پاسخ روحاني به گلايه‌هاي عارف

حسن رسولي مي‌گويد حضور نداشتن عارف در افطاري فراکسيون اميد با حسن روحاني به معناي گله‌گذاري نيست اما عارف گلايه هايش را به رئيس‌جمهور مطرح کرده و روحاني نيز به آنها پاسخ داده است.

حسن رسولي مي‌گويد حضور نداشتن عارف در افطاري فراکسيون اميد با حسن روحاني به معناي گله‌گذاري نيست اما عارف گلايه هايش را به رئيس‌جمهور مطرح کرده و روحاني نيز به آنها پاسخ داده است.عارف روحانی

به گزارش ریواس جنوب، روزنامه «شرق» نوشت: با سيدحسن رسولي، مشاور محمدرضا عارف و عضو شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان، درباره انتخابات مجلس دهم، ائتلاف اصلاح‌طلبان و نيز عملکرد فراکسيون اميد، گفت‌وگو کرديم.

در روزهاي گذشته، وقوع برخي رخدادها در مجلس، سبب شد نقدهاي زيادي به عملکرد اصلاح‌طلبان در آستانه انتخابات و به طور ويژه موضوع ائتلاف، مطرح شود. تشکيل فراکسيون مستقل‌ها يا اعتداليون با سردمداري کاظم جلالي و برخي موارد ديگر تمام‌شدن حجت براي منتقدان بود تا به عملکرد فراکسيون و اصلاح‌طلبان تندترين گلايه‌ها را وارد کنند. اين نقدها را با رسولي مطرح کرديم و از او درباره راهکارها براي جبران اين موضوع در انتخابات شوراها و رياست‌جمهوري ٩٦ سؤال کرديم. رسولي معتقد است در جريان عملکرد فراکسيون اميد، هم دستاورد داشتيم و هم ناکامي. ماحصل اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد.

‌به‌تازگي شاهد شکل‌گيري فراکسيون جديدي در مجلس به اسم فراکسيون مستقلين يا اعتداليون بوده‌ايم، فراکسيوني که رئيس آن آقاي کاظم جلالي است، فردي که از فهرست اميد وارد مجلس شد. دو تحليل دراين‌باره وجود دارد؛ عده‌اي معتقدند اين حرکت، ريزش در فراکسيون اميد است و عده‌اي هم معتقدند اين پالايش در فراکسيون اميد است. تحليل شما چيست؟ آيا واقعا پالايش است يا ريزش اتفاق افتاده است؟

به نظر من دليل اصلي شکل‌گيري فراکسيون مستقلين يا اعتدال‌گرايان پيش از آنکه متأثر از رويکردهاي فراکسيون (اميد) يا ريزش در اين فراکسيون باشد، متأثر از بلاتکليفي فراکسيون‌بندي جريان اصولگرا در مجلس دهم است. به‌عبارتي در مجلس دهم پس از اينکه اکثريت اصلاح‌طلبان آقاي دکتر عارف را گزينه مورد نظر خود براي رياست مجلس مطرح کردند، طيف‌هاي مختلف و بعضا متضاد اصولگرايان واردشده به مجلس دهم، به صورت تاکتيکي و انفعالي در مواجهه با اين تصميم، انسجام موقت پيدا کردند، يعني همه آنها پشت آقاي دکتر لاريجاني قرار گرفتند. حتي برخي از دولتي‌ها – به طور مشخص تعدادي از وزيران دولت آقاي روحاني – در دفاتر خودشان براي رايزني در جهت انتخاب دکتر لاريجاني ستادهايي نامرئي زدند. همه اينها باعث شد مجموعه جريان اصولگرا در رويارويي موقت و کوتاه‌مدت با فراکسيون اميد، بتوانند به انسجام برسند و آقاي لاريجاني هم رئيس مجلس شدند. ولي تابه‌حال هنوز مشخص نيست فراکسيون اصولگرايان مجلس دهم چه گروه‌هايي از اصولگرايي را مديريت مي‌کند. آيا به معناي جبهه پايداري است؟ يا به معناي رهروان ولايت است يا آنچه تحت لواي آقاي حدادعادل در مجلس نهم شکل گرفته بود؟ به نظر من، اين فراکسيوني که در شرف تشکيل است، صرف‌نظر از نام آن قبل از آنکه داراي پيامي از جنس ايجاد شکاف و ريزش در فراکسيون اميد باشد، برخاسته از اختلافات دورني جريان اصولگراست. ضمن اينکه آقاي دکتر جلالي نه به ‌عنوان يک نيروي اصلاح‌طلب، بلکه در قالب فرايندي که مفصل طي شد (در شوراي‌عالي سياست‌گذاري) در فهرست اميد قرار گرفت؛ آن هم به ‌عنوان نيروي اصولگراي مؤثر در اردوگاه دکتر لاريجاني و الان هم فکر مي‌کنم جلوداري آقاي دکتر جلالي در شکل‌گيري اين فراکسيون، متأثر از واگرايي‌هاي موجود در جريان اصولگرايي است.

امروز جريان اصولگراي مجلس دهم از حيث پيکربندي فراکسيوني هنوز به تصميمي نرسيده است. اين در حالي است که ما هم‌اکنون يک فراکسيون منسجم و منظم در مجلس داريم که براساس اطلاعات من، ۱۲۴ نفر براي عضويت آن فرم پر کرده و ثبت‌نام شده و عضو اين فراکسيون هستند. اما هيچ‌کدام از عناصر کليدي حزب اعتدال و توسعه هم در صف مؤسسان و بنيان‌گذاران فراکسيون مستقلين يا اعتدال‌گرايان نيستند، يعني نه فقط اصلاح‌طلبي در آن عضو نيست، بلکه از اعتدال‌گراياني که در قالب حزب اعتدال و توسعه قابل تعريف باشند هم در زمره مؤسسان آن نيستند. به نظر من، پيام شکل‌گيري اين فراکسيون جديد متأثر از ناپايداربودن ائتلاف تاکتيکي و موقت اصولگرايان است که در جريان انتخاب رئيس مجلس شکل گرفت. بر اين اساس، شکل‌گيري فراکسيون جديد را علامتي دال بر ريزش اعضاي فراکسيون اميد نمي‌دانم.

‌فکر نمي‌کنيد اين نگرش، نوعي يک‌جانبه نگاه‌کردن به موضوع است؟ به‌هرحال، کساني که فراکسيون را شکل داده‌اند، عملا با فهرست اميد وارد مجلس شدند و ميثاق‌نامه امضا کردند. اگر تشکيل اين فراکسيون جديد را صرفا انشقاق جريان اصولگرايي قلمداد کنيم، خيلي خوش‌بينانه موضوع را بررسي کرده‌ايم. ابتدا گفته شد بيش از صد نفر از فهرست اميد وارد مجلس شده‌اند. بعد ۱۰۵ نفر وارد فراکسيون اميد شده و انتخابات داخلي آن را برگزار کردند و از اين ۱۰۵ نفر احتمالا در روزهاي آينده بعيد نيست که حدود ۱۰ الي ۲۰ نفر از آنها بخواهند وارد فراکسيون جديد شوند، يعني آن عدد در حال کوچک‌ترشدن است. اگر همه اينها را در نظر بگيريم، آنچه به‌دست آمده برخلاف چيزي است که تصور مي‌کرديم.

به نظر من، يک‌جانبه نيست. البته درست است که ما افرادي را از اصولگرايي در فهرست خود داريم. اجازه دهيد براي پاسخ روشن‌تر، به نحوه کانديداگزيني شوراي‌عالي سياست‌گذاري در انتخابات مجلس دهم بازگرديم. استراتژي ما در مرحله اول انتخابات اين بود که از بين نامزدهاي تأييد صلاحيت‌شده اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا، نامزد معرفي کنيم. اما بعد از پايان بررسي تأييد صلاحيت‌ها، براي حدود صد کرسي نمايندگي در سراسر کشور امکان انتخاب نامزد اصلاح‌طلب يا طرفدار دولت به معناي اعتدال‌گراي غيراصولگرا نداشتيم. مثلا ما در حوزه قائمشهر فاقد نامزد بوديم. بنابراين در مرحله اول، مهم‌ترين معيار ما براي گزينش نامزدها متصف‌بودن به دو صفت اصلاح‌طلبي يا اعتدال‌گرايي بود. بر اين اساس، برخي از افرادي که در مرحله اول به مجلس راه پيدا کردند، مورد حمايت اصلاح‌طلبان و طرفداران دولت بودند. تغييري که در جهت‌گيري کلي اصلاح‌طلبان در مرحله دوم رخ داد، اين بود که در حوزه‌هايي که رقابت بين دو چهره اصولگرا مطرح بود، يا مثل مرحله اول اعلام بي‌طرفي کنيم، يا اينکه چون هدف کمک به تشکيل مجلس معتدل و کارآمد است، در مقياس محلي از اصولگرايان معتدل حمايت کنيم. بنابراين اينکه تعدادي از اعضاي فراکسيون جديد از فهرست اميد هستند- با توجه به نتايج مرحله اول انتخابات- واقعيت ندارد. در مرحله دوم انتخابات هم، هيچ‌کدام از آن نامزدها يا اکثريت آنها عضو فراکسيون اميد نبودند. فراکسيون اميد با ائتلافي که در آستانه انتخابات انجام شد، متفاوت است. ما آقاي دکتر لاريجاني را در مرحله اول در فهرست قرار داديم.

معنـاي گذاشتن دکتر لاريجاني و حتي آقاي جلالي و نيز آقاي نعمتي اين نبوده که ما انتظار داشته باشيم اينها عضو فراکسيون اميد شوند، به هيچ‌کدام از اينها ما اميد نداشتيم. ميثاق‌نامه‌اي که امضا شده است، به آن دسته از کانديداهايي داده شده که براساس سوابق و رويکردهاي سياسي آنها در يکي از اين دو قالب مي‌گنجيدند، يعني يا نيروهاي اصلاح‌طلب بودند يا اينکه طرفدار دولت بودند. به هيچ عنوان ما به آن دسته از اصولگرايان مورد حمايت خود ميثاق‌نامه نداديم.

‌چرا اين کار را کرديد؟

اين سياست در مقطع خودش موافقان و مخالفاني داشت. علت اين کار اين بود که استراتژي اصلاح‌طلبان خروج از بي‌عملي تکرارشده در مجالس هشتم و نهم بود.

‌وقتي با بليت اميد وارد مجلس شدند، چرا نبايد در تصميمات فراکسيوني ما را همراهي کنند؟

به اين دليل که بنا بر آن مباني‌اي که خدمت شما توضيح دادم، ما براي کمک به تشکيل مجلس معتدل، عاقل و کارآمدتر، مرزهاي ضابطه‌اي اصولگرايي خود را جلوتر برديم. مضاف بر اينکه ما در بسياري از حوزه‌ها به دليل رد صلاحيت گسترده عملا انتخاب ديگري نداشتيم. تنها انتخابي که ما داشتيم بي‌عملي بود. پس اگر بي‌عملي مي‌کرديم به اصولگرايان تندرو کمک مي‌کرديم. بنابراين به اصولگرايان مورد حمايت خود ميثاق‌نامه نداديم. ولي اين ۱۲۴نفري که الان هستند، عدد بسيار بالايي است.

‌در آخرين شمارش، ۱۰۵ نفر عضو فراکسيون اميد بودند… .

هر زماني که دوستان به مجلس راه مي‌يافتند، اقدام به تشکيل جلسه فراکسيون مي‌کردند، اتفاقي مي‌افتاد که به‌نوعي از سوي جناح آقاي دکتر لاريجاني صورت مي‌گرفت که هنوز هم ادامه دارد. ۱۰۵ نفر مربوط به زماني بود که هنوز برخي از حوزه‌هاي انتخابيه، انتخاباتشان تأييد نشده بود. جريان رقيب ما هم با استفاده از ظرفيت‌هايي که در اختيار داشت، درباره فراکسيون مورد انتظار خود، عدد‌سازي مي‌کرد. اين در حقيقت يک بازي رسانه‌اي بود. اين ۱۲۴ نفر عضو را من از رئيس فراکسيون شنيدم. اين تعداد، کساني هستند که فرم عضويت را مطابق اساسنامه فراکسيون، پر کرده، امضا کرده و تقديم کرده‌اند.

‌شما فرموديد ما اصلا به آنها ميثاق‌نامه نداديم که امضا کنند چون خط‌مشي سياسي آنها را قبول نداشتيم.

در حوزه‌هايي که کانديدا نداشتيم، بين اصولگرايان تندرو و معتدل در سطح محلي از معتدلين حمايت کرديم و هيچ مابازايي از اينها نداشتيم… .

‌اگر اصلاح‌طلبان از آنها حمايت نمي‌کردند، احتمالا بسياري از آنان رقابت را مي‌باختند و تندروها وارد مجلس مي‌شدند. ولي ما به دليل اينکه آن تقسيم‌بندي برجامي‌ها و نابرجامي‌ها را قبول داشتيم، از اين افراد حمايت کرديم. درواقع اصلاح‌طلبان از سرمايه اجتماعي خود هزينه کردند، مگر مي‌شود در فرايند سياسي و عمل سياسي ما براي سرمايه‌گذاري‌اي که انجام مي‌دهيم مابازايي را انتظار نداشته باشيم؟ درغيراين‌صورت نيروي اجتماعي بيرون از مجلس که به اصرار اصلاح‌طلبان پاي صندوق رأي آمده، ممکن است سرخورده شود. چگونه مي‌توانيد براي انتخابات بعدي او را بسيج کنيد؟

جريان اصلاحات در انتخابات رياست‌جمهوري و همچنين در انتخابات مجلس دهم راهبردهاي مختلفي را انتخاب کرد. يکي از اين راهبردها حضور تحت هر شرايطي بود. شوراي‌عالي سياست‌گذاري اين سياست را اتخاذ کرد. تصميم گرفت بين منافع جرياني و حزبي و منافع ملي، منافع ملي را بر منافع حزبي و جرياني ارجح بداند. به‌عبارتي از منافع و فوايد عمل سياسي از منظر حزبي به طور سخاوتمندانه‌اي صرف‌نظر مي‌کند. از منظر حزبي ممکن است اين عمل، عمل عبثي باشد. اولا ظرفيت تشکيلاتي که انتخابات مجلس دهم را به نمايندگي از اصلاح‌طلبان مديريت کرد حزب نبود، يک جبهه بود و طبيعتا آن انضباطي که من و شما از حزب انتظار داريم، در جبهه رقيق‌تر است. مضاف بر اينکه حتما ما در کوتاه‌مدت ضرر مي‌کنيم و ضرر آن هم همين چيزي است که شما مي‌گوييد و من آن را انکار نمي‌کنم. در کوتاه‌مدت ما باعث شديم عده‌اي با برند اصلاح‌طلبي وارد مجلس شوند و اصولگراي معتدل در رقابت با جبهه پايداري با تابلوي اميد به مجلس وارد شد و بعد رأي ندهد. اين کار در کوتاه‌مدت از منظر جريان سياسي به ضرر ما بود. اما مابا‌زاي آن در درازمدت و از منظر منافع ملي به نفع ماست؛ اگر بتوانيم کمک کنيم تا مجلس معتدل‌تر و داراي نمايندگان تندرو کمتري تشکيل شود. با درنظرگرفتن اين موضوع، اين زيان حزبي و جرياني کوتاه‌مدت تحمل‌پذير مي‌شود.

من به ‌عنوان کسي که يکي از اعضاي شوراي‌عالي بودم در يک مقايسه کلان ضمن اذعان به اين زيان و تأييد آن، مي‌گويم با همه اين اتفاقات، بعد از تشکيل دو، سه ماه از عمر مجلس، شاهد آن جنجال‌آفريني‌هاي هزينه‌آور عليه منافع ملي نيستيم. حتي امروز چهره‌اي مثل آقاي کريمي‌قدوسي که يکي از سينه‌چاکان تصويب طرح سه‌فوريتي متوقف‌کردن مذاکرات هسته‌اي بود، از اين سخنان نمي‌زند. درست است آقاي کريمي‌قدوسي يک نفر است، اما هزينه تشنجي را که در فضاي بين‌المللي و فضاي داخلي ايجاد مي‌کند، بايد مردم ما پرداخت کنند. بنابراين من قبول دارم از منظر تحليل فايده و هزينه، ما در حمايت از اين افراد ضرر کرديم، ضرر حزبي و جرياني کرديم. اما در بلندمدت و از منظر منافع ملي با مقايسه همين چهار ماه مجلس دهم با چهار ماهه آخر مجلس نهم از منظر بروز و ظهور رفتارهاي عقلايي، سود اين رفتارها، متوجه منافع ملي ما شده؛ ولي از نظر حزبي قبول است که ما ضرر کرديم.

‌ولي در مواقعي مي‌شد تغيير ايجاد کرد. مثلا در کميسيون آموزش همه منتظر اين بودند که دکتر عارف رياست آن را برعهده بگيرد. پس علاوه بر موضوع برجام که هنوز اثرات آن در زندگي مردم ملموس نشده، دست‌کم در يک‌سري از بخش‌ها مي‌توانست تحولاتي صورت بگيرد که نگرفته است.

ببينيد! وقتي مي‌خواهيم بگوييم چيزي را از دست داده‌ايم، بايد بين مجلس نهم و دهم مقايسه‌اي داشته باشيم. کسي که الان نايب‌رئيس مجلس دهم شده است، در همان مجلس نهم به شيراز، پايتخت فرهنگي کشور، سفر کرد و در آن سفر چهار ساعت در پاسگاه تحت‌الحفظ بود و سر ايشان را شکسته بودند و مانع از سخنراني ايشان شده بودند و هنوز هم کش‌وقوس‌هاي آن ادامه دارد. آقاي مطهري امروز در مجلس دهم اگر بخواهد به شيراز برود، نه‌تنها با سروروي خوني مواجه نيست بلکه در مواقعي تريبون و راديوي مجلس هم در اختيار اوست. اگر در همين چهارماهه مجلس دهم، درمقايسه با مجلس نهم داشته‌هايي را که قبلا داشته‌ايم از دست مي‌داديم، فرمايش شما درست بود. اجازه بدهيد تعريض شما را اين‌گونه ترجمه کنم که بله ما به همه مطالبات خود نرسيده‌ايم…

‌که از قضا براي همين هم مردم را بسيج کرده‌ايم.

بله. منظورم از مردم سازمان رأي اصلاحات است که اتفاقا در حوزه تهران، مردم پيام مشخص دادند. آقاي حدادعادل نفر سي‌و‌يکم شد! و عارف اول؛ يعني مردم براي اولين‌بار در دهمين دوره انتخابات مجلس، رفتارشان حزبي و سازمان‌يافته بود. اين مردم نمي‌خواستند، در روي همان پاشنه بچرخد. بنابراين سازمان رأي اصلاح‌طلبان در تهران، سنگ‌تمام گذاشت و انتظارش اين بود دستاورد بيشتري داشته باشد و امروز اين دستاوردهاي واقعي را با مطالباتي که آنها را پاي صندوق آورد، مقايسه مي‌کند و مي‌بيند فاصله معناداري وجود دارد. يکي از استراتژي‌هايي که در آن مقطع اتفاق افتاده بود، اين بود که به دنبال مطالبات حداقلي باشد. هزينه‌پذيري آن حداکثري باشد. اين هم به‌مثابه اين است که هر خط‌مشي ديگري موافق و مخالف و هزينه و فايده خودش را دارد. ممکن است از منظر حزبي به ويژه، دوستاني که از ما به لحاظ سني جوان‌تر بوده و آرمانگرا‌تر هستند، اين استراتژي پذيرفته نباشد؛ اما بالاخره اين موضوع پذيرفته شد که جريان اصلاحات مطالبات حداقلي داشته باشد. در رياست‌جمهوري ٩٢ هم ما مطالبات حداقلي داشتيم و با اين مطالبات حداقلي پشت ‌سر آقاي روحاني قرار گرفتيم. بنابراين من قبول دارم بين آنچه مي‌خواستيم و آنچه به دست آورديم، فاصله زيادي است؛ اما دستاوردها هم کم نبوده است؛ دو نايب‌رئيس از ما در هيأت رئيسه است. با اين‌حال آقاي نعمتي اگر در ليست ما نبود، اصلا نماينده نبود؛ چه برسد به‌اينکه سخنگوي هيأت رئيسه باشد و همين‌طور آقاي کاظم جلالي. در ترکيب کميسيون‌ها و شکل‌گيري شعب ١٥گانه، در مقايسه با انسجام تاکتيکي شکل‌گرفته اصولگرايان مجلس دهم، ما به لحاظ توان رايزني و توان سياسي ضعيف بوديم. ابزارهاي در اختيار ما، بسيار ناچيز بود. مي‌پذيريم در مقدمات تشکيل ارکان مجلس دهم به اندازه توان خود، دستاورد نداشتيم؛ اما با مجلس نهم اصلا مقايسه‌شدني نيست. بنابراين با مقايسه روندها به اين نتيجه مي‌رسيم اين‌گونه هم نبوده که ما «هيچ» به دست آورده باشيم. هم «دستاوردهاي درخور توجه»، داشتيم و هم «ناکاميابي‌هايي». من پيش‌بيني مي‌کنم عملکرد فراکسيون اميد در سال ٩٦ با گذشت يک سال و تجربه‌اندوزي، بهتر شود.

‌با توجه به اينکه شما از نزديکان دکترعارف هستيد و با ايشان ارتباط بيشتري داريد، واکنش ايشان به ماجراهاي دو، سه ماه اخير و به‌ويژه تشکيل فراکسيون جديد چه بوده است؟

اولاً، نگاه دکتر عارف به حوزه سياست يک نگاه اخلاقي و فوق‌العاده خوش‌بينانه است. به همين دليل دکتر عارف به ‌عنوان يک چهره اصلاح‌طلب، در بين غيراصلاح‌طلبان هم طرفداراني دارد يا حداقل منتقدان و مخالفان جدي‌اي ندارد. دوم، دکتر عارف به استناد نتايج کار جمعي، فوق‌العاده متعهد است. مواردي در شوراي‌عالي اتفاق مي‌افتاد که دکتر عارف بين تشخيص فردي و جمعي بعد از اينکه يقين پيدا مي‌کند تصميم جمعي چيز ديگري است، کاملا تابع مي‌شود و مي‌پذيرد؛ چراکه مي‌داند هزينه پذيرش تصميمات جمعي، حتي اگر با اشتباه همراه باشد، کمتر است تا تصميمات فردي.

‌ما شنيده بوديم که گلايه‌هايي دارند.

بله. حتما دارند.

‌خب! اين گلايه‌ها به کدام جريان بازمي‌گردد؟

اين گلايه‌ها از جنس برخي انتقادهاي بجايي بود که شما در سؤالات قبل خود، حداقل به نمايندگي از جامعه جوان اصلاح‌طلب ايران، گفتيد. اين گلايه‌ها از همان جنس است. آقاي دکتر عارف و جريان اصلاحات در سال ٩٢ بدون هيچ چشم‌داشتي از يک کانديداي اصولگراي عاقل و معتدل حمايت کردند؛ تا به امروز هم در اين حمايت چيزي کم نگذاشته‌اند، هيچ مابه‌ازايي هم توقع نکرده‌اند. خودتان را جاي دکتر عارف بگذاريد. شما از دولتي حمايت مي‌کنيد که همه تلاش‌ها را براي حمايت از آن انجام داده‌ايد؛ بعد در گرماگرم تصميم‌سازي‌هاي ارکان مجلس، يک مرتبه متوجه مي‌شويد برخي از اعضاي همان دولت، با رقيب آن دولت دمساز مي‌شوند؛ چه حالي پيدا مي‌کنيد؟

با وجود اين آخرين اظهارنظري که آقاي عارف داشتند و نشان از ترجيح منافع ملي بر منافع شخصي و جناحي بود، نوع مواجهه او با استيضاح آقاي ربيعي بود که به ‌عنوان دبير فراکسيون گفتند ما اين کار را نمي‌کنيم چون بنا نيست که تشخيص خودمان مدنظر باشد و ما از دولت آقاي روحاني حمايت مي‌کنيم…

‌آقاي رسولي، آقاي عارف، گلايه‌ها را به‌طور خصوصي جايي مطرح کردند؟

بله. کاملا گفتند.

‌غيبت آقاي عارف در افطاري فراکسيون اميد با آقاي روحاني حمل بر گله‌گذاري و ناراحتي آقاي عارف از رئيس‌جمهور شد؛ اين موضوع چقدر صحت داشت؟

خيلي ناصحيح نيست؛ البته من نمي‌دانم آقاي عارف آن شب کجا بودند ولي اگر همراهي آقاي عارف در آن افطاري به اندازه همراهي آقاي عارف بعد از انتخابات مجلس در سفر رئيس‌جمهور به يزد، قيمت مي‌داشت، حتما اين غيبت صورت نمي‌گرفت.

‌آيا اين گلايه‌ها به خود رئيس‌جمهور هم منتقل شده است؟

بله، به ايشان گفته شده است و رئيس‌جمهور هم گفتند موضع من اين نيست و به وزرا تذکر خواهم داد. يکي از نقايص دولت يازدهم، نبود انسجام داخلي آن است. ما از دولت حمايت مي‌کنيم و حمايت خود را ادامه خواهيم داد ولي اين حمايت به معناي اين نيست که نقايص اين دولت را به زبان نياوريم. يکي از اين نقايص، نبود انسجام نظري و رفتاري در مجموعه دولت است؛ به ‌طور مشخص ما اصلا انتظار نداشتيم که آن تعداد وزرايي که اسم آنها را قبلا آوردند، ستاد بزنند به نفع رقيب آقاي عارف؛ چون وزير يک کارگزار حکومتي و دولتي است و شرعا و قانونا و عرفا حق ندارد از کرسي و جايگاه صدارتي خود به نفع يک جريان استفاده کند. اين يک گله جدي است و بارها هم طرح شده است. دوستان ديگر به غير از ما هم گفته‌اند ولي ما پاسخي نشنيديم. پاسخ ضمني‌اي که من از بعضي بزرگان شنيدم اين بود که آقاي رئيس‌جمهور گفتند تذکر مي‌دهم و اين براي انتخابات ٩٦ بايد اصلاح شود.

‌قطعا اين بحث‌ها که در فضاي رسانه‌اي و عمومي مطرح است حتما بايد در شوراي سياست‌گذاري هم مطرح شده باشد. ما براي انتخابات شوراي شهر که زمان زيادي هم براي آن نداريم از اين تجربه چگونه مي‌خواهيم استفاده کنيم؟ در شوراي شهر گذشته يکي، دو نفر را داشتيم؛ اما اتفاقي که در جريان مجلس افتاد انگار قبح اين ماجرا را ريخت و انگار به‌راحتي مي‌شود يک بليتي گرفت و نوع ديگري رفتار کرد. آيا در انتخابات آينده هم همين سيستم را ادامه خواهيد داد يا تدبير ديگري انديشيده مي‌شود؟

قبل از پاسخ به اين سؤال بايد عرض کنم که تا الان در محافل تصميم‌سازي جريان اصلاحات و به ‌طور مشخص شوراي عالي سياست‌گذاري به صورت جدي بحث انتخابات رياست‌جمهوري و شوراهاي سال ٩٦ روي ميز نيامده است؛ نه اينکه اصلا به آن پرداخته نشده است ولي به صورت واقعي و جدي هنوز به آن ورود نکرده‌ايم. اگر خاطرتان باشد براي شوراي چهارم، ليستي بسته شد که ١٣ نفر آن، اصلاح‌طلب پاي کار در شورا هستند…

‌برخي اين انتقاد را مطرح مي‌کنند که اتفاقا اصلاح‌طلبان شورا چندان پاي کار نيستند…

واقع‌بينانه اگر بخواهيم اظهارنظر کنيم در سال ٩٢ انتخابات شوراهاي اسلامي شهرها و روستاهاي کشور تحت‌الشعاع انتخابات رياست‌جمهوري بود؛ يعني ما آن سرمايه‌گذاري گسترده‌اي را که لازم بود، براي انتخابات شوراي محلي در سال ٩٢ نداشتيم. اساسا منهاي تهران، به صورت ملي و فراگير و سراسري ما حضوري نداشتيم. بنده خودم اهل خراسان هستم و استاندار آنجا بودم و با دوستان آنجا مرتبط هستم. اصلا هيچ‌کدام از دوستان ما راضي نشدند و يک نفر هم ثبت‌نام نکرد؛ بنابراين به ‌عنوان يک نکته عبرت‌انگيز از گذشته، فکر مي‌کنم که جريان اصلاحات بايد نتيجه آسيب‌شناسانه را براي سال ٩٦ گرفته باشد و براي انتخابات شوراي شهر و روستا سنگ تمام بگذارد. من البته برخلاف بعضي از دوستان معتقدم که هر دو انتخابات سال ٩٦ مهم، سنگين و پيچيده و تعيين‌کننده است؛ به‌هرحال شوراهاي شهري براي رسيدن به يک جامعه مدني خيلي تأثيرگذار است. حزب حاکم ترکيه با شوراها شروع کرد؛ يا آقاي احمدي‌نژاد در سال ٨٢ با شوراها شروع کرد. من فکر مي‌کنم که جريان اصلاحات بايد از کم‌عملي -نه بي‌عملي- و کم‌کاري سال ٩٢ نسبت به شوراها عبرت بگيرد و توجه جدي داشته باشد. پيش‌بيني مي‌کنم که در ماه‌هاي آينده به صورت جدي به اين موضوع پرداخته شود.

درباره انتخابات رياست‌جمهوري هم فکر مي‌کنم کار، بسيار پيچيده و جدي است و هنوز هيچ‌کدام از دو جريان سياسي کليدي کشور به صورت عملياتي اين پرونده را باز نکردند. درباره اينکه جريان اصولگرا چه رفتاري خواهد داشت من پيش‌بيني نمي‌کنم که هيچ‌کدام از زيربخش‌هاي جريان اصولگرايي از آقاي دکتر روحاني به شرطي که ايشان قصد کانديداتوري داشته باشند و ثبت‌نام کنند، حمايت کنند. جريان اصولگرا صرف‌نظر از صف‌بندي‌هاي گروهي، فکر مي‌کنم که يک حضور يکپارچه در انتخابات رياست‌جمهوري خواهد داشت. در اين طرف قضيه هم ائتلاف اصلاح‌طلبان و حاميان دولت -که ما در مجلس دهم اين تجربه را پشت سر گذاشتيم- حتما بايد آسيب‌شناسي شود. ما هم اشتباه‌هاي استراتژيک و هم تاکتيکي و سازماندهي را بايد اصلاح کنيم. در شرايط فعلي، از سوي برخي از دوستان اصلاح‌طلب به‌ويژه جوانان سؤالاتي مطرح است و ما نمي‌توانيم به اين سؤالات بي‌اعتنا باشيم. به ‌طور مشخص بايد در مناسبات اصلاح‌طلبان و اعتداليون از ٩٤ شفاف‌تر -و به طريق اولي از ٩٢ شفاف‌تر- بازنگري و تعيين‌تکليف شود و به ‌طور طبيعي اين انتظاري بحق است که ما شفاف‌تر تنظيم رابطه کنيم. درباره اينکه چه برنامه و راهبرد و شاخصي را مد نظر خواهيم داشت، بايد منتظر باشيم.

بحث‌ها شروع شده است؟

به‌طور کلي شروع شده است ولي من فکر مي‌کنم يک نکته را قبل از رسيدن به آن ايام بايد مد نظر قرار داد. مسائل سياست داخلي ما فوق‌العاده پيچيده است و پيچيده‌تر از آن چيزي است که به‌ظاهر استنباط‌شدني است؛ مثلا کمتر کسي در سال ٨٤ پيش‌بيني مي‌کرد که احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور شود و کمتر کسي پيش‌بيني مي‌کرد که در سال ٧٦ آقاي خاتمي رئيس‌جمهور شود و کمتر کسي پيش‌بيني مي‌کرد که جريان اصولگرا يکباره اکثريت مجلس و رياست‌جمهوري را واگذار کند يا صلاحيت آقاي هاشمي رد شود؛ بنابراين با توجه به آنچه ما از خصوصيات سياست داخلي داريم، من به ‌عنوان يک شهروند اصلاح‌طلب فکر مي‌کنم که اصلاح‌طلبان حتما نبايد خودشان را در بن‌بست قرار دهند و حتما بايد رويکردهاي متفاوت، کانديداها و احتمالات متفاوت را در نظر بگيرند.

‌فکر نمي‌کنيد که زمان کم است و بايد زودتر شروع کرد؟

من فکر مي‌کنم ٤٠ تا ٥٠ روز آينده به ‌طور جدي شروع کنيم.

‌درباره شوراي شهر موضوعي که مهم است اين است که ١٣ يا ١٤ نفر تحت نام اصلاح‌طلبي وارد شوراي شهر شدند و اگر بخواهيم سال اول را فاکتور بگيريم تحرک خاصي را از اصلاح‌طلبان شوراي شهر نديديم.

درباره نقش و عملکرد دوستاني که در شوراي چهارم هستند پيشنهاد مي‌کنم که اين بحث را با خودشان طرح کنيد؛ مثلا آقاي دکتر انصاري، آقاي دوستي و مسجدجامعي هم خوب است که بيايند و گزارش‌هاي خود را بدهند. در نماي بيروني من هم با شما هم‌عقيده هستم ولي چون من کمتر مداخله کارشناسي در اين حوزه دارم، اجازه دهيد اظهارنظري نکنم؛ ولي در اينکه انتخابات شوراها در سال ٩٦ را بايد جدي بگيريم فکر مي‌کنم که همه ظرفيت‌هاي اصلاح‌طلبي اعم از رهبران و احزاب اصلاحات و مجامعي مثل شوراي‌عالي اتفاق‌نظر دارند

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=35250

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.