فاجعهای مدیریتی در مدارس غیرانتفاعی کهگیلویه و بویراحمد/ تشرهای استاندار هم فقط مصرف « جلساتی» داشت/ وقتی مردم بویراحمد، پولشان را به جوب میریزند/ لو رفتن آماری از معدل نهایی دانشآموزان غیرانتفاعی استان
ریواس/ با لو رفتن آماری از عملکرد مدارس غیرانتفاعی در استان کهگیلویه و بویراحمد، معاون شد این مدارس با وجود خالی کردن جیب خانوادهها، اما میانگین معدل دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی حتی از معدل دانشآموزان مدارس مناطق محروم عشایری استان هم کمتر بوده است! به عبارت سادهتر مردم کمدرآمد این استان شهریه های نجومی به مدارس غیرانتفاعی میدهند اما اکنون معلوم شده که این مدارس به لحاظ محیط مدرسه، ایمنی، امکانات و حتی معدل نهایی دانشآموزان حتی از مدارس عشایری و عادی هم ضعیفتر هستند و گویا مردم پولهای خود را به جوب ریختند!
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، مسعود پزشکیان، رییس جمهور ایران در حوزهی آموزش و مدارس، بیش از حوزههای دیگر برنامه و شعار داشت، حرفش این بود که چرا هر کس پول بیشتری دارد، به مدارس غیرانتفاعی میرود و آموزش بهتر و باکیفیت میببیند؟ به دانشگاه میرود و معدل بالاتری دارد و هر کس پول ندارد باید در مدارس معمولی و امکانات کمتر و معلم ضعیفتر و نهایتا آموزش ضعیفتر ببیند!
حرفی کاملاً منطقی که البته در استان کهگیلویه و بویراحمد هیچ مصداقی ندارد و اینجا همهچیز برعکس است و تنها وجه اشتراک ما برای مدارس غیرانتفاعی، پول دادن بیشتر است و بس!
مدارسی که به مسافرخانه شبیهتر هستند تا مدرسه
حالا حرفهای رییسجمهور را با هم تحلیل میکنیم.
رییسجمهور میگوید، هر کس پول بیشتری دارد به مدارس بهتری با فضای مجهزتر و بهتری میرود! این در حالی است که در استان کهگیلویه و بویراحمد، بسیاری از مدارس غیرانتفاعی به مسافرخانههای دههی ۵۰ شبیهتر هستند تا یک محیط آموزشی و تحصیلی!
بسیاری از مدارس غیرانتفاعی کهگیلویه و بویراحمد، یک ساختمان عادی عمدتا فرسوده هستند که برای آنکه مالکان این مدارس اجارهی کمتر بدهند و سود بیشتر کنند، بدترین ساختمان را اجاره میکنند و مدرسه را در آن مستقر میکنند؛ در واقع بسیاری از ساختمانهای مدارس غیرانتفاعی، کاربری مدرسه و ساخت و ساز با معیارهای یک مکان تحصیلی و آموزشی را ندارند!
پس آقای پزشکیان، اگر در تهران و بقیهی استانها، خانوادهها برای اینکه فرزندشان به مدرسهی بهتری برود، پول بیشتری میدهند، در کهگیلویه و بویراحمد هم خانوادههای مظلوم پول بیشتری میدهند اما تفاوتش اینجاست که پول میدهند تا به مدرسهای به مراتب بدتری بروند که اگر زلزله و حادثهای هم نیاید اما این مدارس حتی ریخت مدرسه هم ندارند چه برسد به فضای نشاط و شادی متناسب با مدرسه!
معلمانی با حقوق زیر ۱۰ میلیون
نکتهی دومی که آقای رئیس جمهور گفتند، این بود که خانوادههای که پول بیشتری دارند به مدارسی میروند که بهترین معلمان با بهترین حقوق و مزایا و امکانات را دارند! درست است در کهگیلویه و بویراحمد هم خانوادهها به همین امید پول بیشتری میدهند اما در مدارس غیرانتفاعی ما، اتفاقا در به در دنبال معلمی هستند که اسمش معلم باشد ولی حقوق نخواهد یا اگر میخواهد هم زیر ۱۰ میلیون بخواهد؛ بیمه نخواهد و درسش را بدهد و برود!
البته از حق نگذریم برخی از معلمانی که در مدارس غیرانتفاعی مشغول هستند به لحاظ سواد و تخصص بسیار خوب هستند اما مگر میشود یک معلم وقتش و انرژیاش را جایی بگذارید که حقوقی نمیگیرد یا حقوق اندکی میگیرد؟
نگاه مالکان مداری غیرانتفاعی شبیه به مرغداری است
چند روز پیش، نماینده مدارس غیرانتفاعی استان در جلوی استاندار تلویحا اعتراف تلخی کرد و گفت که نگاه ما به مدارس غیرانتفاعی یک نگاه سود و زیان است و باید حساب و کتاب کنیم که بیشترین سود را کنیم؛ او گفت که اگر ما یک مرغداری احداث کنیم سود بیشتری دارد!
طبیعی است که وقتی مدارس غیرانتفاعی شبیه دکان فروش درس و آموزش باشد، دنبال اجاره یک ساختمان مخروبه و ۲خوابه و ارزان میگردند؛ دنبال معلمی میگردند که پول کمتری بخواهد؛ دنبال یک بازنشسته میگردند یا فردی با شغل چهارم!
پس در کهگیلویه و بویراحمد پول بیشتر به مدارس غیرانتفاعی میدهند اما تا اینجای کار در مقایسه با مدارس عادی هم، نه ساختمان و امکانات بهتر هست و نه معلم و آموزش بهتر!
نکتهی سوم و قابل تحلیل حرفهای رییسجمهور این است که گفته هرکس پول دارد فرزندش با تحصیل خوب بهترین نمره و دانشگاه و موفقیت را کسب میکند! اینجا هم این حرف مصداقی ندارد و همهچیز برعکس است!
آماری تکان دهنده از روز مبادا و بررسی کارنامهی مدارس غیرانتفاعی!
بررسی آمار فقط یک سال آن هم در سالی که فعالیت مدارس حضوری بود نشان میدهد که میانگین معدل مدارس غیرانتفاعی استان کهگیلویه و بویراحمد حتی از معدل دانشآموزان محصل در مدارس عشایری استان هم کمتر بوده است؛ عملکرد فاجعهبار که دقیقا محصول نگاه تجاری و بازاری به مدارس غیرانتفاعی در این استان است!
وقتی عملکرد مدارس غیرانتفاعی از مدارس کپری هم ضعیفتر است
به عبارت دیگر مردم و خانوادهها به امید مدرسه و معلم و امکانات و آموزش بهتر، پولهای نجومی را تحت عنوان شهریه به مدارس غیرانتفاعی میدهند اما نمرات پایهی دوازدهم این مدارس در استان ما حتی از مدرسه کپری و عشایری همین استان هم کمتر است و معنای این حرف یعنی اینکه در کهگیلویه و بویراحمد خانوادهها پولهایشان را به جوب میریزند!
شاید در مدارس غیرانتفاعی و آزمونهای داخلی، دست معلمان برای نمره دادن بازتر است و این افزایش معدل دانشآموزان به نفع مدارس غیرانتفاعی است و اگر بتوانند دست ودلبازترند، اما مقایسهی من در این تحلیل روی نمرات پایه دوازدهم است که امتحانات کاملا سراسری و نهایی هستند و امکان دخل و تصرفی در نمرات وجود ندارد و از قضا این معدل هم تاثیر قطعی ۶۰ درصدی در کنکور دارد و مستقیما با آیندهی فرزندان ما، مرتبط است!
پس کدام عقل سلیم قبول میکند که برای تحصیل فرزندش در مدارس غیرانتفاعی کهگیلویه و بویراحمد، شهریهی نجومی ۴۰ و ۵۰ و گاها تا ۶۰ میلیون تومان بپردازند بعد معدل او از یک دانشآموز عشایری که بیشترین محدودیتها و کمبود امکانات را دارد، کمتر باشد؟ پس این همه پول شهریه دادید، برای چه؟
در سال تحصیلی ۱۴۰۳، میانگین معدل دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی کهگیلویه و بویراحمد در پایه دوازدهم که تا ۶۰ درصد در کنکور تاثیر دارد، ۷.۷۱ صدم بوده و همین معدل برای مدارس عشایری ۷.۷۸ صدم و برای مدارس دولتی و عادی استان ۷.۲۴ صدم بوده است!
اگر بخواهیم بهانه بیاوریم و بگوییم شرایط استان ما فرق دارد، به آمار دردناکتری میرسیم، جایی که میانگین معدل پایهی دوازدهم همهی مدارس دولتی و عادی کشور ۸.۹۶ بوده که باز هم بسیار بیشتر از معدل مدارس غیرانتفاعی استان کهگیلویه و بویراحمد بوده است و بدتر از همهی اینها اینکه معدل نهایی و دیپلم مدارس غیرانتفاعی در استان کهگیلویه و بویراحمد در رتبهی آخر کشور قرار دارد و اینها یعنی اینکه مدارس غیرانتفاعی ما و مدیریت این بخش در آموزش و پرورش ما، هیچ حرفی برای گفتن ندارند!
حالا که در مقایسهی معدل دانشآموزان غیرانتفاعی استان کهگیلویه و بویراحمد با دانشآموزان مدارس عشایری و دولتی، مشخص شده این همه پول دادن به مدارس غیرانتفاعی، فقط هدردادن پول است، آمار تکاندهندهای دیگری در خرداد ۱۴۰۳ وجود دارد که معدل مدارس غیرانتفاعی ما را با مدارس غیرانتفاعی کشور مقایسه میکند.
میانگین معدل دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی کشور ۱۰.۳۷ بوده و معدل دانشآموزان غیرانتفاعی کهگیلویه و بویراحمد ۷.۷۱ بوده یعنی معدل مدارس غیرانتفاعی ما حدود ۲.۶۶ صدم کمتر از میانگین کشوری است!
همه جوره عقب هستیم!
میانگین معدل نهایی دانشآموزان غیرانتفاعی کهگیلویه و بویراحمد حتی از دانشآموزان استان محروم سیستان و بلوچستان هم کمتر بوده تا هیچ بهانهای پذیرفته نشود و معلوم شود که تجربهی احداث مدارس غیرانتفاعی در استان کهگیلویه و بویراحمد کاملا شکست خورده و تلخ است و فقط پولی از جیب خانوادههای کمدرآمد این استان به جیب مالکان این مدارس ریخته میشود؛ مدارسی که بیشتر آنها حتی یک حقوق درست و حسابی هم به معلمانشان نمیدهند!
البته این حرف عمومیت ندارد و برخی مدارس غیرانتفاعی، اخیرأ با مشاورهی یک کارشناس ارشد روابط کار، نرمافزار جامعی برای تعیین دقیق و قانونی حقوق و دستمزد معلمان مدارس غیرانتفاعی نصب کردند تا نه حقی ضایع شود و نه هم انگیزهی معلمان برای تدریس کاهش یابد.
مدرسه خورشید با مدیریت خانم نگینتاجی، مدرسه ایراندخت با مدیریت خانم نظری، مدرسه سپهر دانش با مدیریت خانم هاشمی، مدرسه غیرانتفاعی رضوی با مدیریت خانم یوسفی، غیرانتفاعی همتا به مدیریت خانم صالحی و مدرسه آیلدخت با مدیریت خانم لیلا محمدی از این دست هستند و در بسیاری از شاخصها عملکرد بهتری دارند.
در مقابل هم مدارس غیرانتفاعی پویا، امام حسن مجتبی، غیرانتفاعی سروش، مدرسه بهنام مقدم و مدرسه غیرانتفاعی پارس پندار با مدیریت آقای اسدی، عطرک با مدیریت حسینی از جمله مدارس غیرانتفاعی بزرگی هستند که اگر میخواهند بقا داشته باشند و در عرصهی مقدس علم و دانش موفق باشند باید به سمت تغییرات اساسی بروند و اولویت آنها فقط شهریه گرفتن نباشد.
به هیچ عنوان پذیرفته نیست که همهی سهم بیمهای معلمان مدارس غیرانتفاعی از معلمان کسر شود و گاهی برای دور زدن قانون این پول به حساب معلم برود و بعد از او بخواهند همه پول بیمه که فقط ۷ درصد آن سهم معلم است و بقیه را باید کارفرما بدهد، همهی آن را از معلم بگیرند.
باید همهی حق و حقوق معلم را طبق قانون کار بپردازند و بدانند که اگر معلم دل به کار ندهد، نتیجهاش همین میشود که معدل دانشآموزان غیرانتفاعی ما از سیستان و بلوچستان و حتی مدارس عشایری فاقد امکانات هم کمتر میشود!
چه دلیلی دارد یک مدرسه از معلمی با مدرک دیپلم استفاده کند؟ چرا این مدارس غیرانتفاعی فقط به دنبال بازنشستگان هستند که شغل دوم محسوب شود و حقوق کمتری بدهند و نیازی به واریز بیمه برای بازنشستگان نباشد؟
چرا نباید مدارس غیرانتفاعی به جای نگاه سود و زیان به آموزش، سهم خود را در ایجاد اشتغال ایفا کنند و از فارغالتحصیلان دانشگاهی، معلمان تازه فارغالتحصیل شده و جوانان باسواد اما بیکار استفاده کنند؟
در کنار وضعیت خجالتآور آموزشی در مدارس غیرانتفاعی باید از آمار غیرقابل قبول آسیبهای اجتماعی، خودکشی، پرخاشگری، استعمال سیگار و حتی مواد افیونی و دیگر تخلفات و جرائم دیگر در این مدارس در قیاس با سایر مدارس هم یادی کنیم؛ به عبارت دیگر باید گفت که بسیاری از مدارس غیرانتفاعی نه در آموزش و نه هم در پرورش هیچ گلی به سر خانوادهها نزدند و فقط جیب آنها را خالی کردند!
وقتی هزینهی مهمانان وزارت را برخی مدارس غیرانتفاعی میدهند
شنیده شده بسیاری از این مدارس غیرانتفاعی بزرگ با تعداد دانشآموزان زیاد، چنان درآمدهایی دارند که برخی هزینههای غیررسمی مهمانان وزارت را تامین میکنند و برای همین هم حرفشان خریدار دارد!
برخی مدارس آنقدر صاحب نفوذ و ارتباطات شدند که برای خود مافیا درست کردند و از هیچ بازرس و ناظری، حساب نمیبرند و حتی به آرای هیئتهای تشخیص کار و تخلفات اداری آموزش و پرورش، برای شکایات معلمان کارگر در این مدارس و دیگر نخلفات هم اهمیتی نمیدهند!
ناظرانی که نمکگیر شدند
یک ابهام دیگر که در سایهی ضعف نظارتها به وجود میآید این است که ادارهکل آموزش و پرورش برای هر مدرسهی غیرانتفاعی یک نیرو به عنوان رئیس آن مدرسه میفرستد تا نمایندهی دولت در این مدارس خصوصی به عنوان ناظر هم باشد اما قسمت بد ماجرا این است که گویا این نیروی آموزش و پرورش با وجودی که همهی حقوق و مزایای خود را از آموزش و پرورش میگیرد اما در بسیاری از مدارس، یک حقوق دیگر هم از آن مدرسهای غیرانتفاعی میگیرد و خودش را نمکگیر میکند!
ناظر یا شریک؟
برخی از این افراد به گونهای عمل میکنند که گویا شریک مالی، مؤسس مدارس غیرانتفاعی هستند و نه ناظر!
کاری کاملا خلاف و غیرمعقول که پایهی نظارت را سست و سفرهی تخلفات را پهن میکند!
برخی از این نیروهای آموزش و پرورش شاغل در مدارس غیرانتفاعی گاها تا ۵ و ۶ سال و حتی بیشتر در یک مدرسه میمانند و این یعنی گندیده شدن آبی که یکجا بماند؛ پیشنهاد میشود آموزش و پرورش هر دو سال یکبار این رؤسای مدارس غیرانتفاعی را تغییر دهد!
اینجا حرف اول را دستگاه «پوز» میزند
اینکه این مدارس غیرانتفاعی به جای ارتقای شاخصهای آموزشی و فرهنگی و پرورشی به ویژه در شاخص قبولی در کنکور، و رفع ایرادات، تخلفات و پاسخگویی به خانوادهها، فقط «دستگاه پوز» را جلو بیاورند و بگویند کارت بکش که نمیشود؛ باید این نگاه صرفا اقتصادی و مالی از مدارس غیرانتفاعی برداشته شود.
راز عجیب مردم بویراحمد
حالا قطعهی حل نشده این معما این است که با وجود چنین عملکرد ناامیدکنندهای از مدارس غیرانتفاعی هم در آموزش و هم در پرورش و مسائل اخلاقی و تربیتی، چرا میزان استقبال خانوادههای کهگیلویه و بویراحمد از مدارس غیرانتفاعی بالاتر از نرخهای کشوری است؟ به عبارتی چرا در بویراحمد، خانوادهها دنبال فرستادن فرزندان خود به مدارس غیرانتفاعی هستند؟
اگر قرار نیست فرزند شما شرایط تحصیلی، پرورشی، رفاهی، امکانات ورزشی و… بهتری نسبت به مدارس دولتی داشته باشد پس چرا باید پول خود را دور بریزید؟
عملکرد موردی برخی مدارس، قابل تحسین است
از حق نگذریم و بگوییم که اگر چه میانگین کلی مدارس غیرانتفاعی ما یک فاجعهی مدیریتی بوده و هست اما این آمار میانگین عملکرد همه مدارس غیرانتفاعی در پایهی دوازدهم بوده و به صورت تکی و موردی، مدارسی هستند که عملکرد بسیار خوبی داشتند هم به لحاظ ساختمان مدرسه، هم کیفیت کار معلمان و آموزش، و هم نهایتا معدل نهایی و قبولی در کنکور و هم برخی مدارس پایه در مقاطع پایینتر عملکرد قابل قبولی داشتند که قطعا در گزارشات مجزایی به عملکرد خوب آنها هم اشاره خواهیم کرد.
حرف استاندار روی زمین ماند
باید انصاف داشت و گفت که آنچه اکنون در خرمن مدارس غیرانتفاعی درو میکنیم، محصول سالها بیتوجهی و سهلانگاری است و مربوط به امروز و این مدیر و آن دولت نیست بلکه تیم جدید مدیریتی آموزش و پرورش به ویژه آقای ایوب رضایی در ادارهکل آموزش و پرورش در دو سال اخیر تلاشهای زیادی برای رفع آسیبهای این دسته از مدارس انجام دادند و اگر چه وضعیت به نسبت گذشته بسیار بهتر شده اما هنوز راه طولانی برای رسیدن به مقصد داریم.
استاندار کهگیلویه و بویراحمد هم در چندین جلسه با انتقاد شدید از عملکرد مدارس غیرانتفاعی، توپ و تشر زده که باید شهریهی مدارس غیرانتفاعی متناسب با امکانات و خدمات آنها باشد اما این دستور او تاکنون روی زمین مانده است!
سوال پایانی این است که آیا بهتر نیست به جای مدارس غیرانتفاعی و مالی کردن جیب مردم در ازای هیچ، همان مدارس دولتی را تقویت کنیم؟ نظام آموزشی ما چه زمانی باید اصلاح شود؟ کی باید بفهمیم سرنوشت بچههای ما و آیندهی این خاک مستقیما به عملکرد آموزش و پرورش گره خورده است؟
انتهای پیام/ کریم بنام
