واقعیتی از پشت‌پرده تجمع اعتراضی علیه سرپرست ورزش و جوانان کهگیلویه و بویراحمد

امروزه تجمعات اعتراضی به عنوان یکی از جلوه‌های آزادی و ابزاری برای بیان مطالبات و خواسته‌های تجمع‌کنندگان به رسمیت شناخته شده است؛ اما در کهگیلویه و بویراحمد، برخی تجمعات نه تنها از مشروعیت لازم برخوردار نیستند، بلکه اساساً مطالبه مطرح‌شده در آن‌ها نیز از دربرگیری و عمومیت کافی برخوردار نیست و گاه با اهداف و مطامع برخی افراد و محافل خاص شکل می‌گیرد.

پشت‌پرده یک تجمع پرهیاهو؛ آستر انحصار از آستین اعتراض بیرون زد

 

امروزه تجمعات اعتراضی به عنوان یکی از جلوه‌های آزادی و ابزاری برای بیان مطالبات و خواسته‌های تجمع‌کنندگان به رسمیت شناخته شده است؛ اما در کهگیلویه و بویراحمد، برخی تجمعات نه تنها از مشروعیت لازم برخوردار نیستند، بلکه اساساً مطالبه مطرح‌شده در آن‌ها نیز از دربرگیری و عمومیت کافی برخوردار نیست و گاه با اهداف و مطامع برخی افراد و محافل خاص شکل می‌گیرد.

 

یادداشت ارسالی/

تجمع روز گذشته برخی افراد تحت عنوان فعالان حوزه ورزش مقابل استانداری کهگیلویه و بویراحمد، از جمله همین تجمعات بحث‌برانگیز بود که از جهات مختلف قابل بررسی و تأمل است.
نگارنده این سطور، قصد دفاع از مدیریت ورزش استان را ندارد و عملکرد یک‌ساله اخیر این اداره‌کل نیز باید مورد بحث و نقد قرار گیرد.

اما نکته جالب ماجرای دیروز اینجاست که ورزشکاران یک باشگاه ورزشی و آن هم در یک رشته خاص، به‌صورت سازماندهی‌شده و بنا به توصیه مربی خود مقابل استانداری حاضر می‌شوند و در حالی که از مسائل و دغدغه‌های سایر رشته‌های ورزشی بی‌اطلاع‌اند، ناگهان در جایگاه مطالبه‌گرِ کل ورزش استان می‌ایستند.

حضور برخی افرادی که خود به «مافیای اماکن ورزشی و استخرهای استان» شهرت یافته‌اند در این تجمع، به‌خوبی نشان می‌دهد که جای حق و ناحق کجاست و عدالت را دقیقاً باید در کجا جست‌وجو کرد. همچنین حضور پررنگ فرد دیگری که چندین دوره ریاست یک هیئت ورزشی را برعهده داشته و اتفاقاً سه ماه پیش در انتخاباتی کاملاً قانونی و مورد تأیید، موفق به کسب رأی نشده است، خود جای پرسش جدی دارد.

واقعیت این است که عده‌ای هیئت‌های ورزشی را ملک شخصی خود می‌دانند و اگر چند صباحی از این جایگاه فاصله بگیرند، خیلی زود مسیر تجمع و اعتراض را در پیش می‌گیرند. در نمونه‌ای دیگر، فردی که از او به عنوان مافیای هیئت‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد یاد می‌شود و هنوز پرونده‌های بازرسی او در حوزه عملکرد سمن‌ها و هیئت‌های ورزشی باز است، به جای پاسخ‌گویی درباره عملکرد شائبه‌برانگیز سال‌های گذشته، امروز در جایگاه مطالبه‌گر ظاهر شده است؛ فردی که از او به عنوان پاشنه آشیل مدیران‌کل پیشین نیز یاد می‌شود.

در موردی دیگر نیز، ورزشکاری که بنا به دلایل شخصی از سوی فدراسیون متبوع خود از حضور در مسابقات و اردوهای ورزشی محروم شده، اکنون انتظار دارد اداره‌کل ورزش و جوانان قانون را برای او دور بزند. این مطالبه چگونه باید مورد قضاوت قرار گیرد؟

حقیقت این است که چه عملکرد سرپرست اداره‌کل ورزش و جوانان را بپذیریم و چه نپذیریم، اصل ماجرا تغییری نمی‌کند؛ آنچه اهمیت دارد رعایت جانب انصاف است. نباید تجمعی اقلیت‌محور و زیر ۴۰ نفر که اتفاقاً سوابق و عملکرد بسیاری از حاضران در آن خود محل بحث و پرسش در ورزش استان بوده است، مبنای قضاوت افکار عمومی قرار گیرد. همچنین نباید فریادها و پوسترهای این افراد، به‌سادگی معادل دادخواهی، حق‌طلبی و عدالت‌خواهی قلمداد شود.

مدیران می‌آیند و می‌روند و عملکرد آنان در معرض قضاوت تاریخ قرار می‌گیرد؛ اما آنچه باید بیش از هر چیز مراقب آن بود این است که مبادا در لابه‌لای تیترهای پرزرق‌وبرق رسانه‌ای، «عدالت»، «حقیقت» و «انصاف» گم شود.

و اما درد دل اصلی مردم و ورزشکاران واقعی استان را نباید نادیده گرفت. خیلی از افرادی که در این تجمع حاضر بودند، همان‌هایی هستند که سال‌ها از امکان استفاده سالم از اماکن ورزشی مردم را محروم کرده‌اند. کافی است یک بار در سالن‌های ورزشی استان بازی کرده باشید؛ خبر چندانی از شیرالات سالم نیست و وسایل استاندارد چندانی هم برای تمرین یافت نمی‌شود. مردم این استان به خوبی شاهدند که در بسیاری از این اماکن با شیرالات شکسته و تجهیزات فرسوده مواجه بوده‌اند. عملکرد شما سالن‌داران خاص و انحصارگران عرصه ورزش، اصلاً قابل تأیید نیست. حالا که سرپرست این اداره‌کل آمده تا این وضعیت را ساماندهی کند و حق عمومی را به ورزشکاران واقعی بازگرداند، ناگهان فریاد «بی‌عدالتی» سر می‌دهید؟!

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=218584

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.