احسان حیدری: موج تغییرات فرهنگی به موسیقی رسید/ آموزشگاه های موسیقی ما فاسد شدند/ دید هنرمندان ما کاسب کارانه شد/ ارشاد به اکثر وظایف اش عمل نمی کند/ مارا نمی شناختند اما به شیطان پرستی متهم شدیم

موجی از گرایش جوانان استان کهگیلویه وبویراحمدی به سمت موسیقی در یک دهه گذشته شکل گرفته است که که اگر درست مدیریت شود می تواند به نقطه عطفی در موسیقی استان تبدیل شود. این تمایل شدید جوانان به یادگیری موسیقی در حالی که والدین دید خوبی به موسیقی و به طور کلی هنر ندارند از کجا نشات می گیرد؟ آیا این موج چشم و هم چشمی جوانان است یا از سر شناخت و اطلاعات کافی است؟ آیا این شوق و علاقه به موسیقی به صورت صحیح مدیریت می شود تا استعداد جوانان در این زمینه شکوفا شود؟

موجی از گرایش جوانان استان کهگیلویه و بویراحمدی به سمت موسیقی در یک دهه گذشته شکل گرفته است که که اگر درست مدیریت شود می تواند به نقطه عطفی در موسیقی استان تبدیل شود. تقریبا همه ما حداقل یک نفر رفیق یا فامیل اطراف مان داریم که کلاس های موسیقی رفته یا می روند، اما این تمایل شدید جوانان به یادگیری موسیقی در حالی که والدین دید خوبی به موسیقی و به طور کلی هنر ندارند از کجا نشات می گیرد؟ آیا این موج ناشی از چشم و هم چشمی جوانان است یا از سر شناخت و اطلاعات کافی است؟ آیا این شوق و علاقه به موسیقی به صورت صحیح مدیریت می شود تا استعداد جوانان در این زمینه شکوفا شود؟ آموزشگاه هایی که در این چندسال تعدادشان بیش تر شد و اساتیدی که مشغول تدریس موسیقی هستند دنبال کسب درآمد و یود خوبی از این تمایل شدید جوانان به موسیقی هستند یا در راستای اعتلای موسیقی حرکت می کنند؟ این سوالات و بیش تر از این ها را در چند هفته آینده در قالب پرونده ای به نام «آسیب شناسی موسیقی استان» در سایت خبری تحلیلی ریواس جنوب بررسی و با اساتید مطرح موسیقی و مدیران مربوطه مطرح می کنیم. برای اولین مطلب به سراغ یکی از قدیمی ترین اساتید موسیقی استان آقای احسان حیدری رفتیم. آقای حیدری از اولین مدرسین موسیقی استان در اوایل دهه 80 بودند و در حال حاضر هم در کنار تدریس در آموزشگاه های موسیقی فروشگاه موسیقی در شهر یاسوج دارند. احسان حیدری تحلیل های شنیدنی راجع به وضعیت موسیقی استان دارد و در مجموع با دید انتقادی به شرایط حاکم بر موسیقی استان معتقد است تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیار زیادی داریم.

در ادامه مشروح مصاحبه خبرنگاران ما با احسان حیدری را می خوانید:

*ابتدا لطفا خودتان را برای آن دسته از مخاطبان ما که شما را نمی شناسند معرفی بفرمایید.
احسان حیدری هستم، متولد سال 1362 شهر گچساران. از هفت سالگی آموزش موسیقی را در خانواده و نزد برادران و دایی هایم با ساز کیبورد شروع کردم. از سال 80 به تدریس سازهای گیتار و پیانو و خوانندگی مشغول شدم. البته آن سال ها آموزشگاه موسیقی در یاسوج نبود و من کار تدریس را از اداره ارشاد یاسوج آغاز کردم. تا سال 85-86 که بخش نامه ای آمد و دیگر تدریس موسیقی در ارشاد ممنوع شد. بعد از آن به آموزشگاه مهرآوا که تازه تاسیس شده بود رفتم.

* در حال حاضر هم که در یاسوج فروشگاه ساز و ابزار آلات موسیقی دارید و درکنارش به تدریس موسیقی مشغول هستید؟
بله. البته فروشگاه موسیقی من در مکانی مجزا از آموزشگاه موسیقی است و به طور مستقل اداره می شود.

* به نظر می رسد در یک دهه گذشته موج گسترده ای از گرایش جوانان به سمت موسیقی شکل گرفته است. آیا شکل گیری این گرایش گسترده به موسیقی را قبول دارید و اگر بله به نظرشما چه علت هایی می تواند داشته باشد؟
بله صد درصد قبول دارم. یادم می آید سال 84 شاگرد پسری داشتم که وقتی که سرکلاس می آمد خجالت می کشید با خودش گیتار بیاورد و می گفت در محله شان مسخره اش می کنند و ساز داشتن را عیب می دانند. ولی الان هرچند تاحدودی همان جو همچنان هست ولی نگاه جوانان خیلی فرق کرده است و حتی هنرجویان دختر زیادی داریم.
البته این موج نه فقط در حوزه موسیقی، که در رابطه با خیلی از مسایل دیگری هم به وجود آمده است. یاسوج به دلیل بافت سنتی خیلی شدیدی که دارد تا چند سال قبل از خیلی چیزها دور بود اما به واسطه فضای مجازی مردم این شهر و استان، مردم دیگر نقاط جهان را دیدند و بیشتر با آنها ارتباط برقرار کردند؛ به همین علت در فضای فرهنگی به طور کلی یک موج تغییری به وجود آمد که یک بخش آن گرایش بیش تر جوانان امروزی به موسیقی است. البته تا حدودی به سمت و سوی بدی هم کشیده شد؛ برای مثال خیلی از کسانی که به فروشگاه من می آیند، اصلا سازها را نمی شناسند و اتفاقی یک سازی برمی دارند و هفته بعد هم می خواهند آن را بفروشند؛ یعنی این گونه نیست که با شناخت کامل به سمت موسیقی آمده باشند. مثلا چون پیش دوستانشان یا در فضای مجازی دیدند، می خواهند ساز بخرند و به دلیل همین عدم شناخت، فکر می کنند هر سازی گرفتند ماه بعد باید حرفه ای بلد باشند آهنگ بزنند. به همین علت خیلی زود دل سرد می شوند. البته زمان می برد تا خیلی چیزها جا بیافتد و مردم به آگاهی کافی برسند و فعلا ابتدای کار هستیم.

* پس معتقدید که ما شاهد یک تغییر گسترده فرهنگی در استان هستیم و برخی از سنت های استان جای شان را به فرهنگ دیگری می دهند که یک بخش از این تغییرات گستره گرایش بیش تر جوانان به سمت موسیقی است؟
بله. به همین خاطر هم است که خانواده ها در بسیاری از موارد جلوی گرایش بچه هایشان به موسیقی را می گیرند و احساس خطر می کنند که نکند فرهنگ شان به کل عوض شود و تغییر کند؛ چرا که اکثر جوانان امروزی خیلی متفاوت با نسل قبل شدند و این باعث تعارض بین پدر و مادرها با فرزندان شان شده است. مثلا یک روز پدر ومادر تحصیل کرده ای با فرزندشان برای خرید ساز آمده بودند اما فردایش مادر آن بچه زنگ زد و گفت اگر می شود کاری کنید بچه مان ساز نخرد؛ پرسیدم چرا؟ جواب داد که شنیدم آن هایی که گیتار کار می کنند آدم های افسرده ای هستند و کسانی که موسیقی کار می کندد در نهایت آدم های مبتذلی می شوند. از این دست موارد بسیار زیاد داشتم. من فکر می کنم در این دوره ی گذار، افزایش آگاهی والدین و البته فرزندان نسبت به مقوله ی موسیقی، بسیار اهمیت دارد.

* حالا این موجی که شکل گرفته بیش تر به سمت چه نوع موسیقی است؟ آیا به طور متناسب به هر سه نوع موسیقی پاپ، سنتی و لری تمایل و گرایش دارند؟
راجع به این موضوع من به صورت دقیق نمی توانم نظر بدهم و بحث اش گسترده تر از کار من است و شما باید کار آماری دقیقی انجام بدید. من به خاطر حوزه کاری ام که گیتار است بیش تر با علاقه مندان گیتار مواجه می شوم اما نمی توانم دقیق بگویم تمایل هنرجویان به سمت چه نوع موسیقی است.

* به نظر شما آموزشگاه هایی که الان در استان و به طور خاص در یاسوج داریم از نظر کمی و کیفی جوابگوی این گرایش گسترده جوانان به موسیقی هستند؟
من خیلی شفاف عرض می کنم که آموزشگاه های موسیقی ما متاسفانه فاسد شدند؛ چه از نظر نظافت داخل آموزشگاه ها، چه از نظر نوع آموزش، چه از نظر زیبایی آموزشگاه و چه از هر نظر دیگری که نگاه کنیم هیچ حسی به ما دست نمی دهد که فلان مکان یک آموزشگاه موسیقی است. یک خانه قدیمی را می بینیم که یک نفر در اتاقی بدون هیچ گونه امکانات آموزشی نشسته و تنها چیزی که آنجاست چهارتا قاب عکس از موسیقی دان های بزرگ است که اگر آن عکس ها را هم برداریم اصلا متوجه نمی شویم که آن جا آموزشگاه موسیقی است. در حالی که فضا باید آموزشی باشد. برای مثال؛ اتاقی که برای آموزش به کودکان است باید اتاقی باشد که این حس به کودک القاء شود که چیزی در رابطه با موسیقی دارد یاد می گیرد ولی متاسفانه آموزشگاه های موسیقی تبدیل به مغازه شدند و از این بابت است که گفتم فاسد شدند. آن ها نباید در محیط آموزشگاه مغازه داری کنند و باید به فکر کار فرهنگی باشند. ما که فروشگاه داریم باید به فکر پول باشیم نه آن ها. درست است که پول نیاز یک زندگی است ولی به قول معروف باید پنجاه-پنجاه کنند و برای آموزشگاه شان هزینه هایی هم کنند نه اینکه فقط بازاری نگاه کنند و تنها انگیزه شان این باشد که این ماه چه تعداد هنرجو دارند؛ کسی که هنرمند است باید روحیاتش با مغازه دار و کاسب فرق کند ولی متاسفانه این آموزشگاه ها بیش تر به سمت کاسبی رفته اند.

* کیفیت مدرسین این آموزشگاه ها در چه حدی است؟ آیا اساسا فیلتری برای مدرسین آموزشگاه ها وجود دارد؟
انتخاب مدرس هایی که این جا درس می دهند کاملا شانسی است. برای آزمایش خود شما برید در آموزشگاه ها بگویید که پنج سالی هست مشغول تدریس موسیقی هستید و تعداد زیادی هم هنرجو دارید، اگر شما را نپذیرفتند شما هر چیزی بگویید من قبول می کنم. ما الان مدرسی داریم متولد سال 77. خوب شما یک تحقیقی کنید ببینید این مدرس خودش چند سال است که ساز می زند؟ این مدرس خودش یک سری از مسائل ابتدایی ساز را بلد نیست ولی دارد تدریس می کند و خیلی هم هنرجو دارد اما تعدادی از اساتید با سابقه این شهر یک چهارم این فرد هنرجو ندارند. اصلا هیچ گونه فیلتری برای اساتید وجود ندارد و این مسئله باعث شد که خیلی از اساتید خوب ما دیگر تدریس نمی کنند و خانه نشین شدند.

* مگر این نظارت بر روی آموزشگاه ها و به خصوص نظارت روی کیفیت اساتید وظیفه اداره ارشاد نیست؟ یعنی اداره ارشاد هم نظارتی انجام نمی دهد؟
این نظارت وظیفه اداره ارشاد است ولی ما در ارشاد اصلا بخش نظارتی نداریم. من یادم می آید سال 81 که در اداره ارشاد تدریس می کردم کسی که می خواست موسیقی درس بدهد باید می رفت ارشاد مصاحبه می داد و مجوز و تاییدیه می گرفت. یعنی این گونه نبود که هرکسی هر لحظه که اراده کرد، هر سازی خواست درس بدهد.
یکی از وظایف انجمن موسیقی همین نظارت و ارائه مجوز به اساتید می تواند باشد اما انجمن موسیقی که ما الان داریم مشخص نیست اعضایش چه کسانی هستند. البته این را هم بگویم که ما چون مشکل کمبود استاد داریم مدیران آموزشگاه ها شاید مجبور باشند که از اساتیدی که سطح شان پایین است استفاده کنند.

* فرمودید که خیلی از اساتید خوب استان یا خانه نشین شدند و یا تعداد هنرجوهاشان خیلی کم شد اما در عین حال برخی از کسانی که چند ماه بیش تر آموزش موسیقی ندیدند الان درحال تدریس اند. چرا ارشاد جلوی این ها را نمی گیرد و وطیفه اش را به خوبی انجام نمی دهد؟
اداره ارشاد خیلی وظایف دیگری هم دارد که انجام نمی دهند. مسولین ارشاد چند سال پیش تصمیم گرفتند که به وضعیت اساتید رسیدگی کنند اما به این جا رسید که به امثال من که از اولین مدرسین این شهر بودم و کارت تدریس خانه موسیقی را دارم تذکر دادند. یعنی به جای اینکه جلو اساتید بی کیفیت و آموزشگاه هایی که از اساتید بی کیفیت استفاده می کنند را بگیرند سراغ امثال من آمدند.

* ببینید آقای حیدری، من هنوز متوجه نشدم که ارشاد چرا با تساهل با آموزشگاه ها برخورد می کند و سخت گیری راجع به کیفیت آن ها ندارد؟
به خاطر این که همه دوست و رفیق هم دیگر هستند. به خاطر این که رابطه جای ضابطه را گرفت. ارشاد می داند که فروش ساز در آموزشگاه ها ممنوع است اما کسانی هستند که با گردن کلفتی می گویند ما ساز می فروشیم و هرکسی که می تواند، جلو ما را بگیرد؛ مسولین اداره ارشاد این گردن کلفتی ها را می شنوند و کاری نمی کنند یعنی نمی خواهند که کاری کنند.

* اداره ارشاد کاری نمی کند، درست. ولی خود شما موسیقی دان های استان چرا برای بهتر شدن وضعیت موسیقی با همدیگر برنامه ریزی و هم فکری نمی کنید؟ تعداد شما موزیسین های حرفه ای در استان زیاد نیست و انگشت شمار هستید. شماهایی که از همان اوایل دهه 80 شروع به تدریس موسیقی کردید. اگر وضعیت موسیقی استان بهتر شود وضعیت همه شما بهتر خواهد شد. آیا شما با هم دیگر همکاری و همراهی برای بهبود وضعیت موسیقی استان دارید؟
تعداد موزیسین های حرفه ای خیلی کم است و همه این افراد به جریان های حاشیه ای و جانبی توجهی ندارند و اهمیتی نمی دهند. در شهری که هزار نفر موزیسین حرفه ای دارد وقتی جلسه برگزار می شود 100 نفر شرکت می کند. این جا هم به همین صورت؛ وقتی برنامه ای هست و جلسه ای برگزار می شود از 10 نفر سه نفرشان می آیند. تعداد موزیسین های حرفه ای کم است و میزان مشارکت آنها برای چنین نشست هایی زیاد نیست.

* خوب سوال همین است که چرا نمی آیند؟
دلیل های زیادی دارد؛ همه که مثل هم فکر نمی کنند و یک دیدگاه ندارند. به روحیات فردی آدم ها ربط دارد. همان طوری که وقتی راهپیمایی است همه مردم شرکت نمی کنند و بعضی از مردم حضور پیدا می کنند یا مثلا زمانی که خانه سینما را تعطیل کردند مگر همه سینماگران اعتراض و تحصن کردند؟ نه. خوب در این شهر کوچک هم که تعداد موزیسین ها کم است شما ببینید چند نفرشان مشغله زندگی خودشان را دارند، چند نفرشان مشکلات مالی دارند و.. این ها باعث می شود که همه دست به اعتراض نزنند.

* قبول دارید که حتی اگر فارغ از وظایف ارشاد، جلسات منظمی بین شما موزیسین های حرفه ای برگزار شود و راجع به مسائل مهم به توافق برسید، وضعیت موسیقی استان خیلی بهتر خواهد شد؟ مثلا به توافقی راجع به فروختن ساز در آموزشگاه یا توافق بر روی فیلتری برای کیفیت اساتید و.. برسید
ما این بحث ها را بین خودمان داشتیم. یادم می آید سه سال پیش در اداره ارشاد با حضور همه مسولین آموزشگاه ها، فروشگاه های موسیقی، موزیسین ها و چند تا از مسولین رده بالای ارشاد جلسه ای داشتیم. در آن جلسه مطرح شد که آموزشگاه ها حق ندارند ساز بفروشند. یکی از مسولین آموزشگاه ها گفت که من خودم سه تار تدریس می کنم و این ساز را خیلی خوب می شناسم و برای هنرجوهای خودم با قیمت مناسب سه تار خوب و تست شده توسط خودم می آورم و ساز دیگری نمی فروشم. گفتند خیلی هم عالی و دست شما درد نکند که دل سوز هنرجوها هستید. مسئول آموزشگاه دیگری گفت منم کمانچه تدریس می کنم و جای خوبی بلد هستم که کمانچه های خیلی خوبی با قیمت مناسب دارند و برای هنرجوهای خودم کمانچه خوبی بدون داشتن سودی میاورم. گفتند خوب ایشان هم حسن نیت دارند و مشکلی نیست برای کمک به هنرجوها ساز تخصصی خودشان را بیاورند. اما بعد از چند هفته متوجه شدیم که یکی از آموزشگاه ها دل سوزی شان به حال هنرجوها به حد اعلا رسید و نه تنها یک ساز خاص که همه ابزار آلات موسیقی حتی پیک گیتار را می فروشد و مسئله دل سوزی نیست، مسئله سود مالی این کار است. موضوع دلسوزی و کیفیت ساز نبود، موضوع سود حاصل از فروش ابزارآلات موسیقی بود. ابزارها و سازهایی که همان نوع را با همان قیمت در فروشگاه های موسیقی شهر می فروشند.
ابتدا یکی از آموزشگاه ها شروع به فروختن همه ابزارآلات موسیقی کرد و بقیه آموزشگاه ها با این کار مخالف بودند. اما بعد از مدتی دیدند نمی توانند جلوی این آموزشگاه را بگیرند و از طرف دیگر متوجه شدند که سود خوبی هم در این فروش هست؛ به همین دلیل بقیه آموزشگاه ها هم به فروش همه ابزارآلات اقدام کردند. البته الان دیگر نمی شود به این ها گفت آموزشگاه، باید گفت فروشگاه موسیقی. حتی همان آموزش شان هم جنبه فروش دارد و هیچ جنبه فرهنگی در آموزش آنها نیست. به غیر از آموزشگاه «مهرآوا» که مدیرش آقای آقاجری، سعی می کند از حاشیه ها دور باشد و به غیراز سه تار که ساز تخصص خودش است هیچ ساز و ابزار موسیقی دیگری نمی فروشد و واقعا به آموزش صحیح به هنرجوها اهمیت می دهد. شما ببینید، سودده ترین ساز در هر آموزشگاهی گیتار است اما آموزشگاه مهرآوا و آقای آقاجری تا چند سال مدرس گیتار پاپ نداشتند چرا که مدرس حرفه ای این ساز را نداشتیم. یعنی ایشان حاضر شدند از سود زیاد گیتار چشم پوشی کند اما از مدرس غیرحرفه ای گیتار استفاده نکند. چرا که متاسفانه جو موسیقی پاپ خراب است و نمی خواست جنبه فرهنگی آموزشگاه اش از بین برود و حرمت آموزشگاه اش را حفظ کرد.

* حالا با این وضعیت و شرایطی که شما از آموزشگاه ها و فروشگاه های موسیقی تعریف می کنید می شود امیدوار بود که از دل این آموزشگاه ها نوازنده و خواننده ی حرفه ای بیرون بیاید؟
سوال خیلی خوبی است. اتفاقا مسله همین است که از این آموزشگاه ها نوازنده خوبی بیرون نخواهد آمد. یک مثالی بزنم؛ من آموزشگاه سارنگ شیراز می رفتم و می دیدم که هنرجوهای آقای مرشد، ده سال نزد ایشان کلاس می رفتند و با وجود تکنیک های خوب و زیادی که بلد بودند اما این فرهنگ برایشان جا افتاده بود که هنوز خود را هنرجو می دانستند. ولی وقتی که دید آموزشگاه یک دید کاسب کارانه باشد این دید به استاد و هنرجوی آن آموزشگاه هم منتقل می شود و همین اتفاق می افتد که هنرجو خودش بعد از سه چهار ماه شروع می کند به تدریس کردن و باعث می شود که نوازنده های ضعیف و با ادعاهای فوق العاده بالایی به وجود بیاید.

* دوباره برگردیم به فعالیت خود شما. چرا چند سالی یک بار هم شاهد برگزاری کنسرت موسیقی در این استان هستیم؟ خود شما چرا دیگر کنسرت برگزار نمی کنید؟
این سوال را باید دو قسمت کرد؛ در رابطه با عدم برگزاری کنسرت خواننده و نوازنده های کشوری مشکل اصلی مان نداشتن اسپانسر است و بعد این که کسی دنبال این افراد و دعوت از آن ها برای برگزاری کنسرت نیست. اما در رابطه با عدم برگزاری کنسرت توسط موسیقیدان های استان برمی گردد به همان بحثی که داشتیم و آن نبود نوازنده حرفه ای به تعداد کافی است. خیلی ها هستند که حتی اگر نوازنده ی خوبی هم باشند باز هم در قالب یک گروه نمی گنجند و توانایی برگزاری یک کنسرت موسیقی را ندارند چون کنسرت اجرا کردن واقعا کار مشکلی است. یک زمانی بود که ما برای کنسرت خودمان بعضی از نوازنده ها را دعوت کردیم اما خیلی هایشان توانایی هماهنگی با گروه و کنسرت اجرا کردن را نداشتند و هر کدام به بهانه ای رفتند. پس دلایل عدم برگزاری کنسرت در استان؛ یکی مشکل نوازنده های ماست و دیگری این است که همت می خواهد برای مبارزه با سختی هایی که جلو پایت برای برگزاری کنسرت می اندازند. مثلا ما برای یکی از کنسرت هایمان بیش از یک سال تمرین کردیم بعد عده ای ریختند داخل ارشاد و رفتند دفتر آیت اله ملک حسینی و گفتند این موسیقی ها خلاف و حرام هستند. نکته جالب ماجرا این بود که همان روز من خودم ارشاد بودم و موقعی که رفتم بین معترضین هیچ کدام نمی دانستند این شیطان پرست و مبتذلی که می گویند خطاب به من است. بعد دیدم یکی از لیدرها برادر یکی از دوستانم است و او و بقیه معترضین اصلا خبر نداشتند که به کی دارند اعتراض می کنند. یعنی دید خیلی ها در این استان بسته است و نه کاری که انجام می دهند با اطلاعات درستی است و نه مخالف هاشان با علم و آگاهی است.

* اداره ارشاد در تسهیل این روند برگزاری کنسرت چه کارهایی می تواند انجام دهد؟
ارشاد به آسانی مجوز برگزاری کنسرت را می دهد ولی خیلی کارهای دیگری هم می تواند انجام دهد. مثلا ما یک بار که کنسرت داشتیم به مسولین اداره ارشاد استان گفتیم که نامه یا تلفنی بزنند به اداره های ارشاد بقیه شهرها تا ما این کنسرت مان را به صورت تور در همه شهرهای استان برگزار کنیم. اما گفتند این وظیفه ما نیست و شما خودتان باید یکی یکی بروید شهرهای دیگر و مجوز بگیرید. یک تلفن ساده برای تسهیل کار ما گروه پاپ نمی زنند. اما هر نوع کمکی به موسیقی محلی و گروه های موسیقی محلی می کنند. کمک دیگری که اداره ارشاد می تواند به ما بکند این است که با شهرداری گفتگو کنند تا در تبلیغات شهری با ما همکاری کنند. ما نمی خواهیم شهرداری مجانی بنرهای مان را نصب کند؛ شهرداری حتی اگر پول تبلیغات را بدهیم حاضر نیست برای کنسرت ما در سطح شهر انجام تبلیغ کنند. خوب ارشاد می تواند با شهرداری برای کمک به ما صحبت کند. شهرداری بسیاری از بنر های اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی را رایگان نصب می کند. ما نیاز به کمی حمایت داریم.

* آقای حیدری شما اگر مسول دفتر موسیقی یا مدیرکل ارشاد این استان بودید سه کار عمده و شاخص که برای موسیقی استان انجام می دادید چه کارهایی بود؟
یکی از مهم ترین موضوعات نظارت بر روی آموزشگاه ها و اساتید آن هاست. باید یک هیئت نظارتی تشکیل بشود و از همه ی جنبه ها روی آموزشگاه ها نظارت دوره ای داشته باشند.
کار مهم دومی که من قبلا پیشنهادش را به ارشاد هم داده بودم ولی اجرایی نشده بود این است که یک سری دوره های رایگان یا با هزینه ی هنرمندان برای اساتید آموزشگاه ها برگزار کنند. یا کارگاه های موسیقی با حضور اساتید مطرح کشوری برای موسیقی دان های استان برگزار کنند. این وظیفه ی ارشاد است که اساتید مطرح کشور را به استان دعوت کند و برای هنرمندان استان کارگاه های رایگان موسیقی راه بیاندازد.
کار سومی که می شود انجام داد این است که کمک کنند تا کنسرت هایی کوچک ولی در تعداد زیادی برگزار شود. مثلا آمفی تئاتری یا حتی حیاط خود ارشاد را آماده کنند تا گروه های مختلف موسیقی بتواندد اجراهای کوچک ولی در تعداد بیشتری داشته باشند.

* به عنوان سوال آخر؛ شما پس از 16 سال تدریس موسیقی در این استان توانستید شاگرد خوب و حرفه ای تربیت کنید که با افتخار بگویید من استاد این نوازنده یا خواننده بودم؟
بله خوش بختانه من این افتخار را داشتم که شاگردان خوبی داشته باشم. آقایان مهبد و مهیار بیضایی و کوروش نیک پی از نوازنده ها و اساتید خوب آموزشگاه های ما هستند. یا خانم سحر نوشادی که در شهر لامرد استان فارس مشغول تدریس است از شاگردان خوب من بودند.

* ممنونم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. در پایان اگر صحبتی باقی مانده است می شنویم.
ببینید اگر آن مسئولی که در اداره ارشاد کار می کند این بی خیالی را کنار بگذارد، راهکارهای بهتر و بیش تری نسبت به من به ذهنش می رسد؛ فقط کافی است که آن مسئول تصمیم بگیرد کار مثبتی انجام دهد، بی خیالی اش را کنار بگذارد و یک مقداری دل سوز باشد تا فعالیت ها، مشورت با اهالی موسیقی و اقدامات مثبتشان بیش تر شود.

انتهای پیام/ رامین _متین.ب

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=49686

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.