شورای گفت‌وگو؛ از کلاس درس استاندار برای شاگرد تنبل‌ها تا تناقضات عجیب صادراتی

ریواس جنوب/ استاندار کهگیلویه و بویراحمد در نشستی که برای روشن کردن موتور خاموش صادرات در این استان گرفت، از یک مدیر شنید که کل فرایند صادرات را مثل آب خوردن در ۲۰ دقیقه انجام می‌دهد و از مدیر دیگری شنید وقتی حتی یک خودروی یخچال‌دار ندارد، صادرات بی‌معنی است؛ تناقضاتی آشکار در صادرات که استاندار هنوز هم امید دارد با همین مدیران آن را سامان دهد؛ نودمین شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی در این استان نکات قابل تاملی داشت.

 

شورای گفت‌وگو؛ از کلاس درس استاندار برای شاگرد تنبل‌ها تا تناقضات عجیب صادراتی

 

ریواس جنوب/ استاندار کهگیلویه و بویراحمد در نشستی که برای روشن کردن موتور خاموش صادرات در این استان گرفت، از یک مدیر شنید که کل فرایند صادرات را مثل آب خوردن در ۲۰ دقیقه انجام می‌دهد و از مدیر دیگری شنید وقتی حتی یک خودروی یخچال‌دار ندارد، صادرات بی‌معنی است؛ تناقضاتی آشکار در صادرات که استاندار هنوز هم امید دارد با همین مدیران آن را سامان دهد؛ نودمین شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی در این استان نکات قابل تاملی داشت.

 

به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، نودمین شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی استان کهگیلویه و بویراحمد به میزبانی اتاق بازرگانی یاسوج برگزار شد.

 

استاندار رییس این جلسه بود؛ او که بدون غیبت در همه جلسات شورای گفت‌وگوی حضور داشت، این بار گفت که یکی از جلساتی که حالم برای حضور در آن خوب است همین شورای گفت‌وگو است اما حقیقتا گزارش عملکرد مدیران در حوزه صادرات برایم ضدحال بزرگی بود و اگر بخواهید با همین دست‌فرمان جلو بروید دیگر به این جلسه نمی‌آیم.

 

او گفت که وقتی استاندار همیشه برای شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی وقت دارد یعنی جایگاه این شورا مهم است اما مهم جلسه نیست مهم این است که منجر به نتایج خوبی شود اما واقعا اینگونه نیست و در فواصل این جلسه تا آن جلسه نمی‌بینم اتفاقی بیفتد! احساس می‌کنم مدیران ما فقط منتظرند جلسه بعدی برسد و به موقع به جلسه بیایند، حتی یک جلسه کارشناسی هم نمی‌گیرند ببیند چه فکری، چه راهکاری چه خلاقیتی برای انجام کارها دارند! این که نشد کار!

 

رحمانی گفت آقایان مدیر، جلسه‌ای که برگزار می‌شود از لحظه‌ای که تمام می‌شود باید به فکر اجرایی شدن مصوبات باشید نه اینکه بروید فقط منتظر جلسه بعدی باشید! در همین جلسات هم تا الان ندیدم مدیری یادداشت‌برداری کند، نکته‌ای را یادداشت کند یا برنامه‌ای بریزد که بعداً پیگیری کند فقط می‌روند در اداره‌اشان می‌نشینند و منتظرند تا صورتجلسه‌های برای آنان ارسال شود! خودتان یادداشت کنید، پویا باشید، با انگیزه باشید، کار کنید!

 

استاندار بعد سراغ دستور کار تخصصی جلسه رفت و یک کلاس درس اقتصاد و توسعه صادرات و استراتژی‌های واردات و بازارهای خارجی و…. برای مدیران برگزار کرد مدیرانی که به نظر می‌رسید شاگردان تنبلی هستند و اصلا در باغ نیستند!

 

رحمانی، لابه‌لای صحبت‌های مدیران در این جلسه، سوالات و نکات مهمی را گوشزد می‌کرد که معلوم بود استاندار حافظه‌اش بهتر از مدیرانش است و او در یادداشت‌برداری مهارت خاصی دارد و برای همین هم مسایل مطرح شده در جلسات و قول و قرارها، فراموشش نمی‌شود.

 

به عنوان مثال، وقتی بحث از صادرات بود، استاندار خطاب به معاون اقتصادی‌اش و برخی مدیران، گفت که راستی چه شد همان فردی که می‌گفت من حاضرم محصولات این استان را صادر کنم و حرف‌های بزرگی می‌زد، اصلا سراغش رفتید؟


استاندار بعد از مدیران پرسید، فامیلی اش چه بود و هیچکس حتی چنین موضوعی یادش هم نبود چه برسد به فامیلی آن صادرکننده متقاضی و آماده!

 

استاندار بعد وارد فاز درددل و شد و گفت که خداوکیلی وقتی یک نفر می‌گوید من می‌توانم و آماده صادراتم، شما باید اسمش هم یادتان نیاید؟ یکسال گذشته نباید سراغش می‌رفتید؟ نباید پیگیری می‌کردید؟ اینگونه می‌خواهید صادرات کنید؟

استاندار در ادامه این نشست، یکی یکی سراغ متولیان صادرات رفت و بیش از همه حرفش با مدیرکل گمرک گیر کرد.

 

آقای بیاتی گفت که آقای استاندار، صادرات کهگیلویه و بویراحمد رشد قابل توجهی داشت و چند برابر شد؛ استاندار گفت که اتفاقا هیچ شاهکاری نکردید ما باید حداقل یک درصد صادرات کشور را انجام دهیم اما ۱۴ هزارم درصد، هم صادرات نمی‌کنیم، حالا یک عدد ناچیز، دو برابر هم شود باز هم ناچیز است، ما در صادرات عقب هستیم و اگر ۷۰ برابر میزان فعلی صادرات کنیم تازه به یک درصد می‌رسیم؛ پس دلخوش به ارقام نباشید.

 

مدیرکل گمرک، ادعاهای حالبش را ادامه داد و گفت که آقای استاندار ما حلقه آخر صادراتیم و به شما اطمینان می‌دهم که عملیات صادرات در گمرک ما بین ۲۰ دقیقه تا یکساعت است، قول می‌دهم کسی متقاضی صادرات باشد حتی بدون حضور فیزیکی هم کارش را راه می‌اندازیم، امکان ندارد، صادرکننده‌ای باشد و ما کارش را انجام ندهیم!

 

استاندار به او گفت که مشکل من دقیقا همین است که می‌نشینید تا کسی بیاید، حرف من این است که چرا سراغ صادرکننده نمی‌روید، همان فردی که برای صادرات انبوه اعلام آمادگی کرد چرا سراغش نرفتید؟ اصلا مگر شما دنبال افزایش درآمد نیستید، پس چگونه است که یک نفر حاضر است با هزینه‌های بیشتر از استان اصفهان صادر کند اما حاضر نباشد بغل دست خودش و از گمرک خودش، صادرات را انجام دهد؟ حتما جایی از کار می‌لنگد! حتما شما شرایط را فراهم نکردید!

استاندار گفت که البته این حرف من شامل همه مدیران می‌شود نه فقط مدیرکل گمرک، همه باید پای کار بیایند!

 

استاندار بعد رو به رضا فرازی، رییس سازمان جهاد کشاورزی کرد و گفت چه شد آن کشت قراردادی که قرار بود محصولات مورد نیاز کارخانه گیاهان دارویی سینره در همین استان تولید شود؟ چه شد؟ مگر قرار نبود محصول مورد نیاز کارخانه قند یاسوج توسط کشاورزان همین استان کشت شود، چکار کردید؟

 

فرازی هم با بیان اینکه پیگیری می‌کنم، هر چند پاسخ روشنی نداد اما در مورد عملکرد ضعیف استان در صادرات محصولات کشاورزی گفت که ما در حمل و نقل، خلأ اساسی داریم، صادرات کشاورزی با همه بخش‌های دیگر فرق دارد چرا که فسادپذیر هستند و محصولات ما در طی چند روز باید تکلیف آنها مشخص شود در غیر اینصورت خراب می‌شوند اما وقتی بخش خصوصی قوی نداریم، وقتی یک کامیون و کانتینر یخچال‌دار نداریم، چگونه صادرات کنیم؟

 

فرازی البته از شناسایی و آمادگی، سه تشکل بخش خصوصی برای صادرات خبر داد و استاندار هم گفت که یکی از این‌ها هم کافی است، کار را عملی کنید، حیف است با این تولیدات، صادراتی نداشته باشیم!

 

بعد از آن، استاندار از امیرحسینی، مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی هم پرسید که شما چه کردید؟

 

امیرحسینی پاسخ داد که توجیه نمی‌کنم، همه ضعف‌ها را می‌پذیرم اما کارهایی هم شروع کردیم و به‌زودی نتیجه می‌گیریم؛ همین اطلس صنایع دستی که یک طرح جامع و راهگشاست در دست اجراست اما مشکل مالی داریم!

 

استاندار گفت که چقدر زمان می‌برد تا این اطلس اجرایی شود و امیرحسینی گفت که سه ماه؛ استاندار گفت الان ۱۳ ماه است من و شما اینجاییم چرا هنوز نهایی نکردید؟ و امیرحسینی گفت تنها مشکل، نبود پول است و استاندار هم از سهمگین خواست تا برای این کار مهم پول جور کند!

 

مدیرکل میراث البته با شجاعت یک واقعیت تلخ را هم گفت و به استاندار یادآور شد که تعارفی نداریم و تا این لحظه محصولات صنایع دستی ما قابلیت صادراتی ندارند و در حال اقداماتی هستیم که این قابلیت پیدا شود، فعلا در حال تقویت بازارهای فروش داخلی، بازارچه‌ها و تغییراتی در تولیدات این حوزه هستیم و بعد از آن وارد فاز صادرات می‌شویم.

 

موسویان مدیرکل صنعت و معدن نیز از برنامه‌هایی برای تحرک در صادرات استان از جمله مجوزهای شرکت‌های واردات و صادرات خبر داد.

 

استاندار در بخش دیگری از حرف‌هایش و در رسیدگی به مشکلات مجتمع گلخانه‌ای فدک باشت، گفت که اگر سرمایه‌گذار تا پایان سال گلخانه‌ها را احداث نکند همه واگذاری های انجام شده باید لغو شوند؛ کار باید انجام شود نمی‌شود این همه سال معطل شویم؛ البته آب منطقه‌ای و جهاد باید مشکلات این شهرک را به ویژه در تامین آب حل کنند.

 

استاندار بعد از آن سراغ سیستم بانکی به عنوان یکی دیگر از حلقه‌های صادرات رفت و از آقای اکبری، رییس کمیسیون هماهنگی بانک‌های استان شنید که هر جایی که توجیه اقتصادی باشد، بانک‌های استان آماده تزریق مالی و ارائه تسهیلات هستند.

 

استاندار با بیان اینکه چه توجیهی بالاتر از صادرات وجود دارد از احسان عسکری، معاون اقتصادی خود خواست تا چند زنجیره صادراتی را در چند حوزه مشخص و به ۴ بانک پای کار معرفی تا تزریق مالی انجام شود و صادرات استان را تکانی دهیم.

 

استاندار تاکید کرد که بار اصلی صادرات به دوش جهاد کشاورزی، صنعت و معدن، گردشگری و صنایع دستی است و ادارات دیگر از جمله اتاق بازرگانی، گمرک، اتاق اصناف، اتاق تعاون، سازمان مدیریت و شبکه بانکی هم باید به وظایف خود عمل کنند تا موتور خاموش صادرات روشن شود.

 

در این جلسه مهم، معاون اقتصادی استاندار که عملکرد خودش و مدیران زیرمجموعه‌اش در صادرات ناامیدکننده بود، کاها تلاش می‌کرد تا به کمک مدیران بیاید و توجیهی ارایه کند اما استاندار در جمع‌بندی حرف‌هایش گفت که نگرانی عمیقی از عملکرد مدیران اقتصادی استان در صادرات دارم و اگر با این دست‌فرمان جلو بروید دیگر در شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی حضور پیدا نمی‌کنم!

 

احسان عسکری در این نشست با وجود بحث‌های مهم و سیاست‌گذاری‌های کلان استان، نگران موضوعی کوچک بود و از عدم پرداخت بدهی برخی ادارات برای برگزاری نمایشگاه اکسپو گلایه کرد که استاندار از او مبلغ بدهی را پرسید و وقتی رقم ۵۰ میلیون تومانی بدهی را شنید با لحنی معنادار گفت اگر شما توان تامین ۵۰ میلیون را ندارید چگونه من انتظار تحول در صادرات را دارم!

انتهای پیام/ بنام

لینک کوتاه خبر:

http://localhost/localrivas2/?p=211796

1 Comment

Leave your thought here

Your email address will not be published.

پربحث ترین ها