رو شدن اسنادی از خیانتی بزرگ در کهگیلویه و بویراحمد/ موج‌سواری آقای نماینده و سدی به نام «حرف»

ریواس جنوب/ ربطی به این دولت و آن دولت ندارد، حرف‌ها و شعارهای عملی نشده در کهگیلویه و بویراحمد کم نیستند تا جایی که بالا تا پایین این استان و مدیرانش هم ظرفیت است و هم «حرف»! حرف‌هایی که در فرهنگ غنی لر به آنها «حرف‌های مفت» گفته می‌شود؛ اما اخیراً کار از حرف گذشته و پیرامون احداث یک سد، اسنادی به دست آمده که بوی خیانت می‌دهند.
رو شدن اسناد یک‌خیانت بزرگ در کهگیلویه و بویراحمد

رو شدن اسنادی از خیانتی بزرگ در کهگیلویه و بویراحمد/ موج‌سواری آقای نماینده و سدی به نام «حرف»

ریواس جنوب/ ربطی به این دولت و آن دولت ندارد، حرف‌ها و شعارهای عملی نشده در کهگیلویه و بویراحمد کم نیستند تا جایی که بالا تا پایین این استان و مدیرانش هم ظرفیت است و هم «حرف»! حرف‌هایی که در فرهنگ غنی لر به آنها «حرف‌های مفت» گفته می‌شود؛ اما اخیراً کار از حرف گذشته و پیرامون احداث یک سد، اسنادی به دست آمده که بوی خیانت می‌دهند.

به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، این گزارش به لحاظ قواعد نوشتن، کمی طولانی است اما ارزشش را دارد که تا انتها و با دقت بخوانیم.

کهگیلویه و بویراحمد از دره تا کوه از جنگل تا رودخانه از روی زمین تا زیرزمین، همه‌اش ظرفیت است و فرصت، اما به همین نسبت، در استفاده از این ظرفیت‌ها، همه‌اش، حرف است و اگر و اما.

همه‌اش می‌گوییم، استان زرخیز اما کاری نمی‌کنیم، می‌گوییم، محورهای توسعه اما توسعه‌ای نمی‌بینیم، می‌گوییم فلان ظرفیت اشتغال‌زایی اما اشتغالی نمی‌بینیم، چرا؟

خیانتی بزرگ در کهگیلویه و بویراحمد/سد آبریز

حدود چند ماه پیش و در روزی که معارفه رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بود، مدیر جدید گفت که استان کهگیلویه و بویراحمد بویراحمد باید از این حالت سنتی که فقط روی محورهای توسعه‌ای کشاورزی، گردشگری و آب تمرکز کند باید خارج شود و محورهای توسعه‌ای جدیدی ایجاد کند!

او از ایجاد «هاب» منطقه‌ای و مناطق ویژه اقتصادی و… خلاصه، از شعارهای جذاب اینچنینی گفت.

هر چند این‌ها هم فقط یک حرف بود اما سوال اساسی این است که ما از همان محورهای سنتی و تکراری چه استفاده‌ای کردیم که حالا محورهای جدید تعریف کنیم؟ از کدام آب این استان استفاده شد؟ از کدام جنگل؟ از کدام معدن؟ از کدام گیاه دارویی؟ از کدام؟

آقای شاهینی در میان مشغله‌های کارهای روزمره و کاغذهای انباشته روی میزش و تلفن‌های بیشمار دفترش باید وقتی بگذارد و این موتور محرکه خاموش را به حرکت دربیاورد.

از بس که گفته‌ایم، استان کهگیلویه و بویراحمد، ۱۰ درصد آب کشور را تولید می‌کند و ۸ درصد جنگل‌های کشور را دارد که خود منبع اصلی تولید آب است، از بس تعداد گیاهان دارویی را شمردیم، از بس معادن خام را به رخ کشیدیم، از بس که از جاذبه‌های گردشگری گفتیم، خسته شدیم و تیترها و متن‌هایمان برای خودمان هم تکراری شده اما گویا مدیران برنامه‌ریز ما خسته نمی‌شوند.

ساده‌تر بگوییم که مدیران ما نیازی به «خسته‌شدن» ندارند، آنها نانشان در «حرف» است، حداقل ۴ سال می‌توانند «حرف درمانی» کنند تا ۴ سال بعدی و دولت بعدی و نماینده بعدی هم قطعا خدا کریم است.

مدیران ما عاقلانه حرکت می‌کنند و می‌دانند چگونه روز را به شب و شب را به روز برسانند، دلیلی ندارد خودشان را به زحمت و‌ چالش بیندازند! فعلا که شیرینی مدیر شدن و رانت و حقوق و مزایایش، دلچسب است.

وقتی این رویکرد جواب می‌دهد هیچ مربی عاقلی دست به تغییر ترکیب برنده نمی‌زند و برای همین از بین دولتمردان و آن سه قوه دیگر، هیچکس صدایش درنمی‌آید اما مردم را نمی‌دانم.

مردم قطعا راهشان جداست و انتظارات دیگری دارند.

اما هیچکدام از این بحث‌ها، محور اصلی این گزارش نیست، صحبت از یک‌خیانت است و مدیرانی که یا از آن خبر داشتند و یا در آن دست داشتند.

می‌گوییم ۱۱ میلیارد متر مکعب روان آب از استانمان خارج می‌شود اما هر چه سد در استان ما کار شده، یک لیتر آن برای منافع مردم این استان مصرف نمی‌شود؛ اراضی کشاورزی استان فقط با حسرت به این سدها نگاه می‌کنند که قفل و کلید آنها دست مافیای آب است.

جدیدا از ماجرای حذف سد کلات و جایگزینی سد آبریز، اسنادی به دست ریواس جنوب رسیده است که بوی یک خیانت بزرگ از آن می‌آید.

سد آبریز که از سال ۹۰ با مطالعات ردیف‌دار بودجه‌ای شروع شد به ناگاه در سال ۹۶ در تصمیمی خائنانه و در سکوت خائنانه‌تر مسئولان وقت استان، ادامه مطالعات و مدیریت آن از استان گرفته و به تهران سپرده می‌شود تا عملا مافیای آب خوزستان به ریش استاندار وقت، نماینده وقت مجلس در کهگیلویه، مدیرعامل وقت شرکت آب منطقه‌ای و سایر مدیران مربوطه استان کهگیلویه و بویراحمد بخندد.

سدی که مطالعات آن انجام شده، تخصیص گرفته و آماده عملیات اجرایی بود، به صورت شبانه، اختیارات شرکت آب و منطقه‌ای استان سلب و این اختیارات مستقیما به تهران و شرکت توسعه منابع آب و نیرو سپرده شد.

خیانت مافیای آب و سکوت مسئولان بی‌عرضه استان در سال ۹۶ به همین ختم نشد و سد آبریز که یک ردیف پولدار مشخص استانی از محل اراضی مستعد دیم کهگیلویه داشت و مشکل اعتباری برای تکمیل فاز مطالعاتی و زمین‌شناسی نداشت، در جلوی چشم مسئولان وقت استان کهگیلویه و بویراحمد، ردیف دست به نقد استانی آن حذف می‌شود و سد آبریز را تحت لوای سد صیدون خوزستان تعریف می‌کنند تا در اقدامی عجیب، ردیف بودجه‌ای این سد مهم استان ما به خوزستان منتقل شود.

رو شدن اسناد یک‌خیانت بزرگ در کهگیلویه و بویراحمد

از سال ۹۶ به بعد، سد آبریز ردیف اعتباری نداشت و در لایحه بودجه به عنوان سد صیدون و آبریز تعریف شد و هر سال با این عنوان در بودجه لحاظ می‌شد اما از آنجا که مافیای آب به درستی کارشان را بلدند، یا از سادگی و بی‌عرضگی مسئولان آن روز ما سواستفاده کردند یا جیبشان را پر کردند، چون می‌دانستند که سد آبریز مجوز محیط‌زیستی ماده ۲۳ را ندارد، لذا کاسه گدایی سد آبریز در ردیف سد صیدون خوزستان، لکه ننگی شد در تاریخ مدیریتی استان کهگیلویه و بویراحمد و شما دیدید که از سال ۹۰ تا الان که بیش از ۱۳ سال می‌گذرد، سد آبریز فقط یک حرف بوده است.

مافیای آب خوزستان، ابتدا با همدستانشان در کهگیلویه، سد کلات را حذف کردند، بعد برای سد جایگزین آن یعنی آبریز، اختیارات شرکت آب منطقه‌ای استان را گرفتند و مدیریت سد آبریز را به تهران دادند و بعد از آن ردیف بودجه‌ای آن را تغییر دادند و اعتبارات آن را با سد صیدون خوزستان مشترک کردند و بعد هم به دلیل نداشتن مجوز ماده ۲۳، تا توانستند بر سر این سد و مردم تشنه و زمین‌های بی‌آب کهگیلویه بزرگ کوبیدند‌.

آسیب‌شناسی این خیانت بزرگ و تاریخی، دل هر دردمندی را به درد می‌آورد که مسئولان سال ۹۶ در کهگیلویه و بویراحمد، چگونه سر بر بالشت می‌گذارند و می‌خوابند؟

آیا این مدیران و نمایندگان وقت از لو رفتن این اسناد هراسی نداشتند؟

شاید ظاهر ظلمی که در حق مردم کهگیلویه روا داشتند، ظاهری قانونی بوده اما نیتی شوم و خائنانه بوده و نتیجه آن سرنوشتی است که همه در مورد سد آبریز می‌دانند.

در تیرماه ننگین سال ۹۶ که نخستین نامه‌نگاری برای انتقال اسناد و مدیریت این سد از یاسوج به تهران نگاشته شده، سید موسی خادمی استاندار کهگیلویه و بویراحمد بود و دو ماه بعد از آن علی‌محمد احمدی جایگزین او شد اما نه خادمی و نه احمدی نتوانستند کاری کنند؛ خادمی یا متوجه این خیانت بزرگ نشد یا با مافیای آب خوزستان همراهی کرد و یا هم توان ممانعت از این اقدام را نداشت اما هر کدام از این‌ها که باشد چیزی از این لکه ننگ را پاک نمی‌کند.

علی‌محمد احمدی نیز دو ماه بعد از خادمی، استاندار شد و در ادامه این مسیر، همراهی کرد و بقیه مراحل انتقال مدیریت سد آبریز از شرکت آب منطقه‌ای استان به شرکت مدیریت منابع آب و نیروی تهران در دوران استانداری او بوده است.

نماینده مردم کهگیلویه در مجلس در سال ۹۶ سردار عدل هاشمی‌پور بود که می‌شود بیشتر سهم در این خیانت را به او داد چرا که او وکیل مردم برای استیفای حق آنها بود اما جلوی چشمانش، مدیریت سد آبریز را از یاسوج به تهران واگذار کردند و اعتبارات آن را به سد صیدون خوزستان ملحق کردند.

در مورد عدل هاشمی‌پور نمی‌توان گفت که سادگی کرده یا در جریان این نقشه شوم نبود چرا که او در تاریخ ۲۳ خرداد ۹۶ در یک جلسه ننگین، با این انتقال و دیگر مفاد ننگین پیرامون سد آبریز موافقت می‌کند و بعد از آن در نامه‌ای دستوری از استان می‌خواهند که همه اسناد این سد و حتی ساختگاه قبلی آن یعنی کلات از استان جمع‌آوری شود و به تهران داده شود!

مدیرعامل آب منطقه‌ای استان کهگیلویه و بویراحمد در سال ۹۶، علی داوودی‌مهر بود که از قضا، زاده همان منطقه‌ای است که سد آبریز در آن جا باید احداث می‌شد او نیز در این خیانت بزرگ سهم عمده‌ای دارد.

سید محمد موحد که حدود سه دهه است نماینده مردم کهگیلویه و در یک دوره نماینده مردم بهبهان است نیز در این خیانت نقش دارد؛ او هم در حذف سد کلات و هم در به نتیجه نرسیدن سد آبریز جز متهمین ردیف اول است؛ موحد همه رشد و ترقی خود را مدیون خاک خوزستان است و هم در یک دوره نیز نماینده مردم بهبهان بوده و در این تعارض منافع بهبهان و‌ کهگیلویه همواره در یک دوگانگی و تردید بزرگ قرار داشت که البته همواره کفه ترازو به نفع بهبهان و خاک خوزستان سنگینی می‌کرد.

اما بیشتر و نگران‌کننده‌تر از نقش آقایان موسی خادمی، عدل هاشمی، علی داوودی و موحد در این خیانت بزرگ، نقش غلام‌رضا تاجگردون است که اگر حداقل نامه اخیر را برای حذف سد آبریز از لایحه بودجه نمی‌نوشت، شاید این زخم چرکین، سر باز نمی‌کرد؛ تاجگردون در این خیانت شریک است اما الاغ سواری او در این اوضاع نابسامان بیش از این خیانت، بازی با احساسات و شعور مردم است.

تاجگردون اخیرا نامه‌ای نوشت و در آن فریاد « آی دزد، آی دزد» زد و از حذف سد آبریز در لایحه بودجه نوشت؛ شاید تاجگردون فکر می‌کرد هیچ خبرنگاری نیست که از نقشه شوم و موج‌سواری او، رمزگشایی کند برای همین اینگونه بی‌محابا دنبال تحریف تاریخ است.

آقای تاجگردون در حالی نگران حذف سد آبریز در لایحه بودجه است که از سال ۹۱ که استارت این سد خورد، نماینده استان در مجلس و رئیس کمیسیون بودجه مجلس بود اما اکنون بعد از ۱۳ سال نگران سد آبریز شد!

دقیقا روزی که اختیارات استان در مورد سد آبریز گرفته شد، او‌ رییس کمیسیون بودجه بود؛ روزی که ردیف اعتبارات سد آبریز حذف و زیرمجموعه سد صیدون در خوزستان شد، کلید خزانه کشور دست آقای تاجگردون بود اما آن روز نه به کسی نامه زد و نه نگران احداث نشدن این سد بود‌.

تاجگردون همچنین بهتر از هر کسی می‌داند که سد آبریز، مجوز ماده ۲۳ ندارد و امکان ندارد هیچ پروژه‌ای بدون این مجوز محیط زیستی در لایحه دولت آورده شود؛ او همچنین بهتر از هر کسی می‌داند که در همه سال‌های گذشته هم در لایحه بودجه دولت سد آبریز نبود و در مجلس اضافه می‌شد.

تاجگردون می‌داند که اگر سد آبریز در لایحه بودجه هم بیاید چون ذیل سد صیدون خوزستان است و مشکل استان ما یک اسم خشک و خالی در لایحه بودجه نیست، عملا دردی از ما دوا نمی‌کند؛ او می‌داند که چندین سال است نهایتا در مجلس، نام آبریز در کنار سد صیدون خوزستان و ذیل همین ردیف اعتباری می‌آید و حکم یک آب‌نبات برای کودکی است که دل او را خوش کنند.

سوال اساسی دیگری که مطرح است این است که آقای تاجگردون که خودش از متهمین این خیانت بزرگ است با چه هدفی اقدام به نگارش نامه عمومی کرده است؟

اگر فرض را بر این بگیریم که تاجگردون واقعا دنبال حل مشکل سد آبریز است چرا اقدام به انتشار عمومی نامه کرده و قبل از اینکه یک نامه واقعی بنویسد یک یادداشت رسانه‌ای نوشته است؟ او که پاسخگوی سوالات رسانه‌ها نیست پس چه شده است که برای آبریز دست به دامن رسانه‌ها شده است؟

تاجگردون به احتمال فراوان از آنجا که می‌داند، سد آبریز حدود یک ماه دیگر همانند روال سال‌های قبل در مجلس به لایحه اضافه می‌شود می‌خواست به جامعه اینگونه وانمود کند که با پیگیری‌های او مجددا سد آبریز به لایحه برگشته است، اما او هرگز پاسخ نمی‌دهد که چرا در دوره مسئولیت مهمش در کمیسیون بودجه مجلس، سد آبریز را از استان گرفتند و به تهران دادند؟ چرا ردیف اعتباری مستقل آن حذف شده و زیر پرچم یک سد دیگر در خوزستان تعریف شده است؟

او هرگز به نقش خود یا دست کم سکوت خود در این خیانت بزرگ به کهگیلویه و کل استان کهگیلویه و بویراحمد پاسخ نمی‌دهد!

از میان متهمین ردیف اول، آقایان خادمی، احمدی، داوودی و عدل هاشمی دیگر نیستند و کاری از دستشان ساخته نیست اما آقایان موحد و تاجگردون اگر می‌خواهند اعتبارشان را نزد مردم به دست بیاورند اگر نگوییم خیانت، دست کم باید کوتاهی‌هایشان را جبران کنند و در گام اول، مدیریت سد آبریز را به استان برگردانند و ردیف اعتباری و مطالعاتی آن را همانند قبل از سال ۹۶ مستقل و آن را از سد صیدون خوزستان جدا کنند چرا که اگر مدیریت این سد به استان ما داده نشود، با این مسئولان، در مقابل مافیای آب خوزستان کاری از پیش نمی‌بریم و احداث سد آبریز نیز مانند سایر حرف‌هایمان، فقط یک حرف باقی می‌ماند.

نکته دیگری که حائز اهمیت است این بوده که اگر از خواب غفلت مدیران استانی و سیاسیون بگذریم، خود مدیران شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران چه پاسخی دارند در برابر این سهل‌انگاری عامدانه که از سال ۹۶ که مسئولیت سد آبریز به آنها داده شده، هیچ کاری نکردند و سنگ روی سنگ نگذاشتند؟ آنها با مافیای آب خوزستان چه مراوداتی داشتند که هر چه شد باب دل مافیا بوده است؟

خیانتی بزرگ در کهگیلویه و بویراحمد/سد آبریز

در کنار متهمین ردیف اول این ماجرا، دو شخص دیگر هم هستند که می‌توانند در جبران اشتباهات بقیه نقش مهمی داشته باشند، آقایان احمدزاده و آرش مصلح!

سید علی احمدزاده در این زمینه می‌تواند کاری ماندگار برای مردم این استان انجام دهد؛ استاندار فعلی کهگیلویه و بویراحمد اگر در جریان این خیانت‌ها نبوده است که با این خبر همه چیز دسگیرش شده و می‌تواند برای برگشت سد آبریز به اختیارات شرکت آب منطقه‌ای استان کمک کند اگر هم در جریان بوده و کاری نکرده و نمی‌کند نیز در این جرم بزرگ، شریک خواهد شد.

آرش مصلح نیز اکنون مدیرعامل آب منطقه‌ای استان است و خودش طراح اصلی ایده احداث سد آبریز در سال ۹۰ بود و بهتر از هر کسی از چم و خم این پروژه حیاتی باخبر است و قطعا در مطالبه‌گری برای مردم کهگیلویه، نقش بسزایی خواهد داشت.

یادمان نرود، سد آبریز که البته فقط یک «بند» است، تنها سدی است که همه منافع آن برای مردم استان کهگیلویه و بویراحمد خواهد بود اما آنچه از همه این‌ها مهمتر است این بوده که آیا سد آبریز هم یک حرف است و ۳۵ هزار هکتار زمین تشنه در حسرت آب می‌مانند یا مدیران دولت سیزدهم از سد حرف عبور می‌کنند و به عمل می‌رسند؟

اگر هیچ کس کاری نمی‌تواند کند حداقل نام سد آبریز را بگذاریم سد «حرف»!

ریواس جنوب مستندات این گزارش را در اختیار دارد.

گزارش از کریم بنام

انتهای پیام/

 

 

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=196749

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.