حمایت «دادستان» از روند سالم‌سازی و شفافیت در ورزش/ دست یک مدیر در لانه‌ی زنبور/ ماجرای جالب سالن هیئت کبدی/ افزایش قابل ملاحظه‌ای درآمدهای اختصاصی اداره‌کل ورزش و جوانان

دادستان سالن‌ها، اماکن و اموال ورزشی استان کهگیلویه و بویراحمد، داستان جالبی شد؛ شاید اگر مدیر دیگری جای مجید پارسایی بود برای تبدیل حکم سرپرستی‌اش به مدیرکلی، دست به عصا و دست به معامله جلو می‌رفت اما او دست در لانه‌ی زنبور کرد و برای ساماندهی اموال و اماکن دولتی و برگشت آنها به بیت‌المال، که سال‌ها در انحصار افراد خاصی بودند، بی‌ترمز به دل ریسک زد؛ حرکتی که البته حمایت مقامات ارشد کشور و استان از جمله وزیر ورزش، استاندار و دادستان استان را هم در پی داشته است؛ در کنار این داستان‌های جالب، داستان مقاومت یک‌ فرد برای تحویل ندادن سالن هیئت کبدی استان از همه جالب تر است!

حمایت «دادستان» از روند سالم‌سازی و شفافیت در ورزش/ دست یک مدیر در لانه‌ی زنبور/ ماجرای جالب سالن هیئت کبدی/ افزایش قابل ملاحظه‌ای درآمدهای اختصاصی اداره‌کل ورزش و جوانان

 

ریواس/ دادستان سالن‌ها، اماکن و اموال ورزشی استان کهگیلویه و بویراحمد، داستان جالبی شد؛ شاید اگر مدیر دیگری جای مجید پارسایی بود برای تبدیل حکم سرپرستی‌اش به مدیرکلی، دست به عصا و دست به معامله جلو می‌رفت اما او دست در لانه‌ی زنبور کرد و برای ساماندهی اموال و اماکن دولتی و برگشت آنها به بیت‌المال، که سال‌ها در انحصار افراد خاصی بودند، بی‌ترمز به دل ریسک زد؛ حرکتی که البته حمایت مقامات ارشد کشور و استان از جمله وزیر ورزش، استاندار و دادستان استان را هم در پی داشته است؛ در کنار این داستان‌های جالب، داستان مقاومت یک‌ فرد برای تحویل ندادن سالن هیئت کبدی استان از همه جالب تر است!

 

به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، سالن‌ها و اماکن ورزشی در استان کهگیلویه و بویراحمد داستان عجیبی دارند؛ سال‌ها رها شدند و اغراق نیست اگر بگوییم این املاک با ارزش، که هزاران میلیارد تومان از پول بیت‌المال صرف احداث و تجهیز آنها شده، در سال‌های متمادی بدون صاحب به حال خود رها شدند و به عبارتی بسیاری از آنها در اختیار افراد خاص و صاحب‌نفوذ بودند.

هیچ ساماندهی واقعی در این املاک و اموال بیت‌المال نشده و واقعا معلوم نبود که این سالن‌ها در اختیار چه کسانی هستند؟ برخی از این املاک با یک دهم قیمت واقعی و حتی کمتر هم اجاره داده شد و تا جایی این املاک، به حال خود رها شدند که افرادی که این سالن‌ها را در اختیار داشتند، آن را ملک پدرشان فرض می‌کردند و به قول یکی از آنها، سفره‌‌ی انقلاب پهن بود!

سالیانی بود که اداره‌کل ورزش و جوانان استان کهگیلویه و بویراحمد به افرادی غیر ورزشی و غیر بومی داده شد و در مقطعی هم یک روحانی و طلبه، مدیرکل ورزش شده بود!

این انتصابات غلط در ادامه‌ی همین لجام‌گسیختگی ورزش انجام می‌شد و ورزش و جوانان کهگیلویه و بویراحمد بیش از آنچه مأمن و پناهگاهی برای ورزشکاران باشد به حیات خلوت سیاسیون و افراد غیر ورزشکار به بهانه‌ی این هیئت و آن هیئت تبدیل شد.

مدت‌ها وضع به همین منوال بود تا اینکه یک مدیر ورزشکار با سابقه مدیریت و سرمایه‌گذاری در ورزش با سوابق درخشان تیم هندبال فرازبام خاییز، سرپرست ورزش و جوانان کهگیلویه و بویراحمد شد.

فارغ از فضای تعریف و تمجید باید گفت که او خاک ورزش را خورد و بهتر از هر کسی قدرِ عرق ورزشکار و هزینه‌های میلیاردی در ورزش را می‌دانست و برای همین آستین بالا زد و بدون ترس، یک جراحی را به ویژه در ساماندهی املاک و اموال ورزش استان در همه‌ی رشته‌ها شروع کرد.

مجید پارسایی، که قبل از این انتصاب، استخدام دولت نبود و زیاد در بند این ملاحظات اداری و مصلحت‌اندیشی‌ها نبود، بدون ترمز و بدون درنظر گرفتن جایگاه افراد و وابستگی سیاسی آنها، دستور بازپس‌گیری سالن‌ها و اماکن ورزشی که سال‌ها در دست افراد خاصی بودند را داد و در یک فرایند شفاف آنها را به مزایده گذاشت.

سر و صداهای زیادی بلند شد و بالاخره افرادی که سال‌ها بدون مزاحم روی اموال بیت‌المال چنبره زده بودند و حتی برای این اماکن ورزشی که درآمدهای میلیاردی هم داشتند، و از ورزشکاران و جوانان برای استفاده از این فضاهای ورزشی، پول هنگفتی می‌گرفتند، حتی کمترین اجاره‌ای را هم به اداره‌کل ورزش پرداخت نمی‌کردند، قطعا این افراد دارای نفوذ بودند و خرفشان جاهایی خریدار داشت و برای همین هم تلاش کردند این مدیر نترس و بی‌ترمز را سرجایش بنشانند!

این تلاش‌ها در طولانی شدن دوران سرپرستی‌اش بی‌تاثیر نبودند اما منتقدان و مخالفان او همین طولانی شدن را پیراهن عثمان کردند و با شخم زدن گذشته‌ی او، به دنبال حذف و عزل پارسایی شدند.

پارسایی اما دست روی نقطه ای گذاشت که هر کس ذره‌ای دلش برای استان و اموال بیت‌المال می‌سوخت، او را همراهی می‌کرد؛ رفته رفته، بسیاری از ورزشکاران واقعی که استفاده از این اماکن ورزشی را حق خود می‌دانستند با او همراه شدند، استاندار، تمام‌قد از این اقدامات او حمایت کرد، وزیر ورزش و معاونین او بارها گفتند که من عملکرد پارسایی را می‌بینم نه گذشته‌ی او را و برای همین هم کاملا از او و عملکردش راضی هستم؛ حتی افراد شاخصی چون دادستان مرکز استان هم که به حق نسبت به طولانی‌شدن دوره‌ی سرپرستی پارسایی و صلاحیت او منتقد و مخالف بود اما وقتی پای تضییع بیت‌المال در میان باشد و اجرای عدالت در استفاده از اماکن ورزشی، سالم‌سازی و شفافیت باشد، از او حمایت کرد و نقش اساسی در ساماندهی اماکن ورزشی در استان داشت.

پارسایی با همین دست فرمان و با حمایت مقامات ارشد دولت و نهادهای امنیتی و نظارتی، ساماندهی اماکن ورزشی را آغاز کرد و در حالی که پیش از این کل درآمد یکسال ورزش استان از محل اجاره‌بهای اماکن ورزشی حدود یک میلیارد و اندی بود اما پارسایی در همین ۶ ماه نخست سال، درآمدهای اختصاصی ورزش استان را تا ۶ میلیارد تومان افزایش داد و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال به حدود ۱۲ میلیارد تومان برساند؛ پولی که پیش از این ماهیانه و سالیانه به چند نفر خاص می‌رسید اکنون در یک فرایند شفاف، باید خرج ورزشکاران و جوانان همین استان شود و این کار ارزشمندی است.

البته داستان آقای پارسایی در ساماندهی اماکن و املاک ورزش استان تمام نشده و در همین چند ماه اخیر، یکی از سالن‌هایی که در اختیار هیئت کبدی استان در مجموعه‌ی ورزشی کوثر یاسوج بود، حتی بعد از پایان دوره مسئولیت ریاست قبلی این هیئت هم حاضر نشد که این سالن و اموال متعلق به بیت‌المال و هیئت ورزشی کبدی را تحویل مدیر بعدی دهد.

اقدام عجیب که حتی اگر این سالن و اموال ورزشی این هیئت، ملک شخصی خانم‌ماندگانی هم باشد، این رفتارها از سوی او عجیب است؛ تخلیه‌‌ی این ملک حتی رای قاضی و دستور دادستان را هم دارد اما این فرد می‌خواهد به هر قیمتی این سالن را از دست ندهد!

قرار نیست یک فرد با اموال بیت‌المال همانند اموال شخصی خود رفتار کند و بخواهد با استفاده از ارتباط سیاسی و حاشیه‌سازی، ساختمان دولتی و اموال و امکانات ورزشی آن را تحویل ندهد و تصاحب کند؟ این اموال و امکانات متعلق به ورزشکاران استان است و اگر تا الان به هر روشی در اختیار یک نفر بوده اکنون، انتخابات این هیئت انجام شده و فرد دیگری مدیر شده و قانون می‌گوید که اموال باید تحویل مدیر جدید هیئت کبدی استان شود.

گفته می‌شود درآمد فعلی این سالن در منطقه‌ی ساحلی یاسوج در هر ماه بالغ بر یکصد میلیون تومان است که سالیانه مبلغی حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان می‌شود و هیچ دلیل منطقی برای اینکه این ظرفیتی که باید در اختیار ورزشکاران باشد، در اختیار یک فرد خاص باشد.

این فرد نه تنها سالن را تحویل نداد بلکه تلاش کرده تا موضوع را وارد حاشیه کند و با فشار بر پارسایی، جلوی او را بگیرد اما سرپرست ورزش و جوانان استان با رفتاری مدیریتی و با زبان قانون با این ماجرا برخورد کرد و بدون اینکه وارد حاشیه شود، با چند مکاتبه اداری و تعیین فرصت برای تخلیه، تلاش کرد این ملک را به بیت المال برگرداند اما خانم‌ماندگانی، مقاومت کرد تا اینکه اداره‌کل ورزش و جوانان رأی قضایی برای فک‌قفل و تحویل این سالن و اموال دولتی آن را از دادگاه گرفت.

موضوعی که نشان می‌دهد عزم مجید پارسایی برای ساماندهی و شفافیت در اموال و امکانات ورزشی استان جزم است و در این مسیر، شاهد حمایت استاندار، سازمان بازرسی و مهمتر از همه‌ی این‌ها دادستان مرکز استان هستیم؛ اتحادی مبارک که نتیجه‌ی آن قطعا برگشت برخی اموال و امکانات ورزشی به بیت المال و استفاده‌ی عموم مردم و ورزشکاران از این ظرفیت‌های دولتی است.

گویا تحویل سالنی که مدت‌ها و سال‌ها در اختیار برخی افراد بوده چنان برایشان عجیب و سنگین است که گویا قرار بود این سالن‌ها تا ابد مال خودشان باشد؛ موضوعی که گویا عادی شده و حتی مدیرکل سابق ورزش و جوانان هم بعد از حدود دو سال از پایان دوره مدیریتش هنوز منزل سازمانی در اختیارش را تحویل نداده است.

نکته‌ی پایانی اینکه، مجید پارسایی هر کسی است و هر گذشته‌ای دارد، اکنون به عنوان یک مدیر موفق، بهتر از بسیاری از مدیران دولت کار کرده و اینکه دوره‌ی سرپرستی‌اش طولانی شده یا نه که گناه او نیست، او را گذاشتند سرپرست ورزش استان و تا امروز بدون تعصب و جانبداری باید گفت که کارنامه‌ای قابل قبول داشته است و اگر از همه‌ی کارها و اقدامات او بگذریم فقط همین موضوع ساماندهی اماکن و اموال ورزشی استان به تنهایی برای پربار کردن کارنامه‌اش در این مدت کوتاه مدیریتش، کافی است.

باید منصف بود و گفت که اگر برای پارسایی، مدیرکل شدن مهم بود قطعا او اینگونه بی‌مهابا دست در لانه‌ی زنبور نمی‌کرد و با افرادی که سال‌های سال با استفاده از نفوذ خود و جریانات سیاسی، سالن‌های ورزشی را در تملک خود گرفتند، شاخ به شاخ نمی‌شد؛ پارسایی قطعا راه و روال مماشات و معامله را بلد است اما اینکه بلد است و نکرد، ارزشمند است.

 

اینکه یک مدیر در دوران سرپرستی که بسیاری از مدیران برای حفظ صندلی خود، دست به عصا می‌روند، اینگونه شجاعانه برای ساماندهی اموال بیت المال می‌ایستد و ریسک می‌کند، ارزشمند است؛ او می‌توانست مثل مدیران قبلی کاری نکند و اگر هم نمی‌کرد هیچکس یقه‌ی او را نمی‌گرفت اما اینکه به دنبال شفاف‌سازی و افزایش درآمدهای ورزش استان است، ارزشمند است حتی اگر در بخش‌های دیگری بد عمل کرده باشد و صعف‌هایی هم داشته باشد که قطعا دارد باز هم باید این رویکرد پارسایی را تحسین کرد.

نکته‌ی پایانی اینکه اگر همه‌ی کارهای سرپرست ورزش و جوانان هم غلط باشد در این یک کار، باید حمایتش کنیم و در کنار او باشیم.

انتهای پیام/بنام

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=222686

3 Comments

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.