سدّ ماندگان زیان بار تر از قراردادِ ننگینِ ترکمن چای
به قلم استاد کیهان ایمانی از ایل بزرگ قشقایی
پس از کودتای 28 مرداد 1332 که ایلخانان قشقایی، توسط کودتا گران، به خارج از کشور تبعید شدند، طایفه ی پر جمعیت و ثروتمند دره شوری تحت مدیریت زیادخان سترگ، کلانتر مشهور طایفه ی دره شوری، در دشتِ وسیع و پهناورِ وَردشت در حدِ فاصلِ شهرستان های: سمیرم ، گندمان، بروجن ، دهاقان و شهرضا که ییلاقشان بود، اُتراق می نمودند و به دامداری و کشاورزی مشغول بودند.
آنها نسبت به بسیاری از دیگر طوایف قشقایی در پرتو این مراتع و مزارعِ غنی و پر آب به ثروتی سرشار دست یافته بودند و زندگی خوب و پرنشاطی داشتند.
پس از انقلاب اسلامی، کلانتران و کدخدایان این طایفه به بهانه هایی همچون: خان و فئودال، توسط برخی تندروها، هست و نیستشان به نابودی و تباهی کشیده شد.
وحدت و صمیمیت از این طایفه ی بزرگ و متحد و پرجمعیت رخت بر بست و از نظر اجتماعی، ضرب المثل معروف«کُر کدخدا ، دختر کدبانو» همچون بقیه ی طوایف بر این طایفه نیز حاکم شد.
به هر حال این رویه و تفرقهی ایلی زمینهی به استضعاف کشاندن این طایفه را فراهم ساخت.
مسئولان استان اصفهان تصمیم گرفتند، با حفر چاههای عمیق و پر شمار در مناطق مختلفِ ییلاق دره شوری، آب فراوان این دشت وسیع را که به منزله ی شیرهی جان این منطقه بود، همچون کشتیهای چینی که تمام موجودات زندهی خلیج فارس را اعم از حَلال و حرام به درون می بلعیدند، با موتور پمپهای قوی دولتی، آب منطقهی دره شوری را با سکوتِ مصلحت آمیزِ نماینده ی وقت سمیرم که متاسفانه خودش هم دره شوری بود، چنان بُردند و همچنان می بَرند که نه تنها رودِ زندگی بخش حسین آبادِ وَردشت بلکه تمام چمن زارها و چشمه های بهشت آسای وَردشت به خشکی و نابودی گرایید و از ثروتمندانِ بنام دره شوری، به علت از دست دادنِ منبعِ درآمدِ خود، جز زحمت کشانی آبرومند ، بلند طبع و بسیار شریف اما نیازمند و محتاج، باقی نمانده است.
به هر حال برنامه ای ننگین تر و زیانبار تر از قرارداد ننگینِ ترکمن چای، توسط مسئولان اصفهانی به طایفه ی دره شوری تحمیل شد.
آب را یکجا به سمت شهرضا و یزد و اصفهان انتقال دادند و بابت این آب فراوانِ به یغما رفته ی وردشتِ سمیرم، پشیزی جز چند بارک الله به عوامل خودشان ، امتیاز دیگری به صاحبان ذیحقِ این آب و خاک داده نشد.
آن هایی هم که رمقی از تعصب و غیرت در خود، احساس می کردند و لب به اعتراض گشودند به وسیله ی عوامل دولت، چنان تهدید شدند که هوشیار باشند و هرگز سخنی بر خلاف نرانند.
قشقایی ها بر اساسِ پیش آمدِ روزگار، به ناچار باید شجاع ترین، با سواد ترین و مطالبه گر ترین افراد را ( در صورت تایید شورای نگهبان) به عنوان نماینده ی خود، راهی مجلس نمایند. تا در مسیر دفاع از حقوق مردم، بی باک و جسور باشند. چرا که نماینده ی محتاط، مصلحت اندیش و بله قربان گو ، جز شکستن غرورِ مردم و پایمال کردن حقوقشان، کارآیی دیگری برای جامعه ی امروزی نخواهند داشت.
در دو دور گذشته نمایندهی شهرستان سمیرم از طایفهی فارسیمدان بود. او در طول دوران طولانی و هشت سالهی نمایندگی خود، تفکر و همخوانی سیاسیِ عجیبی با نمایندهی هم ایلیش از طایفهی دره شوری داشت، وقتی مسئولان اصفهان، تصمیم گرفتند، ستمی را که در حق درهشوریها روا داشته بودند، در حق فارسیمدانها، مردم پادنای علیا، وسطی، سفلی و طوایف همجوار با آنها تکرار کنند، نمایندهی سلیم و مصلحت اندیشِ برخاسته از طایفه ی فارسیمدان هم همانندِ نماینده ی سابق دره شوری برای کسب آرامشِ سیاسیِ همگام با دولت، رضایت و مصلحت دولت را بر رضایت مردم ترجیح داد.
مسئولان اصفهان با وجود مخالفت سازمان محیط زیست کشور، بدون مجوز قانونی در دامنه های شرقی قلّه ی دنا شروع به احداث سدّ نمودند تا بدون رضایت دامداران و کشاورزان منطقه، آب آن را به مناطق مرکزی کشور انتقال دهند. مسئولان اصفهان و سازندگان “سد ماندگان” به همین منظور شبانه روز در تلاش و تکاپو هستند.
این مسئولان محترم در ادامهی این کارِ زیانبار و مملو از ستم، چنان تلاش میکنند که گویی می خواهند پر آب ترین رودِ کشورِ افغانستان را با نهایت فخر و غرور برای کسب سربلندیِ هرچه بیشتر به سمت ایران برگردانند.
ما مردم پادنای بزرگ (از پادنای علیا، وسطی تا سفلی) از نمایندگان شجاع، فهیم و مطالبهگر استان کهگیلویه و بویراحمد، جنابان دکتر بهرامی، دکتر تاجگردون و حجتالاسلام موحّد، یاری و استمداد میطلبیم و امیدواریم که حضرت آیت الله سید شرف الدین ملک حسینیِ محبوب و شجاع هم در این مورد، به یاری ما مردم ستمدیدهی پادنا بشتابند.
اگر با وجود مخالفت سازمان محیط زیست کشور، سدّی در ماندگانِ پادنا ساخته شود، کلّ آب آن تا قطره ی آخر باید در خود پادنای بزرگ و برای مردم منطقه اعم از: پادنای علیا، وسطی و سفلی مصرف شود.
این سدّسازی غیر قانونی در جغرافیای تحتِ مسئولیت و نظارتِ محیط زیستِ استان کهگیلویه و بویراحمد، عملا بیاحترامی و بی توجُّهی به مردم و مسئولان این استان تلقًی میگردد ما حق داریم خطاب به نمایندگان ، مسئولان ، بزرگان و مردم شریفِ استانی که به گفته ی جناب بهمن بیگی، به دلیل شجاعت، از یک دهستان، استان آفریدند، بگوئیم برای حفظ آبروی تاریخ این استان و برای جلوگیری از این ستم بزرگ به پاخیزند. زیرا مسئولان کشور، به هیچ وجه ظلم و ستم به قشر ضعیف جامعه را روا نمیدارند.
