ طبقاتی هم برای سهامداران تامین اجتماعی، کارگران و بیمه‌شدگان درآمدزایی کند و هم شهر یاسوج را از این ترافیک کور و نبود پارکینگ در مرکز استان نجات دهد نه اینکه آن را بفروشیم و از شر آن خلاص شویم.

هنر مدیریتی استان باید جذب سرمایه‌گذار و مولدسازی باشد و گرنه، فروش زمین را هر کسی می‌تواند و اوج بی‌هنری است!

اگرچه برخی فرزندان این استان در مسئولیت‌های کشوری از جمله آقای باقرپور و امیدی‌پور در بنیاد مسکن، برای متقاعد کردن موسسه اقتصادی عمران کشور تلاش‌هایی کردند اما واقعا افکار عمومی در این زمینه ابهام دارند که این همه مدیران ما که با هر نردبانی و هر رانتی و تلاشی برای مسئولیت گرفتن دست و پا می‌زنند، چگونه است که در این ۲۰ سال یک مسئولی پیدا نشد تا یک هلدینگ، یک موسسه خصولتی، دولتی یا یک فرد را برای سرمایه‌گذاری در این زمین دو هکتاری باارزش، متقاعد کنند و خیری به مردم این استان برسانند؟

نفوذ آقای تاجگردون در رأس بودجه‌ی کشور، کی باید به درد مردم مظلوم یاسوج و قشر کم‌درآمد کارگر و بیمه‌شدگان تأمین‌اجتماعی بخورد؟

آقای ستار هاشمی، شما از اعتبار و کوپن مردم این استان، وزیر شدید حالا آیا جذب یک سرمایه‌گذاری قانونی و درآمدزایی برای شما کار سختی است یا مطالبات این مردم برای شما اهمیتی ندارد!

آقای بهرامی، شما که روزی شهردار همین شهر بودید و ساخت پارکینگ طبقاتی اولویت و نیاز شهروندان بوده، اکنون نماینده مردمید و باید جلوی سازمان تامین اجتماعی کشور، بست بنشینید و زیر بار اینکه ۲۰ سال یک پروژه اینگونه رها شود و سازمان شستا، پولش را جای دیگری هزینه کند، نروید!

آقای خادمی شما که استاندار وقت این استان در روز کلنگ‌زنی این پروژه به دست حسن روحانی بودید و اکنون هم مسئولیت ملی دارید، تا فرصت تمام نشده برای جبران کم‌کاری آن روزتان، حرکتی بزنید.

آقایان سید مسعود حسینی، حسین صابری و دیگر استانداران اصولگرایی که آن زمان برای خاموش کردن روشنایی پارک‌ها با این احتمال که دختر و پسرها به پارک‌ها نروند و مرتکب خلاف نشوند، دغدغه داشتید چگونه برای این پروژه و جامعه‌ای هدف آن، دغدغه‌ای نداشتید؟

آقایان هدایت‌خواه، زارع و روشنفکر شما چرا هیچ کاری نکردید و حتی یک نطق هم در اعتراض با این تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌ها و سهم صفر ما از سرمایه‌گذاری شرکت‌های دولتی و خصولتی نداشتید؟

 

آقای شهرداری که مشکل اصلی شهرت، نبود پارکینگ است چرا برای ساخت این پارکینگ طبقاتی، فریاد نزدید؟

 

آقایان مدیران موسسه شستا، چطور برای تبریز و خرم‌آباد و تهران و … پول دارید اما برای کارگران ما ندارید؟ چطور برای هتل ساختن و شرکت دارویی پول دارید اما برای کارگران ما ندارید؟ مگر کارگران ما از شستا یعنی ندارند؟ مگر کارگران ما جزیی از کارگران و بیمه‌شدگان شدگان کشور نیستند؟

چرا به این تبعیض و بی‌عدالتی پایان نمی‌دهید؟ چرا کسی نیست شما را برای عملکردتان، بازخواست کند؟

 

و بدتر اینکه مدیران گذشته که با کم‌کاری خود، چنین فرصت‌سوزی‌هایی کردند و تکلیفشان مشخص است و  مدیران فعلی هم هنوز کار موثری انجام ندادند اما نکته‌ی نگران‌کننده‌‌تر این است که در سفر مسعود پزشکیان به یاسوج، با بی‌تدبیری تیم اجرایی استانداری، جلوی حضور خبرنگاران و مواجهه‌ای حضوری آنها با رییس‌جمهور و وزرا را گرفتند و در یک اقدام عجیب، خبرنگاران را در اتاقی دورتر از محل حضور رییس‌جمهور و از طریق ویدیوکنفرانس در جریان جلسات قرار می‌دادند؛ آنها می‌خواستند تا مشکلات مردم از زبان خبرنگاران به گوش مسئولان کشور نرسد البته اگر گوشی برای شنیدن باشد!

 

حالا، جامعه هدف تامین اجتماعی و کارگران این استان اگرچه همچنان امیدوار به سرمایه‌گذاری در این پروژه و تعیین تکلیف آن بعد از ۲۰ سال هستند اما نیم نگاهی هم به ورود دادستان انقلابی و جهادی مرکز استان برای برخورد با ترک‌فعل و کم‌کاری همه مدیران ارشد، استانداران، فرمانداران، مدیران کل تامین اجتماعی از سال ۸۵ تا امروز، دارند!

آیا با پولی که در سال ۸۵ می‌توانستیم یک مجتمع بزرگ و چند منظوره را در یاسوج بسازیم اکنون با هزار برابر آن می‌توانیم؟ و آیا این ظلم در حق مردم این استان و راز و رمز عقب‌ماندگی یاسوج از کاروان توسعه نیست؟ آیا این پروژه آن هم در مرکز شهر یاسوج و پایتخت طبیعت ایران بعد از دو دهه زخمی و نیمه‌کاره رها شدن، نشانی از عیار و وزن مدیریتی در کهگیلویه و بویراحمد نیست؟

آیا باز هم امید مردم به ورود دادستان است؟ آیا دادستان وقت و انرژی و حوصله ورود به همه‌ی این کم‌کاری‌های ریز و درشت مدیران اجرایی استان را دارد؟

چرا مدیران ما به موقع کاری که باید انجام دهند و وظیفه‌ی آنهاست را انجام نمی‌دهند تا یا زوری بالای سر آنها باشد و یا نهایتا ظلمی به این مردم و قشر مظلوم کارگر رقم بخورد!

شما که عرضه‌ی سرمایه‌گذاری در این زمین را نداشتید لااقل آن را گودبرداری نمی‌کردید تا مردم مثل قبل، خودروهای خود را آنجا پارک می‌کردند!

شما می خواستید برای مردم این استان، مجتمع تجاری و ورزشی شبیه به مجتمع خلیج فارس شیراز بسازید، قرار بود برای ۳۰۰۰ نفر اشتغال درست کنید، قرار بود برایمان پارکینگ طبقاتی بسازید اما بعد از ۲۰ سال آنچه برایمان ساختید یک مزار و گوری بزرگ بود برای خاک کردن مطالبات شهروندان مظلوم یاسوجی و قشر کم توقع کارگر!

حالا حرف پایانی مردم به سنا این است:
آقایان مدیر اگر کار کردن را بلد نیستید، کار نکردن را که بلدید!

انتهای پیام/ بنام

 

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=220009

1 Comment

  • چرا شستا در استان ما سرمایه گذاری ندارد؟
    این مجتمع تجاری فرهنگی ورزشی با اشتغال ۳۰۰۰ نفر حق جامعه کارگری ماست
    بیمه شده تامین اجتماعی ما به اندازه بیمه شده تهران و تبریز و اصفهان حق بیمه پرداخت میکند
    نماینده و استاندار لطفا به موضوع ورود نمایند
    سپاس از توجه ریواس جنوب
    به این موضوع مهم ۲۰ ساله

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.