اگر این سرمایهگذار راست میگوید، مدیران ما باید خجالت بکشند!/
افشای یک رفتار دوگانه از تیم اقتصادی استان/ ماجرای فرار سرمایهگذار خودروی برقی مارگون صحت دارد؟ آیا استاندار، فریب یک صحنهسازی را خورده است؟ چرا با سرمایهگذار احداث صفحات خورشیدی همکاری نمیشود؟
ریواس جنوب/ علی جعفرزاده، نماینده گروه متقاضی سرمایهگذاری سیمان مارگون در تولید برق به روش صفحات خورشیدی معتقد است که مسئولان این استان به ویژه ادارهکل منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد یکسال است او را بین یاسوج و تهران، پاسکاری میکنند؛ ماجرایی که موجب شد خبرنگار ما موضوعی نگرانکننده از سرنوشت سرمایهگذار و سرمایهگذاریِ تولید خودروهای برقی در مارگون و مقایسه دو رفتار متضاد تیم استانداری را افشا کند.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، علی جعفرزاده به عنوان نماینده گروه سرمایهگذاری کارخانه سیمان مارگون بعد از تجربه بسیار موفق احداث این کارخانه و سرمایهگذاری موثر در منطقه، اینبار و در پی نیاز کشور به برق، به فکر احداث نیروگاه خورشیدی با هدف تولید ۱۰ مگاوات برق افتاده است.
او میگوید که یکسال است پیگیر این موضوع هستم و قرار است هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری کنیم که بیش از ۴۰ درصد آن را بهعنوان سهمآورده آماده داریم و بخشی را نیز به شکل تهاتر سیمان تامین میکنیم.
وی گفته که ۲۵ هکتار زمین با پیشبینی توسعه این مرکز در آینده و تعهد اختصاص ۲۵ درصد آن به فضای سبز و احداث جنگل را از منابع طبیعی درخواست دادم اما بسیار بیشتر از آنچه توقع داشتم هم اذیت شدم و هم طول کشید.
او مدعی است که در بسیاری از استانها کار کرده و ۲۵ سال تجربه ساخت کارخانهجات سیمان و مدیریت در این عرصه را دارد اما در هیچ جای این کشور به اندازهی کهگیلویه و بویراحمد اذیت نشده است!
جعفرزاده معتقد است که سازمان جنگلها، اختیار واگذاری زمین با هدف سرمایهگذاری را به استان داده اما ترکیب سرمایهگذارستیزی و ترس برخی مسئولان باعث شده در استان تصمیمی نگیرند و نهایتا و بعد از یکسال دوندگی با ۱۵ هکتار در استان موافقت شد اما باز هم برای تصمیمگیری به تهران فرستادند تا همچنان بین یاسوج و تهران در رفت و آمد باشم.
حالا سوال این است که چرا مسئولان استان ما، با این سرمایهگذار که از معدود سرمایهگذاران موفق در استان کهگیلویه و بویراحمد است، اینگونه برخورد میکنند اما نمونههایی از سرمایهگذاری غیرواقعی و زمینخواری داریم که گاها مجوزات و موافقت با درخواستهای آنها در ۲۲ روز و جواز تاسیس آنها در دو روز انجام شده است؟ تفاوت چیست و در سال سرمایهگذاری برای تولید چه پاسخی به این رویکرد دوگانه داریم؟
اگرچه جعفرزاده این را هم گفت که شخص آقای استاندار چندین بار برای پیگیری کارهای ما با منابع طبیعی تماس گرفته و دستور داده و حقیقتا مایل است کار انجام شود اما واقعا چرا برخی کارها را میتوانند یکشبه و با دستودلبازی از اراضی ملی و تسهیلات آنچنانی انجام میدهند اما برخی کارها را استاندار هم پیگیری میکند، باز هم انجام نمیشود؟ چه رازی در کار است؟
نباید تعارف کنیم؛ واقعیت آن است که در ۲ دهه اخیر، مسئولان کهگیلویه و بویراحمد با نگاه خالهخرزویی، هزاران هکتار از اراضی مستعد و باارزش ملی که متعلق به عموم مردم است را به افرادی واگذار کردند و حتی از آنها نپرسیدند که این زمینها را برای چه میخواهید؟ تا دلمان بخواهد زمینخواری شده و آب از آب تکان نخورده است!
برای سرمایهگذاری صوری یا نافرجام دست و دلباز هستیم اما وقتی نوبت به سرمایهگذاری واقعی میرسد، یاد قوانین و سختگیری و دلسوزی برای زمین میافتیم!
اگر این گروه سرمایهگذاری در کارخانه سیمان ناموفق بودند، بحثی نبود اما وقتی دیدیم چطور و علیرغم مخالفت و معارضات با چنگ و دندان کارخانه سیمان را شروع و تمام و اکنون نیز روزانه سه هزار و ۶۰۰ تن سیمان تولید میکنند، یعنی این گروه به دنبال سرمایهگذاری هستند نه زمینخواری!
درست است که مدیرکل منابع طبیعی استان به تازگی منصوب شدند و البته حکم سرپرستی او طولانی شده اما سوال است که چرا دست و دل مجید نظری برای همکاری با این سرمایهگذار میلرزد؟ ترس او ناشی از چیست؟ خودش نمیخواهد یا کارشناسان زیردستش او را میترسانند؟ نقش استاندار و معاون اقتصادی او در این ماجرا چیست؟ نقش سفارش و دستور از بالا در همکاری با سرمایهگذاران چقدر است؟ فرق سرمایهگذاری واقعی و صوری چیست و راه تشخیص این دو چیست؟
پاسخ هر چه باشد اما باید گفت که آن هم در سال حمایت از سرمایهگذاری و تولید این رسم حمایت از سرمایهگذاری که امتحانش را خوب پس داده نیست.
کیست که نداند همین کارخانه سیمان مارگون و همه صنایع استان به دلیل کمبود و نبود برق کافی چه خاموشیهای ویرانگری داشتند؟ کیست که نداند این کشور به تولید برق نیاز دارد؟ حالا وقتی سرمایهگذاری که قبل از آن کارخانه سیمان را ساختند، اکنون میخواهد در کنار آن، صفحات خورشیدی با ظرفیت ۱۰ مگاوات احداث کند، که هم نیاز خودش را تامین کند هم این حجم بالا از برق را تولید کند، باید دستش را ببوسیم یا باید بین یاسوج و تهران پاسش دهیم؟
میگویند به دلیل وجود پوشش ۵ درصدی بوتهی «گون» در زمین دشت سقاوه، امکان واگذاری زمین به سرمایهگذار صفحات خورشیدی نیست، ما هم میگوییم اینجا که جنگلی نیست و قانون در همین زمینه تکلیف را مشخص کرده است که یکی از راهکارهای آن جبران آسیب به بوتههای گیاهی و کاشت بوتهها و درختچهها و حتی جنگل جایگزین است.
اما سوال اساسی این است که آقای استاندار و آقای عسکری معاون اقتصادی او پاسخ دهد که اگر قانون، اجازهی واگذاری زمینی با وجود گونه «گون» را نمیدهد چرا کنار دست همین زمین ۲۰ هکتار زمین را به سرمایهگذار نورچشمی و دردانه خودروسازی هیبریدی و برقی دادید که ۱۰۰ درصد پوشش درختچهای «گون» داشت؟ چرا قانون شما یک بام دارد و دو هوا؟
آقای معاون اقتصادی استاندار، نمیخواهم اینجا همه ابعاد ماجرا را باز کنم اما شما و تیم اقتصادیاتان برای فردی از زمین ملی و متعلق به مردم دست و دلبازی و ولخرجی کردید که آنجا نه کاری به پوشش جنگلی و بوتهای و مرتعی و قانون داشتید و نه هم سرمایهگذارتان واقعا سرمایهگذار بود؟ سرمایهگذاری که گویا حتی پول غذایی که از رستوران گرفته بود را هم نداشت و طبق خبرهای رسیده، با کلی قرض و بدهی، معلوم نیست کجا رفته است؟
طبق مصاحبه استاندار و گزارش هیجانی او قرار بود تا پایان سال اولین خط تولید خودروی هیبریدی وارد مدار شود و اولین خودرو تولید شود اما این فرد به اسم سرمایهگذاری، حتی پول اجناسی که از مغازهها قرض کرده بود را هم نداد و رفت.
همان وقت وقتی در بوق و کرنا کرده بودید که میخواهیم در مارگون، خودروی برقی بسازیم، مردم به شما میخندیدند چرا که دو غول خودروسازی ایران که همه منابع را بلعیدند نتوانستد یک خودروی درست و درمان تحویل مردم دهند حالا آقایان سرمایهگذاری سفارشی آوردند که در دل محرومیت میخواهد خودروی هیبریدی و برقی برای ما بسازد! معلوم بود الکی است و حالا هم این نتیجهاش!
آقایان مدیر، ما خودروی برقی نخواستیم به سرمایهگذارتان بگویید پول غذایی که خورده و قرضی که از سوپرمارکتها کرده را بدهد بقیهاش پیشکش!
وقتی در روز پنجم فروردین ماه، سایت استانداری کهگیلویه و بویراحمد از سرمایهگذاری شرکتی به نام زاگرس آسیا در تولید خودروی هیبرید حرف میزند که اصلا تا آن روز چنین شرکتی تاسیس نشده بود و بعد از آن در ۲۷ فروردین ماه چنین شرکتی تاسیس میشود؛ وقتی در فاصله چند روز و در روز ۳۱ فروردین ماه وزارت صمت، همه استعلامات و امورات اداری حتی در یک روز تعطیل انجام میشود و جواز تاسیس صادر میشود؛ وقتی شرکت خارجی طرف قرارداد این سرمایهگذار در واقع متعلق به خانوادهی همین سرمایه گذار ایرانی است، و اعضای هیئت مذیره هر دو شرکت از یک خانواده «ترکزبان» اهل فیروزآباد فارس هستند، مردم حق دارند بگویند همهچیز صحنهسازی و الکی بوده است؛ خودروی هیبریدی و برقی کجا بود؟ گویا در برخی سرمایهگذاریهای صوری، زمین ارزش دارد و تسهیلات ارزی و ریالی!
واقعا رفتارهای دوگانه مسئولان ما، قضاوت و تحلیل را هم سخت کرده است! نمیتوان نام سرمایهگذارستیزی نهاد و نه هم نام تدبر و تعقل! چرا که اگر سرمایهگذار ستیز بودند که به آن راحتی آن همه زمین بیصحاب را به یک نفر بدون اهلیت نمیدادند که امتیازاتی بگیرد و برود و اگر هم عاقل و باتدبیر بودند که از سرمایهگذار واقعی حمایت میکردند!
به یک نفر ندیده و نشناخته اعتماد میکنند و فرش قرمز جلویش پهن میکنند و به یک نفر که ریشهاش در خاک است و حتی اگر به تعهداتش در ایجاد صفحات خورشیدی عمل همنکند، نمیتواند کارخانهاش را ول کند و فرار کند، اعتماد نمیکنیم و او را بین یاسوج و تهران پاسکاری میکنیم!
برای برخی حتی چند روزه و برای یک نفر کمتر از ۹۰ روز همه مجوزات را صادر میکنند برای یکی دیگر هم ۳۶۵ روز او را پاسکاری میکنند و هنوز هم کارش را راه نینداختند!
واقعا در سال سرمایهگذاری، ما از مسئولان این استان، دمخروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ به کدام ساز احسان عسکری به عنوان رهبر اقتصادی این استان باید برقصیم؟
به هر حال امیدواریم همه این ابهامات حل شوند و به هر شکلی این سرمایهگذاری خودروهای هیبریدی واقعی شود و مردم طعم خوب حمایت از سرمایهگذاری واقعی را بچشند و سر همدیگر کلاه نگذاریم.
این گزارش ادامه خواهد داشت….
انتهای پیام/ کریم بنام


1 Comment
سلام
نمیدانم شاید جواب همه سوالات شما فقط یک جمله باشد.
چرا کارخانه سیمان مارگون گردش پولی در استان کهگیلویه و بویراحمد ندارد.
چرا از وقتی کارخانه سیمان در استان کهگیلویه و بویراحمد است ، گردش مالی آن در سایر استان ها ست.
این فقط مربوط به کارخانه سیمان نیست
تقریبا تمام سرمایه گذاران ما یه زمین مفت تو این استان پیدا کردن و چون از نظر اشتغال و تولید حمایت میشن به اسم سرمایهگذاری شروع به کار کرده و چند نفر نیروی بومی بعنوان کارگر میارن و بقیه هم غیر بومی
ولی اگه واقعا میخوان به داد این استان برسند و تکه راست می گن چرخش پولی خود رو تو استان برنامه ریزی کنند