اصل احترام به زندگی/به قلم محمود منطقیان

مابایدامان بیاوریم، همانگونه که آزاروتبعیض وستم رادرحق خودبدوناروا می دانیم،رواداشتن آنهادرحق دیگران، نیزنادرست وآزاردهنده ومایه رنجش روانی وپریشانی است.

ریواس جنوب؛منطقیان/
نکته نخست:منطقیان
خداوندیابه برداشت برخی دیگر”طبیعت”، جانداران رابرای زیستن
وبهره بردن از زندگی آفریده است بنابراین هرموجوددارنده جان حق زیستن دارد.درطول تاریخ انسان آزمند،برای خوشی و بهره مندی خویش تلاش کرده تادیگرجانداران را نیزبه خدمت گیردوازآنها سودوبهره ببرد؛ ناآگاه ازاین که دیگرجانداران هم حق زیستن وبهره بردن اززندگیشان را دارند.هرموجود زنده ای دوست داردشادو
تندرست زندگی کندوازمزایای حیات لذت ببرد.همه جانداران
دوست دارندخوراک دلخواه خودرابه اندازه نیازبه دست آورند
ودرهنگام سرما وگرما پناهگاه امنی داشته باشندوازدرد و
آزاردیگرموجودات درامان باشند؛یعنی هرحیوانی زندگی
خودرادوست داشته وشوق زیستن دارد.بدین روی همه
جانداران شوق زیستن ودرامان بودن را دارند؛اما این انسان
است که تنها به زندگی خود می اندیشدوکمتربه نیازها
وزندگی دیگرحیوانها توجه دارد.این انسان است که میکوشد
تاطبیعت وزندگی جانداران دیگرراقربانی زندگی خویش
نماید.این انسان است که باشکاروبریدن سرحیوانهای
دیگر،زندگی خودرا رونق میدهد وزندگی دیگران را تباه میسازد.
همین انسان سودجو، هرگاه نیازش افتد،برای جاه ومال
وخوشیهایش همنوعان خود رانیزبه بهانه امنیت ومذهب
ودشمن ازمیان برمی داردو زندگی دیگران رابرای سودخویش تباه ونابودمی سازد.
فردوسی بزرگ گفته است:
“میازارموری که دانه کش است
که جان داردوجان شیرین خوش
است.
سیاه اندرون باشدوسنگدل
که خواهدکه موری شودتنگدل”
آیا به زندگی مورچگان خوب اندیشیده ایدکه با چه حرصی درپی زندگی می دوندوپیوسته درحال جنبش وتکاپوبرای
زیستن اند؟
بنابراین نکته نخست ودرخور نگریستن این است که ماباید برپایه روشن بینی ودریافت خرد ،به اصل ومایه حیات وزیستن احترام بگذاریم وحقوق دیگر جانداران نیزپاس بداریم و برای زندگی خود،حیات دیگر موجودات زنده رابه خطر نیندازیم وتباه نکنیم؛زیراهر جانداری” جان داردوجان شیرین خوش است”
بایدآن گونه که زندگی خودرا دوست می داریم به زندگی دیگران اعم ازانسان وحیوان احترام بگذاریم وارج نهیم مگردرمواردویژه که درآنجا داوری وتمیزنیک وبدکارها به عهده خرداست.
…………….
نکته دوم:
انسانها نیزدرتاریخ وگستره حیات ازدست هم درامان و
آزادنبوده اند.همواره برای منافع خویش به مال وجان یکدیگرتجاوزکرده اندودنیایی ناامن برای یکدیگرساخته اند
درهردوره ای، درگوشه وکنار جهان شاهدبرپایی جنگها و
تجاوزانسانها به جان ومال و حقوق یکدیگربوده ایم و
هستیم واین روندتجاوزبه حقوق انسان به ویژه در حکومتهای خودکامه ودیکتاتوریجریان داشته ودارد.
وازسوی دیگرتبعیض ونابرابری دربرخورداری وبهره مندی از
داده ها ومزایای زندگی و آفرینش، درمیان انسانها روندی رایج وحکایتی تکراری است؛ بدینگونه گروهی ازانسانها
توانسته اندبادستیابی به جاه ومال وخوشیها شادکام ودر
نعمت زندگی کنندواکثریتی باکمبودها وفقرونیازورنج و پریشانی وروانی آزرده ورنجوردست به گریبان بوده اند.
نابرابری وتبعیض وپریشانی روحی، سرودغم انگیزی بوده
است که همواره درتاریخ پر فرازو نشیب بشر نواخته
شده است وجانها وروانهای دردمندرا آزرده است.
لیکن درتاریخِ تلاش وتکاپوی بشر،انسانهای آگاه ودردمندوبامنش نیک وتعهدانسانی نیزبوده اندکه برای بهترزیستن همه انسانها وازمیان برداشتن نابرابریها وتبعیضها وتجاوزها کوشیده اندودست یابی همه انسانها در این کره خاکی به حقوق خویش ،فارغ ازرنگ
ونژادوملیت ومذهب وباورهابرایشان آرمانی بزرگ و دغدغه
ای انسانی بوده است.
همین انسانها بوده اندکه درطول زمانهاتوانسته اندباتلاشها ومبارزات فکری واجتماعی و علمی خویش تااندازه ای چهره زندگی انسان راتغییردهندو دگرگون سازندوسامان بهتری بدهندوشرایط بهتری برای حیاتبشرفراهم سازند.
آنهامانندشمع برای بهترزیستن انسانها سوختندتادیگران درپرتو
تلاش وتکاپوی آنها بهترزندگی کنند.درکنارآدمهایی که تنها برای بهبودزندگی خویش زندگی دیگران رابه بازی می گرفتند
ودرصدبهره کشی وبردگی دیگران بودند،انسانهای دردمند وروشندل وفداکاروانساندوست نیزبودندکه همواره برای کمک به دیگران، دردهاورنجهاو شکنجه هاوحتی مرگهارا به جان خریدندتادیگرانسانهابه حقوق خوددست یابندوزندگی با چهره ای انسانی سروسامان یابد.
باکوشش چنین انسانهایی بود که اندیشه وپدیده ای به نام “حقوق انسان”شکل گرفت و روی نمود.حقوق انسان ویا به تعبیردیگرحقوق بشربه این معناست که نعمتها ومزایای حیات مختص گروهی ویژه
ازانسانهانیست بلکه به گونه طبیعی وخدادادی وبرپایه داوری ودریافت خرد،همه انسانها حق برخورداری از نعمتها ومزایای آفرینش و رفاه وزندگی شرافتمندانه رادارند.همه انسانها حق دارند
که ازکارودرآمدوخانه و بهداشت وابزارزندگی شرافتمندانه و
مناسب بهره مندوبرخوردارباشند.
وازسویی جان ومال واندیشه وباورها وسلایق وانتخاب انسانها ازجمله حقوق مسلم آنهابه شمار می رودوازآنجا که حکومتها
ابزاری دردست مردم برای زندگی بهتروسامان اجتماعی هستند،
تعیین نوع وشکل حکومتها و انتخاب مدیران بالای جامعه ازحقوق نوع انسان وجامعه شمرده شده است.
بزرگترین ومهمترین دلیل نابسامانی واختلاف وستیزه وتجاوزوجنگ وکشتاروآسیبها.درزندگی بشرازآنجا روی مینماید که گروهی ازانسانها به حق خویش بسنده نمی کنندوحقوق دیگران راارج نمی گذارندوراه
تجاوزبه حقوق دیگرانسانها رادرپیش می گیرند؛یعنی ریشه اصلی نابسامانیهادر جامعه بشری،نادیده گرفتن حقوق انسانی وتجاوزبه حریم حقوقی یکدیگراست بنابرآنچه گفته آمددرمان درد اجتماعی نوع بشروپایان دادن به جنگها وستیزه ها وتضادها وایجادصلح وآرامش درهر جایی ازجهان پذیرفتن این اصل است که”همه انسانها وبلکه
همه آفریده های خداونددارای حق حیات ودرخورنیک زیستن
وداشتن یک زندگی سالم اند وهیچکس،به هیچ بهانه ای حق ستاندن حق زندگی را ازدیگران نداردمگردرآنجا که حقوق انسانها توسط دیگران نقض شودونقض کنندگان باید باابزارقانونی خردپذیر مهارشوند.
حقوق انسانها ودیگرجانداران ازسنن آفرینش خداوندی و قانون طبیعت وهستی است که خردواندیشه بشری آن را تصدیق وتاییدمی کندواین.قانونی بنیادی وخدشه ناپذیر درمتن آفرینش است.
همه مابایدایمان بیاوریم که قانون خداوندوآفرینش برپایه دادودرستی بنانهاده شده است وانجام وپیروی ازآن به صلاح همه انسانهاست.
مابایدایمان بیاوریم که همه.انسانها وجانداران ازحق زندگی
وایمنی وشادمانی ولذتها و آزادی ودادگری برخوردارند وحق دارندکه ازاین حقوق طبیعی وخدادادی بهره مندشوند.
مابایدایمان بیاوریم که خداوند آفریدگانش رادوست داردو آزاروتجاوزبه آنهارانمی پسندد وگناهی نابخشودنی می شمارد.
مابایدایمان بیاوریم که اندیشه ها وباورها وفرهنگها وسلایق در
بین انسانها وجوامع گونه گون ومتفاوت است واین تنوع و تفاوتها بهانه تبعیض ونابرابری نیست؛ بلکه بایدتنوعهاراپذیرفت
وبه آنها احترام گذاشت.
مابایدایمان بیاوریم که همان گونه که خودمی خواهیم از نعمتها بهره مندشویم وزندگی خوب وشرافتمندانه ای داشته باشیم وشادودررفاه زندگی کنیم ودرپناه قانون ایمن ودر آسایش وآرامش باشیم،دیگران
نیزچنین حقوق ونیازهایی را دارندومی خواهندزندگی خوب وآرامش بخشی داشته باشند.
مابایدایمان بیاوریم که آنچه رابرای خودنمی پسندیم باید
برای دیگران هم نپسندیم وآنچه رابرای خود دوست داریم،باید
برای دیگران هم دوست بداریم.
به گفته فردوسی بزرگ:
“بدوگفت شو دورباش ازگناه
جهان راهمه چون تن خویش خواه.
هرآن بد،کآنت نباشدپسند
تن دوست ودشمن بدودرمبند”
مابایدامان بیاوریم، همانگونه که آزاروتبعیض وستم رادرحق خودبدوناروا می دانیم،رواداشتن آنهادرحق دیگران، نیزنادرست
وآزاردهنده ومایه رنجش روانی وپریشانی است.
مابایدایمان بیاوریم که دیگرجانداران وحیوانات هم مانند مادرپی خوشی ولذت اندو جان وزندگی وبچه های خود راهم مانندمادوست می دارندو ازآزارودردی که مابرای آنها می آفرینیم بیزارندورنج
می برند.
مابایدایمان بیاوریم که در دوست داشتن جان وزندگی و
بیزاری ازرنج وتبعیض وآزار،بادیگران احساسهای مشترکی داریم وهمه ماخواهان زندگی آرام و پسندیده و دلپذیر ودرپی خرسندی اززندگی و شادمانه زیستن وآرامش و نیکبختی هستیم؛پس هرچه رابرای خودمی خواهیم باید برای دیگران هم بخواهیم واگر چنین کنیم زندگی چهره ای.زیبا ودلپذیرودوست داشتنی
ازخودنشان می دهدوبهارزندگی حقیقی به زیبایی رخ می نماید
وروزوروزگاروزندگی انسانها درکنارهم به خوشی وشادمانی
می گذردوخشونتها وسنگدلیها ونابرابریهاجای خودرابه لبخندها
ودوستیها ومهربانی هامی دهند ودیگرجانداران، نیزباماانس
می گیرندوازماهراسی به دل راه نمی دهندوآنگاه است که
می بینیم درهای نعمت ها وبخششهای خداوندی به روی ماگشوده می شوندوزندگی معنی دوباره می یابدودردلها جوانه های مهرودوستی میروید ودراین جاست که ناله ها به ترانه وگلایه هابه مهربانی و
ودشمنی ها به دوستی و ناامیدیها به امیدوغمها به شادمانی وشکها به ایمان ونفرتها به عشق وناسپاسیها به سپاسگزاری وپوچی به
معنی وبدی به نیکی وپندارهای بدبه پندارهای نیک بدل می شوند
وخداوندبرجای اهریمن می نشیند وهمه انسانها باعشق وشادی زندگی را درآغوش می کشند وترانه های شادی سرمی دهند
ودلهای خودرا خانه خدا می سازند.
“به جان زنده دلان سعدیا که
مُلک وجود،
نیرزدآن که دلی را زخودبیازاری”
به امیدآن روز.منطقیان۹۵/۶/۲۰

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=37621

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.