مطلبی زمستانی در دل تابستان/ حادثه دروازه قرآن شیراز در انتظار یاسوج
اینجا رودخانه را هم قورت میدهند و آبی روی آن میخورند
ریواس جنوب/پدیده «رودخواری» در یکی از روستاهای نزدیک مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد بعد از رواج کوهخواری، زمینخواری و جنگلخواری، نگرانیها از سیلابهای ویرانگر در این استان را دوچندان کرده است؛ جایی که سودجویانش، کارشان از خوردن جنگل و زمین و کوه به رودخواری هم رسید و بسیاری از مسئولان اگر همدست و همراه نباشند دست کم «ساکتین به فتنه» هستند.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، فروردین همین چندسال پیش بود که بارشهای سیلآسا کهگیلویه و بویراحمد را در نوردید و چند روستا زیرآب رفت؛ از همین کنار دستمان در آبشار یاسوج تا کمی دورتر در روستای پریکدان!
از قدیم گفته بودند « آب، راهش را پیدا میکند» اما گویا مسئولان ما یا نشنیدن یا نفهمیدند!
داستان در آبشار یاسوج که متفاوت است و از اینکه آنجا صاحبی پیدا شود و این آشفته بازار زیبا را سامانی دهد، تقریبا ناامید شدیم؛ آبشار یاسوج همانند عروسی شده که چندین شوهر دارد و معلوم نیست واقعا متولی اصلی آبشار یاسوج کیست؟ شهرداری یاسوج است؟ منابع طبیعی است؟ ادارهکل گردشگری است یا….؟
ابتدای همین سال، بارشهای بهاری این جاذبه گردشگری را درهم نوردید و به تاسیسات آن آسیب جدی زد چرا که به بستر آن تجاوز شده و درهای که آب این تنگه را هدایت میکند روز به روز تنگتر و خفهتر میشود اما مسئولان ما نمیدانند که آب، راه خود را پیدا میکند و حادثه دروازه قرآن شیراز برای ما نزدیک است.
فقط هم بحث تجاوز به حریم این دره فصلی نیست به طور کلی این عروس زیبا به خال خودش رها شده و حتی رانندگی در این مسیر هم بازی با جان و آبروست؛ اینها را یک مسافر شیرازی گفته که شب گذشته برای تفریح به آبشار یاسوج رفته اما گفته که از رانندگی در مسیر منتهی به آبشار وحشت کردم و حس کردم اینجا همه مست هستند!
رانندگی درب و داغون، ترافیک بینظم، حرکت ویراژی خودروها، جوانان آماده دعوا، آهنگهای مبتذل، صدای بلند موسیقی و اینکه باغها در کنار هم هر کدام یک آهنگ را با صدای بلند و قاطی پاتی پخش میکنند که خروجی آن معلوم نیست چیست و چه میگویند، فقط روح انسان را سوهان میزنند و این ناشکری بزرگ مسئولان ما در مقابل این زیبایی خدادادی تنگه آبشار است و….
با این وجود، هنوز دلمان جایی برای گذاشتن این درد دارد اما وقتی قصه روستای سیلزده پریکدان را شنیدم و از نزدیک دیدم، نمیدانم این را دیگر، کجای دلم بگذارم.
همین فروردین چند سال پیش بود که مردم سیلزده پریکدان را با قایق از روستا تخلیه کردند چرا که کل روستا زیر سیلاب رفته بود.
اما به راستی راز این سیلابهای ویرانگر چیست؟
دره فصلی در روستای پریکدان اشغال شده و چیزی از آن باقی نمانده است؛ ویراژ لودرها و ماشینآلات سنگین در کف این دره برای حمل مصالح، ساخت ویلا و کلبه، احداث باغ و دیوار و هر چه فکرش را بکنید به عاملی تبدیل شده که در سیل بعدی، آب راهش را پیدا خواهد کرد راهی که شاید باب میل ما نباشد اما وقتی مقابل آب بیرحم قرار بگیریم باید انتظار این را هم داشته باشیم که آب با همه بیرحمیهایش مقابل ما بایستد روزی که شاید دیر نیست و آن روز، قطعا تر و خشک با هم خواهند سوخت.
آری در روستای پریکدان دیده جدیدی به نام «رودخواری» به وقوع پیوسته و بیخ گوش مسئولان آبستن حوادثی مرگبار است.
اشتهای سودجویان آنقدر زیاد شده که کارشان از حریم و بستر رود گذشته و خود رودخانه را هم قورت میدهند؛ کارشان از خوردن زمین و جنگل و کوه گذشته و به خوردن رودخانه هم روی آوردند.
واقعا شرکت امور آب منطقهای چه پاسخی در مقابل این سکوت مرگبار دارد؟ با کدام ملاحظه و توجیه امروز ماری نکنیم تا فردا یک روستایی بیگناه را آب با خودش ببرد یا اموال یک روستایی مستمند زیر آوار برود یا هر اتفاقی که نتیجه سهلانگاری امروز ماست؟
آقای مصلح که باید انصاف به خرج داد و گفت که در دوره او بزرگترین پروژههای آبی استان جان کرفتند، فعال شدند و برخی از آنها به سرانجام رسیدند، اکنون برای پدیده رودخواری چه برنامهای دارد؟ کارش کجا میلنگد؟ از کجا حمایت نمیشود؟ از چه میترسد؟و…
وقتی برای تهیه گزارش و مستندات به روستای پریکدان رفتم و میدانی در محل حاضر بودم، مردی میانسال با شرم و حیای روستاییان جلو آمد و با لهجه شیرین لری گفت: « داییجونی، چی من ای گپل نی، ویچو خیلی از همون کلهکلهها زمین دارن و باغ دارن»
ترجمه: برادر عزیزم، این گزارشات شما بیتاثیر هستند، خیلی از آدمهای گردنکلفتی اینجا ذینفع هستند و در سیستم مدیریتی نفوذ دارند و نمیگذارند جلوی این سودجویان گرفته شود!
اکنون نزدیک به تابستان هستیم و شاید درک این مطلب زمستانی برای بسیاری از مدیران تصمیمگیر سخت باشد اما ریواس جنوب به طور موکد از مدیرعامل شرکت آب منطقهای و شخص استاندار انتظار دارد که بدون مماشات، علیه همه متجاوزین به حریم و بستر رودها و درهها پرونده قضایی تشکیل دهند و تا اجرای کامل احکام نیز کوتاه نیایند که در غیر اینصورت نام آنها نیز در میان ظالمان به محیط زیست و نسل آینده ثبت خواهد شد.



