سرویس گزارش ریواس جنوب/
ساعت ۶:۳۰ صبح است. بلوار جمهوری شیراز هنوز آن شلوغی همیشگی را ندارد، اما در ایستگاه اتوبوس چند نفر چشم به مسیر دوختهاند. اتوبوس باید برسد؛ دستکم روی کاغذ، زمان حرکتش مشخص است. اما دقیقهها یکی پس از دیگری میگذرند و خبری از اتوبوس نیست.
ساعت ۶:۴۲، بالاخره اتوبوس از راه میرسد؛ اما این بار مشکل دیگری وجود دارد. اتوبوس آنقدر شلوغ است که حتی توقف نمیکند. بعد از یک ترمز ناتمام، از مقابل مسافرانی که پس از حدود نیم ساعت انتظار، با دیدن اتوبوس از دورادور، از جای برخاستهاند، عبور میکند و میرود… !
در میان منتظران، پیرزنی که مدتها در ایستگاه ایستاده، بهشدت عصبانی شده است. اعتراضش دیگر در حد گلایه معمول یک مسافر نیست. با ناراحتی و عصبانیت نفرین میکند و از اینکه بعد از این همه انتظار حتی فرصت سوار شدن هم پیدا نکرده، به تندی اعتراض میکند.
برای مسافری که صبح زود باید خود را به محل کار، مدرسه، دانشگاه یا یک قرار کاری برساند، چند ده دقیقه انتظار بیثمر، شاید فقط یک عدد روی ساعت باشد؛ اما وقتی اتوبوس میرسد و امکان سوار شدن هم وجود ندارد، این دقایق تبدیل به چیزی فراتر از «تأخیر» میشود؛ دستکم بلاتکلیفی، مشکل کاری، خسارت مالی و آسیب روحی و روانی به شهروند.
اتوبوس بعدی که میرسد، بالاخره امکان سوار شدن فراهم میشود. داخل اتوبوس اما صحبت مسافران درباره همین وضعیت است؛ درباره اتوبوسهایی که دیر میرسند، اتوبوسهایی که پر از مسافرند و نمیتوانند در ایستگاه توقف کنند و اتوبوسهایی که مدتهاست از چرخه خدمترسانی خارج شدهاند.
** گلایههای مسافران با چاشنی ادعاهای نگرانکننده
یکی از مسافران با گلایه میگوید: «وقتی اتوبوس به اندازه کافی نباشد، طبیعی است که همین اتفاقها بیفتد. مردم مدت زیادی منتظر میمانند و وقتی اتوبوس میرسد، یا جا ندارد یا اصلاً نمیایستد.»
او در ادامه به موضوع دیگری اشاره میکند؛ اینکه به گفته او و به نقل از یکی از رانندگان، برخی اتوبوسها برای سرویسهای دربستی در محدوده دروازه قرآن استفاده میشوند و همین مسئله نیز بر کمبود اتوبوسهای درونشهری تأثیر گذاشته است.
در میان صحبتها، حتی ماجرای یک دستگاه اتوبوس که به یک شهر مرزی -که جزئیات بیشتر آن نزد ما محفوظ است- اعزام شده مطرح میشود. به گفته یکی از افراد حاضر، این اتوبوس در جریان آن سفر برونشهری دچار خرابی شده و حدود ۴۰۰ میلیون تومان هزینه تعمیر آن برآورد شده، اما با وجود گذشت زمان هنوز به ناوگان بازنگشته است. این ادعا البته نیازمند بررسی و تأیید مسئولان مربوط است.
راننده اتوبوس نیز در پاسخ به گلایه مسافران، بخشی از مشکل را تأیید میکند. او در واکنش به صحبتهایی پیرامون اتوبوسهای خراب و فرسوده، با کیفیت پایین، اذعان میکند که یک دستگاه اتوبوس بیش از دو ماه است که خراب شده و هنوز به چرخه خدمت بازنگشته است. از نگاه او، تعداد قابل توجهی از اتوبوسهای موجود نیز فرسودهاند؛ اتوبوسهایی که قرار است بخشی از بار حملونقل شهری را به دوش بکشند، اما نهتنها در انجام این وظیفه عاجزند، بلکه خودشان به یکی از منابع آلودگی هوا هم تبدیل شدهاند.
او با تأکید بر اینکه رانندگان اتوبوسها در این بینظمیها بیتقصیرند، میگوید مجموعهای از مشکلات ساختاری باعث شده رانندگان عملاً نتوانند همیشه مطابق زمانبندی تعیینشده حرکت کنند.
** از شهروندان چه توقعی داریم؟
این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما برای مسافری که هر روز باید در ساعت مشخصی به مقصد برسد، معنای مهمی دارد: وقتی زمانبندی اتوبوس قابل اتکا نباشد، برنامهریزی زندگی روزمره نیز مختل میشود.
حملونقل عمومی قرار است جایگزینی قابل اعتماد برای استفاده از خودروی شخصی باشد؛ راهکاری برای کاهش ترافیک، مصرف سوخت، هزینهها و آلودگی هوا. اما وقتی مسافر نمیداند اتوبوس چه زمانی میرسد، وقتی احتمال دارد اتوبوس به دلیل تکمیل ظرفیت در ایستگاه توقف نکند و وقتی بخشی از ناوگان به دلیل خرابی یا فرسودگی از مدار خارج است، یک سؤال اساسی شکل میگیرد: مردم با چه انگیزهای باید حملونقل عمومی را انتخاب کنند؟!
از شهروندی که صبح زود در ایستگاه منتظر میماند نمیتوان انتظار داشت میان خودروی شخصی و اتوبوسی که زمان رسیدنش قابل پیشبینی نیست، همیشه گزینه دوم را انتخاب کند. نمیتوان از مردم خواست برای کاهش ترافیک و آلودگی هوا از خودروی شخصی استفاده نکنند، اما در مقابل، شبکهای از حملونقل عمومی در اختیارشان گذاشت که خودش با کمبود، فرسودگی، خرابی و بینظمی دستوپنجه نرم میکند.
حملونقل عمومی زمانی میتواند مردم را از خودروهای شخصی جدا کند که قابل اعتماد، منظم، در دسترس و شایسته انتخاب باشد.
مسافر باید بداند اگر ساعت ۶:۱۰ به ایستگاه میرسد، قرار نیست تا مدت نامعلومی منتظر بماند. باید بداند اتوبوس بعدی ظرفیت سوار کردن او را دارد. باید بداند وسیلهای که قرار است او را جابهجا کند، فرسوده و آلاینده نیست و اگر اتوبوسی خراب شد، قرار نیست هفتهها و ماهها از چرخه خدمترسانی خارج بماند.
وگرنه نمیتوان از شهروندی که صبح خود را با دهها دقیقه انتظار و عبور یک اتوبوس بدون توقف آغاز کرده، انتظار داشت برای استفاده از حملونقل عمومی انگیزهای بیشتر از «ناچاری» داشته باشد.

2 Comments
یک کلمه وضعیت اتوبوسها افتضاح هستند!!!!
هرکی 20 دقیقه روی صندلیهای اتوبوسهای شیراز بشینه بعدش باید بره ارتوپدی