آیا باید در زندگی به دنبال تغییر همسرمان باشیم؟! آیا این درست است که او را شبیه خود خواهم کرد؟!
متاسفانه برخی زوجین با تصور اینکه بعد از ازدواج طرف مقابل را تغییر خواهم داد اقدام به انتخاب همسر میکنند.
سوال اساسی اینجاست اگر طرف مقابل ما با ما متفاوت است چرا با او ازدواج میکنیم؟؟
حقیقتاً یکی از علل تفاوت های زن و مرد کسب لذت است؛
به عنوان مثال همه ما در مقابل رفتاری که بر روی صورت خود میکنیم احساس خوبی داریم. مردان ریش گذاشته و زنان آرایش میکنند و اگر از هرکدام بپرسی علت این کار چیست می گویند لذت میبریم و برایمان لذت بخش است ولی اگر از آنها پرسیده شود آیا میگذاری همسرت هم این کار را بکند قطعا جواب خیر خواهد بود و می گوید این رفتار باعث ایجاد تنفر من نسبت به او می شود.
حال این مثال در مورد شباهت ظاهری بود ولی آیا شباهت رفتاری و روحی و روانی و اخلاقی قابل تحمل هستند؟
وقتی این سوال از زوجین میشود می گویند این شبیه شدن نیز که به شدت در ما ایجاد تنفر میکند.
سوال اساسی اینجاست که چرا زوجین پس از ازدواج همیشه به دنبال این هستند که طرف مقابلشان را شبیه خود کنند یا به تعبیری همانگونه که خود رفتار میکند و لذت میبرد توقع دارد او هم لذت ببرد؟!
جواب این است که آنها به جای شناخت و درک متقابل یعنی (دیدن از زاویه دید طرف مقابل) راه راحت تر یعنی انتظار و توقع رفتار مشابه را دارند در حالی که خود ذاتا به دنبال این تفاوت بوده اند و برای همین جذابیت داشته اند.
حال اگر ما به طرف مقابل خود فشار بیاوریم و از او بخواهیم همانگونه که ما لذت میبریم او هم کیف کند چه اتفاقی می افتد؟
تصور کنید زنی که دائم به مرد خود می گوید حساس نشو و از من نپرس کجا هستم؛ در این حالت اگر مرد برای به دست آوردن دل زن به مرور به سرکوب خود بپردازد چه میشود؟
اولاً مرد چون به لذتی که میبرده یعنی اقتدار نمیرسد پس کم کم از زن متنفر میشود و همچنین چون دیگر به زن توجهی نمیکند زن نیز دچار کم توجهی می شود.
یا مردی که به زن خود میگوید زیاد حرف میزنی! در این حالت زن نیز برای به دست آوردن دل مرد کم صحبت کرده و خود را سرکوب میکند در چنین حالتی زن نیز به مرور کم صحبت کرده و احساس کم توجهی کرده و از مرد خود متنفر میشود. و همچنین همانند مرد کم صحبت میکند و اصطلاحا به غار تنهایی رو می آورد؛ در این حالت مرد نیز از این رفتار احساس بدی پیدا کرده و متنفر میشود و زن و مردی که حتی عاشقانه شروع کردند از هم متنفر خواهند شد.
راهکار این است که به جای اینکه سعی کنیم طرف مقابل را و یا خودمان را به هم شبیه کنیم باید سعی کنیم با شناخت طرف مقابلمان صرفا از نگاه او به زندگی نگاه کنیم؛ در این حالت است که اصطلاحا همدیگر را درک کرده ایم…
به جای اینکه به مردمان بگوییم حساس نشو به او اقتدار بدهیم. مثلا خواسته هایمان را پرسشی مطرح کنیم؛ یعنی به جای اینکه بگوییم من رفتم خیابون بگوییم من برم خیابون؟
یا به جای اینکه به همسرمان بگوییم ساکت شو! صرفا به حرفهای او گوشدهی فعال داشته باشیم.
در این صورت است که با حفظ تفاوت و کسب لذت از یکدیگر متنفر نخواهیم شد.
حمیدرضا شعبانی- مشاوره خانواده در شیراز
انتهای پیام/ س
