به قلم سید حسین رازیان، فعال رسانهای، اجتماعی
در حالی که در عرصههای بینالمللی، محاسبات استعمار و رژیمهای متخاصم در برابر عزم راسخ و ایمان نیروهای بسیجی با شکستهای مفتضحانه مواجه شده است، اما در جبهه داخلی، با یک شکست سنگینتر روبرو هستیم؛ شکستی که ریشه در ناتوانی در مدیریت حتی «سفره خودمان» دارد.
استان کهگیلویه و بویراحمد، سرزمینِ تناقضهای جانکاه است. استانی که بر دریایی از منابع گازی و آبی نشسته، اما در آمارها، رکورددار فقر، بیکاری و محرومیت است. این یک تراژدی مدیریتنشده است که در آن زیرساختها فرسوده شده و توسعه به یک آرزوی دستنیافتنی بدل گشته است.
وقتی از «طایفهگرایی» در ساختار جذب منابع انسانی سخن میگوییم، از حقیقتی تلخ میگوییم که خروجی آن، بیعدالتی سیستماتیک و به حاشیه راندن نخبگان است. این روند، موتور توسعه استان را متوقف کرده و آن را به مسیر «تولید فقر» کشانده است. تماشای آمار رو به افزایش طلاق، افت شدید معدل دانشآموزان و از دست رفتن امید از ازدواج در میان جوانان، نشانههایی است که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد.
وضعیت اشتغال در استان به قدری اسفناک است که جوانان تحصیلکرده، از سر ناچاری و برای بقا، به جادههای مرگ پناه بردهاند. جولان خودروهای شوتی در محورهای استان، فریادِ بیکاری جوانان غیرتمند ماست؛ در حالی که شهرکهای صنعتی ما، بهجای تبدیل شدن به قطب تولید، به انبارِ کالاهای وارداتی بدل شدهاند.
اوجِ دهنکجی به مردم، در نمایشهای پرزرقوبرقِ دولتیها هویداست؛ در حالی که با نرخهای بالای ارز و حقوقهایی که کفاف روزهای ابتدایی ماه را نمیدهد، سفره مردم کوچک شده است، شنیده میشود که تیم اقتصادی با هواپیماهای اختصاصی و هزینههای نجومی به استان ما آمدهاند.
در این میان، پرسشی اساسی از جناب آقای قبادی، ریاست محترم اتاق بازرگانی داریم: دستمریزاد! به کجا چنین شتابان؟ این «اتاقِ در بسته» را برای چه کسی و با چه هدفی حصار کشیدهاید؟ وقتی از نشستهای اتاق سخن میگوییم، این ابهامِ بزرگ باقی است که چرا این مجموعه به جای آنکه خانه امنِ فعالان اقتصادی و صدایِ رسایِ دغدغهمندان باشد، به محفلی برایِ «نمایشهایِ پروازی» تبدیل شده است؟ چرا رسانهها که وجدانِ بیدارِ جامعه هستند به این ضیافتهایِ پرهزینه دعوت نمیشوند؟
جناب قبادی! اگر برایِ مردم و توسعه استان قدم برمیدارید، چرا از حضورِ شفافِ رسانهها و نقدِ بیپردهشان واهمه دارید؟ این «شتاب» در بستنِ درها، یا برای رسیدن به اهدافی است که نباید مردم از آن باخبر شوند، و یا نشان از ناتوانی در دفاع از عملکردی دارد که حتی متولیانش میدانند در برابرِ رنجِ مردم، توجیهپذیر نیست.
سؤال اصلی اینجاست که در این اتاقهایِ در بسته، واقعاً صدای چه کسی شنیده میشود؟ آیا یک کارگر روزمزد، یک جوان بیکار یا یک کشاورزِ بیآب، فرصتی برای بیان رنجهایش دارد؟ یا لیست مدعوین، تنها محفلی محدود از مدیران و تجار خاص است؟ اگر در این جلسات، صدای طبقه مستضعف و متوسط شنیده نشود، این نشستها نه برای حل مشکلات، بلکه صرفاً برای «تأییدِ خود» و نمایشِ بیخبری از واقعیتهای جامعه است.
ما مردمان کهگیلویه و بویراحمد، به مهماننوازی شهرهایم. پیشنهاد میکنیم اکنون که با این هزینههای گزاف به اینجا آمدهاید، کمی از «واقعیت تلخ» استان را با خود ببرید. اما بدانید؛ سفرهای که از نانِ مردم خالی شده، با این سفرهای هواییِ پرهزینه و جلساتِ دور از واقعیتِ اتاق بازرگانی، پر نمیشود.
مردمِ ما، «عمل» میخواهند، نه توریسمِ مدیریتی با پولِ بیتالمال!
