یادداشت سردبیر/
جنگ ۱۲ روزه تحمیلی در بهار سال گذشته در حالی طراحی شد که نارضایتیها از وضعیت اقتصادی کشور به اوج خود رسیده بود و آمریکا و اسراییل به امید همراهی مردم در عصر مدرن امروزی، توسل به زور را آغاز کردند و جنگی بیرحمانه علیه کشورمان را به راه انداختند؛ اما نتیجه برعکس شد و مردم یا تمام قد پست سر کشورشان ایستادند و آنهایی هم که حمایت نکردند با آمریکا و اسراییل همراهی نکردند.
در آن جنگ نابرابر، مردم ایران نه تنها کدورتها و نارضایتیها و اعتراضات خود را فراموش کردند بلکه با روانشناسی درست، مخالفت خود را با هر گونه دخالت خارجیها را اعلام کردند و نتیجه چنین فداکاری و اتحاد ملت ایران، این شد که کشور در مقابل ابرقدرتهای دنیا، تسلیم نشد و نهایتا دشمن را مجبور به پذیرفتن آتشبس کرد.
همراهی مردم با مسئولان نظامی و اجرایی هرگز به معنای رضایت آنها از وضعیت اقتصادی و عملکرد مسئولان نبود اما قاطبهی مردم ایران برای خاک و وطن خود حرمت قائلند و برای همین نقش اصلی را در مقاومت ایران در مقابل دشمنان بازی کردند.
بعد از جنگ ۱۲ روزه، مسئولان کشور قول دادند که همه جوره پشت مردم و درکنار آنها باشند اما اینگونه نشد و خیلی از مسئولان هم در بین مدیران اجرایی و هم نیروهای نظامی و امنیتی، وعدههای خود را فراموش کردند و از این فرصت طلایی برای افزایش اتحاد و نزدیک شدن به مردم بهرهی کافی را نبردند.
اتفاقات دی ماه و آنچه ابتدا در اعتراضات و بعد از آن در اغتشاشات رقم خورد به هیچ عنوان قابل پذیرش نبود و شیرینی اتحاد مردم در جنگ ۱۲ روزه را تلخ کرد.
باید اعتراض مردمی که در تجاوز اسراییل و آمریکا، همه جوره پشت مسئولان ارشد کشور و آب و خاک خود ایستادند، به رسمیت شناخت و به فکر رفع ریشهای اعتراضات بود؛ اگر حضور مردم در کنار مسئولان مهم است باید اعتراض و نارضایتی آنها نیز مهم باشد.
بعد از آن دیماه تلخ، در اسفند ۱۴۰۴ و در ماه مبارک رمضان، بار دیگر کشور عزیز ایران مورد تجاوز و حملهی نابرابر ابرقدرت دنیا و ابرقدرت خاورمیانه و همراهی بسیاری از کشورهای بزرگ قرار گرفت؛ اینبار طراحان حمله به ایران، شکی نداشتند که مردم با آنها همراهی میکنند و به خیابانها میآیند و نظام اسلامی را ساقط میکنند اما باز هم آنگونه نشد.
محاسبه آمریکا اشتباه نبود، مردم به خیابان آمدند اما نه به حمایت از آنها بلکه باز هم پشت ایران ماندند و همه نارضایتیهای خود را اینبار نیز فراموش کردند و حتی زیر بمباران و مشکلات ناشی از جنگ، دم نیاوردند.
در ۴۰ روز گذشته، بسیاری از مردم ایران یا با حضور فیزیکی در خیابان و یا با سکوت و فراموش کردن نارضایتیهای خود، حامی مسئولان در میدان و خیابان بودند تا در این جنگ نابرابر و تحمیلی هم، ایران سربلند بیرون بیاید و دشمن را وادار به آتشبس کند.
بدون تعارف باید گفت که در کنار بسیاری از خلأهای امنیتی، ضعفها و کمبود شدید پدافند و تجهیزات دفاعی اما قدرت اصلی ایران و دلیل مقاومت آن در ۴۰ روز جنگ با ارتش تا دندان مسلح آمریکا و اسراییل، مردم و حضور و حمایت آنها بوده است.
اکنون که شرایط جنگ به سمت کاهش تنش و آتشبس میرود، نوبت مسئولان ارشد کشور است که برای این مردم جبران کنند، صدای آنها را بشنوند و به نارضایتیهای آنها پاسخ مثبت دهند.
پیروزی واقعی ایران در شنیدن صدای واقعی مردم ایران است؛ اگر مردم ایران صلح دائمی با دنیا را طلب کنند، اوج پیروزی ایران در تمکین به رأی این مردم است، مردمی که نشان دادند شایسته احترامند و تکیهگاه اصلی این نظام!
ایران همواره به دنبال صلح با دنیا بوده و حتی اگر صلح دائمی با آمریکا و اسراییل را هم امضا کند نه تنها عقبنشینی نیست بلکه حرکتی رو به جلو برای مردمی شدن جمهوری اسلامی ایران است.
تغییر برخی رویکردها، اصلاحات، رفع نقاط ضعف، تقویت نقاط قوت و هر تغییری به نفع مردم بعد از نیم قرن استقرار حکومت اسلامی نه تنها عقبنشینی نیست بلکه نشان از خانهتکانی و پویایی یک نظام اسلامی است که بر پایه جمهوریت و مردم شکل گرفته است؛ این اقدام دوام و ثبات نظام جمهوری اسلامی ایران را تضمین میکند.
مردم ایران اگرچه ننگ و خفت تجاوز هیچ کشور بیگانهای به خاک خود را نمیپذیرند اما از صلح پایدار و زندگی مسالمتآمیز در کنار همسایگان و دنیا، اقتصادی آزاد و بدون تحریم، دلار ارزان و افزایش قدرت خرید خود استقبال میکنند و خواهان آن هستند.
برای تحقق این خواسته مردم، دو پیششرط نیاز است؛ ابتدا اینکه تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی ایران به دنبال شنیدن صدای مردم باشند که به نظر میرسد اینگونه است و بار دیگر ایران پشت میز مذاکره نشست و به دنبال صلح پایدار است؛ شرط دوم، اعتماد و اصالت آمریکاست که زیر قولش نزند و بعد از یک جنگ ویرانگر، اینبار به دنبال منافع مردم ایران باشد، تحریمها را بردارد و از واژهی مقدس صلح، برای منافع نامشروع و قلدرانهی خود سواستفاده نکند.
تا اینجای کار، مذاکرات اسلامآباد تا دو روز دیگر آغاز میشود و به نظر میرسد جنگ رمضان بسیاری را بر سر عقل آورده تا نتیجهی آن، جدی بودن این دوره از مذاکرات صلح و تحقق آرزوی دیرینه مردم مظلوم ایران باشد.
آمریکا باید بداند که مردم ایران آزادی، رفاه، صلح و اقتصاد پویا و بدون تحریم را میخواهند نه جنگ و خونریزی!
مسئولان جمهوری اسلامی ایران هم فارغ از نتیجهی مذاکرات، باید یادشان نرود که این مردم برای حمایت از ایران چه کردند و آنها چه قولی برای حمایت از مردم دادند؟ آنها نباید فراموش کنند!
انتهای پیام/ بنام
