- واکنش معاونت آموزشی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج به گزارش ریواس جنوب درباره بازگشت به خدمت هدایتخواه
- آقای استاندار، آقای مهرجو؛ اجازه ندهید حق کارگر، دکانی برای بقیه شود! در اداره کار بویراحمد چه خبر است؟ صدور رأی قبل از جلسهی رسیدگی! صدور ۲ رأی همزمان از یک جلسه، یکی علیه کارگر و دیگری علیه کارفرما
- آقای سعید لیلاز! کریمخان زند «لر بیسواد» نبود؛ مردی از تبار عدالت و تدبیر بود
- بازگشت به کار هدایتخواه و ۱۰۰ سوال بیجواب؛ آیا خانم پناهی جسارت توضیح دادن به مردم را دارد؟ راز خوشخدمتی به ستار هدایتخواه چیست؟ آیا استخدام در سن پیری ارتباطی با شورای انقلاب فرهنگی دارد؟ ارتباط حذف خرامین از دانشگاه با انتقاداتش از تاجگردون چیست؟ ماجرای دستکاری در مدرک تحصیلی استاد اخلاق چه بود؟ تناقضات رفتاری و کلامی در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج
- یک مسئولیت ملی مهم برای فرزند کهگیلویه و بویراحمد/ کبری اخلاقی سرپرست معاونت بهزیستی کشور شد
سرویس خبری الهام فرهادی

متروپل، آبادان و اشکهای خشکیده بر گونههای دلمردهی مردمانم…
… گفتند سیاسی ننویس، گفتم نمینویسم، چون نه قدرت تغییر امروز را دارم و نه توان تحقیر آرزوهایم را؛ اما نمیتوانم از آه و حسرت مردمانم چیزی نگویم، نمیتوانم زخمهایشان را ببینم و انگار ندیدهام، نمیتوانم از اجتماع و اجحافی که در حقوق اجتماعی و شهروندی ملتم میشود ننویسم.

در باب نحوه استفاده کاربران از تکنولوژی و شبکههای اجتماعی/ از دنیایی مجازی تا هویتی واقعی…
سال ها پیش وقتی من نوجوان بودم تنها رسانه اجتماعی روزنامه بود و تنها وسیله ارتباطی تلفن، آن هم نه از نوع همراه بلکه تلفن های ثابت که آن هم در برخی نقاط شهر ما وجود نداشت و برخی نقاط مرکز شهر متصل بودند ولی بعدها در اواخر نوجوانی این موهبت نصیبمان شد و به خط تلفن وصل شدیم… آن روزها را خوب به خاطر دارم چقدر لذت بخش بود برایمان، وقتی تلفن زنگ می خورد با شوق و با سر و کله به سمتش حمله ور می شدیم و در پاسخ دادن اعضای خانواده از هم پیشی می گرفتند. گاه هم به دلیل دیجیتال نبودن و عدم ثبت شماره بر روی تلفن مزاحمت های شیرین برای دوستان خود ایجاد می کردند و از ته دل می خندیدند آن هم از آن خنده های پاک و لطیف! سالها بعد هم…

از طالبان تا روسیه؛ از سیاست دولت ما تا خواست ملت ما!
آن روزها را خوب به خاطر دارم، تنها ترس بر جان من مستولی بود. انگار غریبهای آشنا که سالها از جنایتش شنیده بودم در چند قدمی من باشد. نه برای خودم که اول برای آن مردم بی پناه نگران بودم، بعد هم برای دنیا و کشورم…

لطفاً مرا جدی بگیرید!
… هنوز صدای ترکههای چوبی معلم و مدیر مدرسه و تَشَرهای مدیر مدرسه به خاطر برداشتن زیراَبرو یا نوشتن شعری عاشقانه در گوشه کتابم، در گوشم هست! …
… امروز هم که تلاش میکنم معلم متفاوتی برای دانشآموزانم باشم؛ شوربختانه، هربار با احضارها و تذکرها از جانب آموزش و پرورش عاری از انصاف و خالی از محتوا، روبرو هستم…
… اما من نه اغتشاشگر هستم، نه منافق؛ من یک …

این روزهای عراق…
به قلم «الهام فرهادی» سال ها پیش بود که در بحبوحه ی مشکلات داخلی، کشورهای همسایه دچار ویروسی به نام داعش شدند. ویروسی که تا

از تعارض تا یکپارچگی
الهام فرهادی ریواس جنوب– وقتی صحبت از تعارض می شود تصور عموم این گونه است که تعارض موجب از هم گسیختگی، انفعال و کاهش بازدهی

توهمات طوفانیِ یک مجنونِ سیاسی!
یادداشت سیاسی- به قلم الهام فرهادی/ سال گذشته شاهد حضور دو فرد در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بودیم، هیلاری کلینتون دموکرات و دونالدترامپ جمهوری خواه
پربحث ترین
