پناهی؛ هنرمندی که توان سبقت از «کانت و کامو» را داشت/ برای او که در دیار خود غریب است

بعد از این اتفاق بود که حسین علی‌رغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند.این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

فراتر از آثار نمایشی حسین پناهی شعرهای اوست که با یک موضوع بومی حرف جهانشمول می‌زند اگر حسین پناهی از ما نبود و تعلق به دیگران داشت اکنون سخنانش بسیار بیشتر از کانت و آلبرت کامو شمول جهانی داشت.پناهی؛ هنرمندی که توان سبقت از «کانت و کامو» را داشت/ برای او که در دیار خود غریب است

به گزارش ریواس جنوب، امروز 14 مردادماه برابر است با پانزدهمین سالروز درگذشت هنرمند فقید کهگیلویه و بویراحمدی و اعجوبه و اسطوره سینما و شعر ایران مرحوم حسین پناهی که هر چند عمر کوتاهی برای ابراز هنرمندی و توان بالا و فوق تصور خود داشت اما در همین کوتاه زمان آثاری بر جای گذاشت که تا همیشه در سپهر فرهنگ و هنر ایران روشن و فروزنده است.

زندگی‌نامه

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه واقع در حوالی شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد زاده شد.

پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل علوم دینی به شهر قم رفت و در حجره ایی در مدرسه علوم دینی آیت‌الله گلپایگانی در قم ساکن و مشغول به تحصیل شد بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت.

چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئله‌ای شرعی که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌ است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست طبق فتوای فقهی رایج، روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست می‌آید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد.

بعد از این اتفاق بود که حسین علی‌رغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند.

این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

دوران حرفه‌ای

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند.

با پخش نمایش دو مرغابی در مه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاص بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود؛ و این شاعرانگی در ذره‌ ذره جانش نفوذ داشت.

نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشر شد. این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده‌است.

حسین پناهی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ در سن ۴۸ سالگی درگذشت و در قبرستان شهر سوق (واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد) به وصیت خود او به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده‌ است به خاک سپرده شد.

اظهار نظر یک هنرمند سینما

در همین خصوص به سراغ برخی هنرمندان استان از جمله خسرو حیدری فیلم‌ساز رفتیم و از وی در ارتباط با شخصیت و مرام و آوازه حسین پناهی سؤالاتی پرسیدیم.

از چه سالی با مرحوم پناهی آشنایی پیدا کردید؟

من متاسفانه یک بار بیشتر حسین پناهی را از نزدیک ندیدم اما دلیل نمی‌شود که پناهی را نشناسم چرا که هیچ گاه از آثار و قلم و شعر وی جدا نشدم و همواره آثار او را مطالعه کرده‌ام و تنها باری که مرحوم پناهی را دیدم 25 سال پیشتر بود آن روزهایی که فرزندش کوچک بود و دست در دست پدر داشت.

تا چه اندازه حق مطلب را در مورد پناهی ادا کرده‌ایم؟

بسیار ضعیف؛ و یا شاید هیچ؛ حسین پناهی در استان زادگاه خودش غریب بوده است و شاید تهرانی‌ها و سایرین بیشتر از من و شما او را بشناسند جای شکرش باقی است که غیر بومی‌ها لااقل حق مطلب را ادا کرده‌اند و او را شناخته‌‌اند حسین پناهی در استان خود غریب و در تهران هنرمند شناخته شده‌ای برای همه کسانی است که یا در عرصه هنر بوده و یا قصد ورود دارند.

چرا با برجسته‌ترین شخصیت هنری خودمان چنین نامهربان بوده‌ایم؟

نه تنها دستگاه‌های فرهنگی بلکه هیچ نهاد و ارگان دیگر حق حسین پناهی را ادا نکرده‌اند و کسی که در سطح ملی و در حوزه هنر فرد شناخته شده‌ای است در استان خود مهجور مانده است حتی از زدن یک بنر برای حسین پناهی در استان سر باز زده‌ایم چه رسد به اینکه برای او یادواره در سطح ملی و بین‌المللی برگزار کنیم.

امیدوارم با کاری که شما اصحاب رسانه می‌کنید لااقل تلنگری به مسؤولان فرهنگی استان بزنید تا بیش از این در حق حسین پناهی جفا نشود.

کدام وجه حسین پناهی را بیش از سایر وجوه او می‌پسندید؟

حسین پناهی در حوزه کاری خود هنرمندی بی بدیل و بی‌همتا بود در شعر و سینما کاری کرد که سبک او برای همیشه به یادگار بماند فراتر از آثار نمایشی حسین پناهی شعرهای اوست که با یک موضوع بومی حرفجهانشمول می‌زند اگر حسین پناهی از ما نبود و تعلق به دیگران داشت اکنون سخنانش بسیار بیشتر از کانت و آلبرت کامو شمول جهانی داشت

فارس/

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=77689

1 Comment

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.