تحلیلی بر صحبتهای قابل تامل یک مدیر جوان شبکه بانکی/
رونمایی از پدیده « بهبهاندوستی» در کهگیلویه و بویراحمد/ مصاحبهای که عیار مدیران ما را مشخص کرد/ گردنکلفتی شرکت نفت گچساران و خندیدن به ریش مردم/ مصوبهای از سفر دولت که هنوز خاک میخورد
بیکاری، کمر جوانان کهگیلویه و بویراحمدی را خم کرده است؛ کمکاری مدیران ما در این زمینه کم نیست اما بیاعتنایی آنان به چند اقدام ساده که میتواند کمرِ غول بیکاری را بشکند، قابل تحمل نیست؛ در این تحلیل به یک ظرفیت خوب در ایجاد اشتغال و فرار برخی مدیران و شرکتهایی همانند شرکت نفت و کارخانه سیمان از زیر مسئولیتهای اجتماعی و قانونی خود با تمرکز بر مصاحبه اخیر مدیرعامل صندوق کارآفرینی امید اشاره شده است.
به گزارش ریواس جنوب/ همتالله ناصری، مدیرعامل صندوق کارآفرینی امید در استان کهگیلویه و بویراحمد است؛ در دوران مدیریت او این صندوق که پیش از آن در حاشیه بود به متن آمد و در حد بضاعت این استان یکی از بازوان اصلی اشتغال شد و به یک ثبات عملکردی رسید.
در حال حاضر صندوق کارآفرینی امید در کهگیلویه و بویراحمد به یک شبکه پویای بانکی تبدیل شده و برای اشتغال جوانان این دیار و انجام تعهدات محوله، میتوان روی این صندوق حساب کرد.
پرداخت بیش از دو هزار میلیارد ریال تسهیلات با حذف برخی سختگیریهای شبکه بانکی، کسب رتبه اول در پرداخت تسهیلات تبصره ۱۸ و دریافت لوح تقدیر از وزیر اقتصاد، احیای ۱۹ واحد تولیدی راکد و … بخشی از موقعیتهای این صندوق با مدیریت آقای ناصری بوده است.
با این وجود، اما آنچه راز محبوبیت مدیرعامل جوان صندوق کارآفرینی شده، صراحت کلام و حرفهای کارشناسانه و گاها انتقادی اوست؛ او هرگز چهره انتقادی خود را از برخی جهتگیریهای اشتباه در اشتغال و فاکتورهای کلان مدیریت حاکم بر توسعه استان، مخفی نکرده و در جلسات رسمی، وقتی نوبت به او میرسد، رسانهها منتظرند ببینند اوچه میگوید.
ناصری، اخیراً در یک مصاحبه به نکاتی اشاره کرد که حتی رسانهها را نیز روی عیار مدیران این استان، عیار واحدهای تولیدی بزرگ استان، عیار نمایندگان مجلس حساس کرد.
علاوه بر آن، صحبتهای این مدیر شبکه بانکی، بار دیگر مصوبه خاک خورده سفر دوم دولت به کهگیلویه و بویراحمد را زنده کرد؛ مصوبهای که از محل مسئولیتهای اجتماعی شرکت نفت گچساران، حدود ۲۰۰۰ میلیارد ریال را اختصاص میدهد اما هیچگاه اجرایی نشد.
این مصوبه مهم و موضوع حیاتی مسئولیتهای اجتماعی بنگاههای بزرگ تجاری حتی از دید رسانهها نیز مغفول مانده و بعد از این مصاحبه وارد ادبیات مطالبه گری رسانهها و مردم شده است.
حالا آنچه مورد بحث ما در این تحلیل است مسایل مهمتری هستند.
در این استان، ۲۵ درصد نفت کشور تولید میشود و شرکت نفت گچساران بدون شک در قبال مسائل اجتماعی مردم و جوانان این دیار مسئولیت دارد و قرار نیست آنها پشت میزهای مخملی و سلطنتی خود با آن حقوق های نجومی به ریش مردم بخندند و به مسئولیت خود که هیچ بلکه به مصوبه دولت در سفر دوم نیز بیاعتنا باشند.
از همه اینها که بگذریم داستان «بهبهاندوستی» برخی نمایندگان و شرکت نفتیها غیرقابل تحمل شده است؛ ماجرای سد کلات، سد مارون و سد آبریز و نقش نماینده در پدیده «بهباندوستی» و اخیرا خبر هزینه کردن اعتبارات شرکت نفت گچساران در بهبهان معنایی جز پا گذاشتن روی گلوی جوانان گچسارانی و دهدشتی و یاسوجی و خوشخدمتی به خوزستان و بهبهان ندارد.
جوانان خوزستانی و بهبهانی نیز برادران ما هستند و آنها نیز حق دارند اما مگر مسئولیت اجتماعی شرکت نفت گچساران در قبال جوانان کدام استان است؟ مگر خوزستان خودش شرکت نفت ندارد؟ اعتبارات مسئولیتهای اجتماعی شرکت نفت خوزستان کجا هزینه میشود؟
خدا را خوش نمیآید که مردم سادهدل کهگیلویه و بویراحمدی گرسنه بر روی چاههای نفت خود بخوابند و از نفت و گازشان، فقط الودگیاش را بخورند و نامش از گچساران و کامش و حالش برای دیگران باشد.
علاوه بر اینها، عدم پاسخ به مکاتبات نیز قوز بالا قوز شده و مصداق این ضربالمثل هستند که آقایان نفتی پشتشان گرم است؛ اگر این رفتار شرکت نفت، به ویژه در بحث هزینه کردن اعتبارات مسئولیتهای اجتماعی در دیگر استانها، صحت داشته باشد باید فاتحه همه چیز را خواند اما همین که این شرکت خودش را به مردم و رسانهها پاسخگو نمیداند، گویای خیلی از مسائل است.
تلختر از همه اینها، اعتبارات مصوب این حوزه در سفر دوم دولت به کهگیلویه و بویراحمد است که هیچ شفافیتی در این زمینه نیست؛ اگر جذب نشده که معنایی جز بیعرضگی مدیران ما ندارد اگر جذب شده و معلوم نیست کجا خرج شده که وامصیبتا!!!
اما آنچه در این تحلیل، محور اصلی بحث است، چند نکتهای طلایی در مصاحبه اخیر مدیرعامل جوان صندوق کارآفرینی امید کهگیلویه و بویراحمد است.
او گفته که در همه استانها، واحدهای بزرگ تولیدی از محل مسئولیتهای اجتماعی، مبلغی را به عنوان سپرده در صندوق کارآفرینی میگذارند و از این محل کارکنان و جوانان بیکار منطقه خود را برای دریافت تسهیلات ارزان اشتغال معرفی میکنند.
همت الله ناصری گفته است که در کهگیلویه و بویراحمد علیرغم پیگیری و مکاتبه با همه شرکتها و واحدهای بزرگ تولیدی اما تاکنون از این محل هیچ شرکت و موسسه و کارخانهای ریالی سپردهگذاری نکرده است.
او گفته که واحدهای تولیدی بزرگ، هر مبلغی را که به این امر اختصاص دهند، صندوق ما دوبرابر آن را اعتبار میگذارد و آن را برای اشتغال افراد معرفی شده، تسهیلات ارزان میدهد.
این موضوع قبل از آنکه یک خبر خوش و یک ظرفیت جدید باشد، عیار مدیران ما چه مدیران ارشد حوزه اجرایی و چه مدیران بنگاههای اقتصادی و دولتی همچون شرکت نفت، کارخانههای سیمان، کارخانه فولاد، پتروشیمی و….را مشخص میکند؟
اگر صحبت از بخش خصوصی باشد، حرف دیگری است اما آقای استاندار و تیم اقتصادی و اجرایی او چگونه توان پای کار آوردن شرکت نفت و چند بنگاه اقتصادی دولتی و حتی خصوصی فعال در این استان را ندارند؟
آقای شهامت که به تازگی از سوی استاندار به عنوان پیگیرکننده مصوبات سفرهای دولت منصوب شده، چه پاسخی به بیاعتنایی آشکار این شرکتها و کارخانههای به صراحت قانونی در مسئولیتهای اجتماعی و مشخصا تخصیص اعتبار به این امر مهم دارند؟
خود مدیرعامل شرکت نفت گچساران چه پاسخی دارد؟ نمایندگان مجلس چه پاسخی دارند؟ استاندار؟ فرمانداران؟ مدیرکل کار؟ عیار مدیریتی این افراد چقدر است؟
آقای موحد که متهم به پوشیدن عینک خوزستانی است و هیچگاه پاسخگوی این شبهات نبوده است، چه عیاری دارد؟
نمایندگان جدید مجلس یعنی آقایان تاجگردون و بهرامی چه برنامهای برای رام کردن شرکتهای گردنگلفت و بیاعتنا به مسئولیتهای خود و دولت و تعهداتشان به مردم دارند؟
نماینده بویراحمد، آقای روشنفکر، اطلاعی از این مصوبه و این ظرفیت قانونی برای اشتغال دارد؟
مدیرعامل کارخانه سیمان یاسوج کجای این ماجراست؟
کارخانه قند که با هزاران تبلیغات، سرپا شده است آیا دغدغهای در این زمینه دارد یا دیدگاهش در مورد اشتغال فقط سفارش اشتغال برای چند نورچشمی است؟
آن تولیدکنندگان و سرمایهگذارانی که در ستاد تسهیل و رفع موانع تولید، فریادشان بلند است که فلان عدد اشتغال ایجاد میکنیم، چرا به مسئولیتهای اجتماعی خود به ویژه در حوزه بیکاری عمل نمیکنند؟
سرمایهگذار بینالمللی کارخانه سیمان مارگون که پیشتر از تحمیل نیروهای سفارشی به درون این کارخانه نالیده است، آیا نمیتواند با عمل به مسئولیتهای اجتماعیاش و مشارکت با صندوق کارآفرینی امید، به جای استخدام یک یا چند جوان سفارشی برای عموم مردم و جوانان بیشتری قدم بردارد؟
آن کارآفرینان و سرمایهگذارانی که بخشی از آنها فقط یک اسم هستند، و از اعتبارات و تسهیلات همین استان استفاده کردند، چرا برای مردم این استان کاری نمیکنند؟
چگونه میخواهیم استانمان توسعه یابد اما هیچکداممان به مسئولیتهای خود عمل نمیکنیم؟
آقای استاندار و آقای معاون اقتصادی استاندار شما که وعده داده بودید گردش مالی فروشگاههای بزرگ رفاه و افق و کورش و جامبو و…. را به استان میآوریم چه شده است؟ چرا این فروشگاهها با دهها شائبهای که پیرامون فعالیت آنها و ماجراهای تخفیف آنها وجود دارد، پول مردم این استان را میگیرند اما در بانکهای تهران سپرده گذاری میکنند و حتی مالیات هم به استان ما نمیدهند؟
حالا که صندوق کارآفرینی امید متعهد شده که دوبرابر اعتباراتی که از این محل اختصاص داده شود را اضافه میکند، آیا نباید همه مدیران ما به آب و آتش بزنند؟
نکته دیگری که در مصاحبه مدیرعامل صندوق کارآفرینی امید بوده، موضوع جذب اعتبارات متفرقه و استفاده از مواد قانونی در خلق اعتبار و جذب آن بوده است؛ شاخصی که در آن مدیران ما سربهزیر هستند و کاری نکردند.
عمده مدیران استان کهگیلویه و بویراحمد دل به توزیع اعتباراتی کردند که آنها باشند یا نباشند، این اعتبارات میآیند و خرج میشوند؛ آنها هرگز نمیخواهند در خلق موقعیت و جذب اعتبارات جدید به خودشان زحمت دهند و رنج سفر به تهران را به جان بخرند.
به هر حال رسانهها هرگز از ایجاد تلنگر و هشدار به امید ارتقای عیار مدیران، ناامید نمیشوند و همچنان امید هست که از ظرفیت جدید صندوق کارآفرینی امید استفاده شود و شرکتهای بزرگ همانند شرکت نفت و دیگر واحدهای بزرگ همانند پتروشیمیها، کارخانههای سیمان و… پای کار بیایند و اعتبارات بخش مسئولیتهای اجتماعی را در اختیار این صندوق بگذارند و صندوق نیز دو برابر آن را بگذارد و در معضل بیماری کمرشکن این دیار، گشایشی حاصل شود.
همچنین به مصوبه مغفول مانده تخصیص اعتبار از سوی شرکت نفت گچساران در سفر دوم هیئت دولت از محل مسئولیتهای اجتماعی نیز عمل شود.
انتهای پیام/بنام

