آقای استاندار و آقای شهردار لطفا برای مدارس و ترافیک یاسوج این پیشنهاد را عملی کنید/ ترافیک ظهرگاهی جلوی مدارس عذاب‌دهنده است

ریواس/ترافیک ظهرگاهی مرتبط با مدارس یک معضل اساسی در مدیریت شهری و میزان رضایت مردم است؛ موضوعی که در یاسوج، نه یک راهکار دم‌دستی ساده دارد و نه هم مشکلی غیرقابل حل، با کمی تدبیر و اندکی دلسوزی می‌شود برای ایاب و ذهاب دانش‌آموزان فکری کرد؛ در این گزارش به راهکارهایی برای حل این مشکل پرداختیم.

آقای استاندار و آقای شهردار لطفا برای مدارس و ترافیک یاسوج این پیشنهاد را عملی کنید/ ترافیک ظهرگاهی جلوی مدارس عذاب‌دهنده است

 

ریواس/ترافیک ظهرگاهی مرتبط با مدارس یک معضل اساسی در مدیریت شهری و میزان رضایت مردم است؛ موضوعی که در یاسوج، نه یک راهکار دم‌دستی ساده دارد و نه هم مشکلی غیرقابل حل، با کمی تدبیر و اندکی دلسوزی می‌شود برای ایاب و ذهاب دانش‌آموزان فکری کرد؛ در این گزارش به راهکارهایی برای حل این مشکل پرداختیم.

به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، حدود ۲۰ روز پیش مدیرکل کانون پرورش فکری به همه‌ی کارمندان این نهاد دستور داد که هیچ کارمندی حق ندارد از خودروی شخصی‌اش برای رساندن فرزندش به مدرسه استفاده کند؛ او گفته که از هم‌اکنون به فکر تأمین سرویس مدرسه باشید که با شروع ماه مهر ، مشکلی در این زمینه نداشته باشید.

اینکه یک مدیر از حدود یکماه پیش به فکر فصل مدارس و موضوع مهم ایاب و ذهاب دانش‌آموزان و دغدغه‌‌ی همکارانش است در جای خودش ارزشمند و به‌جاست اما این موضوع مستقیما محور گزارش ما نیست ولی بهانه ای برای پرداختن به یک معضل مهم، معضلی به اسم سرویس مدارس و دردسر والدین به ویژه والدین شاغل برای جابجایی فرزندانشان بین مدرسه و خانه در شهر یاسوج است!

ظهرها بین ساعت ۱۱ تا ۱۳ و غروب‌ها بین ساعت ۱۶ تا ۱۸ در شهر یاسوج، چنان ترافیک کور و قفلی در میادین، تقاطع‌ها و خیابان‌های این شهر به وجود می‌آید که نه تنها وقت و انرژی افراد بلکه روح و روان مردم را گرفته و به نقطه‌ی جوش رسیده است.

در چند سال گذشته از کرونا تا جنگ، مدارس را غیرحضوری کرد و موضوع ترافیک جلوی مدارس و مناطق نزدیک به مدارس تا حدی به فراموشی سپرده شد اما به نزدیک شدن به فصل مدرسه، بسیاری از خانواده‌ها از هم‌اکنون نگرانند!

شکی وجود ندارد که دلیل عمده‌ی این ترافیک در این ساعت‌ها، فعالیت مدارس و موضوع ایاب و ذهاب دانش‌آموزان است؛ دانش‌آموزانی که هر کدام سوار بر یک خودروی شخصی پدر یا مادر خود می‌شوند و حجمی از تردد خودرو را در ساعات شروع به کار یا تعطیلی مدارس رقم می‌زنند که معابر و خیابان‌های غیراستاندارد یاسوج، پاسخگوی این حجم از خودرو نیست و ترافیکی کلافه‌کننده را رقم می‌زند.

از سوی دیگر، والدین دانش‌آموزانی که کارمند هستند صبح‌ها یکساعت و ظهرها هم یکساعت از وقت اداری را برای رساندن فرزندان خود به مدرسه یا خانه تلف می‌کنند که قطعا در آن ساعتی که فلان کارمند در محل کارش نیست، حقی از ارباب رجوع ضایع می‌شود.

این موضوع هم در جای خود اهمیت دارد ولی باز هم موضوع اصلی این گزارش نیست.

آنچه اکنون اهمیت دارد این است که آیا ترافیک یاسوج به ویژه در ساعت فعالیت مدارس، راهکاری دارد یا ندارد؟

 

هندسه و عرض و طول خیابان‌ها و بلوارهای شهر یاسوج را که در این فرصت اندک نمی‌شود اصلاح کرد، فرصت و پول احداث مترو و تقاطع همسان و غیرهمسطح را هم نداریم،  فرهنگ مردم در عدم استفاده از خودروهای تک‌سرنشین را هم نمی‌شود یک‌شبه درست کرد و فرهنگ‌سازی نحوه‌ی رانندگی مردم هم، زمان‌بر است اما آیا به جز این‌ها، باز هم راهکاری وجود دارد؟

 

نخستین پیشنهاد این است که استاندار کهگیلویه و بویراحمد برای والدین کارمند بخشنامه کند و آنها را اینکه سرویس مدرسه فرزند خود شوند، با یک سرنشین از خودروی شخصی استفاده کنند و وقت اداری و موظفی خود را به این کار اختصاص دهند، ممنوع کند.

با این کار، حداقل بخش زیادی از دانش‌آموزانی که یکی از والدینشان کارمند دولت است، با خودروی شخصی به مدرسه و خانه نمی‌روند و همین یک قدم بخشی از ترافیک را حل می‌کند.

اما راهکار اصلی این است که استفاده از سرویس مدارس، از سوی آموزش و پرورش به نوعی اجباری شود یا دست‌کم، اهرم‌های تشویقی قابل‌توجهی برای آنها در نظر بگیرند تا مردم برای استفاده از سرویس مدارس، ترغیب شوند.

حداقل این طرح را می‌شود در مرکز شهر یاسوج و با اولویت مدارسی که جانمایی مناسبی ندارند و خود عاملی برای ترافیک هستند، اجرا کنیم.

استفاده از ون و به ناچار از مینی‌بوس تا حدی این مشکل را حل می‌کند.

راهکار دوم، استفاده از اتوبوس‌های عمومی و طراحی یک برنامه‌ی عبور و مرور منظم این اتوبوس‌ها برای جابجایی دانش‌آموزان در ساعت مشخص و ایستگاه‌های مشخص است و این کار را هم حداقل در بخش‌هایی از شهر می‌شود اجرا کرد؛ کاری شبیه به اتوبوس‌های دانشگاه یاسوج و جابجایی دانشجویان!

شهرداری در این زمینه می‌تواند موثر واقع شود؛ با تزریق چندین اتوبوس جدید به ناوگان حمل و نقل عمومی می‌توان همه‌ی این ظرفیت را در فاصله یکساعت برای جابجایی دانش‌آموزان به کار گرفت و مردم را از شر ترافیک ظهرگاهی نجات داد.
این کار با یک دلسوزی و تدبیر قابل اجراست.

از سوی دیگر باید چاره‌ای اندیشیده شود که سرویس‌های مدارس با کمترین قیمت ممکن این جابجایی دانش‌آموزان را انجام دهند که فشاری بر خانواده‌ها نیاید و افراد برای استفاده از سرویس ندارس، تمایل نشان دهند.

پیشنهاد بعدی برای خیرین مدرسه‌سازی است که پول و سخاوت آنها، چراغ دانش را روشن نگه‌داشته است؛ آنها می‌توانند برای هر مدرسه‌ای که می‌سازند یا دیگر مدارس یک پیوست ایاب و ذهاب هم پیش‌بینی کنند؛ آنها می‌توانند بخشی یا تمام هزینه‌های اجاره یک سرویس عمومی مدرسه را بپردازند و در ثواب این کار ارزشمند سهیم شوند.

این اقدام خیرین نه فقط برای علم و دانش و دانش‌آموزان بلکه برای یک شهر و کنترل ترافیک شهر و رضایت و دعای خیر شهروندان موثر است.

نقش مدیران مدارس و معلمان در این زمینه بسیار زیاد و حیاتی است؛ آنها که ارتباط تنگاتنگی با خانواده‌ها و دانش‌آموزان دارند به راحتی می‌توانند حداقل در بعد فرهنگی، والدین را به سمت استفاده از سرویس‌های مدارس و استفاده از حمل و نقل عمومی ترغیب و تشویق کنند.

راهکار دیگر این است که آموزش و پرورش باید قانون نزدیکی مدرسه به محل زندگی دانش‌آموز را با جدیت اجرایی کند و واقعا هر دانش‌آموز را در نزدیک‌ترین مدرسه به خانه‌اش، ثبت‌نام کند و دیگر مدارس هم از ثبت‌نام دانش‌آموزان در مدارسی که با خانه‌ی آنها فاصله دارد، خودداری کنند!

سامانه‌ی اسکان و املاک چه خاصیتی دارد؟ مگر نه این است که محل زندگی هر دانش‌آموز در این سامانه ثبت است، پس چه مانعی برای اجرای این کار و ثبت‌نام دانش‌آموز در مدرسه‌‌ی نزدیک خانه‌اش وجود دارد؟

بدون شک اجرای این طرح به تنهایی می‌تواند نقشی قابل توجه در کاهش ترافیک داشته باشد؛ بالاخره دانش‌آموزی که از منطقه‌ی ساحلی شهر باید در مدرسه بلوار قرنی درس بخواند، طبیعی است که حمل و نقل و جابجایی‌اش، ترافیک‌زاست! چرا نباید این دانش‌آموز در مدرسه‌ای در همان منطقه‌ی ساحلی درس بخواند؟

حالا از همه‌ی این‌ها بگذریم؛ اگر اینکه والدین با خودروی شخصی، فرزندانشان را به مدرسه و خانه می‌برند را بپذیریم اما اینکه این افراد از چندین دقیقه قبل از تعطیلی مدرسه یا شروع به کار آن، در جلوی مدرسه و در وسط خیابان پارک می‌کنند و همه می‌خواهند فرزندشان را دقیقا جلوی درب ورودی پیاده کنند، قابل قبول نیست و حداقل در این زمینه ما مردم باید رعایت کنیم و به حقوق دیگران احترام بگذاریم.

 

نقش پلیس نیز در ترافیک مهرماهی و ترافیک ظهرگاهی حایز اهمیت است؛ پلیس به هیچ عنوان نباید اجازه پارک و توقف دوبل به خودروها در جلوی مدارس را ندهد؛ پلیس حتی برای کاهش استفاده از خودروهای تک‌سرنشین نیز می‌تواند کار فرهنگ‌سازی و تذکر با طعم امر به معروف و نهی از منکر کند!

اقدام دیگر و شاید کارساز، مدیریت محله‌ای این معضل است به نوعی که در هر محله، دانش‌آموزان هماهنگ شوند و با یک خودرو چه ون و مینی‌بوس و چه تاکسی‌های عمومی و حتی یک خودروی شخصی اما به جای یک سرنشین چند سرنشین تردد کنند و به مدرسه و خانه بروند و بیایند؛ این کار اگر به یک فرهنگ و یک رویکرد تبدیل شود می‌تواند به تنهایی استفاده از خودروهای شخصی تک‌سرنشین را کاهش و ترافیک را مدیریت می‌کند.

حالا کاری که مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کهگیلویه و بویراحمد کرد می‌تواند الگویی برای سایر مدیران شود، به طوری که هر مدیر در دستگاه‌ تحت مدیریتش، با هر هنری که دارد، کارمندان را موظف و ترغیب به استفاده از سرویس مدارس برای فرزندانشان کنند؛ البته لازم است که مدیران در کنار این اجبار، هر اقدام حمایتی که برخی از آنها را در این گزارش اشاره کردم، برای کارکنان خود و عملیاتی شدن این طرح، انجام دهند.

 

انتهای پیام/ بنام

 

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=220906

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.

اقدامات و نگرش‌های یک سرپرست بعد از ۱۰۰ روز کاری/ نسخه‌ی قنبری برای صنعت کهگیلویه و بویراحمد/ دغدغه‌‌ی مهم آقای سرپرست در دهدشت و یاسوج/ چند کار خوب و تفسیری متفاوت از عملکرد بهرامی/ ماجرای خودمختاری اتاق اصناف کهگیلویه/ این کارها را تیم قبلی انجام داد اما این دو کار را از صفر تا صد خودم انجام دادم

آقای «لقمانی»، برخوردهای نمایشی برای مردم آب و نان نمی‌شوند!/ چرا جریمه‌ها، اثری به سفره‌ی مردم ندارد؟پول‌های هنگفت صرف چه می‌شود؟ آیا بازاریان، جریمه‌ها را از گرده‌ی مردم می‌کشند؟ فقط زورتان به خرده‌فروش‌ها می‌رسد؟/ ماجرای فاکتورهای سفید امضا چیست؟/جیب خالی بازرسان و گردنِ کلفت متخلفان