تحلیلی بر تغییر معاون غذا و دارو
قطعا وجود حاشیه و تنش در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، برای برخیها نه تنها عار و عیب نیست بلکه برنامه و هدف آنها هم هست تا جایی که برای این هدف، هزینه میکنند، وقت میگذارند و برنامهریزی هم میکنند.
سیده رقیه پناهی، بانوی اصلاحطلبی است که با رویکردها، شعارها و کلاسِ مدیریتی متفاوت روی صندلی اداره دانشگاه بزرگ علوم پزشکی یاسوج نشست و قطعا او بیش از سایر مدیران دشمن دارد؛ زن بودن او برای زنستیزان، وجه غالب اصلاحطلبی او برای سیاسیون مخالف و همفکرانِ زیادهخواه و همچنین روحیه ضدفساد و اصرار بر نظم دادن به دانشگاه برخی زوایایی است که ثابت میکند خانم پناهی بیش از سایرین، منتقد و مخالف و دشمن دارد؛ ویژگیهایی که البته میتواند برعکس هم باشد و برایش محبوبیت و طرفدار بیاورد.
ماه قبل، جلسهای در معاونت غذا و داروی استان به ریاست جعفر نیکبخت، برگزار شد و مدیران شهرستانی مهمان این جلسه بودند؛ در این جلسه بحثهایی رد و بدل شد که نهایتا منجر به عصبانیت جعفر نیکبخت، معاون غذا و داروی دانشگاه میشود تا جایی که برخی مهمانانش را از جلسه بیرون میکند؛ موضوعی که البته ابعاد مختلفی دارد.
وقتی این مهمانان، مدیر شبکه بهداشت گچساران و تیم او از جمله چند مدیر بیمارستانی گچسارانی بودند، تا حد زیادی ماجرا را متفاوت و حاشیهایتر کرده است؛ شاید اگر این ماجرا برای رییس شبکه بهداشت کهگیلویه یا مارگون میافتاد، آب از آب تکان نمیخورد اما گچساران، نمایندهای متفاوت دارد و برخورد با مدیران گچساران حتی اگر بهحق هم باشد، قطعا تاوان سنگینتری دارد.
از نگاه اول، برخورد با مهمان با هر توجیهی درست نیست اما از نگاه دیگری، این یک جلسه اداریست نه میهمانی و برای همین هم جعفر نیکیخت، میگوید که امین رضایی، مدیر شبکه بهداشت گچساران در این جلسه با لحن بیاحترامی به معاونین دانشگاه تاخت و بعد به سراغ خودم آمد که تاب نیاوردم و او را از جلسه بیرون کردم! او میگوید که کدام منطق میگوید که مدیر شهرستانی مجاز است بیاحترامی کند اما مدیر استانی حق ندارد با او برخورد کند؟
ماجرا اگر چه مربوط به یکماه پیش بوده اما از همان موقع، تیم گچسارانی به کمک تاجگردون در تلاشهای پیدا و پنهان برای عزل جعفر نیکبخت بودند؛ اگر چه تاجگردون فقط یک تماس گرفت و خواستار برخورد اداری با نیکبخت شد اما کیست که نداند، ناراحتی حاج غلام برای همه مدیران مهم است!
امین رضایی و تیم گچسارانی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج همانند همه مدیران گچسارانی و البته تاجگردونی، صرف اینکه نماینده خود را تاجگردون میبینند، از موضع قدرت بیشتری وارد میشوند و در این موضوع خاص تا توانستند بر مسئولان وزارت و تا حدی هم رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج فشار آوردند تا به قول خودشان، نیکبخت را متوجه کاری که کرده، بکنند.
اما این همه ابعاد ماجرا نیست و واقعیت آن است که جعفر نیکبخت به واسطه مدیریت تند و تیز و به تعبیری مدیریت اقتدارگرایانهاش، همواره مورد انتقاد بود به طوری که در همین ماههای اخیر، تیمی متشکل از مالکان داروخانههای استان به شدت از او و نحوه برخوردش شاکی بودند؛ برخی نیز تصمیمات او را سلیقهای و به تعبیری زورگویانه توصیف میکنند.
یکی از مدیران داروخانهای استان گفته که آقای نیکبخت تصمیمی عجیب در مورد موضوعی گرفته بود و وقتی مقاومت کردم و گفتم که این قانونی نیست به من پاسخ داد که من میگویم این کار را بکن، کاری به قانون نداشته باش!
فارغ از صحت و سقم این ادعا باید با اطمینان گفت که منتقدان نیکبخت کم نبودند و همه ماجرای عزل او به ماجرای اخراج مدیر شبکه بهداشت گچساران از یک جلسه استانی برنمیگردد.
بنابراین فشارهایی از این نوع نیز روی خانم پناهی بود.
راویهی دیگر این ماجرا این است که خانم پناهی خودش در ۲۵ شهریور سال جاری پای حکم انتصاب جعفر نیکبخت را به عنوان معاون امضا کرد و امروز و کمتر از سه ماه پای لغو حکمش را امضا میکند و این پیام آشکاری دارد.
این تغییر زود هنگام قطعا نشان از اهمیت موضوع، ضرورت تغییر، فشارهای زیاد و غیرمعمول بودن این تصمیم دارد اما یک پیام آشکار دیگر هم دارد و آن این است که سایر معاونین نیز اگر حتی یکماه هم از انتصابشان نگذشته باشد، چنانچه مغایر با سیاستهای دانشگاه حرکت کنند، جسارت تصمیم و تغییر آنها وجود دارد، کسی نباید برای خودش و صندلی مدیریتش حاشیه امن درست کند و پشت حمایت سیاسیون خودش را مخفی کند، رئیس دانشگاه جسارت و قاطعیت در تصمیمگیری دارد و پیامهایی از این دست که البته معلوم نیست این پیام از سوی معاونین دانشگاه دریافت شده باشد یا آنها، همه این ماجرا را پای ناراحتی تاجگردون میگذارند و پیام این حرکت را دریافت نمیکنند!.
شاید اگر این تصمیم قبل از ماجرای اخراج مدیر شبکه بهداشت گچساران از جلسه میبود، دریافت و هضم، پیامهای روشن این تصمیم رئیس دانسگاه، راحتتر بود اما در هر صورت نمیتوان همه این تصمیم را پای موضوع خواست گچسارانیها نوشت مخصوصا وقتی به سوابق جایگزین این معاونت و انتصاب جدید نگاهی بیندازیم.
عبدالله ارجمند، اهل بویراحمد است و رزومه علمی قابل قبولی دارد، عضو فعال ستاد پزشکیان و حامی دولت بوده، جوان است و بیحاشیه و همه اینها انتخابش را به یکی از بهترین گزینههای ممکن تبدیل کرده است.
البته این تحلیل برای وقتی است که تغییر نیکبخت، تصمیمی عاقلانه بوده باشد چرا که بسیاری از ویژگیهای مدیریتی نیکبخت، به ویژه هر جا قاطعیتش را صرف مبارزه با فساد و زیادهخواهی میکرد، قابل تحسین بود، و یا همین نحوه برخوردش با مدیر شبکه گچساران شاید تند و سختگیرانه بود اما اگر در حمایت از مدیران دانشگاه بوده و مقابله با بیحرمتی، کار بیجایی نبود؛ البته با همه این وجود نباید از برخی نارضایتیهای درون مجموعهی غذا و دارو و جامعه ذینفعان از جمله داروخانهها به سادگی گذشت.
خلاصه اگر صلاح بر تغییر نیکبخت باشد، انتخاب جایگزین او به درستی انجام شده و عبدالله ارجمند اگر چه با تار و پود غذا و دارو آشناست، سالها به عنوان کارشناس کار کرده و مهمتر اینکه تاکنون در بازی مافیای دارو و زد و بندهای پشت پرده نبود و همچنین انتخابش از کانال حمایت سیاسیون نبوده است؛ نه تاجگردون که از رفتار نیکبخت با مدیر شهرستانش گلهمند بود، گزینهای را به خانم پناهی معرفی کرد و نه بهرامی که حامی نیکبخت بود برای جانشینش گزینه داده بود بلکه این انتخابِ خود رییس دانشگاه و بر اساس معیارهای عمومی دولت و سیاستهای وزارت بهداشت انجام شده است.
انتهای پیام/
