رخت سیاه بر تن فارس

شاید روزی که بالانشینان چند اداره‌کل استان فارس پس از یک مانور مشترک در نبرد با آتش‌سوزیهای فرضی(!)، روی صندلی‌های آرام خود از آمادگی کامل این استان برای اطفای هرگونه حریق در جنگل‌های استان و حتی جنوب کشور خبر داده بودند، هرگز گمان نمی‌کردند که تنها دو هفته بعد این‌بار در یک آتش‌سوزی واقعی غافلگیر شوند. حتی وقتی...

شاید روزی که بالانشینان چند اداره‌کل استان فارس پس از یک مانور مشترک در نبرد با آتش‌سوزیهای فرضی(!)، روی صندلی‌های آرام خود از آمادگی کامل این استان برای اطفای هرگونه حریق در جنگل‌های استان و حتی جنوب کشور خبر داده بودند، هرگز گمان نمی‌کردند که تنها دو هفته بعد این‌بار در یک آتش‌سوزی واقعی غافلگیر شوند. حتی وقتی ساعت 10 صبح روز چهارشنبه، نوزدهم خردادماه، خبرهای جسته و گریخته‌ای از آغاز یک آتش‌سوزی در جنگل‌های شهرستان پاسارگاد دهان به دهان می‌چرخید، گزارشات اولیه مسئولان محلی در مورد حجم آتش‌سوزی نیز آنقدر تکان‌دهنده به‌نظر نیامد که بتواند خواب از سر برخی مسئولین بپراند. اما از بد اقبالی مسئولان و البته صدها و بلکه هزاران هکتار بوته و گیاه و درخت سبزقامتِ فارس، گویا حادثه جدی‌تر از تصورات اولیه بود.

نبرد نابرابر یک بالگرد با لهیب تند آتش!

آتش سوزی پاسارگاد
آتش سوزی پاسارگاد

… حالا ظهر چهارشنبه، بخش قابل توجهی از مراتع تنگه بلاغی و تنگه خرسیِ پاسارگاد آتش گرفته است و به دلیل آنچه که وسعت زیاد منطقه، پوشش گیاهی زیاد و خشک، باد شدید، امکانات بسیار کم و صعب‌العبور بودن منطقه خوانده می‌شود، مهار حریقی که در ابتدا چندان مهیب نبود، دشوار شده است. آرام آرام مسئولان مختلف محلی هم به مردم منطقه می‌پیوندند و در کنار آن‌ها اهالی رسانه نیز به روایت وضعیتی می‌پردازند که به وخامت می‌گراید. اظهارنظرهای مختلف مسئولان در رسانه‌ها و البته مردم در شبکه‌های مجازی حکایت از حساسیت موضوع دارد. تنها یک بالگرد که با وجود اینکه گفته می‌شود از هلال احمر اعزام شده است اما مربوط به ناجا است و با ظرفیت بسیار کم تلاش خود را برای کمک‌رسانی به خاموش کردن آتش به‌کار می‌گیرد. اما لهیب آتش بسیار سوزان‌تر از آن است که یک هلی‌کوپتر دونفری بتواند در مقابل آن بایستد!

غروب نزدیک می‌شود اما بنا بر اعلام فرماندار پاسارگاد، علی‌رغم تقاضاهای مکرر هنوز هیچ کمکی از پایتخت و حتی نهادهای متمکنِ درون استان نمی‌رسد. پروازهای گاه و بیگاه هلی‌کوپتر ناجا در مقابل تلاش‌های مردم با دست‌های خالی و حداکثر بیل‌های آتش‌کوب ساده‌ی‌شان، تضاد جالبی را در مبارزه با یک بحران، به تصویر می‌کشد. گفته می‌شود هزاران نفر از مردم داوطلبانه برای خاموش کردن آتش در تنگه‌ی طویل آتشین حاضر هستند. -این عدد را نه هیچ مرجع رسمی، بلکه از تعداد قوطی‌های کنسروی که فرمانداری پاسارگاد در بین مردم پخش کرده می‌توان فهمید!-

خورشید چهارشنبه غروب کرد اما همچنان آتش تنگه بلاغی، جای خالی آن را پر می‌کند. ساعت کار تنها بالگرد حاضر در حادثه هم تمام می‌شود و حالا دیگر از پرواز او هم خبری نیست.

پاسکاری گدازه‌های آتش بین دستگاه‌ها و نهادهای مختلف

صبح پنجشبه فرا رسید. تکاپوی مسئولان بیشتر و بیشتر می‌شود اما گویا اکنون دیگر دیر شده است. با این وجود، در کنار همت و همدلی مثال‌زدنی مردم شهرستان‌های مختلف فارس، مسئولان نهادهای مرتبط، انگشت اتهام و مسئولیت را به‌سوی همدیگر نشانه می‌روند. حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی بر سر مسئولیت خود سردرگم هستند؛ اداره‌کل مدیریت بحران استانداری با استناد به تفاهم‌نامه سال گذشته با وزارت دفاع، بر مسئولیت وزارت دفاع و نهادهای نظامی ازجمله سپاه و ارتش بر لزوم تأمین ادوات پرواز تأکید دارد. مدیر سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور از عدم تأمین پشتیبانی هوایی مطلوب از سوی نهادهای متعهد گلایه دارد و می‌گوید اگر این اتفاق می‌افتاد همان روز اول آتش مهار شده بود. حکایت «کی بود، کی بود؛ من نبودم» ادامه دارد اما «هم‌چنان می‌سوزد این آتش»…

پیش از ظهر پنجشنبه استاندار فارس به همراه معاونین و تعدادی از مدیران‌کل وارد منطقه می‌شوند و در حالیکه از انجام تعهد برخی نهادهای دیگر ناامید می‌شود مدیرکل بحران را به تقبل فرماندهی عملیات اطفاء حریق دعوت می‌کند. با تماس‌های مجموعه استانداری با مدیرعامل سازمان امداد و نجات کشور، یک فروند بالگرد متعلق به هلال احمر استان خوزستان پس از گذشت حدود 23 ساعت از آتش‌سوزی وارد فضای آسمان سرخ تنگه بلاغی می‌شود. همزمان یک هواپیمای آب‌پاش متعلق به سپاه وظیفه آب‌پاشیدن بر آتش را بر عهده می‌گیرد اما گفته می‌شود به‌دلیل ارتفاع زیاد کارایی چندانی ندارد… حالا ساعت به 21:30 دقیقه پنجشنبه رسید و آتش با تلاش بی‌وقفه مردم و مسئولان، خاموش شد اما هشدارها برای امکان وزش باد و شعله‌ور شدن دوباره‌ی آتش، پابرجاست…

… و دوباره التهاب بر جان جنگل‌ها

نیمه‌های شب پنجشنبه است. «زان دگر سو شعله برخیزد، به گِردش دود»؛ آتش دوباره التهاب را به دل تنگه بزرگ پاسارگاد بازمی‌گرداند. «تا سحرگاهان، که می‌داند که بود من شود نابود/ خفته‌اند این مهربان همسایگان‌ام شاد در بستر/ صبح از من مانده بر جا مُشت خاکستر/ وای، آیا هیچ سر بر می‌کُنند از خواب؟»…

صبح جمعه دو فروند بالگرد دیگر از ارتش نیز به منطقه وارد می‌شود؛ همان باگردهایی که روز قبل اعلام شده بود به‌دلیل نقص فنی امکان پرواز ندارند. حالا گویا برای خاموش کردن آتش خشمگین، دست‌ها بازتر شده است. ظهر جمعه، تلاش‌ها به سرانجام می‌رسد و آتش پاسارگاد فرومی‌نشیند اما گفته می‌شود که بخش زیادی از درختان بنه و بادام و گیاهان، بوته‌ها و گونه‌های جانوری قربانی شدند.

بُهت در سرخی آسمان «بَمو» و برادران کوچک‌اش!

حالا ظهر جمعه، هنوز جنگل‌های سبز پاسارگاد، رخت سیاه از تن برنچیده‌اند که خبر می‌رسد ارتفاعات «بمو» هم سرخ شد! این بار نیروهای خسته اما نستباً تجهیزشده وارد یک کارزار دیگر می‌شوند. پارک ملی بمو که در حوزه محیط زیست قرار دارد، با همیاری نیروهای مختلف و با استفاده از بالگردها و تجهیزات بیشتر، غروب جمعه از لهیب آتش نجات می‌یابد اما در این حادثه 75 هکتار از مساحت 48هزار هکتاری خود را به گدازه‌های آتش می‌سپارد.

اما خبرهایی از چند حریق دیگر در استان پهناور فارس، همه را در بُهت فرو می‌برد؛ اگرچه سه آتش‌سوزی پی‌درپی تازه در «دشت ارژن» و دو منطقه‌ی «مروارید» و «گدار پنبه» شهرستان داراب، خیلی زود مهار شدند و وسعت و خسارت‌های آنها در مقابل حادثه هولناک پاسارگاد، ناچیز است اما نگرانی‌ها و علامت‌های سؤال را در این زمینه، زیادتر می‌کند… سؤال‌هایی که به ابهامات گسترده حوادث دیگر اضافه شد و حالا با گذشت حدود سه روز از این حوادث، هنوز پاسخ روشنی به آنها داده نشد.

انتقادات تند افکار عمومی از مسئولین

با پایان یافتن این آتش‌سوزی‌ها، تحلیل‌ها و البته انتقادات تند گروهی از افکار عمومی به نحوه مقابله با این بحران، شدت گرفت. برای مردم سؤال بود که چرا در حالیکه امکان کنترل آتش در روز نخست بود این اتفاق نیفتاد و مسئولان متولی در استان و کشور-در اوج خونسردی- خاکستر شدن جنگل‌ها و درختان، سوختن جانوران و آواره‌شدن گونه‌های مختلف جانوری را به تماشا نشستند و وقتی وارد عمل شدند که تن سبز جنگل، سرخ و سیاه شده بود؟ واقعیت تفاهم‌نامه‌های امضاءشده با وزارت دفاع و نهادهای نظامی همچون ارتش و سپاه چه بود و در این ماجرا کوتاهی از کدام نهاد صورت گرفت؟ جایگاه استان پهناور فارس تا به کجا تنزل یافته است که اکنون برای اطفای حریق وسیع‌ترین جنگل‌های کشور در دل خود، باید دست به دامان استان دیگری همچون خوزستان شود؟

بحران‌های مدیر بحران!

در این میان، نوک پیکان انتقادات که ساعات اولیه به‌سوی وزارتخانه‌ها و نهادهای دیگر کشیده بود، خیلی زود به سمت مدیرکل بحران استانداری فارس تغییر جهت داد؛ منتقدینِ «حسین فیاض‌پور» -که از سال 91 عهده‌دار این مسئولیت است- معتقدند که وی آنگونه که شایسته بود نتوانست دستگاه‌ها و نهادهای مختلف را برای مقابله با آتش پای کار بیاورد در حالیکه وظیفه‌ی او رایزنی و هماهنگی از پیش و همراه کردن آنها در مواقع بحران است. حتی برخی ادعا می‌کنند که فیاض‌پور در روز حادثه نیز در حال استراحت بوده است؛ ادعایی که البته بنا بر برخی شواهد دور از واقعیت به‌نظر می‌رسید. با این وجود آنها فیاض‌پور را متهم می‌کنند که به‌قدر کافی آماده‌ی مقابله با این بحران نبود و آنگونه که باید مسئولیت خود را انجام نداده است؛ حتی برخی دایره‌ی انتقاد را در این ماجرا، تا شخص استاندار فارس می‌کشانند؛ فرصت‌طلبی عده‌ای که البته چندان تازه هم نیست.

اظهارات معنادار مدیرکل مدیریت بحران استانداری

حسن فیاض‌پور- مدیرکل مدیریت بحران فارس
حسن فیاض‌پور- مدیرکل مدیریت بحران فارس

اما مدیرکل مدیریت بحران استانداری فارس، با تواضع و متانت، شنونده‌ی بسیاری از این انتقادات می‌شود و البته در پاسخ به آنها، سخنان متفاوتی را بر زبان می‌آورد. از جمله آنکه تأکید دارد که بسیاری از مسائل در روزهای اخیر وارونه منعکس شد. حسین فیاض‌پور در این‌باره می‌گوید: «متأسفانه منابع و امکانات در جاهای دیگری هزینه می‌شود اما کار را از مجموعه وزارت کشور دولت می‌خواهند. بسیاری از امکانات در اختیار نهادهایی است که به هیچ‌کس پاسخگو نیستند.»

وی در عین حال تأکید می‌کند: «مطابق قانون و تفاهم‌نامه‌ی سال گذشته، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگل‎ها، مراتع و آبخیزداری، وزارت دفاع و نهادهایی از جمله ارتش و سپاه در این حوزه می‌بایست اقدامات لازم را در زمینه درخواست نیرو و امکانات و به‌کار گیری آنها انجام می‌دادند. با وجود اینکه ما یک دستگاه سیاست‌گذار هستیم و مسئولیت اجرایی بر عهده ما نیست اما بنده و تعدادی از همکاران‌ام از همان ساعات اولیه از طرق مختلف حادثه را پیگیری کردیم و برای اطفای حریق، در تمام ساعات شبانه‌روز از هر تلاش و رایزنی دریغ نکردیم.»

گزارشات نادرست در ساعات اولیه

فیاض‌پور همچنین ابعاد جدیدتری از مسئله را باز می‌کند و تأکید می‌کند: «متأسفانه به‌دلایل نامعلومی در ساعات اولیه، گزارش‌های اولیه‌ی نادرستی از شهرستان پاسارگاد برای ما ارسال شد. اگرچه در گزارش اولیه اعلام شده بود که حادثه در همان سطح شهرستان قابل کنترل است و هیچ تقاضایی از ما نشده بود، اما ما تمام نامه‌نگاری‌ها و تماس‌های تلفنی لازم را برای مشکلات احتمالی انجام دادیم. با این وجود اینکه چرا مسئله به روزهای دوم و سوم کشیده شد مسئله‌ای است که ریشه در مسائل دیگری دارد.»

دیواری کوتاه‌تر از همه!

این مسئول اعتقاد دارد که دیوار او از همه کوتاه‌تر بود و برای همین هم مظلومانه تلاش‌های‌اش اندک انگاشته شد و حتی به اتهام‌ها و انتقادات مغرضانه‌ای ختم شده است. وی در پاسخ به این سؤال که چرا او و استاندار روز دوم حادثه در منطقه حاضر شدند، تأکید می‌کند: «زمانی در آتش‌سوزی ایلام بسیاری متفق‌القول استاندار آنجا را متهم کردند که چرا به جای حضور در پشت صحنه و مدیریت حادثه، خود به میان صحنه حادثه رفته است. در اینجا نیز مسئله به همین ترتیب بود؛ خیلی از کسانی که بیرون از گود و بدون اطلاعات موثق، دست به تخریب مسئولان می‌زنند نمی‌دانند که در چه شرایطی ما قرار داشتیم. فراموش نکنید که حتی در جنگ هم فرمانده دیده‌بان‌اش را جلو می‌فرستد و خود در پشت صحنه نقش مهمتری را ایفا می‌کند. با این وجود بنده از صبح روز پنجشنبه و پس از اقدامات اولیه در منطقه حاضر شدم و مدیریت ستاد را در مرحله اجرای عملیات نیز بر عهده گرفتم. بنابراین بسیاری از این انتقادات به‌جا نیست.»

فیاض‌پور انتقادات در زمینه خونسردی و عدم ایفای نقش در این حادثه را نیز صحیح نمی‌داند و می‌گوید: «البته یکی از ویژگی‌های یک مدیر بحران، همین خونسردی و تزریق آرامش به نیروهاست و بنده افتخار می‌کنم که این ویژگی را به من نسبت می‌دهند. اما در عین حال تمامی مستندات نیز موجود است که بنده با وجود اینکه مرخصی استعلاجی داشتم اما از روز دوشنبه در محل کار حضور داشتم و در جریان این حادثه نیز تمامی تماس‌های تلفنی از اذان صبح تا نیمه‌شب بنده حکایت از حضور فعال ما در این موضوع دارد.»

نمی‌توانم نهادهای دیگر را به کم‌کاری متهم کنم

این مسئول دولتی، در مقابل پاسخ صریح به چرایی عدم همکاری اولیه برخی نهادها در عملیات سه‌روزه‌ی اطفای حریق، اظهار می‌دارد: «نمی‌توانم صفت کم‌کاری را برای دستگاه‌ها و نهادهای مسئول در این ماجرا، تأیید کنم اما به‌هردلیلی امکان همکاری برای برخی نهادها در این ماجرا فراهم نبود. اگرچه صدور اجازه پرواز دو فروند بالگرد نیروی هوایی در روز سوم با هماهنگی ستاد کل نیروهای مسلح و وزارت دفاع انجام شد اما در مورد وقایع روزهای اول منتظر توضیح نهادهای مرتبط هستیم.»

فیاض‌پور همچنین به برخی بداخلاقی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «مثلاً تصاویری از درختانی مثل کاج و برخی گونه‌های جانوری و گیاهی در حالی منتشر شد که اصلاً ما در این مناطق چنین گونه‌هایی نداریم. یا برخی در مورد خود بنده می‌گفتند که تلفن همراه‌ام را خاموش کرده‌ام در حالیکه بنده در تمام ساعات شبانه‌روز -به‌جز زمانی که در مناطق حادثه‌دیده آنتن‌دهی قطع شده بود- پاسخگو بوده‌ام.»

وی درباره ارتباط با نهادها و دستگاه‌های متولی مقابله با بحران‌ها نیز تأکید می‌کند: «بنده با فرماندهان نظامی و مدیران‌کل هم‌سطح استاندار و همینطور مسئولان کشوری از جمله رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست ارتباطات مستمر و نزدیکی دارم و باز هم تأکید می‌کنم که ریشه‌ی عدم نتیجه‌گیری در تلاش‌های فراوان ساعات اولیه حادثه را باید در مسائل دیگری جستجو کرد.»

و حالا بالگردی که هیچ معلوم نیست به آتش‌های دیگر هم برسد…

به‌هر روی، این حادثه، با خسارت نسبتاً قابل توجهی به جنگل‌ها و گونه‌های گیاهی و جانوری مظلوم استان پهناور فارس، گذشت و قضاوت در سهم هر کدام از متولیان در قصورهای احتمالی با مردم خواهد بود اما آنچه که بیش از پیش آشکار شده است ضعف‌های جدی در زمینه‌ی مبارزه با بحران‌های غیرمترقبه در این استان است؛ استانی که با تصاحب حدود 2 و نیم میلیون هکتار جنگل در دامنه‌های خشن، آتش‌خیز و صعب‌العبور زاگرس، استان اول به‌لحاظ سطح جنگلی در کل کشور است اما در سویی دیگر حتی همان یک بالگرد خود را برای استفاده در شرایط بحرانی، چند ماهی است به دست تعمیر سپرده است؛ بالگردی که هیچ معلوم نیست به آتش‌های احتمالی آینده برسد یا خیر.

انتهای پیام/ سجاد بنام

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=32718

3 Comments

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.