ریواس جنوب / یادداشت مخاطب
به نام خدا
پاسخی اجمالی به مطلبی توهین آمیز و افترایی و تفرقه آمیز، نه انتقادی و اعتقادی در سایت ریواس جنوب در مورد جناب دکتر لاهوتی
متاسفانه با گسترش فضای مجازی و برخوردهای سلیقه ای، رویه ای ناصواب و غیر اخلاقی در سایت ها و فضای مجازی کشور و بالاخص استان کهگیلویه و بویراحمد شکل گرفته که مطالبی سراسر توهین و تهمت و افترا به اشخاص حقیقی و حقوقی دارای سرمایه ی اجتماعی با نام های جعلی و یا یادداشت های مخاطبین گاها به چشم می خورد و به سرعت نور و قارچ گونه در تمام گروه های مجازی انتشار می یابد که خواسته و یا ناخواسته ضربات جبران ناپذیری به سرمایه ی اجتماعی که زیربنای توسعه و ثبات ست وارد می کند.که از آن به عنوان ثروت نامرئی یک سیستم و یا سیاست یاد می شود.
متاسفانه همانگونه که در بالا اشاره شد نگارنده فاقد جسارت و شجاعت لازم بود و مطلب بدون نام نگاشته شد، وگرنه دلیل این همه عصبیت و افترا و سهم خواهی را به صورت شفاف برای مخاطبان محترم جواب می دادم.و من هم همانند ایشان بدون ذکر نام جواب می دهم.
ذکر چند مورد به صورت کلی در مورد جناب دکتر لاهوتی که بیش از چهار دهه فعالیت سیاسی واضح و مبرهن دارد نشان از سلامت نفس،استواری در عقیده، صداقت در گفتار و عمل، مهمتر از همه پاک دستی و اخلاق مداری که پاشنه آشیل بسیاری از سیاسون هست خود بهترین گواه از عملکرد بی نقص و عیب ایشان می باشد که در نوع خود کم نظیر ست.
آیا شخص نگارنده دغدغه ی بخش چاروسا را دارد یا دغدغه ی عدم موفقیت رقیبان تابلودار همیشگی جریان اصلاحات و یا دفاع از دکتر روحانی و….
اگر ایشان اصلاح طلبی اصیل و جریانی بود به دور از حب و بغض، عدم منفعت طلبی و یا قوم گرایی در جهت وحدت و همدلی قلم می زدند نه در جهت افتراق و تشویش اذهان عمومی عده ای که ممکن ست اطلاعات کافی نداشته باشند. در وهله ی بعد اگر دغدغه ی ذهنی، یا ایرادات و کاستی هایی از دوست هم قبیله فکری خود سراغ داشت از نزدیک در میان می گذاشت که اگر به جواب نمی رسید که قطعا اقناع می شد، مطلبی انتقادی نه افترایی را در رسانه ها با ذکر نام می انگاشت.مطالبی که ذکر شده قطعا زوایای مختلفی دارند که از حوصله مخاطبان عزیز و قلم به دور است، حال به صورت مختصر توضیحاتی ارائه می گردد، اگر دوستی ذهنیتی دارد در حد وسع توضیح می دهم امیوارم اقناع شوند و اگر هم کافی نیست که قطعا نیست از دوستانی که در جریان هستند اطلاعات موثق کسب کنند. وظیفه اخلاقی و انسانی خود می دانم بعضی مسایل را ذکر کنم.
1-راقم مطلب فرمودند آقای لاهوتی دکتر روحانی را اژدها دانسته اند پس سهم خواهی هم نباید داشته باشند:
نیک مستحضرید که پس از اعمال قانون نظارت استصوابی در انتخابات های مختلف همواره اصلاح طلبان با محدودیت شدیدی در انتخاب آنچه ایده آل مان بوده مواجه گشتیم، علی الخصوص پس از سال 88 که کاملا از دایره ی قدرت حذف و با بی اعتمادی خاصی از سمت حاکمیت مواجه شدیم.اتفاقا آن حمله ی آقای لاهوتی به دکتر روحانی نشان از عدم منفعت طلبی، دوراندیشی و اشراف تمام و کمال از مسایل منطقه ای و سیاسی کشور را می رساند از این جهت که هم اعتراضی باشد به رویه ی ناصواب حذف یک فکر و نماینده ی آن اندیشه در کشور و فشار بر کاندیدای حداقلی جریان اصلاحات جهت خالی کردن عرصه انتخابات علی رغم میل باطنی و تن به ائتلاف دادن، از سوی دیگر آن که دوستان تئوریسین کشوری و منطقه ای پس از 6 سال، حال دارند حرف ها و نگرانی ها و واقعیاتی را می زنند که آقای لاهوتی 6 سال پیش، پیش بینی کرد و انتقال داد.
و از جهتی دیگر با آن صحبت ها اصلاح طلبان را و سرمایه اجتماعی اصلاحات که همانا مردم هستند را آگاه ساخت که سرنوشت ما اصلاح طلبان را با آقای روحانی در یک کاسه نگذارند که حال دوستان برنامه ریز شورای عالی اصلاح طلبان کشور یک یک دارند اعلام برائت و پشیمانی می کنند و عدم وفای به عهد و مشورت پذیری ریئس جمهور محترم را جار می زنند و می گویند در آینده با هر نتیجه ای با کاندیدای اصلاحات و با تابلوی مشخص خواهیم آمد. از سوی دیگر در دولت اول آقای روحانی جناب دکتر خاتمی و شورای عالی اصلاح طلبان فرمودند که بدون هیچ چشم داشتی و یا سهم خواهی از آقای روحانی حمایت می کنیم، همان کاری هم که آقای لاهوتی به تبعیت از اصلاح طلبان کشوری کردند و ذره ای از دولت اول نه سهمی خواستند و نه دیداری و نه خواسته ای که دوستان با بی انصافی و بی اخلاقی تمام آن را به مسایل طیفی و قومی قبیله ای تنزل دادند و چه سوءاستفاده ها که نکردند.البته مسبوق به سابق ست زیرا این ها همان هایی بودند که در انتخابات های گذشته از همین حربه برای واریز چهار رای بیشتر به سبدشان از استفاده هر شعار مذموم قوم گرایانه ای کوتاهی نکردند. ولی شرایط دوره ی دوم کاملا متفاوت بود زیرا فضای سیاسی کاملا دو قطبی شده بود و جناب روحانی از ترس، تن به تمام خواسته های به حق اصلاح طلبان فقط تا فردای انتخابات داد و قرار بر فعالیت بیشتر و سهم اصلاح طلبان از کابینه و استانداران و مدیران میانی و مشورت پذیری … بود. آیا شما جز جریان مداری چیز دیگری از مواضع آقای لاهوتی استشمام می کنید. و بودند کسان دیگری در کشور که از این دست مواضع گرفتند هر چند خیلی اندک بودند ولی حداقل مقداری از اعتماد بدنه ی اصلاح طلبان را در مناطقشان حفظ کردند با آن دوراندیشی و در زمانی که عده ای سر از پا نمی شناختند در جریان اصلاحات کشوری و منطقه ای که دوباره به سیستم مدیریتی حاکمیت برگشتند و حال با سوء مدیریت بسیار زیاد دولت و مدیرانش در مسایل اقتصادی و… بدنه ی اصلاح طلبی را دلخور و آوردن آن ها پای مصالح مملکت و انتخابات های آتی تقریبا ناممکن است، آیا در سال 96 شعار《اصلاح طلب اصولگرا دیگه تموم شد ماجرا》 را نشنیدید. مگر سال 92 در انتخابات ریاست جمهوری مهندس سید علی لاهوتی رئیس ستاد مرکزی دکتر عارف در شهرستان های چهارگانه(کهگیلویه-لنده-چرام-بهمئی)نبوده، که پس از ائتلاف همه ستادها و امکانات و نیروهای جریانی را در اختیار ستاد دکتر روحانی قرار داده و بدون هیچ چشم داشتی و سهم خواهی برای برداشتن سایه جنگ و تحریم و حفظ کیان مملکت تمام توان و وقت خود را به کار گرفتند.آقای لاهوتی از تصمیم شورای هماهنگی اصلاح طلبان تبعیت و جناب دکتر روحانی را نسبت به سایر کاندیداها اصلح دانسته و تمام سرمایه سیاسی و اجتماعی ش را در جهت پیروزی دکتر روحانی گسیل کردند و رک و راست و شفاف با موضعی اصلاح طلبانه و با حفظ تابلو و با سیاست گفتند
حالیا بحر افتخار وطن
بعد از عارف حسن ز خود دانیم
2-نگارنده فرمودند برای شکست جناب حجه الاسلام موحد آقای لاهوتی سرمایه ی اصلاحات را هزینه کردند: در ابتدا ذکر کنم که این حرف، حرف طرفداران جناب آقای موحد می باشد که اگر آقای لاهوتی در مجمع از دکتر کامرانی حمایت نمی کرد آقای موحد پیروز میدان می شد.
در وهله ی اول آقای لاهوتی بر گردن اصلاحات حق دارد نه بالعکس.سپس آقای موحد چه طلبی و یا چه حقی داشت که همچین خواسته ای داشته باشد، جز اینکه همیشه رقیب جریان اصلاحات بود.در زمانی که آقایان تاجگردون و تمام سیستم اداری و تمام سرمایه ی اصلاحات یا چپ آن زمان را گسیل کردند پشت سر آقای منطقیان، و در حوزه بویر احمد هم تک و تنها کاندیدا بود و تاجگردون افسانه ای هم شهر به شهر سخنرانی می فرمود این لاهوتی بود که تک و تنها و در مقابل جناب موحد و رقیب درون جریانی با شجاعت به میدان رفت و نتیجه همه شان را شگفت زده کرد که با این وجود پیشنهاد عدم کاندیداتوری در دور آینده را دادند و باز هم لاهوتی پذیرفت و چه کسانی تمکین نکردند به میثاق نامه؟، پیش آ میر احمد تقوی می رفتند برای نظر خواهی می فرمودند رای به آقای موحد بدهید و اگر قبول نمی کردند می فرمود رای به آقای منطقیان بدهید برای ما کم ضررتر از لاهوتی ست.در آن زمان تمام سرمایه اصلاحات هزینه شد برای پیروزی رقیب، آقای تاجگردون می فرمود یه شخصی قهر کرده دو تا سه هزار رای می آورد گواهش هم آقای رضاتوفیق و از این دست مطالب کتابی می توان نوشت.لاهوتی هر رای ش سه رای بود: یک رای به سبد خود و دیگری از سبد موحد می زد و یک رای هم باید از رقیب جریانی می گرفت.
لازم به ذکر است که استارت پروسه ی مجمع شورای اصلاح طلبان تقریبا یک سال قبل از انتخابات در شورای عالی اصلاح طلبان کشور تصویب شد و تقریبا 5 ماه قبل از انتخابات در استان تشکیل و شروع به فعالیت و اعضا مشخص گردید و بعد از مدتی کم شورای اصلاح طلبان شهرستان یا مجمع تشکیل شد و در کشور تصمیم بر این شد که تمام کاندیداهای گذشته چه تایید شده چه رد شده(نسل اول) و تعداد زیادی کاندیدا(نسل دوم) ثبت نام کنند و پس از مشخص شدن نتیجه تایید صلاحیت های کاندیداها، مجمع در شهرستان ها و استان ها لیست امید را مشخص کنند. که با توجه به شرایط خاص شهرستان کهگیلویه مطابق با آیین نامه کشوری مجمع مطابق نظر آقایان منطقیان و لاهوتی تشکیل شد. طی جلسه ای با حضور تمام کاندیداها و … که همه در جریان هستید، مخلص کلام جناب دکتر کامرانی گزینه نهایی مجمع شدند.لازم به ذکر ست هر چه آقای لاهوتی تلاش کردند که پذیرفته شود کاندیدا نشوند از طرف شورای عالی کشور جناب عارف و … ایشان را ملزم به ثبت نام کردند وگرنه ایشان بعد از رد صلاحیت درانتخابات مجلس هشتم(86) هیچگاه قرار بر کاندیدا شدن مجدد نداشتند و در سال 94 در همان مرحله اول احراز صلاحیت ها در استان که رد شدند هیچگاه اعتراض نکردند.در زمان تشکیل جلسات و تعیین ساز کار مجمع اصلا جناب آقای موحد برنامه ای جهت کاندیداتوری نداشتند چون در انتخابات سال 90(مجلس نهم) رد صلاحیت شده بود و اگر و اگر هم شایعه ای بود شایعه ی کاندیداتوری در حوزه ی ماهشهر و رامهرمز و هندیجان بود و گاها هم نزدیکان می گفتند حاج آقا قصد کاندیداتوری دارند فقط به جهت احقاق حق، فقط قصد دارند تاییدی بگیرند و کنار بکشند، که اشتباه سال 90 شورای نگهبان جبران شود و ذهن طرفداران و مردم نسبت به نظام حاکم و شورای نگهبان اصلاح شود. اگر در خاطرتان مانده باشد زمزمه ای از همان سال 82 (انتخابات مجلس هفتم)مبنی بر تایید انتخابات کهگیلویه بود به شرط اینکه دیگر جناب موحد در این حوزه کاندیدا نشوند به دلیل اعتراضات و اتفاقات و آشوب بعد از انتخابات و در سال 86 هم ایشان به بهبهان کوچ کردند که آن شایعه بیشتر رنگ واقعیت گرفت و در سال 90 که ایشان در حوزه ی کهگیلویه رد صلاحیت شدند دیگر حرف و حدیثی مبنی بر اینکه حوزه ی کهگیلویه حوزه ی ممنوعه ایشان می باشد نماند. و دیدیم که در انتخابات گذشته در حوزه تهران کاندیدا شدند و تمام دوستان را به سمت شخصی دیگر روانه و آقای مژده ای را به بهبهان فرستادند که همگان به این فکر می کردند که ایشان فقط برای یک تاییدیه خشک و خالی کاندیدا شد در حوزه تهران و طبق وعده ی معهود پس از تاییدی کنار خواهند کشید، با مهره چینی در دهدشت و بهبهان و یاسوج و دیدار با هدایتخواه و حسینی در گچساران همگان فکر می کردند که ایشان قصد دارد که قیمومیت و شیخوخیت جریان اصولگرا را در استان بدست گیرد. در حالی که جریان اصلاحات برای خودش از یکسال قبل برنامه ریزی کرده و ساز و کار مشخص شده بود و ناگفته نماند که بنا شد آقایان منطقیان و لاهوتی کسانی در کنارشان کاندیدا شوند و مطابق برنامه چند ماه قبل از انتخابات آقای لاهوتی چهار کاندیدایی که مورد تاییدشان را بودند پس از جلسات مختلف مشخص و معرفی کردند و چند ماه به صورت گروهی فعالیت داشتند که هر کدام از فیلتر شورای نگهبان رد شوند بعد از اجماع درون گروهی یک نفر به مجمع معرفی گردد که دیدیم که از چهار نفر(حجه الاسلام صدوقی،دکتر هاشمی،دکتر کامرانی،استاد اخلاقی نسب) فقط جناب کامرانی تایید شدند پس دیگر گزینه ای برای معرفی به مجمع نداشتند آقای لاهوتی جز دکتر کامرانی. با توجه به محدود بودن فضای مجازی به همین حد توضیح اکتفا می کنم و باز هم یادآور می شوم هر کس ذهنیتی دارد مراجعه فرماید به دوستان مطلع تا کاملا روشن گردد.چرا شما به این نکته که آقای موحد فقط ده روز مانده به روز رای گیری، حوزه انتخاباتی خود را انتقال دادند و تا 5 روز مانده به روز رای گیری موفق به تایید صلاحیت نگردید نمی پردازید؟ یا عدم همراهی دوستانی که خود فرستاد از چند ماه پیش برای آقای هاشمی پور فعالیت می کردند و یا عدم تمکین آقای هاشمی پور به میثاق نامه شان را بررسی نمی کنید که حاضرید این همه توهین و تهمت به دیگران بزنید و بی تقوایی و بی اخلاقی کنید.
3-فرمودند چرا به دعوت جناب منطقیان پاسخ ندادند و اگر چیزی برای گفتن داشتند استقبال می کردند:
واکاوی ریشه اختلافات در اینجا مصلحت نمی باشد و لزوما صدای بلندتر محق تر نیست و معمولا کسانی که هیاهو می کند در پی کشف و اثبات حقیقت نیستند. به دوستان آگاه جریانی مراجعه فرمایید، دوستان منصف جریانی زیادند که تمام مسایل و دلایل را آگاه هستند و…
ما معتقدیم و منتظریم که دوستانی به جهت شفاف سازی و تاریخ نگاری باید خارج از هر حب و بغضی و ذهنیتی و با درنظر گرفتن ظرف زمان، این وظیفه ی خطیر را بر گردن بگیرند و با سلسله جلسات و مصاحبه ها از مطلعین علی الخصوص از جنابان حاج بهرام تاجگردون و علی خواجوی و رضاتوفیقی به شیوه ی علمی و ریز به ریز مسایل شکافته شود و از ابتدای این مشکل را واکاوی و نتیجه را در اختیار همه قرار بدهند.هنر در توهین و تشویش نیست بلکه هنر در ایجاد همدلی و جریان مداری ست. دوستان چون در همان زمان جناب موحد(رضاتوفیقی و رمضانزاده و…) و بزرگواری و خادمی و هاشمی پور همیشه در قدرت بودند لزومی بر همنشینی و شایسته سالاری و یک طیفی ندیدند و نمی بینند و حتی پس از انتخابات 94 هزاران درخواست همنشینی شد ولی هنوز که هنوز ما منتظریم و حال درخواست مناظره هم دلایلی دارد که ما آگاهیم ولی دیگر مناظره راه حل نیست بلکه همان که بالا عرض کردیم و با مناظره جز دشمنان شاد خواهند شد و اختلافات قبیله ای بیشتر، زیرا با هنرنمایی دوستان قومیت-منفعت طلب موحدی-هاشمی پور دو طیف، تا ده ها سال این شکاف پر نخواهد شد و از اختلاف طیفی-تفکری به مشکل قومی-قبیله ای تنزل پیدا کردیم.
حال باز هم معتقدیم اگر دوستان مناظره را تنها راه حل می دانند جهت واشکافی مسایلی که باعث دو طیفی شد، باید مناظره ای بین حاج بهرام تاجگردون و لاهوتی صورت پذیرد زیرا ریشه مشکل و افتراق از آنجا شروع شد و اگر دنبال نحوه ی تشکیل و خروجی مجمع هستید باید مناظره ای با آقایان خواجوی و مسلمی و پرواز و منطقیان داشته باشند و اگر در جهت آسیب شناسی پس از انتخابات 94 هستند باید مناظره ای بین استاد منطقیان و دکتر کامرانی صورت گیرد.
4-نویسنده ذکر کردند که در سال86 لاهوتی عامل ظهور بزرگواری شدند:
در آن سال لاهوتی خودشان کاندیدا بوده اند و پس از عدم تایید صلاحیت بنا به دلایل مختلف از جمله اعتراض به رویه ی ناصواب نظارت استصوابی و رد صلاحیت غیر قانونی، مهندسی غیر قانونی انتخابات به سود حجه الاسلام بزرگواری و تجربه ی مشابه آن(انتخابات موحد -محقق)، عدم برنامه ای برای اجماع(جز اینکه جلساتی غیر رسمی صورت گرفت توسط بعضی از دوستان که هر کدام از آقایان تایید شدند زمینه ای باشد برای اتحاد)و از ابتدا قرار بر ثبت نام کاندیدای سایه برای هیچکدام از آقایان نبود و چیزی به نام مجمع و نشست و لیست کشوری و… وجود نداشت، تصمیم به اعلام سکوت اعتراضی گرفتند با بیانیه ای مبنی بر واگذاری مسببان آن حق کشی به خدای دیرگیر ولی سخت گیر و بی طرفی و آزاد بودن هر شخصی جهت انتخاب کاندیدای مورد علاقه شان توصیه کردند و هیچ جا و در هیچ رسانه ای له و یا علیه کسی موضع نگرفت و هیچ کاندیدایی را به حضور نپذیرفت که شائبه ای مبنی بر عدم پایبندی به بیانیه پیش بیاید. شایان ذکرست فعالیت تمام نیروهای جریانی منتسب به لاهوتی و صندوق های رای حوزه هایی که همیشه منت گذاشتند و لطف داشتند به آقای لاهوتی خود بهترین گواه مدعای حمایت یکجانبه و با تمام توان می باشد که به صندوق شخصی ریخته شد که هیچ سابقه ای در جریان اصلاح طلبی نداشت و در این جریان نفوذ و همانند برف پس از باران هیچ اثری از ایشان نیست و در انتخابات گذشته دیدیم که به خاستگاه اصلی خویش بازگشت.
آیا از خود پرسیده اید که چگونه متن یکی از نزدیکان لاهوتی در مورد هاشمی رفسنجانی به پای ایشان نوشته می شود اما فعالیت خانه به خانه و روستا به روستا و سخنرانی های شهر به شهر خانواده لاهوتی و تمام لیدرهای انتخاباتی ش در سال 86 به پای ایشان نوشته نمی شود.
5-در آخر مرقومه تان فرمودید آقای لاهوتی و آقای هاشمی پور پس از انتخابات در منزل میراحمد تقوی جلسه ای داشتند:
در وهله ی اول در همان روز و بدون فوت وقت مطلبی توسط پسر لاهوتی انتشار یافت که کاملا واضح و شفاف مسئله را توضیح داد. ولی با توجه به اوج بی انصافی و بی تقوایی تان مجدد یادآور می شود که انشاءالله دیگر شبهه ای در ذهن مبارکتان نباشد توضیحاتی ارائه می شود هر چند حتی مخالفان لاهوتی ایشان را به ثبات در اندیشه و صداقت و رک گویی و عدم منفعت طلبی می شناسند.
علی رغم اختلاف سلیقه ی سیاسی لاهوتی با حجه الاسلام آمیر احمد تقوی، آقای لاهوتی در بیش از یک دهه ی اخیر که به عنوان کاندیدا در صحنه حضور ندارند به جهت نسبت های سببی و نسبی بسیار زیاد به جهت رعایت اخلاق انسانی و اسلامی صله ی رحم، در روز اول عید نوروز هر سال به دیدار بزرگان فامیل می روند که این سنت حسنه را به جایی می آورند. طبق رسم هر ساله با برادران و بردارزاده ها خدمت ایشان رسیده و پس از چند دقیقه ای که قصد خروج داشتند جناب هاشمی پور نماینده محترم کهگیلویه با تعدادی از دوستان وارد شدند که خدمت پدر معنوی شان برسند، که آقای لاهوتی هم پس از سلام و علیک و احوال پرسی های مرسوم نوروزی از آنجا خارج شدند.همین.
انشاءالله خداوند به همه ی ما ایمان و اخلاق و انصاف عطا کند که بر اساس تعصب و نا آگاهی و شنیده های بی اساس همدیگر را قضاوت نکنیم.علی الخصوص برای موقعیت های چند روزه ی زود گذر دنیوی به هر چیزی متوسل نشویم.
6-در مورد ایل بزرگ و با فرهنگ و مومن طیبی و خاصه بخش چاروسا:
رابطه ی لاهوتی با ایل بزرگ و شریف طیبی رابطه ای پدر اجدادی و بر اساس اشتراکات بسیار فرهنگی و اجتماعی و خانوادگی می باشد.این رابطه همواره بر اساس احترام و خدمت صادقانه بوده و خواهد بود و همیشه خود را مدیون الطاف و محبت های بیکران آنان می داند.
