سرمایهگذارانی که فقط لاف میزنند؛ سه میدان درآمدزا برای آنهایی که ادعا دارند؛ این گوی و این میدان
ریواس/ در حالی که این روزها صدای اعتراض افرادی که به نگاه بسته و ضد سرمایهگذاری مدیران کهگیلویه و بویراحمد، ایراد میگیرند، بلند است اما گوی و میدان برای سرمایهگذاری افراد مدعی در چند طرح درآمدزا که دست مدیران و دخالتها و کارشکنیهای آنها کوتاه است، فراهم است؛ جایی که یک آزمون جدی برای افراد بومی این استان محسوب میشود که از زادگاهشان رشد کردند و امروز که باید ناجی آن باشند، فقط تریبون انتقاد را به دست گرفتند!
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، این روزها برخی افرادی که دستشان به دهانشان رسیده و با چند پروژه در استان کهگیلویه و بویراحمد، به نوایی رسیدند و بعد از آن در سایر استانها نیز سرمایهی خود را چند برابر کردند، به استان برگشتند و نشست خبری گذاشتند و زمین و زمان را به باد انتقاد گرفتند!
البته باید انصاف داشت و گفت که بسیاری از حرفهای این افراد واقعا درست و بهجا بوده و شکی نیست که در بسیاری از مواقع، حمایت مسیولان کهگیلویه و بویراحمد از سرمایهگذار و سرمایهگذاری کاملا شعاری و خستهکننده است؛ نگاهشان بسته و گویا میخواهند از ارث پدرشان بدهند؛ همهی اینها در مورد بسیاری از مدیران ارشد و غیر ارشد این استان صدق میکند اما این حرفهای درست دلیلی نمیشود که حرفهای غلط این افراد پرادعا را چشم بسته قبول کنیم و یا نشنیده بگیریم.
روی سخن این گزارش بیشتر با پیمانکاران، سرمایهگذارنمایی این که بهیکباره ژست دلسوز وکنتقد گرفتند و به استان برگشتند و نشست خبری گذاشتند و سر و صدا به پا کردند که البته باز هم باید گفت بسیاری از حرفهای این افراد دستکم روی کاغذ درست هستند اما نباید فراموش کرد که یک حرف وقتی به دل مینشیند که از دل برخاسته باشد و حرف و عمل گوینده، یکی باشد.
نکتهی مهم در حرفهای غلط این افراد این است که آنها مرزی بین پیمانکاری و سرمایهگذاری نمیبینند و معلوم نیست که چرا و چگونه خودشان را سرمایهگذار میدانند اما با فرض درست بودن ادعای آنها و تایید دلسوزیاشان یک نقد جدی به این جماعت وارد است.
همهی حرفهای شما درست و در کهگیلویه و بویراحمد، نگاه توسعهای نیست اما برای بخش خصوصی، فرصتهایی هست که یک آزمون جدی برای شما هم محسوب میشود.
برای مثال فقط به یک مورد اشاره میکنم؛ شهر تازه تأسیس سپیدار در استان کهگیلویه و بویراحمد با اراضی بکر و ارزشمند منابع ملی، یک لقمهی چرب و نرم برای هر فردییست که ادعای سرمایهگذاری دارد.
جدیدا شهردار تحصیلکرده و باانگیزهی این شهر برای آنکه سرمایهگذارها در لای کاغذبازیها و بروکراسی خستهکنندهی ادارات گیر نکنند، مجوزهای سه طرح ملی و پرسود را گرفته و همهچیز برای یک آزمون پرمعنا آماده است؛ آزمونی که اگر این جماعت پرادعا در آن سربلند بیرون بیایند نه یک شهر و یک شهرداری بلکه یک استان و یک ملت از منافع آن سود میبرند.
طرح نخست، یک دام شهر ملی است که میتواند بازار دامهای سبک و سنگین جنوب ایران را پوشش دهد؛ با توجه به بافت عشایری و روستایی استان کهگیلویه و بویراحمد، این طرح از اساس یک طرح سودآفرین با ارزش افزودهی بالاست که میتواند از صفر تا صد تولید و کشتار دامهای سبک و سنگین و حتی طیور محلی را پوشش دهد و صدها نفر را صاحب شغل کند و یک طرح اقتصادی درآمدزا برای سرمایهگذار و مردم سپیدار باشد.
طرح دوم، احداث یک نهالستان ملی است که نهال و بذر و صفر تا صد کاشت انواع درختان در بوستانها و باغستانها و تامین نهال شهرداریهای سراسر کشور را پوشش میدهد.
طرح سوم نیز احداث پارکهای ساحلی در کنار رودخانهای پرآب سپیدار است که بدون شک با یک طراحی به روز میتواند در کنار آب و هوای دلنشین، طبیعت بکر و زیبای این منطقه، سپیدار را به یک قطب گردشگرپذیر تبدیل کند.
بله، حرف شما درست است و سرمایهگذاران برای گرفتن مجوزها، باید هفتخوان رستم را طی کنند اما شهردار سپیدار همهی مجوزها را میگیرد و آماده تحویل میدهد تا گوی و میدان برای بازی آماده باشد؛ یک بازی جدی و واقعی که قرار نیست کسی در آن بازی بخورد بلکه یک بازی که نتیجهی آن هر چه باشد به نفع مردم استان و جنوب ایران خواهد بود.
در اینکه این طرحها توجیه اقتصادی دارند شکی نیست اما آنچه محل تردید است این است که آیا کهگیلویه و بویراحمد، سرمایهگذار توانمند بومی دارد؟سرمایهگذاری که پیمانکاری را با سرمایهگذاری اشتباه نگیرد و برای زادگاهش که او را رشد داد، کاری کند و حرکتی ماندگار بزند!
مثالها از این دست زیاد است؛ مثالهایی که دست مدیران دولتی در آنها کوتاه باشد و مجالی برای کارشکنی کارشکنان نباشد و تنها جای یک فرد بومی دلسوز و متمکن مالی، خالی باشد!
انتهای پیام/ بنام
